بایگانی “تالاب ها”

پرندگان شمالی در دام مافیای شکار

یکشنبه, ۳۰ آذر, ۱۳۹۴

     صدور پروانه شکار پرندگان وحشی در ۲۱ استان کشور در روزهای پایانی هفته یک دوره ۲ ماهه و قتل‌عام پرندگان در فریدون‌کنار و استان‌های شمالی کشور، نگارنده در گفتگویی با خبرنگار روزنامه آرمان شرکت کرده که شرح آن در شماره ۲۹۲۹ مورخ ۲۰ آذر ۱۳۹۴ آن روزنامه منتشر شده است:

پروانه شکار

     با آغاز فصل مهاجرت و شروع بارش‌ها هر روز بر تعداد تورهای هوایی و دام‌های زمینی اضافه شده و شکارچیان به طرز ناراحت‌کننده‌ای پرندگان را صید کرده و برای فروش راهی بازار می‌کنند. این کار شکارچیان و دلالان علاوه بر اینکه در کاهش جمعیت گونه‌های مختلف پرندگان و به خطر انداختن نوع آنها تاثیرگذار است، موجب نابودی طبیعت و ایجاد کانون‌های گرد وغبار نیز شده است، زیرا شکارچیان برای صید به کندن بوته‌ها و درختچه‌هایی که سازمان جنگل‌ها برای جلوگیری از بیابان زایی کاشته است، اقدام می‌کنند.

     بنابراین با چیدن مدام این بوته و درختچه‌های دست‌کاشت بیابانی، کانون‌های جدیدی از ریزگرد در برخی مناطق بیابانی کشور ایجاد شده است. برای مدیریت وضعیت شکار در کشور سازمان حفاظت از محیط زیست سه سال پیش مساله ممنوعیت شکار چهارپایان و پرندگان را مطرح کرده است. این اقدام سازمان حفاظت محیط زیست به دلیل ایجاد حساسیت در زیستگاه‌ها نسبت به شکار و تخریب زیستگاه‌ها در سال‌های گذشته با استقبال از سوی مردم محلی رو‌به‌رو بوده است.

     مردم از این اقدام سازمان حفاظت از محیط زیست به شکل مطلوب استقبال کردند و به نسبت این رفتار سازمانی منجر به پذیرش جوامع بومی و محلی در کشور همراه بود. بنابراین مردم بومی ممنوعیت شکار در زیستگاه‌ها را پذیرفته بودند. با این رویکرد مدعی عدم وقوع هیچ‌گونه شکار در این مدت نیستیم، بلکه در برخی مواقع شکار نیز رخ داده است، اما به لحاظ روانی یک جو و حساسیت خاصی نسبت به حفاظت از پرندگان از سوی دوستداران طبیعت ایجاد شده بود. در این شرایط مردم به شکل خودجوش در صورت مشاهده هرگونه اقدام مبنی بر قانون‌شکنی با یگان‌های محیط زیست تماس می‌گرفتند و به نوعی خود را با اهداف سازمان هماهنگ کرده بودند. در چنین شرایطی مردم معتقد بود که به هیچ عنوان سازمان محیط زیست در صدور مجوز‌های شکار دخل و تصرفی ندارد، اما امسال بنابر صدور مجوز از سوی سازمان محیط زیست باورهای مردم دچار چالش شد و به نسبت قباحت شکار نیز در بین مردم شکسته شد.

وقتی مناطق میدان تیر می‌شوند

     در این شرایط به دلیل اینکه سازمان حفاظت محیط زیست در همه استان‌ها از لحاظ نیروی انسانی، امکانات و بضاعت توانایی کنترل مناطق را ندارد و چون نظارت کافی روی مجوز‌های صدور پروانه شکار وجود ندارد به نسبت عده زیادی نیز از وضعیت صدور پروانه شکار سوءاستفاده کرده و به شکار می‌پردازند. در چنین شرایطی جوامع بومی و محلی از این رفتار سازمان محیط زیست غافلگیر شدند. اغلب افراد بومی بازخورد این عمل سازمان محیط زیست را تبدیل مناطق به میدان تیر برشمردند.

     بنابراین هم‌اکنون در ایام تعطیل در سایه مجوزهای ارائه شده دیگر شکارچی‌ها نیز از این موقعیت سوءاستفاده کرده و اقدام به شکار پرندگان می‌کنند. در مناطق شمالی کشور شکار پرندگان به عنوان یک معیشت محسوب می‌شود. در واقع هم‌اکنون شکار در این مناطق بیشتر از ظرفیت مجاز است. هم‌اکنون تعداد مجوز‌های صادر شده خیلی بیشتر از ظرفیت مناطق است و در چنین شرایطی سوداگری و مافیای شکار نیز شکل گرفته و کنترل این شرایط از سازمان محیط زیست خارج شده است.

     با توجه به کاهش شدید تعداد پرندگان بومی و مهاجر در کشور دیگر شکار را نمی‌توان به عنوان یک معیشت برشمرد، بلکه باید سیاست‌های سازمان محیط زیست به سمت پرنده نگری و استفاده از ظرفیت‌های اکوتوریستی و گردشگری به ویژه در خطه شمال پیش رود. سالانه حدود ۲۶ میلیون سفر به استان‌های شمالی کشور انجام می‌شود. در چنین شرایطی اگر بتوان به ساماندهی پرنده‌نگری و استفاده از ظرفیت‌های طبیعی منطقه با افزایش مهارت‌های فنی در حوزه گردشگری پرداخت به نسبت می‌توان ظرفیت‌های گردشگری را جایگزین امرار معارش از طریق شکار کرد.

پیشرفت اکوتوریسم در کشور

     هم طرفداران محیط زیست و هم فعالان حوزه گردشگری یک شعار را تحت عنوان اینکه گردشگری می‌تواند به ارتقای درآمد بپردازد، مطرح می‌کنند. اما در چنین شرایطی وقتی میزان درآمد و وضعیت اقتصادی مردم سه استان شمالی کشور را با دیگر استان‌های کشور مقایسه کنید خواهید دید که این استان‌ها به دلیل عدم برخورداری از زیرساخت‌های مناسب به نسبت چندان درآمدی از صنعت توریسیم ندارند. این امر گواه آن است که مسئولان و دست‌اندرکاران نتوانسته‌اند از ظرفیت‌های گردشگری کشور بهره ببرند.

     در واقع سرمایه‌گذاری فقط شامل ساخت و ساز چند هتل و مهمانسرا نمی‌شود، بلکه زمانی گردشگری به عنوان فرصت به پایداری سرزمین می‌انجامد که جوامع گردشگری و بومی کشور در این عرصه با اهداف سازمان همراه شوند. متاسفانه تاکنون دولت در بخش‌های گردشگری و دیگر بخش‌ها نتوانسته جوامع محلی و گردشگری را به شکل مستقیم وارد عمل کرده و به این ترتیب به ارتقای معیشت آنها بپردازد. با این تفاسیر و اقدامات نابجا گردشگری به غیر از تخریب محیط زیست و طبیعت پیامد دیگری در کشور به همراه نداشته است.

آغاز فرهنگ شکار از کی؟

     رونق شکارچی‌گری در کشور ریشه فرهنگی ندارد، بلکه بیشتر به دلیل سوداگری و مافیا شاهد این عمل در مناطق گوناگون کشور به ویژه مناطق شمالی هستیم. برای مثال اگر وضعیت شکار را در مناطق شمالی کشور و منطقه زاگرس را مورد بررسی قرار دهید خواهید دید که تقریبا پیشه تاریخی مردم بومی این خطه وابسته به شکار بوده است و زندگی و معیشت آنها نیز از طریق شکار تامین شده است. در این زمینه اگر بحث فرهنگی مطرح باشد به نسبت باید الان هم در مناطق زاگرس نرخ شکار از فراوانی گسترده‌ای برخوردار باشد، اما هم‌اکنون در این منطقه به هیچ عنوان شکار یک پیشه ارثی و فرهنگی در بین مردم تلقی نمی‌شود.

     در شمال کشور تا وقتی یک پرنده با قیمت ۱۲۰ هزار تومان به فروش می‌رسد به نسبت مافیا نیز از این آشفته‌بازار کسب سود می‌کند و شکار همچنان پررونق خواهد بود. بر اساس آمار‌های رسمی سالانه حدود دو و نیم میلیون پرنده در شمال کشور شکار می‌شود. این امر را نمی‌توان از بعد فرهنگی و شکار به دلیل امرار معاش برشمرد، آن هم به این دلیل که سود ناچیزی از شکار نصیب جامعه محلی می‌شود و در این شرایط مافیای شکار صاحب منافع کلان هستند. این نارسایی نشان‌دهنده مخالفت در مواجهه با قانون، دستگاه‌های نظارتی و جوامع محلی است.

