تلاش کم همتای نیروهای امدادی هم نتوانست مانع سوختن درختان شود!

این مطلب دراین تاریخ ارسال شده است شنبه, ۳ مرداد, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۶:۳۸

   وقوع آتش سوزی گسترده در جنگلها و مراتع کوهستانی منطقه مشایخ اردل، تعداد زیادی از نیروهای امدادی و مسئولین محلی استان چهار محال و بختیاری را به منطقه وقوع حریق کشاند. به رغم تعطیلی روز گذشته – جمعه ۱/۵/۸۹ – حضور کم مانند مسئولی محلی در منطقه سبب گردیده بود تعداد قابل توجه ای از نیروهای امدادی هلال احمر، منابع طبیعی، محیط زیست، شهرداری ها و پایگاه های مقاومت بسیج به منطقه اعزام گردند.

   هر چند عدم اطلاع رسانی سریع و به موقع، وزش باد شدید و کوهستانی بودن منطقه سبب گسترش آتش در سطحی بالغ بر ۲۰۰ هکتار از بهترین جنگلها و مراتع استان شده بود، اما تلاش قابل تحسین نیروهای یگان حفاظت منابع طبیعی و حضور فعالانه و دلسوزانه نیروهای امدادی هلال احمر استان در کنار مسئولین و مدیران محلی حاضر در منطقه حریق، باعث گردید در ساعات پایانی روز – ساعت ۷ بعد از ظهر – از سرایت آتش به مناطق همجوار جلوگیری شده و گسترش آتش مهار گردد. یقینا” اگر حضور فعالانه مسئول ستاد حوادث غیر مترقبه استان – مهندس فرهادی – و دیگر مسیولین سیاسی منطقه – فرمانداران و بخشداران – در محل نبود، گستردگی آتش سوزی را در سطحی به مراتب بیشتر شاهد بودیم. ضمن قدر دانی از حضور دلسوزانه و طبیعت دوستانه این عزیزان در صحنه، انتظار می رود زمینه توجه سزاوارانه تری در تأمین تجهیزات و امکانات سخت افزای و نرم افزاری اطفاء حریق در جنگلها و مراتع استان فراهم گردد.

   اما به رغم این حضور کم سابقه مسئولین محلی و تلاش های طاقت فرسای نیروهای امدادی، طولانی شدن مهار آتش، صعب العبور بودن منطقه و تاریک شدن هوا، مانع از حضور نیروهای تازه نفس برای اطفای کامل حریق و ممانعت از نابودی برخی درختان در محدوده دچار حریق گردید. همچنانکه در نوشتار پیشین اشاره گردید، مرحله دوم مقابله با رخداد زیان بار آتش سوزی در جنگلها، حضور نیروهای امدادی تازه نفس و اطفای کامل حریق و نجات درختان مسن و گونه های حساس به آتش در محدوه وقوع حریق می باشد.

فراهم نبودن زمینه اجرای مرحله دوم مقابله با این آتش سوزی سبب گردید صدها درخت کیکم و بنیو و بلوط، ایستاده در آتش بسوزند و چشمان دوستداران شان را به دلیل ناتوانی در نجات آنها خیس کنند. در عملیات نجاتی که در نیمه های شب به همراهی نیروهای تازه نفس بسیجی با حمل فلاکس بک های آب به ارتفاعات داشتیم، پس از نجات تعداد معدودی از درختان دچار حریق شده، با تمام شدن آب فلاکس بک ها و فریادهای سوختن و کمک خواستن صدها درخت در حال سوختن، در آن ارتفاعات کوهستانی و صعب العبور مواجه شدیم که اشک هر انسانی – حتی طبیعت ستیزان – را درمی آورد.



۶ دیدگاه لـ تلاش کم همتای نیروهای امدادی هم نتوانست مانع سوختن درختان شود!

