دومین یادداشت«مهار بیابان زایی»در طبیعت بختیاری

این مطلب دراین تاریخ ارسال شده است چهارشنبه, ۹ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۶:۳۴

مطلبی که ملاحظه می کنید دومین یادداشتی است که محمد درویش (نویسنده وبلاگ دربند مهار بیابان زایی) برای دیده بان طبیعت بختیاری فرستاده است تا منتشر شود:

آنچه که دلاور گفت و آنچه که البته نگفت! گفت؟

دلاور نجفی دارد دوست داشتنی می شود. شاید هم دوست داشتنی تر … کمتر صاحب منصبی را در حوزه محیط زیست دیده ام که پس از پایان دوره مأموریتش، اینگونه همچنان از محیط زیست بگوید و کم نیاورد. شاید از این نظر، معصومه ابتکار و دلاور نجفی را بتوان بسیار شبیه هم دانست! هرچند البته خودشان از این تشبیه زیاد خوش شان نیاید! می آید؟

دلاور برای مان از ماجرای دو استاندار طبیعت ستیز دیروز سخن گفته که اینک بر سبزترین صندلی های کابینه دهم تکیه زده اند؛ ناسازه ای که ظاهراً بدجوری در ستیز با مسئولیت امروز عزیزان است! نیست؟

اما نکته مهم تری که دکتر نجفی در واپسین بند از یادداشت کوتاهش بر آن پای فشرده، خاطره ای است که از قول رییس جمهور نقل کرده اند که بسیار شگفت آور است!

نه از آن جهت که چرا دکتر احمدی نژاد گفته اند: عمراً

بلکه از این جهت که با وجود آن که گفته اند: عمراً؛ پس چرا برای جانشینی واعظ جوادی به سراغ همان “عمراً” رفته اند؟

من که فکر نکنم شما عمراً متوجه شوید که چرا! می شوید؟

در همین باره ، واپسین یادداشت دلاور نجفی را هم در باره تحلیل محتوای تکذیب نامه دکتر صدوق بخوانید!

آدم می ماند چگونه بعد از چند روز سکوت، باید چنین تکذیب نامه ای از آستین به درآید و چرت خواب زمستانی سایت سازمان حفاظت محیط زیست را پاره کند!



۷۴ دیدگاه لـ دومین یادداشت«مهار بیابان زایی»در طبیعت بختیاری

  1. سیمین گفته است:

    ۹ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۳:۴۴

    چقدر این گربه های کاراکال قشنگ هستند.
    راستی آدرس وبلاگ خانم ژاله فتوره چی چی هست؟
    اون دفعه هر چه سرج کردم پیداش نکردم.
    همیشه از طریق مهار بیایان زایی می رفتم می خوندم مطالبش رو (روی اسمشون در کامنت هاشون کلیک می کردم) و عکس های گربه های قشنگشون رو می دیدم.
    این بسته شدن وبلاگ مهار بیایان زایی هم چقدر مشکل ساز شده ها!

  2. سیمین گفته است:

    ۹ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۳:۵۱

    ببخشید سلام نکردم
    سلام و درود
    با این لغت “درود” به عنوان “سلام” نمی تونم کنار بیام. همش فکر می کنم شعار است. آخه در بحبوحه انقلاب این لغت بیشتر در شعارها شنیده می شد. البته من اون موقع هنوز به دنیا نیامده بودم!

  3. محمد درویش گفته است:

    ۹ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۳:۵۳

    درود:
    این هم نشانی وبلاگ دیده بان گربه های شهر؛ خانم فتوره چی
    http://gorbeh-irani.persianblog.ir/

  4. محمد درویش گفته است:

    ۹ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۳:۵۵

    یاد باد آن روزگاران یاد باد …

  5. سیمین گفته است:

    ۱۰ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۰:۰۸

    من که نبودم! ولی از بزرگترا یه چیزایی شنیدم! لغت درود بیشتر برای من معنی ای مثل “آفرین” رو تداعی می کنه!
    داشتم وبلاگ خانم ژاله رو می خوندم فکر کردم گربه هایی که به تور ایشون می خورند چقدر خوش بختند!