حفر چاه‌های کشاورزی بلای جان تالاب‌ها

یکشنبه, ۲۶ مرداد, ۱۳۹۴

     گفته می‌شود از میان ۱۰۰۰ تالاب موجود در کشور بر اساس تعریف کنوانسیون بین‌المللی رامسر، بین ۷۰ تا ۷۵ درصد از آن تالاب‌ها در وضعیت بحرانی هستند یا در معرض خطر قرار دارند! در همین زمینه گفتگویی را با خبرنگار روزنامه آرمان انجام داده ام که در شماره ۲۸۲۷ مورخ ۲۵ مرداد ۱۳۹۴ این روزنامه وزین منتشر شده است:

تالاب

     گفته می‌شود ۷۵ درصد تالاب‌ها در خطر هستند به نظر می‌رسد سعی کرده‌اند رقم خوب و مطمئنی ارائه دهند، زیرا چیزی بیشتر از ۷۵ درصد تالاب‌های کشور در خطر هستند. در حال حاضر کمتر تالابی را سراغ داریم که با مشکل کمبود آب مواجه نباشد. مهم‌ترین خطری که تالاب‌های ما را تهدید می‌کند بحث کم‌آبی و رعایت نشدن حقابه زیستی تالاب‌هاست که تقریبا در همه تالاب‌های کشور با آن مواجه هستیم.

    تهدیدی دیگر نیز مانند شکار وجود دارد که تالاب‌ها را در معرض خطر قرار داده ‌است. حضور پرشمار دام در تالاب‌های مرکزی و تالاب‌های جنوب کشور از جمله عواملی است که به خشک شدن آنها دامن زده است. چرای دام‌ها و سگ‌هایی که کنار گله‌ها هستند به نابود کردن پوشش گیاهی، جانوری و پرندگانی که کنار تالاب‌ها هستند، می‌انجامد.

    مهم‌ترین علتی که باعث خشکی تالاب‌ها شده است و آنها را به کانون‌های تولید گرد و خاک تبدیل کرده است بحث عدم رعایت حقابه تالاب‌هاست. عدم رعایت حقابه تالاب‌ها می‌تواند ناشی از سدهایی باشد که در بالادست تالاب‌ها احداث شده‌اند. این سدها معمولا در مسیر رودخانه‌هایی ساخته می‌شوند که حقابه تالاب را تامین می‌کردند و بعد از ساخت سد خشک شده‌اند. این سدها معمولا به بهانه‌هایی مانند تولید انرژی برق آبی یا برای تامین آب کشاورزی و صنعت احداث می‌شوند.

     با توجه به اینکه امروزه با مشکل کمبود آب در پشت سدها مواجه هستیم معمولا نخستین جایی که آسیب می‌بیند تامین حقابه تالاب‌هاست. در حال حاضر در یک دوره خشکسالی به سر می‌بریم و کاهش منابع آبی بیشترین تاثیرش را روی تامین حقابه تالاب‌ها گذاشته است. پروژه‌های انتقال آب هم از تهدیدات دیگری است که تالاب‌ها در معرض آن قرار دارند. چاه‌های کشاورزی دارای مجوز و بدون مجوز که در اراضی اطراف تالاب‌ها حفر می‌شوند به کمبود آب و افت آن در تالاب‌ها دامن می‌زنند.

     در بخش کشاورزی از یک سو لازم است که یک نظارت و مدیریت یکپارچه‌ای بر برداشت آبی که از تالاب‌های مجاز صورت می‌گیرد وجود داشته باشد و از سوی دیگر با چاه‌های غیرمجاز مقابله شود. در مجموع تالاب‌های ما الان در معرض کمبود آب و خشکی قرار دارند. خشکیدگی تالاب‌ها نه تنها به نابود شدن محیط‌های ارزشمند منتهی می‌شود بلکه این محیط‌ها را که یک نعمت هستند تبدیل به یک بلا می‌کند. تالاب‌ها بعد از خشک شدن تبدیل به کانون‌های تولید گرد و غبار می‌شوند. دلیلش این است که رسوبات تالاب از مواد بسیار ریز تشکیل شده‌اند که با کوچک‌ترین وزش باد جابه‌جا می‌شوند و سکونت‌های اطرافشان را تا کیلومترها تحت تاثیر قرار می‌دهند.

     بهترین اقداماتی که برای احیای تالاب‌ها می‌توان انجام داد این است که به سمت یک مدیریت جامع زیست محیطی در تالاب‌ها پیش برویم و با مشارکت دادن جوامع بومی و محلی اطراف تالاب‌ها حقابه زیستی آنها را تامین کنیم. بخشی از حقابه زیستی تالاب‌ها از طریق مشارکت دادن مردم محلی با اصلاح شیوه‌های آبیاری زمین‌های کشاورزی اطراف تالاب‌ها و کاهش مصرف آب صورت می‌گیرد. بخش دیگر آن به مدیریت جامعی که به مدیریت سازه‌ای دولت مربوط است بازمی‌گردد که به بحث سد‌سازی و پروژه‌های انتقال آب اشاره دارد.

     دولت باید تلاش کند قبل از سدسازی و پروژه‌های انتقال آب در وهله اول حقابه زیستی تالاب‌ها رعایت شود. نباید اجازه بدهیم که تالاب‌ها به سمت خشکی بروند چون عواقب خوبی به همراه ندارد. از نمونه‌های آن خشک شدن تالاب گاوخونی است. این تالاب در فلات مرکزی بعد از شهر اصفهان قرار دارد. با توجه به اینکه در مدت ده سال کمترین آبی به آن نرسیده است و حقابه زیستی آن معمولا در پای توسعه‌های صنعتی و توسعه‌های بخش کشاورزی از بین رفته است نابودی آن بخشی از سکونت‌گاه‌های مرکزی کشور مانند شهر اصفهان را تهدید می‌‌کند. این تهدیدات باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد و فکری برای نجات محیط زیست کرد.

بیانیه پایانی نخستین نشست ملی هم‌اندیشی تالابی

یکشنبه, ۱۲ مرداد, ۱۳۹۴

     گفتگوی نگارنده با خبرگزاری مهر در زمینه بیانیه پایانی نخستین نشست ملی هم‌اندیشی تالابی که در مورخ ۳۱ تیرماه و ۱ مردادماه ۱۳۹۴ در محل مرکز آموزش منابع طبیعی جوانشیر کرج برگزار گردید را می‌توانید در زیر بخوانید:

نشست هم اندیشی

     خبرگزاری مهر: سخنگوی دبیرخانه گروه هم‌اندیشی سازمان‌های غیردولتی تالابی با اشاره به ضرورت تعیین، تصویب واجرای حد،حریم، بستر وحق‌آبه تالاب ها گفت:الحاق تالاب‌های شناسایی‌شده برای ثبت در کنوانسیون رامسردراولویت باشد.

     هومان خاکپور در گفتگو با خبر نگار مهر با اشاره به نخستین نشست ملی هم‌اندیشی تالابی با عنوان «اثرات خشک‌سالی بر تالاب‌ها و مقابله با بیابان‌زایی»، که چندی پیش با حضور بیش از ۶۰ نفر به‌نمایندگی از ۴۴ تشکل غیردولتی و باهدف هم‌افزایی سازمان‌های غیردولتی فعال در حوزه تالاب، برگزار شد گفت: این نشست میثاقی دوباره برای یاردآوری این نکته بود که نجات اکوسیستم‌های بی‌نظیر تالابی در گرو عزم ملی، همسویی گروه‌های ذی‌حق و ذینفع، حفظ و احیاء تمامیت اکولوژیکی تالاب‌ها و پایبندی به اصول و مقررات سازگار با محیط‌زیست در سطوح محلی، ملی و بین‌المللی است.

     وی با بیان اینکه به‌موجب میثاق‌های جهانی متعهد به بهره‌ برداری خردمندانه از تالاب‌ها هستیم اظهار داشت: در این راستا حفظ تمامیت زیست بومی تالاب‌ها ضروری است.