  1. محمد درویش گفته است:

    ۳ مرداد, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۳:۰۸

    حقیقتاً دست مریزاد رفیق …
    امیدوارم که خداوند زاگرس به تو و همراهان سختکوشت در این جهاد بزرگ پاداشی درخور عنایت فرماید …

    پاسخ:
    ممنون رفیق قدیمی

  2. به کدامین گناه...صبا فروزنده ، دخترکی که 2.5 ساله تمور مخچه ، اون رو فلج و نابینا کرد گفته است:

    ۵ مرداد, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۲:۰۷

    http://photoashand.blogfa.com/
    از شما دوستان عزیزی که این مطالب رو می بینید و می خونید ، اگر در توانتون هست به هر نحوی که امکان دارد کمک کنید ( مالی ، معرفی وکیل افتخاری یا وکیلی که مشاوره بدهد …) را به اقای فروزنده که ایشون با فروش کلیه خود الان بسیار مشکلاتی برایشون پیش اومده که در صورتی که مایل به بیشتر دانستن از ایشون و خانواده اش هستید و این شماره تماس ۰۹۱۷۸۸۷۹۱۹۹ بگیرید.

  3. تزریق مواد مخدر در سینمای بندرگز و بی رونقی در سینماهای گلستان گفته است:

    ۸ مرداد, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۲:۲۳

    عکس / تزریق مواد مخدر در سینمای بندرگز و بی رونقی در سینماهای گلستان http://www.photoashand.blogfa.com

    به ابوطالب عزیز:
    ممنون از عکس های کم همتای تان ….
    درود

  4. دانش گفته است:

    ۱۰ مرداد, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۱:۰۳

    هومان جان… باور کن طی این چند روز, بارها گزارشت را خواندم و هر بار بعلت بغض گلو و اشک چشمانم, قادر نبودم چیزی در این باره بنویسم. فاجعه را با پوست و گوشت خود حس کردم و خاطرات کودکی و مسافرتهای تابستانی به اردل و ناغان چنان آتشی به جانم افکند که تا امروز, نوشتن در باره ی این آتش سوزی هولناک, برایم مقدور نبود.

    آن درختان, دوستان قدیم من بودند و ساعتها ضمن لذت بردن از سایه ی دلچسب آنها, همانند دوستان صمیمی با هم حرف میزدیم و من بابت گستردن سایه پر مهرشان بر سرم, ازشان تشکر میکردم. الآن با دلی اندوهگین, واقعا” حس میکنم همان دوستان خوبم در این آتش سوزی از بین رفته اند و من, ناراحت از اینکه نتوانسته ام کاری برایشان انجام دهم, افسوس…

    هومان جان, از زحمانی که خود و همکارانت و همچنین مسئولان محلی, در مهار این آتش سوزی و نجات جان هزاران درخت دیگر, متحمل شدید, صمیمانه سپاسگزارم.

    به دانش عزیز:
    دوست داشتم با وصف زیبایی های کم همتای بختیاری تو را به دوران پاک و زیبای کودکیت ببرم اما افسوس که برخی طبیعت ستیزان ناآگاه و کج فهم عناد و دشمنی های محلی خود را بر سر این آیه های سبز الهی خالی می کنند و اینگونه چشمان را خیس می کنند.
    باور کن این احساسات پاک و شورانگیز شما قوت قلبی کم نظیر برای من در دیده بانی از طبیعت بختیاری خواهد بود.
    زنده باشی دوست عزیز و مهربانم

  5. مهرداد گفته است:

    ۱۰ مرداد, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۳:۵۶

    دست مریزاد اگر چه این پیغام برای مطلبت کهنه شده ولی تلاش طبیعت دوستان واقعی ستودنی است.پایدار باشی دوست عزیز

    به مهرداد عزیز:
    ممنون دوست قدیمی

  6. ghorbani گفته است:

    ۱۵ مرداد, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۸:۴۷

    هر چند که تقریبا” خاطره آتش سوزی به این مهیبی خیلی زود از اذهان همگان دور شد ولی داغ بر جای مانده بر پیکره درختان زیبای زاگرس بختیاری همچنان تازه است. به امید روزی که دیگر دلتنگ زندگی الماس های سبز نباشیم.

    پاسخ:
    توصیف سزاوار و عمیقی بود …
    ممنون و درود خانم قربانی

Leave a comment