  6. محمد درویش گفته است:

    ۱۰ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۸:۲۷

    درود بر دوستان عزیز و صبح تان به خیر.
    امروز در برنامه گفتگوی داغ سبز به سراغ دریاچه مرحوم پریشان می رویم؛ دریاچه ای که عنوانش بزرگترین دریاچه آب شیرین ایران بود! نبود؟
    اطلاعات بیشتر را در وبلاگ برنامه بجویید:
    http://gdsabz.mihanblog.com/

  7. محمد درویش گفته است:

    ۱۰ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۲:۲۰

    این یادداشت را هم در باره دریاچه پریشان و به قلم: فرشاد فرشته حکمت بخوانید دوستان گرامی من:

    سلام ای حقیقت زخمی

    پریشان!! از دیرباز تاکنون هیچگاه تابدین حد این نام برازنده این دریاچه رویایی نبوده است. اکنون بهتر دریافته¬ایم که معنای این نام چیست.
    پریشان از زخم¬های بیشماری که بر اندام آبی او وارد شد. پریشان از دست¬هایی که بر باد دهنده زیبایی-های جهانند. پریشان از این همه ناآگاهی.
    برخلاف پریشان که پریشان است، ما ایرانیان امروز اصولاً مردمان صبوری هستیم، صبور و ساکت و آرام.
    پس از۱۶۰۰ سال ارگ بم فرو ریخت و ما صبورانه سر به زیر انداختیم و هیچ نگفتیم و البته زلزله، بهانه خوبی بود تا گناه ناآگاهی و بی¬توجهی خود را به گردن آن بیاندازیم.
    در حدود ۲۶۰۰ سال پیش، اسکندر مقدونی- آن مهاجم جهانخوار بیگانه- در حمله وحشیانه خود به سرزمین پارس به بنای آرامگاه کورش احترام گذاشت و آن را ویران نکرد اما ما در زمانه خودمان این افتخار تاریخی را داشتیم تا شاهد باشیم که کار ناتمام اسکندر را با احداث سد سیوند در چند قدمی آن تمام کنند، پایه¬های آن را به آب ببندند و ما صبورانه سر به زیر بیاندازیم و هیچ نگوییم.
    در جیرفت کرمان، آثار تمدن هفت هزار ساله ایرانیان باستان (که بر اساس آثار کشف شده ریشه¬های تمدن بشری را نه در بین¬النهرین بلکه در ایران به اثبات می¬رساند) بوسیله حفاران قاچاق و بوسیله مردم محترم و صبورِ منطقه کرمان با حفاری¬های غیرمجاز مثل یک فراخوان عمومی، بطور کامل ویران شد و بر باد رفت و آثار چند هزارساله آن در بازارهای دبی و شیخ¬نشین¬های امارات مانند اسباب¬بازی به حراج گذاشته شد و ما البته چون اصولاً ملت عجیب و صبوری هستیم چیزی نگفتیم و حتماً در دل گفته¬ایم ” به ما چه مربوط؟”
    قلعه دختر بیشاپور کازرون پس از ۱۵۰۰ سال در چند سال اخیر به تدریج فرو ریخت. به نقش برجسته های تنگ چوگان (که از شاهکارهای هنری و تاریخی جهانیان بشمار می¬روند) در زمانه عمرِ پرافتخار ما آسیب-های جدی وارد شد و ما البته چون اصولاً ملت بسیار نجیب و صبوری هستیم باز هیچ نگفتیم و شاید حتماً در دل گفته¬ایم: یک مشت سنگ و خاک، بود و نبودش چه دردی از ما دوا می کند.
    در اردوهای دانش آموزی آموزش پرورش محله بیشاپور (به گفته شاهدان عینی در اوایل دهه ۷۰) مجسمه شاهپور ( این تنها مجسمه باقیمانده از عصر ساسانیان) را در غار شاهپور به عنوان نماد طاغوت سنگسار و صورت این اثر هنری باستانی را نابودتر کردند، و ما این را هم دیدیم -یا شاید ندیدیم- و هیچ نگفتیم. چون اصولاً همانطور که می¬دانیم، ما ایرانیان امروز، افتخار می¬کنیم که این¬همه نجیب و عجیب و صبوریم و درست سر بزنگاه¬های تاریخی چشم¬های محترم خود را می¬بندیم و به اطرافیان می گوییم: ” آهسته تر صحبت کنید که ما خوابیم!!
    بخش اعظم دریاچه زیبای ارومیه که رویای آبی ودیرپای آذربایجان بود، خشک شد و اجساد پرندگان مهاجر در بستر آن بر جای ماندند، دریاچه زیبای بختگان بطور کامل به کویر نمک تبدیل شد و بستر ترک خورده آن، گورستان پرندگان مهاجر شد و ما به سادگی، گناه آن را به گردن عوامل طبیعی و خشکسالی انداختیم.
    … و سرانجام اینک، واپسین رویداد دردناک این زنجیره رویدادهای تاریخی، مرگ دریاچه پریشان است مرگی که نه یک مرگ طبیعی بلکه یک قتل عمد است.
    *****
    روزگاری نه چندان دور (به گواه بسیاری از کتاب¬ها، عکس¬ها و سرانجام فیلم”آرامش پریشان آب¬های سحرانگیز این دریاچه، پناهگاه امن و بهشت برین بیش از ۲۶۰ نوع پرنده مهاجر از نقاط مختلف جهان بود.
