از مهار بیابان زایی حمایت می کنم
در آغازین روزهای موسم سپید سال؛ خبر فیلتر شدن وبلاگ محیط زیستی «مهار بیابان زایی» موجی از حیرت و نگرانی در بین دوستداران و فعالان محیط زیست کشور به راه انداخت است. مهار بیابان زایی به عنوان مشهورترین وبلاگ طرفدار محیط زیست به زبان فارسی، که در مدت ۵ سال فعالیت خود استارت تفکر محیط زیستی را در زندگی برخی هموطنان زده و با روشنگری های خردمندانه اش همبستگی کم همتایی را در بین یاران طبیعت وطن ایجاد کرده است؛ در اقدامی عجولانه ی ناشی از برداشت های سلیقه ای و با دلایل نامعلومی از سوی «کمیته مصادیق محتوای مجرمانه رایانهای» فیلتر گردید.
اعضای وبلاگستان سبز وطن این شیوه رفتار با چنین وبلاگ علمی – محیط زیستی را توهینی آشکار به طبیعت ایران و مغایر با حقوق شهروندی خود در اصل ۵۰ قانونی اساسی می دانند و سعی دارند با استفاده از تمامی ظرفیت های قانونی از مهار بیابان زایی حمایت کنند و هر چه زودتر این صدای مشترک فعالان محیط زیست ایران را از بند درآورند.
تردیدی ندارم همه کسانی که دل در گرو طبیعت وطن دارند باورشان این است که مهار بیابان زایی در تاریخ «حفاظت از طبیعت در ایران» به لحاظ تلاشش برای پایداری کیفیت زیستن در طبیعت ایران زمین، از جایگاهی سزاوار و درخور برخوردار بوده و مسدود سازی دسترسی به این وبلاگ علمی، آنهم در نخستین روزهای سال جهانی جنگل ها که بر اطلاع رسانی و ارتقای سطح آگاهی های عمومی جوامع محلی و جلب مشارکت جنگل نشینان بنا نهاده شده است، تجاوز به حریم اطلاع رسانی و اقدامی علیه محیط زیست و طبیعت وطن است.
این باور که مهار بیابان زایی بر بنیاد داد و دهش به چنین جایگاه والایی در وبلاگستان سبز وطن رسیده است نگارنده را یاد این شعر فردوسی بزرگ می اندازد:
فریدون فرخ فرشته نبود
ز مشک و زعنبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت آن نیکویی
تو داد و دهش کن، فریدون تویی
از دوستان عزیزمان مهدی اشراقی و محسن تیزهوش که بانیان این موج سبز – اعتراض به فیلتر شدن مهار بیابان زایی – بودند تشکر می کنم.
.
.
امیر سررشته داری گفته است:
۶ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۳:۴۸
هومان جان خدا قوت. بد ندیدم در اینجا بخشی از سخنان فرانچسکوی قدیس را بیاورم.
خداوندا مرا وسیله صلح خویش قرار ده
آن جا که کین است بادا که عشق آورم
آن جا که تقصیر است بادا که بخشایش آورم
آن جا که تفرقه است بادا که یگانگی آورم
آن جا که خطاست بادا که راستی آورم
آن جا که شک است بادا که ایمان آورم
آن جا که نومیدی است بادا که امید آورم
آن جا که ظلمات است بادا که نور آورم
آن جا که غمناکی است بادا که شادمانی آورم
خداوندا بادا که بیشتردر پی تسلی دادن باشم تا تسلی یافتن
در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن
در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن
چرا که با بخشیدن است که می گیریم
با فراموشی خویشتن است که خویشتن را باز می یابیم
با بخشودن است که بخشایش به کف می آوریم
با مردن است که به زندگی برانگیخته می شویم.
ارادتمند
Well-loved. Like or Dislike:
8
0
هومان خاکپور گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۱:۲۴
ممنون امیر جان
درود
Like or Dislike:
0
0
پیام احتسابیان گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۲:۲۳
ما همه طبیعت دوستان مثل محمد درویش فکر می کنیم و می نویسیم. ما همه محمد درویش هستیم… فیلتر شدن سایت مهار بیابان زایی یک حرکت بی اساس است. چرا که سایت ها و وبلاگ های فراوانی مثل این سایت هستند. پس کلی سایت باید فیلتر شود. اما این صدا و فکر خاموش شدنی نیست.
Like or Dislike:
2
0
اشکار گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۲:۳۰
چه روح لطیفی دارید جناب سررشته داری
سر به روی شانه های مهربانت میگذارم
عقده ی دل میگشایم گریه ی بی اختیارم
از غم نامردمی ها بغضها در سینه دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم. دوست دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم. دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم. دوست دارم
خالی از خودخواهی من.برتر از الایش تن من تورا بالا تر از تن.برتر از من دوست دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم. دوست دارم
عشق صدها چهره دارد.چشم تو آیینه دار عشق
عشق را در چهره ی آیینه دیدن دوست دارم
در خموشی چشم من را
مثل آه و گفتگوهاست
من تورا برجسته ی محراب دیدن دوست دارم
من تورا بالا تر از تن.برتر از من دوست دارم
سر به روی شانه های مهربانت میگذارم
عقده ی دل میگشایم گریه ی بی اختیارم
از غم نامردمی ها بغضها در سینه دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم. دوست دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم. دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم. دوست دارم
خالی از خودخواهی من.برتر از الایش تن من تورا بالا تر از تن.برتر از من دوست دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم. دوست دارم
عشق صدها چهره دارد.چشم تو آیینه دار عشق
عشق را در چهره ی آیینه دیدن دوست دارم
در خموشی چشم من را
مثل آه و گفتگوهاست
من تورا برجسته ی محراب دیدن دوست دارم
من تورا بالا تر از تن.برتر از من دوست دارم ……
Like or Dislike:
0
0
اشکار گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۲:۳۷
مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه
غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه
شب که از راه میرسه
غربتم باهاش میاد
توی کوچه های شهر
باز صدای پاش میاد
من غمای کهنه مو بر میدارم
که توی میخونه ها جا بذارم
می بینم یکی میاد از میخونه
زیر لب مستونه آواز میخونه
مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه
غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه
گرمی مستی میاد توی رگهای تنم
می بینم دلم میخواد با یکی حرف بزنم
کی میاد به حرفای من گوش بده
آخه من غریبه هستم با همه
یکی آشنا میاد به چشم من
ولی از بخت بدم اونم غمه
ولی از بخت بدم اونم غمه
مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه
غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه
خسته از هر چی که بود
خسته از هر چی که هست
راه میافتم که برم
مثل هر شب مست مست
باز دلم مثل همیشه خالیه
باز دلم گریه تنهایی میخواد
بر میگردم تا ببینم کسی نیست
می بینم غم داره دنبالم میاد
می بینم غم داره دنبالم میاد
مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنهمستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه
غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه
شب که از راه میرسه
غربتم باهاش میاد
توی کوچه های شهر
باز صدای پاش میاد
من غمای کهنه مو بر میدارم
که توی میخونه ها جا بذارم
می بینم یکی میاد از میخونه
زیر لب مستونه آواز میخونه
مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه
غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه
گرمی مستی میاد توی رگهای تنم
می بینم دلم میخواد با یکی حرف بزنم
کی میاد به حرفای من گوش بده
آخه من غریبه هستم با همه
یکی آشنا میاد به چشم من
ولی از بخت بدم اونم غمه
ولی از بخت بدم اونم غمه
مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه
غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه
خسته از هر چی که بود
خسته از هر چی که هست