     سخنگوی دبیرخانه گروه هم‌اندیشی سازمان‌های غیردولتی تالابی اولویت قرار گرفتن موضوع پایداری تالاب‌ها و محیط‌زیست در برنامه‌های توسعه و سیاست‌گذاری‌های کلان و جلوگیری از پیشبرد سیاست‌های نادرست و بخشی‌نگر در مدیریت ناصحیح منابع آبی در کشور را از مهمترین مواردی که در این هم اندیشی مطرح شد، دانست.

     خاکپور تصریح کرد: تنفیذ بند‌‌‌‌ ج ماد‌‌‌‌ه ۱۹۳ قانون برنامه پنجم توسعه کشور که هرگونه بهره‌برد‌‌‌‌اری صنعتی و معد‌‌‌‌نی جد‌‌‌‌ید‌‌‌‌ از تالاب‌های د‌‌‌‌اخلی را مطلقاً ممنوع اعلام کرد‌‌‌‌ه به‌جای لایحه حفاظت، احیاء و مدیریت تالاب‌های کشور که د‌‌‌‌ر ارد‌‌‌‌یبهشت ۱۳۹۴ به تصویب هیأت‌وزیران رسید‌‌‌‌ه و در حال حاضر تقدیم مجلس شورای اسلامی شده که د‌‌‌ر ماد‌‌‌‌ه ۱ آن؛ بهره‌برد‌‌‌‌اری و انجام عملیات عمرانی، معد‌‌‌‌نی، صنعتی و کشاورزی د‌‌‌‌ر بستر تالاب‌ها به‌شرط رعایت ضوابط پاید‌‌‌‌اری تالاب‌ها مجاز د‌‌‌‌انسته شد‌‌‌‌ه است از دیگر خواسته های فعالان این حوزه است.

     وی اصلاح رویکرد توسعه کشور به‌ویژه در بخش تأمین آب و همچنین توسعه کشاورزی پایدار و جلوگیری از توسعه لجام‌گسیخته (احداث سدهای بزرگ، توسعه صنایع نفت و گاز، جاده و…) را از دیگر الزامات برای تالاب های کشور عنوان کرد.

     سخنگوی دبیرخانه گروه هم‌اندیشی سازمان‌های غیردولتی تالابی تأکید کرد: پایبندی به اصول و مصوبات کنوانسیون‌های بین‌المللی به ویژه کنوانسیون رامسر در حفظ، احیاء و بهره‌برداری خردمندانه از تالاب‌های کشور و سرعت بخشیدن به الحاق تالاب‌های شناسایی‌شده در جای‌جای کشور برای ثبت در کنوانسیون رامسر باید در اولویت باشد.

     خاکپور یادآور شد: اهتمام ویژه دولت به‌خصوص سازمان حفاظت محیط‌زیست به تعیین مدیریت اجرایی و کادر مرکز منطقه‌ای کنوانسیون رامسر و حمایت و پشتیبانی مادی و معنوی از این مرکز به‌عنوان آبروی کشور در مناسبات بین‌المللی تالابی جهان و همچنین فعال‌سازی ساختمان مرکز در شهر رامسر از دیگر اولویت های مدیریت تالاب ها است.

     به گفته وی، تمام تالاب‌های کشور (با اولویت تالاب‌های دارای ارزش جهانی) باید تا پایان برنامه ششم توسعه، دارای حد حریم و بستر شوند و حق‌آبه آن‌ها تعیین، تصویب و به اجرا برسد.

     سخنگوی دبیرخانه گروه هم‌اندیشی سازمان‌های غیردولتی تالابی تهیه و تدوین برنامه سیپا CEPA برنامه ملی کنوانسیون رامسر (ارتباطات، توسعه ظرفیت، آموزش، مشارکت و افزایش آگاهی)، با مشارکت مؤثر تمام گروه‌های ذینفع و ذی‌حق بخصوص سمن‌ها و جوامع محلی پیرامون تالاب‌ها در سطوح محلی، منطقه‌ای و ملی ضروری دانست.

     خاکپور تصریح کرد: در دسترس بودن اطلاعات مرتبط با تالاب‌ها جهت استفاده تمام اقشار جامعه، به‌ویژه سازمان‌های مردم‌نهاد تالابی‌ (دبیرخانه‌ها و شبکه‌های مرتبط با این سازمان‌ها) الزامی است.

     وی افزود: به رسمیت شناختن دبیرخانه هم‌اندیشی سازمان‌های مردم‌نهاد تالابی کشور از سوی دستگاه‌ها و نهادهای مرتبط کشور و همچنین ایجاد زمینه حضور مستمر و تأثیرگذار نماینده دبیرخانه در تمامی رویدادهای تالابی کشور از دیگر خواسته های مطرح شده در این نشست بود.

     سخنگوی دبیرخانه گروه هم‌اندیشی سازمان‌های غیردولتی تالابی یاآور شد: تعامل، همسویی و همکاری تمام گروه‌های ذی‌حق و ذینفع در تصمیم سازی، تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری‌های ملی مرتبط و همچنین در فرایند تدوین، اجرا و پایش و ارزیابی فعالیت‌های مرتبط با حفاظت، بهره‌برداری پایدار و احیای تالاب‌ها باید مورد توجه مسئولان قرار گیرد.

     خاکپور اظهار داشت: بایستی برای کاهش و حل مشکلات اکولوژیکی، اجتماعی و اقتصادی ناشی از تخریب تالاب‌ها در یک فرایند مشارکت‌مدار با نقش‌آفرینی گروه‌های ذی‌حق و ذینفع اعم از (جوامع بومی و محلی، سازمان‌های مردم‌نهاد، سازمان‌های دولتی، دانشگاهیان، مؤسسات تحقیقاتی و…)؛ تلاش شود.

     وی با اشاره به ضرورت جلوگیری از ورود هرگونه‌ی غیربومی گیاهی و جانوری به تالاب‌ها و آب‌بندهای کشور بدون ارزیابی و قرنطینه کامل تأکید کرد: اجرای مدیریت زیست بومی در حوضه‌های آبی و بکار گیری سازوکار لازم و کافی در راستای کنترل و بهره‌برداری بی‌رویه از منابع آبی سطحی و زیرزمینی ضروری است.

     سخنگوی دبیرخانه گروه هم‌اندیشی سازمان‌های غیردولتی تالابی گفت: سازمان‌های مردم‌نهاد تالابی ضمن اعلام آمادگی برای هرگونه مشارکت و همکاری در زمینه‌های فوق‌الذکر، حفاظت از طبیعت و محیط‌زیست را وظیفه‌ای همگانی می دانند و بر همین اساس انتظار حمایت و پشتیبانی سازمان‌های دولتی برای دستیابی به اهداف مشترک را دارند چرا که حفظ، احیا و بهره‌برداری پایدار از اکوسیستم‌های تالابی در گرو مشارکت و واگذاری تصدی‌گری‌ها به گروه‌های غیردولتی بخصوص جوامع بومی و محلی پیرامون تالاب‌ها است.

تالاب‌های کشور دارای دیده‌بان می‌شوند

یکشنبه, ۱۲ مرداد, ۱۳۹۴

     نگارنده به‌عنوان سخنگوی دبیرخانه سازمان‌های غیردولتی تالابی در گفتگویی با خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) شرکت کرده‌ام که می‌توانید مشروح آن‌را در زیر بخوانید:

دیده بان تالاب

تهران – ایرنا: سخنگوی دبیرخانه هم‌اندیشی تالابی گفت: با توجه به وضعیت تالاب‌های کشور برای این حوضه‌های آبی دیده‌بان تعیین می‌شود تا گزارش‌های مستمر از وضعیت آن‌ها ارایه کند.

     هومان خاکپور روز چهارشنبه در گفت‌وگو با خبرنگار علمی ایرنا افزود: مهم‌ترین شاخص در مدیریت جامع زیست بومی تالاب‌ها، بحث مشارکت جوامع محلی، دولتی و سازمان‌های غیردولتی است که در همین راستا در دبیرخانه هم‌اندیشی تالابی برنامه‌هایی برای استفاده از ظرفیت‌های غیردولتی تعریف‌شده است. وی اظهار کرد: بر این اساس در تلاشیم تا سازمان‌های غیردولتی و بخش‌های دولتی که در زمینه حفاظت از تالاب‌ها فعالیت می‌کنند یک همسویی ایجاد شود تا اثرگذاری این فعالیت‌ها بر روی حفاظت از تالاب‌ها بیشتر شود.