    آغاز فصل پاییز تا نیمه¬های فصل بهار فضای دریاچه پریشان از سمفونی بی¬نظیر صدای پرندگان آکنده بود. دریاچه¬ایی که آب¬های سحرانگیز آن هر لحظه در ساعت¬های مختلف روز، رنگ تازه¬ایی می¬یافتند و رنگین کمانی از رنگ¬های آبی، بنفش، سپید، سربی و لاژوردی، در تن موج¬های زیبای این دریاچه جادویی موج می¬زدند و الهام¬بخش نقاشان، شاعران و نویسندگان کازرونی و فارسی بودند. اما امروز از آن همه زیبایی به لطف ما مردمان نجیب و عجیب و غریب، تنها خاطره¬ایی بیش باقی نمانده است.
    ساخت نیروگاه سیکل ترکیبی در چند قدمی دریاچه، اولین ضربه مهلک به پیکر دریاچه بود، خشکاندن زمین¬های اطراف دریاچه بوسیله ساحل¬نشینان پریشان، احداث چاه¬های پی در پی برای آبیاری محصولات کشاورزی، رعایت نکردن قواعد احترام به طبیعت بوسیله گردشگران محلی و بومی، به آتش کشیدن بیشه-زارهای زیبا و انبوه پیرامون دریاچه، صید بی رویه ماهیان پریشان و شکارهای غیرقانونی پرندگان نادر و زیبای پریشان، بتدریج، مرگ تراژیک این زیبای پریشان را رقم زد تا امروز که خبر احداث جاده از میان دریاچه، ناگهان قلب¬ها را آزرد و سرانجام بخشی از این ملت نجیب و صبور که در ردیف طرفداران محیط زیست و نویسندگان و روزنامه¬نگاران و هنرمندان شهر باستانی کازرون هستند را پریشان کرد و آنها را به حمایت از حیات دریاچه پریشان، برانگیخت.
    مطلب به چاپ رسیده در روزنامه و نوشته¬ها و مقالات درج شده در وبلاگ¬های کازرونیان، از نابودی کامل دریاچه خبر می¬داد: از میان دریاچه پریشان جاده¬ایی برای روستاییان آنسوی ساحل در دست احداث است تا راه رسیدن آنها به شهر را تنها چند دقیقه کوتاهتر کند. و عجیب است که این جاده در چند قدمی جاده¬ایی کشیده می¬شود که ساخت آن بیش از پنجاه سال بطول انجامیده است (و البته هنوز هم ناقص و ناتمام و غیراستاندارد است) اما این جاده نورسیده که احداث آن به مثابه مرگ ابدی دریاچه پریشان است در عرض چند روز و با سرعتی غافلگیر کننده دستورات مقتضی!! احداث آن صادر شد و البته احداث کنندگان محترم بدون فوت حتی یک لحظه وقت به دریاچه هجوم بردند، بیشه¬های انبوه پیرامون آن، که زیستگاه و محل تخم-گذاری پرندگان مهاجر و ساکن دریاچه بود را به ‌آتش کشیدند. زنجیره غول¬های آهنی کامیون¬ها، سیمان و سنگ و گچ را به قلب دریاچه فرو ریختند تا با نام آبادی (آن هم یک آبادی بی¬دلیل و غیرضروری) زیباترین مظهر طبیعت، نگین آبی شهر کازرون و تماشاگاه بی¬نظیر گردشگران، هنرمندان، شاعران، نویسندگان و متفکران این منطقه را به نابودی کامل بکشانند و از دریاچه بیش از یاد و خاطره¬ایی دور باقی نگذارند.
    اکنون بعنوان یک کازرونی که از عاشقان طبیعت زیبا و آثار باستانی بی¬نظیر این شهر است، بسیار شادمانم که سرانجام چند تن انسان عاشق و آگاه یافت شده¬اند و در کنار دریاچه پریشان به حمایت از این پدیده زیبا برخاسته¬اند تا به خودشان، مردمان پیرامونشان و به نسل¬های آینده بگویند که: ما پریشان را از زخم تیشه¬ها و گردباد ناآگاهی¬ها حفظ کردیم و عروس زیباروی پارس را همچنان زنده نگه داشتیم و به زندگی لبخندی دوباره زدیم.
    به سهم خودم بعنوان فیلمسازی که تاکنون چندین فیلم در ستایش زیبایی¬های پریشان و سرزمین مادری¬اش ساخته است و چشم¬های دیگر ملل جهان را با زیبایی¬های آن آشنا کرده است، به احداث کنندگان محترم این جاده ناگهانی و حامیان آنها، قول می¬دهم که بعنوان یکی از عاشقان طبیعت و محیط زیست، در صورت ادامه یافتن این تاراج و پیشرفت حتی یک سانتیمتر بیشتر از این جاده، نمای ویرانگر، بزودی فیلمی جدید و افشاگر خواهم ساخت و افسانه این حقیقت زخمی و رویدادهای پیرامون آن را در برابر تماشاگران داخلی و خارجی به نمایش خواهم گذاشت و آنها را به داوری خواهم خواند.
    از این بیش، پریشان را پریشانتر نکنید.
    به همه عاشقان پاک حقیقت درود.
    منبع: هفته¬نامه بیشاپور
    باز نشر: کازرون¬نیوز http://www.kazeroun.org/view/fullStory/newsid=6493