راه میافتم که برم
مثل هر شب مست مست
باز دلم مثل همیشه خالیه
باز دلم گریه تنهایی میخواد
بر میگردم تا ببینم کسی نیست
می بینم غم داره دنبالم میاد
می بینم غم داره دنبالم میاد
مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه
غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه
غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه
Like or Dislike:
0
1
اشکار گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۲:۳۸
دلم میخواد که روزی صد هزار بار
بهت بگم دوست دارم عزیزم
دلم میخواد که عمر و زندگیمو
به پای عشق خوب تو بریزم
دلم میخواد که از لبای گرمت
گلای سرخ بوسه رو بچینم
دلم میخواد جواب دوست دارم رو
تو چشمای قشنگ تو ببینم
دلم میخواد جواب دوست دارم رو
تو چشمای قشنگ تو ببینم
دلم میخواد که روزی صد هزار بار
بهت بگم دوست دارم عزیزم
دلم میخواد که عمر و زندگیمو
به پای عشق خوب تو بریزم
خدایا خدایا این دل دیوونه رو از من نگیر
بذار بمونم توی دستاش اسیر
قهر و جدایی رو به یادش نیار
نقش فراموشی به قلبش نذار
تو خواب و بیداری صداش میکنم
هستیمو فرش زیر پاش میکنم
دلم میخواد که روزی صد هزار بار
بهت بگم دوست دارم عزیزم
دلم میخواد که عمر و زندگیمو
به پای عشق خوب تو بریزم
دلم میخواد که از لبای گرمت
گلای سرخ بوسه رو بچینم
دلم میخواد جواب دوست دارم رو
تو چشمای قشنگ تو ببینم
دلم میخواد جواب دوست دارم رو
تو چشمای قشنگ تو ببینم
دلم میخواد که روزی صد هزار بار
بهت بگم دوست دارم عزیزم
دلم میخواد که عمر و زندگیمو
به پای عشق خوب تو بریزم
خدایا خدایا این دل دیوونه رو از من نگیر
بذار بمونم توی دستاش اسیر
قهر و جدایی رو به یادش نیار
نقش فراموشی به قلبش نذار
تو خواب و بیداری صداش میکنم
هستیمو فرش زیر پاش میکنم
دلم میخواد که روزی صد هزار بار
بهت بگم دوست دارم عزیزم
دلم میخواد که عمر و زندگیمو
به پای عشق خوب تو بریزم
دلم میخواد که روزی صد هزار بار
بهت بگم دوست دارم عزیزم
دلم میخواد که عمر و زندگیمو
به پای عشق خوب تو بریزم
Like or Dislike:
0
1
اشکار گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۳:۰۱
محققان دانشگاه Rio de Janeiro دریافتند که …. برزیلی بسیار زیبا بود و چربی اضافی ندارد. آنها پس بررسی این موضوع ادعا کردند که قهوه عامل چنین پدیده ای است آنها می گویند قهوه موجب زیبایی ….. می شود
پس بگو چرا …. اینقدر بزنم به تخته سالاره
از بس قهوه خورده
Like or Dislike:
0
1
اشکار گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۳:۰۶
زین پس اگر در اتاق کار و بر روی میز شما همکاری با لبخند فنجانی قهوه گذاشت بیشتر دقت نمایید.
هربیشه گمان مبر که خالی باشد
شاید که پلنگ در او خفته باشد
احتیاط شرط عقل است.
نیرزد عسل جان من زخم نیش
قناعت نکوتر به دوشاب خویش!!
همان یک استکان چای آبداری کم خطر تر می باشد
Like or Dislike:
0
0
اشکار گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۰:۰۶
ببخشید … برزیلی نوعی غذا است؟
شاید اهنگ جدیدی است
Like or Dislike:
0
0
sara گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۰:۲۷
لطفا مطلبی هم در مورد تخریب باغ گیاه شناسی نوشهر تهیه کنید.
حادثه بسیار اسف باریست
Like or Dislike:
0
0
محمد درویش گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۰:۵۶
می بینم که اشکار خان باز زده است به جاده شوسه!
.
پیام جان:
ممنون از پیام دلچسبت.
.
امیر جان:
فرانچسکو قدیس که سایه دایی جان را با آموزه هایش می زند! نمی زند؟
.
درود …
Like or Dislike:
2
0
محمد درویش گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۰:۵۸
امروز سری به همایش ملی مدیریت پسماندها و پساب های کشاورزی زدم و چقدر سوژه شکار کردم!
افسوس که نمی توانم در مهار بیابان زایی به آنها بپردازم …
با این وجود، همینجا و با اجازه صاحبخونه دوست داشتنی ام آنها را برملا می سازم …
Like or Dislike:
2
0
محمد درویش گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۱:۰۱
نخستین نکته جالب را دکتر غلامرضا میرکی، دبیر همایش گفت:
این که ما سالانه ۱۰۰ میلیون تن محصولات کشاورزی تولید می کنیم؛ اما ۱۷۰ میلیون تن هم بابتش پسماند می آفرینیم!
البته مهندس آستانه هم اضافه کردند که از آن ۱۰۰ میلیون تن هم ۲۵ درصدش به صورت ضایعات و قبل از رسیدن به دست مصرف کننده از بین می رود!
Like or Dislike:
3
0
محمد درویش گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۱:۱۰
دکتر شاعری، قائم مقام سازمان حفاظت محیط زیست هم حرف های جالبی زد!
۱- در سفر استانی نخست رییس جمهور به گلستان تصویب شده بود که ۳۰۰ هزار هکتار از اراضی کشاورزی زهکشی شود. همچنین در استان مازندران هم ۲۰۰ هزار هکتار تصویب شده بود که زهکشی شود. اما اخیراً متوجه شدم که حتا یک هکتار هم نشده است! چرا؟
۲- شاعری گفت: در حالی که ۷۰ درصد آب مصرفی در بخش صنعت و ۴۰ درصد آب شرب دوباره بازچرخانی شده و مورد استفاده مجدد قرار می گیرد، این رقم در بخش کشاورزی تقریباً صفر است! چرا؟
۳- میزان پساب در بخش کشاورزی ۲۶ میلیارد متر مکعب است که نیاز سالانه آب شرب یک جمعیت ۲۰۰ میلیون نفری را می تواند تامین کند.
۴- ۷۵ درصد بیماری های ایران ریشه در آلودگی آب دارد.
۵- حرف اول را در مدیریت آب باید وزارت جهاد کشاورزی بزند؛ نه وزارت نیرو!!
خلاصه حرف های شاعری خیلی جنجالی می تواند باشد.
Like or Dislike:
3
0
محمد درویش گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۱:۱۹
دکتر پرهمت که معلوم بود از سخنان شاعری برآشفته است؛ در پاسخ به وی گفت: برای پاک کردن آلودگی های هر لیتر از پساب های صنعتی و شهری باید ۱۴ لیتر آب سالم را به آن بیافزاییم؛ در صورتی که پسابهای کشاورزی اینگونه نیستند و خوب بود سخنرانان محترم به این مساله توجه می کردند!!
پرهمت گفت: ۴۲ درصد سبزی ها و ۲۴ درصد میوه ها در کشورهای جهان سوم، قبل از رسیدن به دست مصرف کننده از بین می رود. اما یادش رفت آمار مربوط به کشور خودمان را بگوید! یادش نرفت؟
Like or Dislike:
2
0
محمد درویش گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۱:۲۰
به سارا:
تاکنون ده ها گزارش در این باره تهیه شده است! لطفا در گوگل جستجو کنید.
Like or Dislike:
2
0
محمد درویش گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۱:۲۷
باز هم از ماجراهای جالب این همایش خواهم نوشت …
Like or Dislike:
3
0
هومان خاکپور گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۱:۲۷
به اشکار:
در مورد … برزیلی، از محمد درویش بپرس اشکارجان!
Like or Dislike:
0
0
هومان خاکپور گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۱:۳۷
به محمد درویش عزیز:
صاحبخونه شمائید رفیق شفیق …
Like or Dislike:
2
0
هومان خاکپور گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۱:۳۹
به محمد درویش:
امید که شاعری هم با این حرف های جنجالی اش دستش را در دست صدوق، همکار سابق محیط زیستی اش ننهد!
Like or Dislike:
1
0
اشکار گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۱:۵۹
درویش خان
اگر پولی از آسمان رسید دوست دارید در سواحل زیبای کاستاریکا قهوه برزیلی بخوریم؟
Like or Dislike:
1
0
بابک گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۲:۲۳
حالا کی قهوه بزریلی میخوره؟ تو ایران پیدا میشه؟
Like or Dislike:
0
0
اشکار گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۲:۴۹
به آقا بابک!