     رییس تشکل زیست‌محیطی تسنیم ادامه داد: در این راستا یکی از اقدامات دبیرخانه هم‌اندیشی تالابی، تعیین دیده‌بان برای تالاب‌های کشور است تا وضعیت این حوضه‌های آبی به‌صورت مداوم پایش و رصد شود تا در صورت مشاهده روند تخریب اقدامات لازم برای جلوگیری از آن‌ها انجام شود. این فعال محیط‌زیست افزود: اکنون برای تالاب‌های گندمان در استان چهارمحال و بختیاری، پریشان و کمجان در استان فارس و گاوخونی در اصفهان دیده‌بان تالابی تعیین‌شده است.

     وی با بیان اینکه بیش از ۹۰ درصد تالاب‌های کشور در خطر خشکی قرار دارند گفت: تالاب‌هایی که بیشتر در معرض خطر قرار دارند برای تعیین دیده‌بان در اولویت قرار دارند و در تلاشیم تا پایان سال ۹۴ این کار به پایان برسد. خاکپور اظهار کرد: سعی می‌شود تا در تمام استان‌ها یک سمن فعال در زمینه حفاظت از تالاب‌ها شکل گیرد و دیده‌بان از میان آن‌ها تعیین شود.

     حدود ۲۵۰ تالاب در کشور وجود دارد که از این تعداد ۸۴ تالاب دارای اهمیت است و ازاین‌بین ۲۴ تالاب بین‌المللی بوده و در ردیف کنوانسیون رامسر قرار دارد. ورود فاضلاب‌های خانگی، صنعتی، سموم شیمیایی و برداشت بی‌رویه از منابع بالادستی تالاب‌ها تهدیداتی است که این حوضه‌های آبی را تهدید می‌کند. اکنون تالاب‌های شورگل، یادگارلو، انزلی، شادگان، خورموسی، نیریز، پریشان، ارومیه، کمجان و هامون برخی تالاب‌هایی هستند که در معرض خطر تغییرات اکولوژیکی بوده و به همین دلیل در فهرست مونترال قرارگرفته‌اند. تالاب‌هایی که در شرایط بد زیست‌محیطی قرار دارند در فهرست مونترال که کنوانسیونی در مورد حفاظت از تالاب‌ها است، قرار می‌گیرند.

نشست ملی هم‌اندیشان تالابی کشور

یکشنبه, ۵ مرداد, ۱۳۹۴

     دبیرخانه سازمان‌های مردم‌نهاد تالابی کشور باهدف هم‌اندیشی و هم‌افزایی با سازمان‌های مردم‌نهاد فعال در حوزه تالاب‌های سراسر کشور و با حمایت و پشتیبانی “طرح حفاظت از تالاب‌‌های ایران” و همچنین دفتر آموزش و مشارکت مردمی سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور، نخستین نشست ملی هم اندیشان تالابی کشور را برگزار کرد. در این نشست نگارنده به‌عنوان سخنگوی دبیرخانه و سخنران افتتاحیه نشست حضور داشتم که می‌توانید گزارش خبرگزاری مهر از این نشست را در زیر بخوانید:

نشست هم اندیشی

به گزارش خبرنگار مهر؛ نشست هم‌اندیشی اثرات خشک‌سالی بر تالاب‌ها و مقابله با بیابان‌زایی با حضور ۴۲ سازمان مردم‌نهاد صبح چهارشنبه در محل آموزشکده دکتر جوانشیر آغاز به کارکرد. در ابتدای این همایش گل‌خانم باقری نیا به نمایندگی از گروه هم‌اندیشی تالابی بر این نکته تأکید کرد که هدف اصلی از این نشست تمرینی برای انجام کار مشترک است. وی با بیان اینکه باید قبل از صدور هر نامه و بیانیه‌ای نخست به‌صورت مشترک برای تغییر و بهبود آن کار مشترکی انجام دهیم هم‌افزایی برای حفاظت تالاب و توانمندسازی گروه‌ها از مجرای تبادل تجربه و اطلاعات را از دیگر اهداف این نشست خواند.

مؤثر بودن دبیرخانه‌های تخصصی

     مجید لقمانپور معاون دفتر ترویج و مشارکت مردمی سازمان جنگل‌ها و مراتع و آبخیزداری کشور نیز در سخنان خود حضور تشکل‌های مردم‌نهاد را در قالب دبیرخانه‌های تخصصی ستود و گفت: دبیرخانه هماهنگی سازمان مردم‌نهاد تخصصی منابع طبیعی کشور تجربه خوبی بوده که حتی به قدرت نفوذ سازمان در مواردی که برخی معتقدند بودند خارج حوزه سازمانی است، کمک شایانی کرد.

    وی تصریح کرد: بی‌شک عملکرد تخصصی سازمان‌های مردم‌نهاد و حضور آن‌ها در عرصه‌های ملی و حضور در کرسی‌های بین‌المللی می‌تواند صدای گویا و قدرتمند جمهوری اسلامی ایران باشد. لقمان پور افزود: رویکرد و تأکید ریاست سازمان نیز بر مدیریت مشارکتی است و این محقق نمی‌شود مگر با همراهی مردم در تمام فرآیندهای این مدیریت؛ لذا سازمان‌های مردم با تقویت و توانمندی خود در حوزه‌های تخصصی، می‌توانند قابلیت‌های خود را آشکار کنند. وی در بخشی دیگر از سخنان خود تشکیل شبکه سمن‌های محیط زیستی را اتفاق میمون خواند که در صورت تشکیل دبیرخانه‌های تخصصی قوی، توانایی تصدی‌گری بسیاری از امور را خواهند داشت.

لزوم حفاظت و بهره‌برداری پایدار به‌صورت توأمان

     گشتاسب میگونی مدیرکل دفتر زیستگاه‌ها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط‌زیست نیز در سخنان خود با تأکید بر مدیریت یکپارچه زیست بومی تالاب‌ها به‌عنوان راهکاری گره‌گشا برای حفظ محیط‌های آبی حساس و شکننده‌ای مثل تالاب گفت: برای نیل به این مهم باید حفاظت و بهره‌برداری پایدار را به‌طور هم‌زمان انجام دهیم.

     وی تصریح کرد: تجارب تلخی از تصمیم‌های گذشته داریم که در آن تصمیم فردی جایگزین خرد جمعی شد و متأسفانه آسیب‌هایی را شامل شده است؛ بنابراین باید ضمن حفاظت همه‌جانبه، بهره‌برداری درخور و پایدار داشته باشیم. میگونی با برشمردن مواردی که ناشی از اثرات معکوس اشکال حفاظتی نامناسب است گفت: انتظار داریم که سازمان‌های مردم‌نهاد که به ذات فعالیت داوطلبانه بدون چشم‌داشت‌های مادی دارند با اتحاد و همراهی بین خود و سازمان حفاظت محیط‌زیست در این زمینه ما را یاری کنند لذا دستمان را به‌سوی شما دراز می‌کنیم تا تالاب‌ها را از وضعیت فعلی به سمت بهبودی و احیا سوق دهیم.

تعیین دیده‌بان برای هر تالاب

     سخنگوی دبیرخانه هم‌اندیشی تالابی نیز با اشاره به شکل‌گیری دبیرخانه به تشریح پیشینه گروه هم‌اندیشی تالابی پرداخت. هومان خاکپور گفت: وضعیت نامناسب تالاب‌های کشور ضرورتی را ایجاب کرده که در سال ۱۳۹۲ متعاقب نشستی در زیباکنار، گیلان ایده تشکیل دبیرخانه شکل گرفت. وی افزود: پس‌ازآن نشست که به میزبانی موسسه سبزکاران بالان در رشت برگزار شد و نشست بعدی نیز در شیراز تشکیل شد که در آن شیوه‌نامه و اساسنامه گروه هم‌اندیشی تالابی تدوین شد و دبیرخانه آن شکل گرفت.

     وی برگزاری هفته تالاب‌ها و روز جهانی تالاب را ازجمله دستاوردهای دبیرخانه در مدت کوتاه فعالیت آن برشمرد و تأکید کرد: هدف ما و نگرش حاکم بر این گروه هم‌اندیشی مدیریت جامع زیست‌بومی با مشارکت تمامی ذی‌نفعان است. خاکپور ایجاد بانک اطلاعاتی جامع پیرامون تالاب‌های کشور با محوریت تجارب گروه‌ها را از دیگر اهداف شکل‌گیری این گروه دانست و در همسوسازی ظرفیت سازمان‌های غیردولتی فعال در بروز واکنش‌های مناسب تأکید کرد.