  8. محمد درویش گفته است:

    ۱۰ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۲:۳۷

    به راستی برخی واقعیت های اشاره شده در نوشتار این هنرمند فیلمساز و عاشق طبیعت وطن جانکاه و شرم آور است! نیست؟

  9. هومان خاکپور گفته است:

    ۱۰ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۵:۰۸

    حقیقتا” نوشتار فرشاد فرشته حکمت؛ حکایت از پریشان حالی طبیعت وطن دارد …
    ممنون دوست عزیز

  10. miri گفته است:

    ۱۰ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۵:۲۰

    سلام..با ارزوی موفقیت در ساختن این فیلم برای اقای فرشته حکمت . و با امید به نجات عروس زیبای سرزمین پارس .

  11. miri گفته است:

    ۱۰ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۶:۱۳

    با سلامی دوباره . فکر میکنم برنامه پر باری بود. و چه دقیق و بجا مسئله عامل مردم محلی و نقش انان را در تخریب یا بالعکس در ابادانی و زنده نگهداشتن دریاچه مطرح نمودید . ویک گلایه هم دارم ! مگر کمیت پخش این برنامه ١ ساعت نیست ؟ پس چرا امروز ۴۵ دقیقه بود ؟ یا شاید من استنباط اشتباهی از چگونگی مدت زمان برنامه دارم . در صورت امکان مورد را برای من روشن کنید . با ارزوی بعد از ظهری خوش برای یاران طبیعت ، اقایان درویش و خاکپور .

  12. اشکار گفته است:

    ۱۰ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۶:۳۹

    بدون شرح

    سال ۷۶ که جمعیت گورخرهای توران (که هنوز تبدیل به پارک ملی نشده بود) بالای ۴۰۰ رأس سرشماری شده بود، تعدادی از آنها به یزد منتقل شدند. قرار بود یزد به عنوان مرکز تحقیقات گورخر ایران فعالیت خود را در مورد این گونه کمیاب شروع کند. کم کم جمعیت گورهای انتقالی از مرز ۴۰ رأس گذشت؛ ولی در اواخر ریاست خانم جوادی برای اینکه نبوغ و خلاقیت مدیریتشان را به اثبات برسانند شش رأس از آنها را به کرمان فرستادند. بعد از آن نوبت ابراز خلاقیت آقای محمدی زاده رسید. امر کردند سه رأس به درونه خراسان برود، چهار رأس به ابرکوه فرستاده شود و حالا نبوغ ترکیده و سه رأس را به پارک ملی توران منتقل کردند؛ بالاخره زیره به کرمان بردند!!!