نمی دونی برادر چه قهوه پر خیر و برکتی است قهوه برزیلی
یک فنجان … تنها یک فنجان نوشیدنش دنیا را کن فیکن مه کنه
مگر نه هومان خان
Like or Dislike:
0
0
هومان خاکپور گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۲:۵۶
به اشکار:
احتمالن به همین دلیله که بازیکنان برزیلی در زمین کن فیکن می کنند و فردوسی پور هم میگه چه می کنند این برزیلی ها …! نه؟
Like or Dislike:
0
0
سیمین گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۳:۳۰
الان شبکه ۳ داره میگه که مصرف برق پس از هدفمندسازی یارانه ها بطور متوسط در کشور ۶ درصد کاهش داشته است.
Like or Dislike:
1
0
سیمین گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۳:۵۹
مطلب جالبی بود در مورد آرال، آقای میری ممنون.
یعنی ما هم می توانیم هنوز امیدوار باشیم که دریاچه ارومیه روزی به شرایط اولیه خودش برگردد؟
Like or Dislike:
3
0
سیمین گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۰:۰۱
سلام به همشهری عزیز آفای دانش و بانو زیبا!
Like or Dislike:
1
0
دانش گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۰:۱۱
به سیمین خانم گرامی,
منهم متقابلا” سلام عرض میکنم. میدانم که الآن آنجا آخر شب است, بنابراین امیدوارم خوب بخوابید و خوابهای طلائی ببینید.
Like or Dislike:
3
0
سیمین گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۰:۱۵
متشکرم
Like or Dislike:
0
0
اشکار گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۰:۱۸
دانش خان
از خاطره شکارهایی که در جوانی بستگانتان انجام می دادند برای ما بنویسید.
دریاچه آرال که دریای خوارزم می باشد به خاطر حماقت جبلی و ذاتی شوروی ها نابود شد. بچه دیکتاتوری هم که اکنون در ازبکستان حاکم است آمودریا و سیردریا را به مزارع پنبه تماما می فرستد تا جبیش را از طلای سفید که همان پنبه است پر کند.
دولت ازبکستان سیاست فارسی زدایی را از ابتدا درپیش گرفت. که ریشه در سال ۱۹۲۰ دارد. سمرقند و بخارای فارسی زبان جزو ازبکستان ازبک نژاد قرار گرفت.
تا ۱۹۲۰ به بخارا دارالسلطنه بخارا شریف می گفتند و زبان اداری و درباری و عوام فارسی بود. جراید فارسی بود. متون نبشته شده بر دیوار ها فارسی بود.
Like or Dislike:
3
0
اشکار گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۰:۱۹
دانش خان
اگر حالش پیدا شود سفری به بخارا و سمرقند و شهرسبز و خیوه بنمایید.
Like or Dislike:
0
0
اشکار گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۰:۲۴
دانش خان بیاد دارید که در دوران جوانی چقدر این روشنفکر نماهای چپ زده با دم خط های یک وحبی و شلوارهای پاچه گشاد چقدر افسوس نبود در بهشت زحمتکسان را می خوردند؟
یک پرسش: چرا بیشتر روشنفکران چپ نمای ما در وقت عمل بجای ودکا ، ویسکی اسکاچ می نوشیدند و سیگار وینستون دود می کردند؟
Like or Dislike:
0
1
miri گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۳:۲۶
در بعدازظهر دلنشین یکی از روزهای آگوست سال جاری دهها ماهیگیر قزاق، جشنی را در نزدیکی کرانهی جنوبی دریای آرال شمالی برپا کردند. آنها طبق آیینی که مختص ساکنین پهندشتهای آسیای مرکزی است، بزغالگان و گوسفندان و ماهیانشان را با پشتههای سیب، گرد هم آوردند، آبجو و ودکایی نوشیدند و شهردارشان به بهترین ماهیگیران فصلی که گذشت، هدایایی بخشید. آنها مسابقه دادند و بعد خسته و سیگاربهلب، به نقل داستان و آوازخوانی در ستایش از آرال و ماهیاناش نشستند؛ و آنها چقدر عاشق آرال و ماهیاناش هستند.
برای سالها، آرالِ خسته و خشکیده، هیچ بهانهای برای شادمانی و جشن این مردان نداشت؛ همان بس که تاریخدانان و دانشمندان محیط زیست، این سرنوشت شوم را در میان بدترین فجایع بومشناختی زمین قرار دهند. در دههی ٨٠ میلادی که دولت شوروی اقدام به تخلیهی آب دریا با هدف آبیاری دشتهای وسیع و تشنهی پنبه در سرزمینهای پیرامون آن نمود؛ اصلاً ماهیگیری بهکل از آنجا رخت بربست. آرال که روزگاری با وسعتی بالغ بر ۶٧هزار و سیصد کیلومتر مربع، چهارمین دریاچهی وسیع زمین بود؛ حال به یکدهم از حجم اصلیاش خشکید و سایهای مخوف و خشک از خود به جا نهاد. ماهیاناش مردند و داراترین صیاداناش از آن ناحیه کوچیدند و آنانی که ماندند هم گرسنگی گریبانشان را گرفت.
امروزه اما با مساعدت دولت قزاقستان، بانک جهانی و دانشمندان؛ بخش شمالی آرال رو به ترمیم و بازیابی نهاده است. ماهیان دوباره به آب آمدند و در چهار سال اخیر، این نقطه مکانی برای گردهمآیی و جشن صیادان قزاق شد. «فیلیپ میکلین»؛ جغرافیدانی از دانشگاه میشیگان که از دههی هشتاد این نقطه را کانون توجهاش کرد و از آن پس هر چندین سال آن را ملاقات میکند، میگوید: «انسان دریای آرال را حذف کرد؛ طبیعت میتواند آن را بازگرداند». اما تعریف بازیابی، برای جایی که شدیداً دچار دگرگونی شده مسألهای پیچیده است.
آغاز داستان
آمودریا یا سیحون، طولانیترین رودخانهی آسیای مرکزی است که از دامان سرد و برفگیر کوهستان هندوکش سرچشمه میگیرد و رو به دشتهای شمال، ٢۴٠٠ کیلومتر از جلگههای ناملایم ازبکستان و ترکمنستان را پیموده و در دلتای کرانههای جنوبی دریای آرال، آرام میگیرد. در دههی شصت میلادی، اتحاد جماهیر شوروی سابق، اقدام به احداث مزارع پهناوری در همین جلگههای دائماً خشک پیرامون رود نمود و با حفر آبراهههایی طولانی با هدف آبیاری تا سال ١٩۶۵؛ آمودریا سه میلیون هکتار از زمینهای گندم و پنبه که از جمله تشنهترین غلات زمیناند را در آغوش خود گرفت. در نتیجه دبی، شاخهی اصلی رود از ٧٩٣ متر مکعب در هر ثانیه، به ١۵۶ متر مکعب در ثانیه فروکش کرد.
آمودریا از آرال عقب نشست و هماکنون با وجود سدی در ١١٠ کیلومتری مصب رود، این پیوند برای همیشه برید. سیردریا یا جیحون که کرانههای شمالی آرال را تغذیه میکرد هم گرفتار آبیاریهای افسارگسیخته شد؛ هرچند هنوز اتصال نازکی به دریاچه دارد.
هنگامیکه توسعهی کشاورزی در دههی شصت آغازیدن گرفت؛ آرال هر ساله تا ۴٠ هزار تُن ماهی را نصیب تور صیادان میکرد و همیشه کشتیهایی به درازای دهها متر، برای حمل این آبزیان گرانبها، در پهنهی آرام دریاچه در رفت و آمد بود. آرال هزاران ماهیگیر را مشغول خود داشته بود و دیگران نیز در تأسیسات زیرمجموعه از جمله کارگاههای کنسروسازی و راهآهنی که قطارهای پر از ماهی را هر روزه روانهی بازارهای مسکو میکرد، شاغل بودند.
١٩ روستا و دو شهر در گرد دریاچه بود. شهر «مویناک» با جمعیتی در حدود ۴٠ هزار نفر در جنوب و «آرالسک» با دو برابر این میزان جمعیت در شمال. اما آرال تا اواسط دههی هشتاد تا نیمه خشکید. از لنگرگاهها پا پس کشید و ابتدا ماهیگیران را به گسترش بندرگاهها با حفر کانالهای عمیق واداشت و بعدترها هم به استفاده از هلیکوپتر برای دسترسی به تأسیسات زیرمجموعه.