     وی تعیین دیده‌بان تالاب برای هر تالاب برای گزارش مستمر وضعیت تالاب‌ها را از دیگر برنامه‌های این گروه دانست. خاکپور در خاتمه با تأکید بر استقلال دبیرخانه گروه هم‌اندیشی تالابی گفت: مأموریت، ما هماهنگ‌سازی تمام فعالان این عرصه است.

     در ادامه برنامه این نشست پنل دبیرخانه تشکیل شد. هومان خاکپور، گل خانم باقری نیا و رحمانی پیرامون فعالیت‌های مختلف دبیرخانه گزارش دادند و حسین رفیع نیز به ارائه گزارش و بررسی روند COP-دوازده در اروگوئه پرداخت. وی با تأکید بر این‌که کنوانسیون رامسر پیمانی بین دولت‌ها برای حفاظت از تالاب‌هاست که نام ایرانی دارد افزود: این پیمان بین‌المللی به بهره‌برداری پایدار و خردمندانه از تالاب‌ها دلالت دارد.

     وی نقطه قوت برنامه امسال را تعدد شرکت‌کنندگان ایران و حضور سه سازمان مردم‌نهاد دانست و گفت: ایران حضوری فعال در تمام نشست‌ها، بازدیدهای میدانی داشت و در بخش نمایشگاهی نیز دو غرفه داشتیم که در این غرفه‌ها پذیرای مؤثرترین افراد برای رایزنی بودیم ازجمله مدیرکل کنوانسیون و مدیر آموزش و ارتباطات که برای حضور در ایران هم اعلام آمادگی کردند. رفیع عملکرد ضعیف مرکز منطقه‌ای کنوانسیون رامسر در ایران را موردانتقاد قرارداد و گفت لازم است با توجه به اهمیت موضوع، برای ساماندهی همه‌جانبه این مرکز چاره‌ای اندیشیده شود.

     در نشست روز نخست با حضور باقر زاده کریمی و سلیمانی پنل پرسش و پاسخ پیرامون دو موضوع بررسی چالش‌های تالابی کشور و مدیریت زیست بومی برگزار شد.

     نشست ملی هم‌اندیشی اثرات خشک‌سالی بر تالاب‌ها و مقابله با بیابان‌زایی تا روز یکم مرداد ادامه دارد. روز دوم این نشست به تشکیل دو کارگاه تخصصی پروژه نویسی و برنامه‌‌ریزی استراتژیک اختصاص دارد.

نگرانی‌ها از لایحه تالاب‌های کشور که تقد‌‌‌‌یم مجلس شد‌‌‌‌

سه شنبه, ۲۴ تیر, ۱۳۹۴

     به‌تازگی لایحه پیشنهاد‌‌‌‌ی سازمان حفاظت محیط‌زیست برای «حفاظت، احیاء و مد‌‌‌‌یریت تالاب‌های کشور» تقد‌‌‌‌یم مجلس شورای اسلامی شد‌‌‌‌. این لایحه که د‌‌‌‌ر ارد‌‌‌‌یبهشت ۱۳۹۴ به تصویب هیأت‌وزیران رسید‌‌‌‌ه است مشتمل بر ۳ ماد‌‌‌‌ه است که به موضوع بهره‌برد‌‌‌‌اری‌ها و عملیات‌های عمرانی، معد‌‌‌‌نی، صنعتی و کشاورزی د‌‌‌‌ر بستر تالاب‌ها پرد‌‌‌‌اخته است.

     هرچند‌‌‌‌ د‌‌‌‌ر مقد‌‌‌‌مه توجیهی این لایحه به ارزش‌های تالاب‌ها و همچنین حساسیت‌ها و شکنند‌‌‌‌گی این زیست‌بوم‌های ارزشمند‌‌‌‌ و عوامل تهد‌‌‌‌ید‌‌‌‌کنند‌‌‌‌ه آن‌ها پرد‌‌‌‌اخته‌شد‌‌‌‌ه است اما به نظر می‌رسد‌‌‌‌ شرایط نگران‌کنند‌‌‌‌ه حاکم بر تالاب‌های کشور، چه به لحاظ تهد‌‌‌‌ید‌‌‌‌های ناشی از بهره‌برد‌‌‌‌اری‌ها و کاربری‌های ناد‌‌‌‌رست و غیرعلمی تعریف‌شد‌‌‌‌ه و چه به لحاظ بضاعت ناچیز و ناتوانی د‌‌‌‌ستگاه‌های نظارتی و متولی د‌‌‌‌ر صیانت و نظارت قانونی بر نحوه مد‌‌‌‌یریت جامع و بهره‌برد‌‌‌‌اری از این اکوسیستم‌های پیچید‌‌‌‌ه و شکنند‌‌‌‌ه به‌خوبی د‌‌‌‌رک نشد‌‌‌‌ه است.

     د‌‌‌‌ر شرایطی که بنابر اعلام مقامات سازمان حفاظت محیط‌زیست بیش از ۹۰ د‌‌‌‌رصد‌‌‌‌ از تالاب‌های کشور د‌‌‌‌ر خطر نابود‌‌‌‌ی قرار د‌‌‌‌اشته و د‌‌‌‌ر حال تبد‌‌‌‌یل‌شد‌‌‌‌ن به کانون‌های تولید‌‌‌‌ گرد‌‌‌‌وغبار هستند‌‌‌‌ و د‌‌‌‌ر حقیقت کاری از د‌‌‌‌ست سازمان حفاظت محیط‌زیست برای گرفتن حقابه آن‌ها برنمی‌آید‌‌‌‌ و همین‌طور توان مقابله با بهره‌برد‌‌‌‌اری‌های غلط و مخرب که یا با فشارهای اجتماعی و یا سیاسی د‌‌‌‌ر حال انجام هستند‌‌‌‌ را ند‌‌‌‌ارد‌‌‌‌، چگونه می‌توان به ضمانت‌های اجرایی این لایحه امید‌‌‌‌وار بود‌‌‌‌؟!

     نکته قابل‌تأمل د‌‌‌‌ر تد‌‌‌‌وین این لایحه این است که برخلاف بند‌‌‌‌ ج ماد‌‌‌‌ه ۱۹۳ قانون برنامه پنجم توسعه کشور که از سال د‌‌‌‌وم برنامه، هرگونه بهره‌برد‌‌‌‌اری صنعتی و معد‌‌‌‌نی جد‌‌‌‌ید‌‌‌‌ از تالاب‌های د‌‌‌‌اخلی را مطلقاً ممنوع اعلام کرد‌‌‌‌ه بود‌‌‌‌، حالا د‌‌‌‌ر ماد‌‌‌‌ه ۱ این لایحه؛ بهره‌برد‌‌‌‌اری و انجام عملیات‌های عمرانی، معد‌‌‌‌نی، صنعتی و کشاورزی د‌‌‌‌ر بستر تالاب‌ها به‌شرط رعایت ضوابط پاید‌‌‌‌اری تالاب‌ها مجاز د‌‌‌‌انسته شد‌‌‌‌ه است!

     قرار است این ضوابط پاید‌‌‌‌اری تالاب‌ها ظرف ۶ ماه از تاریخ لازم‌الاجرا شد‌‌‌‌ن این قانون توسط سازمان حفاظت محیط‌زیست با همکاری وزارتخانه‌های نیرو و جهاد‌‌‌‌ کشاورزی تهیه شود و به تصویب هیات‌وزیران برسد‌‌‌‌، اما با توجه به پیشینه اجرای چنین مقررات و ضوابط قانونی برای صد‌‌‌‌ور مجوزهای بهره‌برد‌‌‌‌اری و اقد‌‌‌‌امات نظارتی بر طرح‌های صنعتی و معد‌‌‌‌نی که ضمانت‌های اجرایی آن‌ها تحت تأثیر د‌‌‌‌ه‌ها د‌‌‌‌لیل اجتماعی و سیاسی و ناکارآمد‌‌‌‌ی ساختاری نهاد‌‌‌‌های متولی قرار می‌گیرد‌‌‌‌، با ارائه چنین لایحه‌ای د‌‌‌‌ر آیند‌‌‌‌ه نگرانی‌ها برای حفاظت، احیا و مد‌‌‌‌یریت تالاب‌های کشور بیشتر می‌شود.

     گفتنی است این یادداشت در شماره ۵۶۳ – ۲۲ تیر ۱۳۹۴ روزنامه قانون و همچنین در خبرگزاری مهر منتشر شده است.