    بعد از تبدیل بخشی از منطقه حفاظت شده توران به پارک ملی، جمعیت گورخرها از چهارصد و خرده ای رأس به ۶۰ رأس کاهش داشته که بیانگر فعالیت چشمگیر حافظان طبیعت است! آنان که با مناطق آشنایند، می دانند که آخرین جمعیت گورخر در توران در سال ۱۳۵۷، ۲۵۰۰رأس از ناحیه هرینگتون رئیس دفتر حیات وحش با سرشماری هوایی اعلام گردید.

    دستاورد افتخارآمیز مدیریت های سازمان بعد از گذشت ۳۲ سال رساندن جمعیت گورخر از ۲۵۰۰ رأس به ۶۰ رأس و حالا تاوان این کم کاری – سهل انگاری- بی تفاوتی- سوء مدیریت و کشتن انگیزه های کاری، می بایست از مرکز تکثیر و پرورش گورخر استان یزد پرداخت شود.

    اگر به اندازه یک شکاربان قدیمی و با تجربه عقلمان می رسید دست به چنین کارهای خنده دار و مسخره آمیزی نمی زدیم.

    تا آیندگان چه قضاوت کنند…

  13. اشکار گفته است:

    ۱۰ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۶:۴۲

    هر میری سلام

    کریسمس مبارک ماین هرتز

    قرار شده بود که ده میلیون تومان برای من بفرستید ، منتظر هستم

  14. محمد درویش گفته است:

    ۱۰ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۶:۵۵

    درود بر میری عزیز:
    قرار بود اگر نماینده مجلس و مدیرکل محیط زیست استان فارس هم روی خط بیایند، زمان برنامه یک ساعت شود که البته آقایان نیامدند و فکر کنم زمان ۴۵ دقیقه کافی بود! نبود؟
    به هر حال بسیار خوشحالم که از آلمان هموطنان فرزانه ای چون شما، بیننده گفتگوی داغ سبز هستید.
    درود بر شما و بقیه دوستان همراه.

  15. miri گفته است:

    ۱۰ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۳:۰۶

    شب بخیر چند تا نوشته راجع به محیط زیست در گشت وگذار اینترنتی ام یافتم . برایتان میفرستم . اگر صلاح دانستید راجع به انها مطلبی بنویسید .خبر مرگ ببر زیبای باغ وحش ارم بسیار دردناک است . فکر میکنم خدا یادش رفته در روی نقشه دنیا منطقه ای هم بنام ایران وجود دارد !!!!!

  16. miri گفته است:

    ۱۰ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۳:۰۸

    غم نامه ای از مهندس اکبر همدانیان کارشناس با سابقه سازمان محیط زیست

    گور به گور شدن گورخرهای یزد، تراژدی غم انگیز ندانم کاریها…

    سال ۷۶ که جمعیت گورخرهای توران (که هنوز تبدیل به پارک ملی نشده بود) بالای ۴۰۰ رأس سرشماری شده بود، تعدادی از آنها به یزد منتقل شدند. قرار بود یزد به عنوان مرکز تحقیقات گورخر ایران فعالیت خود را در مورد این گونه کمیاب شروع کند. کم کم جمعیت گورهای انتقالی از مرز ۴۰ رأس گذشت؛ ولی در اواخر ریاست خانم جوادی برای اینکه نبوغ و خلاقیت مدیریتشان را به اثبات برسانند شش رأس از آنها را به کرمان فرستادند. بعد از آن نوبت ابراز خلاقیت آقای محمدی زاده رسید. امر کردند سه رأس به درونه خراسان برود، چهار رأس به ابرکوه فرستاده شود و حالا نبوغ ترکیده و سه رأس را به پارک ملی توران منتقل کردند؛ بالاخره زیره به کرمان بردند!!!