بحران انسانی و زیستمحیطی
در اوایل دههی هشتاد بود که ماهیها ناپدید شدند. با کاهش ورود آب شیرین از سوی رودها، آرال که همیشه دریاچهای شور بود، بهطرز فزایندهای شورتر شد. غلظت نمک از ١٠ گرم بر لیتر، به ٣٠ گرم بر لیتر رسید و این یعنی تقریباً به شوری آب اقیانوس. تمامی ٢۴ گونه ماهی بومیاش از میان رفت و در نهایت صنعت ماهیگیری منطقه متلاشی شد. اغلب ماهیگیران باتجربه با نقل مکان به دیگر نواحی نظیر دریاچههای خزر و بالتیک، کشتیهایشان را در پشتههایی از شن که روزگاری جولانگاه تلاطم آبهای زیبای آرال بود، رها کردند. در برخی نقاط، این غولهای آهنین زنگارگرفته به حال خود رها شدند و یادآور هولناکی از سرعت اضمحلال صنعت پویای آن ناحیه در گذشته گشتند.
کسانی هم که ماندند، در تلاش برای سیر کردن خود در سرزمینی شدند که تغییر رفتاری غیرمنتظره داده بود. آرال در گذشته و در ابعاد اصلیاش نقش یک ضربهگیر اقلیمی عظیمالجثه را در منطقه ایفا میکرد و با انقباضاش بود که تابستانها گرمتر و زمستانها هم سردتر شد. آنچه بر جا مانده بود، پهنهی سپید و یکدستی از نمک تا ٣٠٠ کیلومتر آنسوتر بود؛ نمکی آمیخته با آفتکشهایی یادگار چندین دهه زهکشی با هدف کشاورزی. هر چند هفته، طوفانهای شدید شن صدها تُن نمک و ماسه و مواد شیمیایی را به هوا و تا عمق ریههای بومیان منطقه میبُرد. سرطان نای و بیماریهای تنفسی شیوع یافت و در نبود منابع پروتئینی مطمئن در نتیجهی فقدان آبزیان؛ هزاران نفر به کمخونی مبتلا شدند. مرگومیر نوزادان به ۶٠ مورد در هر ١٠٠٠ نفر رسید و این بالاترین آمار در کل ممالک تحت سلطهی اتحاد جماهیر شوروی بود.
در اواخر دههی هشتاد و هنگامیکه مردم همچنان دستبهگریبان پسآیندهای شوم خشکیدگی آرال بودند؛ دریاچه به دو نیم تقسیم شد: یکی آرال شمالی که کوچک اما عمیق است و آرال جنوبی که خود نیز عملاً به دو نیمهی عمیق غربی و نیمهی کمعمق شرقی تقسیم شده است. از دشت ستروَن تا «سرزمین لذت». پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال قزاقستان در سال ١٩٩١، کورسوی امیدی پیرامون بازیابی آرال شمالی پدیدار شد. شهردار آرالسک، طبق توصیهی دانشمندان اقدام به احداث سدی موقت نمود و بدینترتیب ارتباط این دریاچهی نوظهور از آرال جنوبی بهکل قطع شد تا همان دِبی ناچیز سیردریا هم حفظ و انباشته شود.
سد، چندین بار شکست و در این میان جان دو نفر را هم گرفت؛ اما در همان سالهایی که پابرجا بود، آرال شمالی تکانی به خود داد. «ژوپ استادجدیک»؛ مأمور بانک جهانی در حوزهی آرال میگوید: «سد به ما نشان داد که کاری میشود کرد» تا سال ٢٠٠۵، بانک جهانی و دولت قزاقستان، سدی ١٣ کیلومتری را با هدف رشد چهارمتری ارتفاع آب آرال شمالی، طراحی کرده و ساختند. این میزان تا چندین متر از حدی که لنگرگاه آرالسک از آب پر شود کمتر بود؛ اما برای کاهش شوری آب و بازگشت مجدد ماهیان بومی به آن کفایت میکرد. بهعلاوه، این پروژهی ٨۵ میلیون دلاری، زیرساختهای آبیاری بالادست آرال را نیز ارتقا بخشید.
استادجدیک گمان میکرد که تا پنج سال دیگر نیز ارتفاع آب همسطح با تاج سد نمیشود، اما طی هشت ماه آب از آن سرریز کرد. آرال شمالی تا ٢٠ درصد رشد کرد و امروزه شوریاش به ١۴ گرم نمک در لیتر رسیده که آنقدرها با دههی ۶٠ میلادی متفاوت نیست. گیاهان بومیای که در حضور آب شور مجال جوانه زدن نیافته بودند، شکفتند و پرندگان مهاجری چون پلیکان، فلامینگو و اردک بار دیگر به ملاقات آرال آمدند. «نیک آلدین»، جانورشناس آکادمی علوم روسیه که از دههی ٧٠ تاکنون به بررسی آرال پرداخته، میگوید: «[امروزه] اینجا بهشتی برای پرندگان شده است. سرزمینی برای لذت و این، پیروزی بزرگی است»
«حال، ماهی خواهند گرفت»
از همه مهمتر، ماهیانی چون اردکماهی، کپور و سوف که در سیردریا پناه گرفته بودند، به آرال بازگشتند و در سال ٢٠٠٨ ماهیگیران در حدود ١٣۶٠ تن از آنها را صید کردند. اغلبشان را در همانجا میفروشند؛ اما بخشی را نیز به روسیه و گرجستان صادر میکنند. دو مرکز پرورش ماهی هماکنون در آلاسک مشغول به کارند و سومی نیز با ظرفیتی بالغ بر سالیانه ۶٠٠٠ تن در دست ساخت است. زنان و مردان میانسالی که در جوانی منطقه را با خانوادههایشان ترک گفته بودند، حال عزم بازگشت کردهاند و در حال خانهسازیاند. بیلبوردهایی که بازگشت آرال را نوید میدهند این روزها در کنار هتل جدید شهر، قد افراشتهاند.
اما بخشهای پهناوری از آرال برای ابد از دست رفت. میکلین میگوید که معمولاً تصاویر ماهوارهای را بررسی میکند و از حوزهی کمعمق شرقی در آرال جنوبی که سالها پیش بواسطهی قطع ارتباط با آمودریا بهشدت چروکید؛ واهمه دارد چراکه ممکن است نهایتاً در همین تابستان امسال، بهکل بخشکد.
جهت کسب اطمینان، پیشرفت کارها محدود است؛ اما رئیسجمهور قزاقستان «نورسلطان نظربایف»، گفته که امیدوار است آرالسک، مقصدی برای جهانگردان شود. در سال ٢٠٠٨ او بر تاج سد نزدیک شهر ایستاد و قول انجام پروژهای پنجساله با بودجهای ٢۵٠ میلیوندلاری که در آن با سامانهای از سد و بندها؛ سواحل آرال شمالی – که هماکنون ٢٠ کیلومتر از شهر فاصله دارد – به لنگرگاه خواهد رسید، را به مسئولین داد. بانک جهانی کمک میکند، اما اکثریت این هزینه بر دوش دولت قرار خواهد گرفت؛ چراکه قرار است صادرات نفتی قزاقستان تا سال ٢٠٢٠ به دو برابر رسیده و تا آن پس در زمرهی ١٠ کشور نفتخیز جهان قرار گیرد.
اما استادجدیک به ادعاهای جسورانه مبنی بر بازیابی آرال آنقدرها خوشبین نیست: «من امیدی ندارم که مردم از آلماآتی (پایتخت) بیایند و در [در اینجا] شغلی پیشه کرده یا در آرال شنا کنند». او معتقد است بازیابی کامل بهکندی رخ خواهد داد و نرخ پیشرفت ماهیگران، خود گویای این امر است. طبق اظهارات «ژانات ماخامبتو»، از قزاقانی که به سازماندهی ماهیگیران محلی کمک کرده، هماکنون تنها دویست صیاد رسماً از این راه گذران زندگی میکنند و از این میان نیز عدهی انگشتشماری تماموقت بدین کار مشغولاند. جایی که گرانبهاترین ماهی – که به اعتقاد او سوف سفید است – فقط ۵٠ سنت سود داشته باشد، حتی حرفهایها هم دورانداخته میشوند. ماخامبتو میگوید بههمین ترتیب چهار پرورشگاه آرالسک، رویهمرفته دویست نفر را به کار گرفتهاند. شاید آرالسک امروزه ماهی بیشتری نسبت به یک دهه پیش داشته باشد، اما هنوز از فقیرترین نقاط قزاقستان به شمار میرود.