برداشت از ذخایر آبی و سونامی ریزگردها

چهارشنبه, ۲۸ خرداد, ۱۳۹۴

     به بهانه هجوم گرد و غبار و آلودگی هوای تهران بزرگ، در گفتگویی با روزنامه آرمان شرکت کرده‌ام که متن کامل آن در زیر آورده شده است:

گردوغبار

روزنامه آرمان: روز گذشته با هجوم ریزگردها شهر تهران یکی آلوده‌ترین روزهای خود در سال جاری را پشت سر گذاشت. با توجه به اینکه در سال‌های گذشته برای مقابله و کاهش شدت آلودگی هوا از سوی دستگاه‌های ذی‌ربط پیشنهاداتی از جمله استفاده از وسایل حمل‌ونقل عمومی، ایجاد طرح زوج و فرد برای خودروها و …. مطرح می‌شد اما هم‌اکنون منبع آلودگی‌های هوا فقط ریزگردها عنوان می‌شود که برای کنترل آن باید راهکار ویژه‌ای از سوی مسئولان امر اندیشده شود.

     در بحث مقابله با آلودگی هوا و کانون‌های آلودگی برون‌مرزی در کشورهای همسایه به‌ویژه کشور عراق به‌دلیل وجود نابسامانی در مدیریت این کشور موضوع رسیدگی به آلودگی هوا و ریزگردها در اولویت دولت این کشور نیست. تاکنون کشور عراق از لحاظ دیپلماتیک نتوانسته همکاری و اقدامی برای مهار ریزگردها انجام دهد. در حال حاضر شاهد هجوم ریزگردها از دو منبع داخلی و خارجی در کشور هستیم؛ از منابع داخلی می‌توان به بحث سلامت و آلودگی هوا اشاره کرد که بسیاری از این اقدامات ناشی از کانون‌های هجوم گردوغبار داخلی است و به منشا گرد و غبارهای برون مرزی مربوط نمی‌شود.

     به‌دلیل خشکی تالاب‌ها روزبه‌روز بر شدت کانون‌های گرد و غبار داخلی افزوده می‌شود و این افت شدید سطح آب‌های زیرزمینی تالاب‌ها به عنوان نعمت‌های الهی در هر منطقه امروزه با خشکی‌های موجود به منبع آلودگی ریزگردها مبدل شده است. علاوه بر گردوغبار ناشی از خشکی تالاب‌ها شاهد زمین‌ها و دشت‌های کشاورزی رها شده هستیم که این زمین‌های بایر خود به‌عنوان منبع گردوغبار مبدل شده و کنترل آن باید هرچه سریع‌تر انجام شود. بسیاری از دشت‌های کشور با آفت شدید آب رو‌به‌رو هستند و این مساله باعث شده تا در زمین‌های کشاورزی رها شده امکان زراعت وجود نداشته باشد. حدود دو میلیون هکتار از اراضی به دنبال عدم مهار منبع‌های آبی دیگر قابل کشت نیست و این اراضی به مراکز گردوغبار تبدیل شده است.

     کانون گردوغبار داخل شهر تهران مساحتی به اندازه مساحت تهران تا قزوین را دربرمی‌گیرد. گرد و خاک از زمین‌های کشاورزی رها شده با ضعیف‌ترین بادها حرکت می‌کنند و به سمت شهر تهران آمده و آن را آلوده می‌کنند. برای کاهش این معضل چاره‌ای نیست به غیر از اینکه سازمان‌های ذی‌ربط از جمله سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت نیرو و دستگاه جهاد کشاورزی وارد عمل شوند و این اراضی را به‌عنوان منابع آلودگی داخلی شناسایی کنند و حتی‌الامکان در اطراف این زمین‌های کشاورزی بادشکن ایجاد شود. باید توجه داشت که با جنگل‌کاری و مدیریت بهتر می‌توان در بخش کشاورزی با کاهش مصرف و ایجاد تعادل در توان تولیدی منطقه دشت‌ها را به حالت عادی برگرداند که در صورت عدم توجه مسئولان امر به این نارسایی شاهد افزایش رها شدن کانون گردوخاک در اطراف شهر‌ها خواهیم بود.

     همانطور که عنوان شد به جز زمین‌های کشاورزی رها شده تالاب‌های خشک شده نیز منبع گردوغبار هستند. برای احیای تالاب‌ها باید دستگاه‌های متولی همچون وزارت نیرو، جهاد کشاورزی، سازمان جنگل‌ها و سازمان حفاظت محیط زیست وارد عمل شود و با برگشت آب به این مناطق به مهار ریزگردها بپردازند. برای مثال وقتی پهنه‌های آبی همچون خوزستان را بررسی می‌کنید در سه دهه گذشته سطح آن به میزان یک‌سوم کاهش پیدا کرده است و به‌طور کلی تقریبا دوسوم تالاب‌های کشور از دست رفته است. ما قسمتی از تخریب‌ها را می‌بینیم حال آنکه میزان قابل‌توجهی از آن از چشم ما پنهان می‌ماند. در لایه‌های زیرین زمین وضعیت به مراتب بدتر از گذشته شده است. این وضعیت باعث شده تا اراضی کشاورزی خودبه‌خود خشک و باعث تولید منبع گردوغبار شود.

     باید اینطور نتیجه‌گیری کرد که برای مقابله با گردوغبار از طرفی باید کانون‌های داخلی را شناخت و مهار کرد و از طرف دیگر نیازمند همکاری منطقه‌ای هستیم. علاوه بر عراق در ترکیه نیز اتفاق بسیار بد محیط زیستی درحال وقوع است و با ایجاد سدهای متعدد در این کشور بی‌شک کل آب دجله و فرات خشک می‌شود و این اتفاق باعث خشکی کشورهای همسایه و ورود ریزگردها می‌شود. متاسفانه تاکنون شرایط و امکاناتی برای مقابله با ریزگردهای داخلی وجود نداشته تا بتوان جلوی این تهدیدها را گرفت. این درحالی است که در سال‌های اخیر ریزگردها به یکی از مهم‌ترین عوامل آلایندگی هوا تبدیل شده و جان و سلامت شهروندان را تهدید می‌کند.

روز جهانی پرندگان مهاجر و وضعیت نامناسب زیستگاه‌ها

یکشنبه, ۲۱ اردیبهشت, ۱۳۹۴

     روز جهانی پرندگان مهاجر، مناسبتی است که از سال ۲۰۰۶ توسط دو نهاد بین‌المللی فعال در زمینه حیات‌وحش- کنوانسیون حفاظت از گونه‌های مهاجر وحشی (CMS) و تفاهم‌نامه همکاری حفاظت از پرندگان مهاجر آبی آفریقا و اوراسیا (AEWA)- و باهدف جلب‌توجه همگان به موضوع حفاظت پرندگان مهاجر و زیستگاه‌هایشان ترتیب داده‌شده است. برنامه‌های مرتبط با این مناسبت هرساله طی دو روز در ماه می میلادی مطابق با اردیبهشت‌ماه به‌طور هماهنگ در جهان به اجرا درمی‌آید. در همین زمینه در گفتگویی با خبرنگار روزنامه آرمان شرکت کرده‌ام که شرح آن در صفحه ۵ شماره ۲۷۵۰ مورخ یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ منتشرشده است:

پرندگان

روزنامه آرمان: در مورد پرنده‌های مهاجر بیش از همه محیط تالاب‌ها حائز اهمیت است و اینکه این مکان‌ها بتوانند یک محیط امن و یک زیستگاه مناسب برای این گونه‌های جانوری ایجاد کنند. در بررسی تالاب سه شناسه اصلی حائز اهمیت است؛ آب، گیاه و پرنده. اگر ما بخواهیم بفهمیم که حال یک تالاب واقعاً خوب است یا نه این مطلب را باید از شمار پرندگان و رفتارهای آن‌ها در آن تالاب بفهمیم.

     به‌عبارت‌دیگر بسیاری از فعالان حوزه تالاب و افرادی که نگاه اکولوژیکی به تالاب‌ها دارند پرنده‌ها را سرنخ تالاب می‌دانند و معتقدند اگر رد پرنده‌ای را بگیرید و آن را دنبال کنید به بقیه ویژگی‌های یک تالاب می‌رسید و می‌توانید بفهمید برای مثال وضعیت آب یا گیاه در آن تالاب به چه صورتی است. پرنده‌ها مهم‌ترین شاخص‌های شادابی یا مشکل‌دار بودن یک تالاب هستند و عموماً وضعیت تالاب را از میزان حضور و کیفیت وجود پرندگان در یک تالاب می‌توان تشخیص داد.