    بعد از تبدیل بخشی از منطقه حفاظت شده توران به پارک ملی، جمعیت گورخرها از چهارصد و خرده ای رأس به ۶۰ رأس کاهش داشته که بیانگر فعالیت چشمگیر حافظان طبیعت است! آنان که با مناطق آشنایند، می دانند که آخرین جمعیت گورخر در توران در سال ۱۳۵۷، ۲۵۰۰رأس از ناحیه هرینگتون رئیس دفتر حیات وحش با سرشماری هوایی اعلام گردید.

    دستاورد افتخارآمیز مدیریت های سازمان بعد از گذشت ۳۲ سال رساندن جمعیت گورخر از ۲۵۰۰ رأس به ۶۰ رأس و حالا تاوان این کم کاری – سهل انگاری- بی تفاوتی- سوء مدیریت و کشتن انگیزه های کاری، می بایست از مرکز تکثیر و پرورش گورخر استان یزد پرداخت شود.

    اگر به اندازه یک شکاربان قدیمی و با تجربه عقلمان می رسید دست به چنین کارهای خنده دار و مسخره آمیزی نمی زدیم.

    تا آیندگان چه قضاوت کنند…

  17. miri گفته است:

    ۱۰ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۳:۱۲

    بیژن روحانی‌ـ سال ۲۰۱۰ در حالی به پایان رسید که همچنان نگرانی‌های فراوانی در سرتاسر جهان برای حفظ محیط زیست وجود دارد. برخی از رویدادهای زیست محیطی در این سال، جزو فجایع بزرگ دسته بندی می شوند، اما در عین حال نمی توان تلاش جامعه جهانی را برای حفاظت بهتر از زیست بوم خود نیز نادیده گرفت.

    فاجعه در آب

    ماجرای نشت نفت در خلیج مکزیک بی تردید یکی از بزرگترین فجایع زیست محیطی در سال ۲۰۱۰ بود که آثار زیان باری بر محیط زیست و زندگی ساکنان محلی برجای گذاشت. روز بیستم آوریل سال ۲۰۱۰یک سکوی حفاری و اکتشاف نفت در خلیج مکزیک منفجر شد و طی آن هفده نفر جان خود را از دست دادند. پس از انفجار به مدت چند ماه نفت، روزانه هزاران بشکه نفت خام در دریا نشت کرد و علاوه بر نابودی جانداران دریایی، محیط زیست را نیز به شدت آلوده کرد. تخمین زده می شود میزان نفت خام نشت کرده در حدود چهار میلیون و نهصد هزار بشکه بوده باشد. باراک اوباما در روزهای اوج گیری بحران، ضمن فاجعه آمیز توصیف کردن این رویداد از مسئولان شرکت بی.پی خواست تا هزینه پاکسازی محیط را متقبل شوند. عملیات فنی بسیار دشوار و پیچیده‌ای برای مهار کردن نشت نفت در بستر دریا انجام شد. این بحران همچنین به بحث‌های فراوانی در جامعه آمریکا و به خصوص در میان سیاستمداران در مورد لزوم بازنگری در قوانین مربوط به حفاری و اکتشاف نفت دامن زد.

    تغییرات آب و هوایی

    اما از دیگر اتفاقات مهم زیست محیطی در سال ۲۰۱۰ برگزاری نشست جهانی دیگری در خصوص تغییرات آب و هوایی در کره زمین بود. این نشست با حضور نمایندگانی از بیش ۱۹۰ کشور جهان در شهر «کانکون» در مکزیک برگزار شد. بعد از آن‌که نشست جهانی کپنهاگ در سال ۲۰۰۹ به محلی برای بروز اختلافات عمیق میان کشورهای ثروتمند و کشورهای در حال توسعه تبدیل شد، سازمان ملل تلاش های فراوانی به خرج داد تا بتواند بار دیگر کشورهای جهان را برای چاره جویی در خصوص تغییرات آب و هوایی و کاهش میزان گازهای گلخانه‌ای دور هم جمع کند. در نشست کانکون سرانجام مقرر شد صندوقی برای کمک به کشورهای فقیر و در حال توسعه جهت مقابله با آثار زیان بار تغییرات آب و هوایی تشکیل شود. همچنین قرار شد برای حفظ جنگل‌های گرمسیری، کمک‌هایی در اختیار کشورهای دارای این جنگل ها قرار بگیرد. اما در نهایت نشست کانکون هم نتوانست انتظار فعالان زیست محیطی را در مورد کاهش گازهای گلخانه‌ای به تمامی برآورده سازد.