با اینحال، مادامیکه رئیسجمهورشان از جذب جهانگردان به شهر میگوید؛ ماهیگیران آرالسک، همان مزهی لذت اندک تور انداختنشان را میچشند. استادجدیک میگوید: «حال، آنها ماهی خواهند گرفت». و این روزها ماهیگری خود غنیمت هنگفتی است.
Well-loved. Like or Dislike:
4
0
بابک گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۳:۳۳
به اشکار:
پس لطف کن این قهوه را گیر بیار یه فنجون شما بخور ببینیم با شما چکار میکنه بعد ما در مورد خوردنش تصمیم میگیریم!
هومان جان موافقی؟
Like or Dislike:
0
0
سیمین گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۳:۳۵
آقای خاکپور
سلام
ساعت درج شده در بالای کامنت ها حدود ۱ ساعت از ساعت واقعی جلوتره. دلیل خاصی داره؟
پاسخ:
تنظیمات وب سایت را کنترل کردم.
ممنون سیمین خانم
Like or Dislike:
0
0
سیمین گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۳:۳۷
درست شد مرسی
Like or Dislike:
0
0
هومان خاکپور گفته است:
۷ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۳:۴۰
به بابک:
آخه این اشکار بدون قهوه برزیلی هم کن فیکن می کنه …
Like or Dislike:
0
0
دانش گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۰:۰۲
به اشکار عزیز,
همون روشنفکران چپ نما, دلشون خوش بود که دارند از خلق دفاع میکنند, ولی …
اونهایی که طرفدار شوروی بودند, ودکا میخوردند, اونهایی که طرفدار انگلیس بودند, اسکاچ میخوردند و اونهایی که طرفدار آمریکا بودند, وینستون میکشیدند.
راجع به سمرقند هم, بذار اول این بیماری لعنتی رو کله پا کنم, بعدا میام اونجا و با هم میریم.
راجع به شکار هم, من از همون کودکی از کشتن حیوانات و پرندگان, تنفر داشتم, ولی در تابستون ۵۷ که برای یکماه مرخصی, همراه اهل و عیال رفته بودم ییلاقمون بنام بیرگان (نزدیکی زردکوه), دائیم که او هم با خانواده, از شیراز اومده بود, با هفت نفر از دوستانش که اهل همون اطراف بودند, قرار گذاشتند که بروند شکار, طرف کوههای آسماری. منهم بخاطر کوهنوردی, که رشته ی مورد علاقه ام بود و اینکه میخواستم از گروهشون فیلمبردای کنم, همراهشون رفتم. دو روز اونجا توی کوهها بودیم که دو پاذن هم شکار کردند. از اون گروه نه نفره, فقط من و یکنفر دگه زنده هستیم. یادشون گرامی باد.
Well-loved. Like or Dislike:
4
0
محمد درویش گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۰:۰۳
شب دوستان به خیر و سلامتی باد …
می بینم که جمع دوستان جمع ِ…
Like or Dislike:
0
0
دانش گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۰:۰۷
آقای درویش, اگه میبینی دارم پرت و پلا مینویسم, تقصیر آشکار بود که سئوال کرد. ببخشید, دیگه قول میدم پرت و پلا ننویسم.
Like or Dislike:
0
0
هومان خاکپور گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۰:۰۷
به میری:
مطلب آرال جالب و آموزنده و کاربردی بود …
درود دوست عزیز
Like or Dislike:
0
0
محمد درویش گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۰:۱۲
به میری:
من هم امیدوارم بتوان هم آرال و هم ارومیه را دوباره احیاء کرد.
Like or Dislike:
0
0
محمد درویش گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۰:۱۲
زنده باشی دانش جان …
وقتی می نویسی … صفا می کنیم.
Like or Dislike:
0
0
محمد درویش گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۰:۱۵
امروز یکی از سخنرانان همایش، با استناد به حدیثی در بحارالانوار گفت: فقط آب فرات می تواند نیاز همه انسان ها و جانوران و گیاهان روی زمین را برطرف کند؛ اگر درست استفاده شود!
.
حیف که نمی شه بیشتر نوشت! می شه؟
Like or Dislike:
3
0
محمد درویش گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۰:۲۰
دکتر رجایی، رییس کمیسیون کشاورزی مجلس هم گفت:
ما باید تا سال ۱۴۰۴ ۳۰۰ میلیون تن عذا در کشور تولید کنیم!
یعنی سه برابر توان تولیدی امروز!!
Like or Dislike:
1
0
اشکار گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۰:۲۳
کوه آسماری دانش خان!!
بعنی یکی از آخرین زیستگاه های شیر آسیایی در خوزستان!!!
از شیر چه می دانید؟
البته شیر سنگی در بین طوائف بختیاری مرسوم بوده ولی از سیر چه شنیده هایی دارید خان؟
Like or Dislike:
0
0
اشکار گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۰:۳۰
میرم یک قهوه اسپرتو برای خودم درست کنم ف شما هم یک فنجان میل دارید ؟
Like or Dislike:
0
0
محمد درویش گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۰:۳۸
نوش جان.
Like or Dislike:
0
0
دانش گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۰:۴۸
اشکار جان, طرفهای ما هیچگاه شیر نبوده و اگر هم بوده, من خبر ندارم. من شیر را فقط در باغ وحش ها دیده ام.
راجع به کوه آسماری هم, یکی از رشته های آن در منتها علیه شمالی که در مناطق سردسیر واقع شده, کوه قیصری میباشد که در جنوب شرقی ییلاق ما قرار دارد. من چون حدس میزدم که ممکن است اسم قیصری را نشنیده باشد, آسماری نوشتم که معروف تر است.
Like or Dislike:
0
0
اشکار گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۰:۵۴
کین تو این است ، مهرت چون بود
نیش تو این است نوشت چون بود.
صدوق هم کاملا مانند داستان دکتر جکیل و مستر هاید در آخرین لحظه تعامل کامل خود را با شیوه متعالی آقای محمدی زاده در امر نه نگفتن به دیگر ارگان ها و چوب حراج زدن به نواخی نشان داد.
اول با شایعه استعفا سر همه را گرم کردند و بعد…!
یک تار ریش مدل هخامنشی دلاور نجفی می ارزد به این حضرات
Like or Dislike:
0
0
محمد درویش گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۱:۰۱
هومان جان:
ایمیلت را چک کن.
یک یادداشت جدید در باره شباهت دلاور نجفی و معصومه ابتکار برایت فرستادم!
به محمد عزیز:
چشم … حتمن رفیق
Like or Dislike:
2
0
miri گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۱:۰۹
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
بیژن روحانی
بیژن روحانی- هجوم برف و سرمای بیسابقه در بخشی از اروپا این پرسش را از سوی بسیاری از مردم برانگیخته است که چرا پیش از این دانشمندان این همه در خصوص گرم شدن آب و هوای کره زمین هشدار دادهاند. در بریتانیا، برخی دانشمندان اقلیمشناس را به دروغگویی متهم کردهاند، اما این متخصصان میگویند اتفاقاً این برف بیسابقه در بریتانیا نشانهای از برهم خوردن تعادل آب و هوای زمین در نتیجهی گرم شدن بیش از حد بعضی دیگر از قسمتهای آن است.
زمستان سرد و سنگینی شمال اروپا را فراگرفته است.بارش برف در هفتهی گذشته باعث اختلال در زندگی و مسافرتهای هوایی، جادهای و ریلی در برخی کشورهای اروپایی، به خصوص بریتانیا شده است.