     از سوی دیگر تالاب‌ها به‌طورکلی دو کارکرد در مورد پرندگان دارند: یکی اینکه برای پرندگان بومی که مربوط به همان منطقه هستند زیستگاه طبیعی ایجاد می‌کنند و دوم اینکه زیستگاه پرنده‌های مهاجر هستند. پرنده‌های مهاجر یعنی پرندگانی که به لحاظ شرایط زیستی و اقلیمی خود در طول سال از محیطی به محیط دیگر مهاجرت می‌کنند و این تالاب‌ها زیستگاه این گونه‌های مهاجر هستند. پرنده‌های مهاجر در مسیر جابه‌جایی خود تالاب‌های مختلفی را برای حضور انتخاب می‌کنند و در مدت‌زمانی مشخص در این تالاب‌ها مستقر می‌شوند تا مسیر خود را ادامه داده و به محل بعدی برسند.

     در شرایطی که در حال حاضر در کشور داریم اکثر تالاب‌های ما با مشکل شرایط استقرار پرندگان مواجه است. درحالی‌که در برخی از تالاب‌ها در کشور ما شاهد حضور غیرقابل‌تصور پرندگان مهاجر هستیم. باید دید این تالاب‌ها چه ویژگی‌هایی دارند که شمار زیادی از پرندگان را در خود جای‌داده‌اند. از سویی این می‌تواند نشان‌دهنده این باشد که بقیه تالاب‌هایی که قرار بوده زیستگاه این پرندگان باشد وضعیت خوبی نداشته‌اند و بالاجبار پرندگان در تالاب‌هایی تجمع می‌کنند که شرایط بهتری دارد.

      بنابراین صرف حضور زیاد پرنده در یک تالاب دلیل این نیست که تالاب وضعیت خوبی دارد و شاید در مقایسه با سایر تالاب‌ها از وضعیت بهتری برخوردار باشد. در حال حاضر اکثر تالاب‌های کشور که در مسیر مهاجرت پرندگان قرار دارند به لحاظ اقلیمی شرایط مناسبی ندارند. از سویی وضعیت آب در این تالاب‌ها مساعد نیست و از سوی دیگر شکار بی‌رویه باعث نابودی و مهاجرت پرندگان به نواحی دیگر شده و حیات آن‌ها را تهدید می‌کند. علاوه بر شرایط اقلیمی و خشک‌سالی عوامل انسانی نیز باعث نابودی محیط شده و حیات این گونه‌ها را تهدید کرده است.

     این عوامل سبب شده است پرندگان احساس ناامنی کنند و کوچ زودتر از موعد را انتخاب کنند یا در زمان حضور وقتی با سروصداهای زیاد مواجه می‌شوند در این تالاب فرود نیامده و به تالاب بعدی می‌روند؛ بنابراین باید گفت وضعیت اکثر تالاب‌های کشور ازنظر تخریب زیست‌محیطی طبیعی و جو انسانی که حیات موجودات زنده را تهدید می‌کند برای سکونت پرندگان مهاجر فضایی نامناسب است.

     این نام‌گذاری با این هدف انجام شد تا توجه جهانیان هرچه بیشتر به پرندگان مهاجر و مشکلات آن‌ها جلب شود؛ بنابراین در سراسر دنیا در این روز‌ها سازمان‌های مردم‌نهاد و دولتی برنامه‌های ویژه‌ای برگزار می‌کنند تا مردم به مشارکت فعال برای حفظ پرندگان مهاجر تشویق شوند.

کشاورزی مکانیزه می‌تواند «گاوخونی» را احیا کند

شنبه, ۶ اردیبهشت, ۱۳۹۴

     این روزها همراه با گرم شدن هوا و افزایش احتمال بی‌آبی مجدد زاینده‌رود و همچنین برخی خبرهای منتشر شده در خصوص مجوزهای تونل گلاب ۲، شاهد گسترش مجدد واکنش‌هایی در بین مردم و مسئولان منطقه‌ای و ملی در خصوص پروژه‌های انتقال آب از سرشاخه‌های کارون به زاینده‌رود هستیم. ماجرای احداث تونل گلاب ۲ به بهانه تأمین آب موردنیاز اصفهان بزرگ در افق ۱۴۲۰ و نگرانی‌های مردم بالادست زاینده‌رود در چهارمحال و بختیاری در این خصوص که از آن به «انحراف رودخانه زاینده‌رود» یاد می‌کنند همچنان ادامه داشته و هنوز افکار عمومی از پاسخ‌ها و توجیه‌های مسئولان قانع نشده است. در زمینه همین موضوعات در گفتگویی با خبرنگار روزنامه ایران شرکت کرده‌ام که می‌توانید شرح کامل آن‌را در زیر بخوانید:

ایران

روزنامه ایران: رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست ابراز امیدواری کرد که با توجه به تأکید رئیس‌جمهوری آب تا پایان سال در زاینده‌رود جریان داشته باشد. معصومه ابتکار در این اظهار امیدواری کشاورزی در حوزه زاینده‌رود در دو استان اصفهان و چهارمحال و بختیاری را مورداشاره قرار داد و گفت: «اگر کشاورزان ما در حوزه چهارمحال و بختیاری و زاینده‌رود بخواهند به فعالیت خود ادامه دهند، تالاب گاوخونی و زاینده‌رود را تحت تأثیر قرار می‌دهند».

     هومان خاکپور، کارشناس منابع طبیعی نیز در گفت‌و‌گو با «ایران» گفت که ۹۰ درصد آب زاینده‌رود صرف کشاورزی سنتی می‌شود و همین مسئله به هدر رفت این آب ارزشمند منجر می‌شود. او عنوان کرد که اگر کشاورزی مکانیزه شود ۳۰ درصد راندمان آب بالا می‌رود که می‌توان حقابه تالاب گاوخونی را از آن تأمین کرد. او البته یک پیش‌شرط داشت: «به شرطی که نخواهیم صنایع اصفهان را بیش از آنچه امروز هست، گسترش دهیم.»

     «معصومه ابتکار» معاون رئیس‌جمهوری همچنین با اشاره به «طومار شیخ بهایی» که به تقسیم‌بندی سنتی آب زاینده‌رود پرداخته است، گفت: «در این طومار نیز به مسئله رهاسازی آب از کوهرنگ تا تالاب برای تالاب گاوخونی اشاره‌شده؛ چراکه دانش سنتی نیز به این موضوع معتقد بوده که چرخه هیدرولوژیکی آب برای برقراری تمام ساختارهای این زیست‌بوم بسیار ضروری است.» او درباره نقش کشاورزی در حیات زاینده‌رود گفت: «علاوه بر آن بخش‌های صنعتی و شهرداری‌ها هم با برداشت بی‌رویه آب از منابع محدود زیرزمینی و رودخانه می‌توانند شرایطی را ایجاد کنند که هرگز آب داخل زاینده‌رود جاری نشود.» وی ادامه داد: بنابراین درخواست ما این است که هم‌وطنان به چرخه آب توجه داشته باشند و میزان فعالیت‌ها را بر اساس ظرفیت‌ها تنظیم کنند.

     هومان خاکپور از کنار پل زمان خان زاینده‌رود درست جایی که زاینده‌رود از سد خارج و به سمت اصفهان روانه می‌شود در گفت‌وگو با «ایران» گفت: «الآن چون فصل بهره‌برداری کشاورزان نیست، دبی آبی که به سمت اصفهان می‌رود بالاتر از میانگین آورد آن و بین ۲۰ تا ۲۵ مترمکعب بر ثانیه است.» به گفته او این آب از سه هفته پایانی سال تا ۲۰ اردیبهشت در اختیار زاینده‌رود است یا صرف صنایع می‌شود یا صرف شالیکاری. در این مدت احتمالاً اگر برداشتی شود از سمت باغداران چهارمحال و بختیاری است یا شالیکاران اصفهان. چرایی شالیکاری (برنج) در اصفهان با توجه به خشک‌سالی‌ها و کمبود آب ازجمله سؤالاتی است که هنوز پاسخی که به نفع محیط‌زیست باشد! به آن داده نشده است.