    حفظ تنوع زیستی

    سال ۲۰۱۰ از سوی سازمان ملل متحد به عنوان سال «حفظ تنوع زیستی» نامگذاری شده بود. در این سال نمایندگان کشورهای مختلف جهان با شرکت در همایش جهانی حفظ تنوع زیستی در شهر ناگویا در ژاپن، بر خطر فزاینده‌ای تاکید کردند که اکنون تنوع گونه‌های مختلف حیات را در کره زمین تهدید می‌کند. این خطر اکنون متوجه جنگل‌ها، گیاهان و جانوران مختلف در چهار گوشه جهان است. در این نشست جهانی کشورهای مختلف متعهد شدند تا از اکوسیستم‌های خود حفاظت بیشتر به عمل آورند، میزان انقراض گونه‌های جانوری را تا حد ممکن کاهش دهند و از زیستگاه‌های ‌دریایی، مناطق مرجانی در شرف نابودی و سواحل خود بهتر حفاظت کنند و حداقل پانزده درصد از مناطق آسیب دیده را دوباره احیاء کنند.
    تصاویر ماهواره‌ای تایید می‌کنند که کشورهایی مانند چین در سال ۲۰۱۰ میلیون‌ها اصله درخت را به منظور جبران مناطق از بین رفته کاشته اند. اما با وجود این تلاش‌ها مناطق جنگلی در سرتاسر جهان با سرعت زیادی رو به کاهش می‌رود.

    نجات ماهیان و آبزیان

    در سال ۲۰۱۰ کشورهای مختلفی در جهان تلاش کردند تا از نابودی بیشتر ماهی‌ها و آبزیان مختلف جلوگیری کنند. پیش از این سازمان‌های مختلف در جهان از جمله «اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت» اعلام کرده بودند چنان‌چه روند استفاده از منابع آبزیان به همین صورت ادامه پیدا کند، جهان به زودی با ناوبدی نسل بسیاری از ماهی‌ها و آبزیان دریایی رو به رو خواهد شد. از این رو کشورهای مختلفی در سال گذشته قدم‌های نسبتا مهمی در زمینه حفاظت از این جاندران و زیستگاه‌های آنها برداشتند. در آمریکا قانونی در خصوص منع عملیات حفاری و استخراج نفت در آب‌های ساحلی شرق خلیج مکزیک و سواحل آتلانتیک به تصویب رسید. این قانون در پی فاجعه نشت نفت از خلیج مکزیک تصویب شد. همچنین شیلی نیز توانست یک زیستگاه‌ دریایی بسیار مهم را که محل زندگی گونه‌ی خاصی از پنگوئن‌ها، نهنگ‌های آبی و شیر دریایی بود حفظ کند. پیشتر قرار بود در این منطقه بکر و مهم زیست محیطی یک نیروگاه فسیلی ساخته شود. در آمریکا نیز صید ماهی به روش کشیدن تور در بستر عمیق دریا در مناطق وسیعی از سواحل جنوب شرقی آتلانتیک ممنوع شد. این روش صید، آسیب‌های زیادی را به ذخیره آبزیان در جهان وارد کرده است. همچنین به گزارش «اوشیانا»، گروه حفاظت از دریاها، مراکش و ترکیه نیز جزو کشورهایی بودند که در سال ۲۰۱۰ با روش‌های غیرقانونی صید گسترده آبزیان با جدیت مبارزه کردند.