در چنین وضعیتی و با مشاهدهی برفی که حداقل در بریتانیا بسیار کمسابقه بوده است، مردم از خود میپرسند آیا دانشمندان و متخصصان محیط زیست در مورد گرمایش جهان دروغ میگویند؟ با اینهمه سرمای کشنده، پس نگرانی از بابت گرم شدن کرهی زمین چیست؟ آیا هدف فقط گرفتن بودجههای تحقیقاتی، برگزاری کنفرانسهای پر زرق و برق و درست کردن سازمانهای غیر دولتی است؟
پاسخ اقلیمشناسان اما به این اتهامات چیز دیگری است. آنها چنین زمستان کم سابقهای را اتفاقاً دلیلی بر تغییرات نگرانکنندهی آب و هوایی میدانند.جرج مانیبوت، نویسندهی کتابها و مقالات زیستمحیطی و همچنین از نویسندگان روزنامهی «گاردین» در بریتانیا، از جمله کسانی است که مورد انتقاد طیفی از مخاطبان قرار گرفته است. او از سوی این خوانندگان متهم شده است که هشدارهای بیهوده در خصوص گرم شدن هوای زمین داده و کارزارهایی در این زمینه به راه انداخته است.
اما به گفتهی او و محققانی مانند جان میسون و «گروه واکنش سریع به تغییرات آب و هوایی»، چنین اتفاقاتی از این پس قابل انتظار خواهند بود. نقشههایی که سازمان فضایی آمریکا- ناسا- از تغییرات و نوسانات درجهی حرارت زمین منتشر کرده است به نگرانیهای بیشتر در این زمینه دامن میزند.
نقشهی ناسا از تغییرات حرارتی در ماه نوامبر گذشته
مطابق این نقشهها در ماه نوامبر گذشته، لکهای بزرگ و آبیرنگ روی ایسلند، اسکاندیناوی، بریتانیا، مجمعالجزایر اسپیتس برگن در نروژ و همچنین یک لکهی بزرگ دیگر روی مناطق غربی آمریکا و شرق اقیانوس آرام دیده میشد.
درجه حرارت در این مناطق نسبت به متوسط درجه حرارت این نقاط در ماههای نوامبر در فاصلهی سالهای ۱۹۵۱ تا ۱۹۸۰ چیزی بین نیم تا چهار درجهی سانتیگراد سردتر شده است. در دو دوسوی این نقاط آبی رنگ و سرد اما حلقهها و مناطق سرخ و نارنجی و قهوهای قرار گرفتهاند که حکایت از درجهی حرارت بسیار بالاتری دارند. یعنی مناطقی مانند غرب گرینلند، شمال کانادا و سیبری حدود دو تا ده درجهی سانتیگراد نسبت به گذشته گرمتر شدهاند. همچنین نقشهی نوسانات حرارتی ناسا نشان میدهد که مناطقی در مرکز گرینلند و در جزیرهی بافین در شمال کانادا، پانزده درجهی سانتیگراد نسبت به میانگین سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۹ گرمتر هستند.
به اعتقاد دانشمندان اقلیمشناس، دلیل بروز این پدیدههای غیرعادی باید به هم مرتبط باشند.
برای روشنتر شدن بحث باید به این نکته اشاره کرد که زمستانهای بریتانیا با اختلاف شدید میان هوای نیمه استوایی و پرفشار «آزور» و منطقهی کم فشار ایسلند در ارتباط است.
این دو تودهی هوا نوسانات اقیانوسی را شکل میدهند و بر هوای اروپا و شمال آفریقا تاثیر میگذارند. بنابراین تودهی بسیار پرفشار میتواند در عمل راه الگوی همیشگی گردش هوا را مسدود کند و به تودهی هوای سرد قطبی این اجازه را دهد که اروپا، شمال آمریکا و شرق چین را تحت تاثیر خود قرار دهد. یعنی اتفاقی که در عمل در زمستان امسال و سال گذشته رخ داده است.
از سوی دیگر مسئلهی کاهش ضخامت و وسعت یخهای قطبی نیز مطرح است.
این یخها دو نقش مهم و محوری در خصوص دما و آب و هوا دارند. یکی آن که به دلیل رنگ سفید خود و مساحت بزرگشان، بخشی از حرارت ساطع شده از خورشید را پس میزنند و مانع از ورود و جذب آن در دریا میشوند. همچنین مانعی میان آب و اتمسفر زمین به وجود میآورند و به این ترتیب از نفوذ بخشی از کمشدن یخهای قطبی در به وجود آمدن این زمستان سخت، موثر بوده استگرما از راه دریا به هوا نیز جلوگیری میکنند. در پاییز سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰، ضخامت این یخها نسبت به زمان مشابه در سالهای گذشته به کمترین میزان حد خود رسید. بنابراین دریای آزاد که تیرهتر شده بود در ماههای گرمتر سال درجهی حرارت بیشتری را به خود جذب کرد و سپس این حرارت را در ماههای بعدی به اتمسفر زمین پس داد. نتیجه آن بالا رفتن فشار هوا و کاسته شدن از اختلاف میان دو تودهی هوای پرفشار آزور و کم فشار ایسلند شد. یعنی گردش عادی هوا مسدود شد.
این اتفاقها توسط برخی اقلیمشناسان پیشبینی شده اما توجه کافی به آنها صورت نگرفته بود.
ولادیمیر پتوخوف از اقلیمشناسان موسسهی پتسدام در آلمان معتقد است بر اثر گرم شدن آب و هوای کرهی زمین، از این پس زمستانهای اروپا و شمال آسیا احتمالاً سردتر و سختتر خواهد بود، اما از سوی دیگر جیمز هنسن از محققان ناسا میگوید در طول ده سال گذشته در اروپا، هفت زمستان گرمتر از حد معمول بودهاند.
برخی دیگر نیز در این میان معتقدند سرد شدن زمستانها را نمیتوان تنها به کاسته شدن از وسعت یخهای قطبی مرتبط دانست.با این حال هستند دانشمندانی که اصرار دارند چنین برف و سرمای کم سابقهای در برخی نقاط اروپا، در حقیقت به گرم شدن آب و هوای کرهی زمین مرتبط است. زیرا گرم شدن زمین به این مفهوم نیست که همهی نقاط آن در تمام ماههای سال گرمتر خواهند بود.
مطابق تمام آمارهای موجود، زمین از ابتدای ژانویهی سال جاری تا پایان ماه نوامبر، گرمترین دوران خود حداقل در ۱۳۱ سال گذشته را طی کرد و ماه نوامبر نیز از این جهت یک رکورد تاریخی بود، اما همهی اینها اشاره به برهم خوردن تعادلی دارد که ممکن است از این پس هوا را در برخی نقاط سردتر از سالهای گذشته کند.
شرح تصاویر:
۱.برف بیسابقه در هفتهی گذشته، بریتانیا را فلج کرد.
۲. نقشهی ناسا از تغییرات حرارتی در ماه نوامبر گذشته
۳. کمشدن یخهای قطبی در به وجود آمدن این زمستان سخت، موثر بوده است
منابع مرتبط:
That snow outside is what global warming looks like (http://www.guardian.co.uk/commentisfree/2010/dec/20/uk-snow-global-warming)
Global Warming could cool down temperatures in winter (http://www.pik-potsdam.de/news/press-releases/global-warming-could-cool-down-temperatures-in-winter )
Like or Dislike:
1
0
miri گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۱:۱۵
مینو صابری
مینو صابری- دو سال پیش در چنین روزهایی شاهد یک فاجعهی زیست محیطی در اطراف دریاچهی پریشان بودیم. این فاجعه زمانی اتفاق افتاد که عدهای خودسرانه جهت احداث جاده در حاشیهی تالاب پریشان در استان فارس؛ نیزارهای اطراف تالاب را آتش زدند تا راه را برای جادهسازی هموار کنند. در این آتشسوزی تعداد بیشماری از گونههای نایاب جانوری از بین رفت. حیوانات بسیاری در آتش سوختند و خسارات جبرانناپذیری به محیط زیست منطقه وارد شد.
بعد از این واقعه، اعتراض فعالان محیط زیست نتیجه داد و دادستان کل کشور دستور توقف جادهسازی را صادر کرد.گرچه طی دو سال گذشته منطقه از آسیب مصون مانده اما با جلسهای که در روزهای اخیر، کمیتهی ارزیابی سازمان محیط زیست برگزار کرده اکثر مسئولان حاضر در جلسه با پافشاری خواهان احداث جادهی مذکور شدهاند.
سید علی اکبر کاظمینی محقق زیستشناسی و مدیر موسسه سیزده فروردین که در جلسهی کمیته ارزیابی حضور داشته با ذکر دلایل کارشناسانه با احداث این جاده مخالفت میکند که همین اعتراض باعث میشود تعدادی از مسئولین حاضر در جلسه ایشان را تهدید کنند.