     به گفته «هومان خاکپور» وقتی آب از باغ‌های سامان و باغ بهاران می‌گذرد به زرین‌شهر و لنجانات اصفهان وارد می‌شود. در میان محصولات این منطقه، برنج لنجان برای خودش شهرتی دست‌وپا کرده است. خاکپور ادامه داد: در این منطقه شاهد توسعه زارعت برنج هستیم. این شالیکاری‌ها به گفته او عمدتاً توسط نهرها و کانال‌های بزرگ انحراف آب به‌صورت سنتی و خاکی آبیاری می‌شوند. او این روش را باعث هدر رفت نزدیک به ۴۰ درصد آب زاینده‌رود دانست و گفت: «این آب حتی به مزارع هم نمی‌رسد.» همین‌جاست که شاهد کاهش دبی آب رودخانه زاینده‌رود هستیم. آب زاینده‌رود بعد از شالیکاری‌های لنجان وارد صنایع فولاد و ذوب‌آهن شده و به اصفهان می‌رسد؛ اما این پایان موج‌های زاینده‌رود نیست. این آب پس از مصرف صنایع به زمین‌های کشاورزی در شرق اصفهان می‌رسد. خاکپور گفت: «اصلاً آبی به گاوخونی نمی‌رسد.» او اعتقاد دارد فارغ از نگاه منطقه‌ای که چهارمحال و بختیاری را از هم جدا می‌کند، باید فرا منطقه‌ای به زاینده‌رود توجه شود: «باید با یک نگاه جامع، در بخش کشاورزی راندمان آب را اصلاح کنیم. الگوی کشت را با توجه به شرایط اقلیمی منطقه انتخاب کنیم. محصولات کم آب بر را جایگزین برنج و سیب‌زمینی که پر آب هستند، کنیم.» جای تعجب دارد در نقطه‌ای که بیشترین مراکز دانشگاهی و علمی متمرکز هستند راندمان آبیاری با میانگین کشور یکی است.

     افکار عمومی انتظار دارد درجایی که شاهد تجمیع دانشگاه و دانشگاهیان هستیم، راندمان آب به‌مراتب بالاتر از میانگین کشوری باشد. اگر آبیاری در کشاورزی منطقه، نصف یا تا یک‌سوم تقلیل یابد، با صرفه‌جویی در بخش راندمان آب می‌توان حقابه زیستی زاینده‌رود و گاوخونی را تأمین کرد. هرچند صنایع موجود در اصفهان هم در بخش مصرف آب با انتقاداتی روبه‌رو هستند و باید روش‌های اصلاحی را برای کاهش مصرف آب خود به کار بگیرند اما ۹۰ درصد آب زاینده‌رود صرف کشاورزی سنتی باهدف تولید «محصولات پر آب بر» می‌شود. او گفت نیاز آبی صنایع از زاینده‌رود کمتر از ۱۰ درصد است که می‌توانند با «بازچرخانی» آب از منابع آب استفاده بهینه‌ای داشته باشند. او یک نکته را هم یادآوری کرد برای اینکه بتوان زاینده‌رود و گاوخونی را نجات داد باید پایانی قطعی برای گسترش صنایع در اصفهان نوشت و به سمت گردشگری تاریخی – طبیعی رفت.

در ماجرای گرد و غبار، فاجعه فراتر از بودجه است

چهارشنبه, ۲۹ بهمن, ۱۳۹۳

      به بهانه پدیده گرد و غبار روزهای اخیر در خوزستان و برخی استان‌های غربی کشور و همچنین اظهارنظرهای علمی و سیاسی صورت گرفته در این ماجرا، گفتگویی را با خبرنگار روزنامه آرمان انجام داده‌ام که در صفحه ۵ شماره ۲۶۹۴ چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۳ آن روزنامه منتشر شده است. شرح کامل این گفتگو را می‌توانید در زیر بخوانید:

ریزگرد

     روزنامه آرمان: درمورد آلودگی هوای خوزستان این تعریف را باید اصلاح کنیم که ما هم‌اکنون در خوزستان با پدیده ریزگرد مواجه هستیم! زیرا، پدیده گردوغبار با پدیده ریزگرد تفاوت دارد. پدیده ریزگردها که ما چندین سال است شاهد آن هستیم اغلب منشأ خارجی دارند که برخی آنها از صحرای آفریقا یا درمورد تالاب هورالعظیم از کشور عراق وارد ایران می‌شوند. ریزگردها ذرات ریز کمتر از دو میکرون هستند که از ارتفاعات بالا حتی بالاتر از ۴۰۰۰ مترعبور می‌کنند تا جایی که این ذرات توانستند از رشته کوه زردکوه واقع در استان چهارمحال و بختیاری عبور کنند و به استان‌های دیگر برسند.

     پدیده‌ای که ما هم‌اکنون در خوزستان و برخی شهرهای دیگر مانند ایلام، لرستان و کرمانشاه درگیر آن هستیم پدیده گردوغبار است که با ریزگردها متفاوت است. گردوغبارها برخلاف ریزگردها منشأ داخلی دارند و اتفاقاتی که در گذشته برای این قسمت از کشور و تالاب‌هایی مانند هورالعظیم و هورالهویزه افتاد باعث خشکی آنها شد و زمین‌هایی که زهکشی شدند و به زمین‌های کشاورزی تبدیل شدند که به دلیل کمبود آب به حال خود رها شده‌اند یا اتوبان خرمشهر که فرسایش بادی را دراین منطقه افزایش داده است و انواع مسائل دیگری که در خوزستان به‌دلیل فقدان مدیریت درست منابع آبی این منطقه و خشکسالی وسیع اتفاق افتاد باعث شده است ما شاهد این باشیم که با کوچک‌ترین وزش باد و تغییرات جوی، این گرد و خاک‌ها که نتیجه ایجاد و گسترش بیابان‌های وسیع است به هوا بلند شود و شرایطی را ایجاد کند که ساکنان این شهرها حتی تا جلوی پای خود را نبینند.

     در بودجه سازمان حفاظت محیط زیست اعتباراتی برای مهار این گردوخاک‌ها درنظر گرفته شده است و سازمان حفاظت محیط زیست یا سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور باید با ارائه گزارش عملکرد خود درمورد نحوه تخصیص این بودجه پاسخگو باشند. با نگاهی به بودجه‌ای که سال گذشته برای این امر تخصیص داده شده به نظر می‌رسد حجم فاجعه و تخریب‌هایی که در زیست‌بوم‌های جنوب کشور اتفاق افتاده بسیار فراتر و بیشتر از این بودجه باشد. وقتی در کشورمان برای احداث سدی مانند گتوند بدون بررسی و ملاحظات زیست‌محیطی دوهزار میلیارد تومان اختصاص می‌یابد نتیجه‌اش ایجاد این بحران در استان خوزستان است و اختصاص ۴۰، ۵۰ میلیارد تومان برای کنترل کانون‌های تولیدگرد و خاک یک رقم فوق‌العاده ناچیزی است هرچند که اعتبارات سالانه سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان توسعه جنگل‌ها دربرابر وظایف و ماموریت‌هایی که چه در حوزه نظارتی و چه در حوزه احیا، توسعه و بهره برداری منابع پایه‌ای کشورمان داریم، ناچیز است.

     اعتباراتی هم که برای موضوع ریزگردها اختصاص یافته ناچیز است و نمی‌تواند پاسخگو باشد. از سوی دیگر اتفاقاتی که ما الان شاهد آن هستیم نتیجه سوء مدیریتی است که طی ده سال گذشته در استان خوزستان شاهد آن هستیم. بهره‌برداری از منابع نفتی در منطقه هورالعظیم به بهای خشکاندن این تالاب، بستن مسیر آب‌ها و احداث سدها که درمجموع حقابه‌های اصلی و شاهرگ آبی این منطقه را خشکاند ریشه در یک مدیریت ناکارآمد دارد. به نظر می‌رسد اتفاقاتی که بعد از ایجاد پدیده گرد و خاک در جنوب کشور افتاد و تلاش‌های افرادی که دنبال تعیین مقصر هستند جنبه سیاسی پیدا کرده است و به جای اینکه به صورت شفاف و کارشناسانه علت‌ها بررسی شود و برای مهار و مقابله با آنها تمهیدی اندیشیده شود به دنبال دستیابی به اهداف شخصی خود هستند و سعی دارند از این راه به دولت فعلی و سازمان حفاظت محیط زیست هجمه و فشاری وارد کنند تا حقانیت خود را اثبات کنند اما این را باید دانست که این پدیده یک‌شبه یا یک‌ساله ایجاد نشده و بیش از ده سال سوءمدیریت باعث ایجاد آن شده است.