    گرمترین سال جهان

    سال ۲۰۱۰ همان طور که انتظار می رفت، گرمترین سال کره زمین از زمان ثبت رکوردها بود. اما در عین حال برخی نقاط جهان با سرمای سخت و بارش بی سابقه برف مواجه شدند. در هفده کشور جهان رکورد درجه حرارت هوا شکسته شد. موج گرمای بی سابقه در تابستان گذشته خسارات فراوانی برجای گذاشت. از جمله آتش سوزی بسیار گسترده در روسیه سبب نابودی مناطق جنگلی وسیعی شد. در بخشی از پاکستان دمای هوا در تابستان به رکورد باورنکردنی بیش از پنجاه و سه درجه سانتیگراد رسید. همچنین بخش بزرگی از یخ‌های قطبی در این سال ذوب شدند که از آن به عنوان سومین ذوب شدگی بزرگ یخ‌های قطب نام برده می‌شود. به اعتقاد بسیاری از دانشمندان این وقایع نشان از برهم خوردگی تعادل آب و هوایی در جهان دارد. همچنین در پایان سال ۲۰۱۰، میزان گاز دی اکسید کربن به بیشترین رکورد ثبت شده خود رسید.

  18. هومان خاکپور گفته است:

    ۱۰ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۳:۲۴

    اول سلام بر همه دوستان و عرض پوزش به جهت نبودن هایم …
    شرمنده دوستان

  19. هومان خاکپور گفته است:

    ۱۰ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۲۳:۳۵

    به محمد درویش:
    صداقت و جسارت میهمان حضوری برنامه – آقای کاظمینی – و میهمان تلفنی برنامه – مسئول حفاظت محیط زیست منطقه – قابل تحسین بود. هر چند مسئول حفاظت محیط زیست منطقه به جهت محدودیت های شغلی از سوی مقامات سازمان مطبوع خود و مقامات سیاسی منطقه تحت فشار بود و به رغم میل باطنی برای طرفداری از NGOها ، قادر به اظهار نظر صریح نبود و نزدیک بود اصرارهای آقای پازوکی کار دست آن بنده خدا بدهد.
    دست مریزاد؛ خوب پرونده سیاه فرماندار و نماینده مردم منطقه در مجلس را ورق زدید …
    ممنون از همه دوستان دست اندر کار برنامه گفتگوی داغ سبز

  20. محمد درویش گفته است:

    ۱۱ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۲:۰۶

    درسته احمد خان داشت کار دست آن مدیر بنده خدا می داد!
    خوشحالم که برنامه مورد توجه دوستان قرار گرفته و سپاس از میری عزیز که خبرهای محیط زیستی را با همرهان طبیعت بختیاری به اشتراک می نهد.

  21. محمد درویش گفته است:

    ۱۱ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۲:۰۹

    در مورد ماجرای تلخ مرگ ببر نر روسی در غربت باغ وحش ارم، فقط امیدوارم بتوانند آن یکی ببر ماده را قبل از تلف شدن به زادگاه خود عودت دهند. زیرا ما نشان دادیم که توان نگهداری ببر را نداریم! داریم؟
    ۲ ماه پیش وقتی از نزدیک این ببر فلک زده را دیدم، فهمیدم که دچار افسردگی شدید شده است و همان موقع در وبلاگ مرحومم نوشتم: در حالی که یک راسته گوشت در برابرش افتاده بود، به مدت یک ربع بی حرکت نشسته و فقط به آن زل زده بود!!
    ماجرای مرگ ببر روسی، آشکارا ضعف توان تخصصی را در سازمان کنونی محیط زیست ایران فریاد می زند! نمی زند؟

  22. طهماسبی گفته است:

    ۱۱ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۰:۱۳

    جناب آقای درویش، با سلام و عرض احترام؛
    گروه دوستداران محیط زیست شریف، بیانیه ای در محکومیت مسدود شدن مهار بیابان زایی منتشر کرده است. امیدواریم با قلم سبزتان، همچنان دلگرمی دوستداران محیط زیست در ایران باشید.
    http://sharifgs.blogfa.com/post-20.aspx

  23. هومان خاکپور گفته است:

    ۱۱ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۰۰:۲۶

    به گروه دوستداران محیط زیست شریف:
    درود بر شما مدافعان بی ادعای زیست بوم وطن که در حمایت از «مهار بیابان زایی» به جمع همراهان وبلاگستان سبز پیوستید …
    دست مریزاد دوستان
    امید که هر چه زودتر این صداها به گوش مسئولان کمیته نظارت بر محتوای الکترونیکی کشور رسیده و خطای سهوی کارشناس! خود را اصلاح کنند.

  24. محمد درويش گفته است:

    ۱۱ دی, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۰:۱۱

    ممنون از برو بچه های خوب دانشگاه صنعتی شریف.
    درود بر شما …

Leave a comment