گفتوگویی با علی اکبر کاظمینی در این زمینه داشتهام:
با توجه به اینکه دو سال پیش قرار بود جادهای در اطراف دریاچه پریشان احداث شود و اعتراضات فعالین محیط زیست سبب شد از ادامهی این کار جلوگیری شود؛ خبرها حاکی از آن است که این روزها دوباره تصمیماتی برای احداث این جاده گرفته شده است. از شما میخواهم در این باره توضیحاتی بفرمایید
در تاریخ ۱۶ آذرماه امسال کمیتهی ارزیابی سازمان محیط زیست در تهران جلسهای برگزار کرد که من هم در این جلسه حضور پیدا کردم.
گزارشهای ارزیابی ای که در این جلسه عنوان میشد سراسر اشتباه و پر از تناقضات بود. پس از آنکه ارزیاب گزارش خودش را ارائه داد؛ آقای دکتر رحمتی، رئیس کمیته از من خواستند که اگر در این باره صحبتی دارم بیان کنم.
من یک سری آمار و ارقام بیرون آورده بودم که همهی آنها بر اساس اصول اکولوژیک و معیارها و آمارهای صحیح بود.
متاسفانه کمیتهی ارزیابی به صحبتهای من توجهی نکرد!
در این جلسه آقایان دهقان ناصر آبادی نماینده کازرون به همراه کاووس رییسی فرماندار کازرون و مهندس فدایی معاون اداره کل راه و ترابری استان فارس نیز حضور داشتند.
صحبتهای این آقایان در دفاع از ساخت جاده؛ سراسر تهدید بود بهصورتیکه آقای فرماندار بیان کردند که اگر این جاده ساخته نشود، من با طرح تالابها هیچگونه همکاری نمیکنم!
میدانید که طرح تالابها یک طرح ملی است. یک طرح بینالمللی است. طرحی است که مجلس تصویب کرده است. سازمانهای بینالمللی چون «یو ان دی پی» روی آن دست گذاشته است و دارد همکاری میکند. هیئت دولت آنرا تصویب کرده است و این طرح یک طرح قانونی است.
متاسفانه این صحبت آقای فرماندار جایگاه قانونی ندارد و نمیتوانستند با توجه به جایگاهشان این حرف را بزنند!
مدیر کل راه و ترابری استان فارس من را تهدید کردند که در صورتیکه جوامع محلی بفهمند چه کسی با احداث این جاده مخالفت میکند؛ میدانند با شما چکار بکنند!
من خیلی متاسفم که مسئولینی که باید از جایگاه قانونی صحبت کنند و در جایگاه قانون حرکت کنند؛ خلاف قانون عمل میکنند و کارشان تهدید است.در این جلسه، کمیتهی ارزیابی هم تلویحآ با آنها موافقت کرد و بیان کرد که برای ساخت این جاده مجوز صادر میشود.
ما حامیان محیط زیست به مخالفت خودمان نسبت به احداث این جاده ادامه خواهیم داد. ما بر اساس قواعد و اصول اکولوژیک عمل خواهیم کرد چرا که نمیتوانیم خارج از این قواعد حرکت کنیم. اگر قواعد و اصول اکولوژیک را بیان میکنیم به این دلیل است که محل احداث این جاده در بهترین چشمههای دریاچه و بکرترین منطقهی دریاچه است. به همین علت است که ما میگوییم نباید در آن نقطه جاده ساخته شود. با کوبیده شدن این جاده، این چشمهها از بین میرود و از بین رفتن این چشمهها، از بین رفتن حیات و دریاچه در آن منطقه است.
سال ۱۳۸۷ زمانی که برای احداث جاده در اطراف دریاچه پریشان اقدامات غیر اصولی صورت گرفت از سوی مخالفان این پروژه، نامهای به رهبری نوشته شد که همین باعث شد دادستان کل کشور به احداث کنندگان جاده دستور توقف احداث این جاده را داد. چگونه است که اینها حتی بعد از پیگیری رهبری و دادستان کل کشور، چنین دستوراتی را نادیده میگیرند و کار خودشان را میکنند؟
این را باید از کمیتهی ارزیابی سوال کرد! من هم روز بعد از برگزاری جلسه با کمیته ارزیابی تماس گرفتم و این موضوع را متذکر شدم. به آنها گفتم مقام رهبری دستور دادهاند و از طریق دادستان کل کشور این پروژه متوقف شده است.
اما ما تحرکاتمان را ادامه میدهیم. الان در حال جمعآوری طومار هستیم تا دوباره برای مقام رهبری بفرستیم، رونوشت برای دادستان کل کشور و ارگانهای مربوطه بفرستیم. چون مطمئن هستیم تنها راهی که ما میتوانیم از آن طریق اقداماتی بکنیم تا توقف این جاده صورت بگیرد از همین راه سیستمی است که دو سال پیش اعمال کردیم.
اینرا هم یادآوری کنم که ما به عنوان «ان جی او»ها حافظ منافع مردم منطقه هستیم. ما میخواهیم با از بین نرفتن این تالاب، زندگی در آنجا ادامه پیدا کند.
این توسعهی پایداری که روستائیان دارند کشاورزی میکنند، از این آب و لایهی حفاظتی تالاب برای مزارعشان استفاده میکنند، همچنان استفاده ببرند. ما مقطعی فکر نمیکنیم، آیندهی دراز مدت را در نظر میگیریم.
دلیل پافشاری این افراد برای احداث این جاده چه هست؟ آیا برای برخی منافع مالی در بر دارد یا واقعآ توجیهاتی برای خودشان دارند؟
من اینجا یک سوال دارم!
آقای مهندس فدایی معاون اداره کل راه و ترابری استان فارس در آن جلسه بیان میکنند اداره کل ترابری استان ۹۲ میلیارد تومان بدهکاری دارد؛ اگر ۹۲ میلیارد تومان بدهی دارد پس توجیهی برای احداث و طرح پروژهی جدید نیست!
ایشان خیلی برای ساخت این جاده حرص و جوش میزنند! از دو سال پیش تا کنون ایشان همچنان پیگیر احداث این جاده هستند و در تمام جلسات از این طرح دفاع میکنند.
سال گذشته آقای دکتر نجفی، معاون پیشین سازمان محیط زیست به کازرون -منطقهی پریشان- تشریف آوردند. افرادی حاضر در جلسه خطاب به آقای نجفی میگویند «قدم فرمایی شما به زمین ما باعث شد زمین ما متری ۵ هزار تومان افزایش پیدا کند!»
نکتهی دیگر اینکه آقای دهقان ناصر آبادی نمایندهی شهرستان کازرون در انتخابات گذشته قولهایی به مردم این روستاها داده و حالا میخواهد این قولها را عملی کند و جاده برای اهالی بسازد.متاسفانه این قولی که آقای نماینده زمان انتخابات داده بدون نظر کارشناسی بوده است. بی اینکه با متخصصین در این زمینه مشاوره کنند و بپرسند آیا چنین چیزی امکانپذیر هست یا نیست به مردم قول داده است.
راههای دیگری برای بهدست آوردن رضایت مردم محلی وجود دارد. اینآقایان میتوانند با بردن امکاناتی چون درمانگاه، سالن ورزشی، لولهکشی گاز شهری و غیره آراء و نظر مردم آنجا را جلب کنند و به آنها بگویند که ساخت جاده امکانپذیر نبود در عوض چنین امکاناتی برایتان فراهم کردهایم.
اشاره فرمودید قرار است که اقداماتی انجام دهید تا راه نجاتی برای این دریاچه پیدا کنید.دو سال پیش موافقان طرح ساخت جاده در کنار دریاچه پریشان از تعطیلات تاسوعا و عاشورا استفاده کردند و شروع کردند به تخریب منطقه که شاهد بودیم در اثر آتشی که افروختند گونههای بسیاری از جانوران و گیاهان سوختند و خسارات زیادی به منطقه وارد کردند.شما مطمئن هستید پیش از اقداماتی که قرار است شما انجام دهید؛ اینها تخریب منطقه را آغاز نکنند و همه را در مقابل عمل انجام شده قرار ندهند؟
خوشبختانه با فشارهایی که تا الان آوردهایم باعث شده که حکم کمیتهی ارزیابی به مرحلهی نهایی نرسد و تا این لحظه ابلاغ نشده است. دوستان در حال جمعآوری طومار هستند؛ تقریبآ آماده است و قرار است برای مقام رهبری بفرستیم و از طریق ایشان به فریاد این دریاچه برسیم. در این طومار ما بیان کردهایم که این مردم به چه امکاناتی نیاز دارند و چه راههایی برای به وجود آوردن آن امکانات وجود دارد.
در این مورد ما کاملآ هشیار هستیم. شاید سال ۱۳۸۷ آن مسئله ناگهانی اتفاق افتاد ولی الان از جوامع محلی تا افراد در شهرستان و تهران، همه دغدغهی این را دارند که دوباره آن اتفاق نیافتد.
خوشبختانه همه هشیار هستیم و اجازه نمیدهیم که دوباره آن آتشسوزیها اتفاق بیافتد و آن گونههای نایاب و لاکپشتها و پرندگان در آتشسوزی از بین بروند و جاده سازی آغاز شود.
سوالی که برای همهی ما پیش میآید این است که ما جادههای مرگبار زیادی در سطح کشور داریم که نیاز به بازسازی دارند؛ چطور که برای چنین جادههایی اقدامات لازم صورت نمیگیرد اما روی احداث چنین جادههایی که لطمههای بزرگی به محیط زیست وارد میکند؛ تاکید میشود؟
متاسفانه چنین تصمیماتی را شاید بتوان عنوان کرد که محلی است. یعنی همان نکته که مطرح کردم؛ اینکه آقای نماینده به روستائیان قول دادهاند و همچنان روی این موضوع پافشاری میکنند.
در این رابطه نکتهی مهمی را باید بگویم و آن این که بهزودی دقیقآ از ۱۵ کیلومتری ِ آخرین روستا که روستای پریشان هست، آزادراه شیراز-بوشهر گذر میکند. یعنی عملیات نقشهبرداری تمام شده و کمکم دارد عملیات اجرایی شروع میشود. این آزادراه میتواند ظرف چندسال جوابگوی مردم آن منطقه باشد. علاوه بر این روستائیان یک جادهی آسفالت دارند که به طرف شهر بالاده می رود. آزادراه این جاده را قطع میکند و راه اینها به شیراز و مرکز استان به مراتب از راه شهرنشینان کازرون نزدیکتر میشود.
بنابراین دلیلی ندارد بیاییم چندین میلیارد تومان بودجه ی مملکت را اینجا هزینه کنیم، برای اینکه دو تا سه هزار نفر اینجا منتفع شوند. در حال حاضر هم تمام این روستاها جادهی آسفالت خوب دارند. میشود جاده شان را کمی تعریض کرد کمی امکانات به آنها داد و این بودجه در اینجا به کار نرود و در جاهای دیگر مثل آزادراهها هزینه شود.
در پایان اگر صحبت خاصی دارید بفرمایید.
خوشبختانه بعد از جلسه ی کمیتهی ارزیابی، دادستان کازرون هم یک نامه هشدارآمیز به کمیته ارزیابی فرستادند که نسبت به عوارض ساخت این جاده در حاشیهی تالاب پریشان هشدار دادند که به دلیل منافع عمومی و منافع مردم، از انجام این کار منصرف شوند.
Like or Dislike:
1
0
miri گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۱:۳۷
با سلامی دوباره. مقاله ی از نیورک تایمز دارم ،در ان کمی تند روی شده . راجع به آلودگی هوای پایتخت میباشد. صلاح هست که ان را بفرستم یا خیر ؟
Like or Dislike:
0
0
اشکار گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۱:۴۳
دلاور خان نجفی حداقل خیلی خوش تیپ تر از ابتکار که روزگاری سبزینه بانو لقب داشت ، بود.
باز دلاور خان یال و کوپال تیمساری داشت و به عمد و آگاهانه تیشه به ریشه محیط زیست نمی زد.
به گفته کارشناسان اوایل خیلی خشن بود و عصبانی می شد ولی این اواخر در کار جاافتاده بود و حرف منطقی را قبول می کرد.
ولی امان از ابتکار….. واییییییییییییییییییییییی منکه ازشض می ترسم.حتم دارم سید خندان هم ازش می ترسید.
Like or Dislike:
0
0
اشکار گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۱:۵۴
هر میری
تندش نکنید آقا
می خواهید هومان خان را با حاجی رودر رو کنید؟
از بابا نوئل چه خبر؟
کمی از خودتان برای ما بگوئید.
برخی اوقات به فکرم خطور می کند که ابوی نحترم شما در کار صدور روده به آلمان می باشند چون بسیار بازار گرمی دارد.
در هر صورت پدر شما باید دستی در بازار داشته باشند؟
گمان من درست می باشد؟
Like or Dislike:
0
0
miri گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۲:۱۰
سلام. آقای کوشان. بابا نوئل به خانه فقیرانه من هم آمد و زیر درخت کاج دو تا خرگوش برای من گذاشت. کریسمس خوبی بود.ضمنان ابوی این جانب هم سالها پیش فوت کرده اند.
Like or Dislike:
1
0
شقایق گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۸:۴۸
حواشی جلسه پسماند خیلی خواندنی بود ! رود فرات سیراب کردن جهانی اش جوک بود !؟
در ضمن ؛
آقای خاکپور گرامی منتظر خواندن مقاله ی شباهت ها هستیم !
Like or Dislike:
1
0
محمد درویش گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۹:۰۸
میری جان:
اتفاقا فردا در گفتگوی داغ سبز و با حضور جناب کاظمینی می خواهیم در باره دریاچه مرحوم پریشان صحبت کنیم.
نماینده مجلس را هم روی خط خواهیم آورد.
درود بر همه دوستان و صبح تان به خیر …
Like or Dislike:
2
0
روشنک شهبازی گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۹:۲۱
درود
و سپاس از تایید . امیدوارم بتونم تو این زمینه از راهنمایی های شما بهره بگیرم .
ما هم حمایت کردیم قربان . امید که نتیجه بخش باشد
Well-loved. Like or Dislike:
4
0
miri گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۱:۰۶
صبح شما آقای درویش و دیگر یاران بخیر. من از دیشب نمیتوانم وارد سایت ” مهار بیابان زایی ” و سایت “دل نوشته ” بشوم. من تابحال هیچ مشکلی در مورد هر دو سایت نداشتم ، لطفآ به من اطلاع بدهید.نکند دل نوشته ها هم. …….؟
Like or Dislike:
3
0
هومان خاکپور گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۰:۵۲
به میری:
تأسف آور است که عالی ترین مقام اجرایی منطقه به جای پاسداری از حریم پریشان، تأکید بر تجاوز به این تالاب بین مللی دارند …
ممنون و درود
Like or Dislike:
0
0
هومان خاکپور گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۰:۵۴
به شقایق:
از اینکه منتظر ماندید شرمنده ام بانو …
درود
Like or Dislike:
0
0
هومان خاکپور گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۰:۵۷
به روشنک شهبازی:
ممنون از همدلی و همراهی صادقانه تان …
درود
Like or Dislike:
1
0
محمد درویش گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۱:۵۱
درود بر میری عزیز
کل سایت مرا فیلتر نکرده اند (هنوز!)
بلکه به دلیل بازدیدکننده بسیار زیاد پهنای باندش تمام شده است.
اما اول ژانویه دوباره پدیدار خواهد شد.
خوشبختانه یا متاسفانه در ۲۸ روز نخست دسامبر بیش از ۷۵۰ هزار بار دیده شده است که ۱۸۰ هزار بار بیشتر از میانگین ماه های قبل از آن است.
البته سهم وبلاگ مهار بیابان زایی به تنهایی ۵۰۰ هزار بار دیده شده است:
biaban.darvish.info
که همچنان هم فیلتر است.
فکر کنم مهمترین دلیل فیلتر شدن مهار بیابان زایی آن بود که دیده می شد و البته این برای آقایان خطرناک است! نیست؟
Like or Dislike:
3
0
محمد درویش گفته است:
۸ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۱:۵۵
قدردان محبت های همه دوستان به ویژه روشنک شهبازی هم هستم.
محیط زیست به یک وکیل سبزاندیش بسیار نیاز دارد.
Like or Dislike:
2
0