تارنمای هومان خاکپور - دیده بان طبیعت بختیاری

فرونشست زمین با بی‌توجهی به تاب‌آوری سرزمین

سه شنبه,۱۹ تیر, ۱۳۹۷ ۲۱:۵۳

روزنامه آرمان – نگین باقری: گرچه تاکنون به عوامل دخیل در بروز فرونشست زمین هشدار داده شده، اما همچنان فقدان مدیریت کارآمد به قوت خود باقی است و بر شدت ماجرا می‌افزاید. آنچنان که براساس آخرین آمارها کشور ما چهار سانتی‌متر رکورد کره زمین را در فرونشست زمین شکسته است. هومن خاکپور، کارشناس محیط‌زیست درباره فرونشت زمین در گفت‌وگو با «آرمان» می‌گوید: برداشت‌های بی‌رویه از سفره‌های آب زیرزمینی موجب فرونشست زمین و از دست رفتن حاصلخیزی خاک در دشت‌ها شده است و کشاورزان هم به دلیل جبران چنین وضعیتی به کودهای شیمیایی برای تقویت خاک روی آورده‌اند. از این رو تمام این موارد ناشی از مدیریت غلط است، چرا که متناسب با توان تاب‌آوری و تولید از سرزمین‌مان بهره‌برداری نمی‌کنیم.

از فرونشست زمین به عنوان یکی از بدترین فجایع محیط‌زیستی نام برده می‌شود، چون جزو پدیده‌هایی است که خسارت‌های غیرقابل جبرانی را به سرزمین وارد می‌کند. دیدگاه شما در این باره چگونه است؟

فرونشست زمین یکی از مهم‌ترین نشانه‌های آغاز بیابان‌زایی در هر سرزمینی است که تقریبا پدیده غیرقابل بازگشتی به حساب می‌آید، یعنی وقتی در سرزمینی بهره‌برداری غیراصولی انجام ‌گیرد و توان تاب‌آوری آن در برابر مدیریت انسان ناکارآمد باشد و از دست برود، به سمت فرونشست زمین و آغاز پدیده بیابان‌زایی می‌رویم. معمولا وقتی میزان برداشت ما از منابع آب در یک سرزمین بیشتر از حد مجاز باشد، باعث می‌شود که سطح سفره‌های آب زیرزمینی در دشت‌ها به شدت کاهش یابد. از این رو ما شاهد هستیم که محل ذخیره آب‌ها و آبخوان‌های زیرزمینی دچار ریزش شده و معمولا تمامی مجراهای نفوذ آب در زمین پر می‌شوند. حتی اگر بعد از فرونشست زمین این امکان وجود داشته باشد که حجم آب زیادی را به آن منطقه وارد کنیم، به این دلیل که مجاری نفوذ آب به داخل زمین و سفره‌های زیرزمینی پر شده دیگر نمی‌توانیم آبخوان‌ها و سفره‌های زیرزمینی را تقویت کنیم و به شرایط طبیعی برگردانیم. از این رو به سمت بیابانی شدن پیش می‌رود. تقریبا می‌توان گفت که اکنون بیش از نیمی از دشت‌های کشور با پدیده فرونشست زمین مواجه هستند، چرا که میزان برداشت آب از سفره‌های آب زیرزمینی در دشت‌های کشور بسیار بیشتر از میزان نفوذ آب ناشی از بارش‌های سالانه به سفره‌های آب زیرزمینی است.

پس می‌توان گفت که فرونشست زمین ارتباط مستقیمی با افت سطح آب‌های زیرزمینی دارد؟

بله. این دو در ارتباط کاملا منطقی و مستقیم با هم قرار دارند. فرونشست زمین اتفاقی است ناشی از افت سطح‌ آب‌های زیرزمینی، یعنی عامل اولیه پدیده فرونشست زمین فرونشست افت سطح آب‌های زیرزمینی است. وقتی میزان بهره‌برداری و برداشت از سفرهای آب زیرزمینی بیشتر از میزان نفوذ آب به سفره‌های زیرزمینی باشد، موجب می‌شود که که سطح سفره‌های آب زیرزمینی پایین برود. سطح سفره‌های آب زیرزمینی هم یک آستانه تحمل دارد، اگر سطح آب از این آستانه تحمل پایین‌تر برود، منجر به فرونشست زمین می‌شود. در واقع باید گفت که با افت سطح آب‌های زیرزمینی به پدیده فرونشست زمین و با پدیده فرونشست زمین به پدیده بیابان‌زایی می‌رسیم.

دو عامل اصلی فرونشست دشت‌های کشور برداشت بی‌رویه و حفر چاه غیرمجاز آب است. این در حالی است که فقدان نظارت‌ها نیز بر این مساله دامن زده است…

معمولا دشت‌ها با حفر تعداد پر شمار چاه مواجه هستند. حتی در ارتباط با چاه‌های مجاز هم باید گفت که نظارتی روی میزان برداشت آب از آنها نیست. این در حالی است که روی برداشت آب از چاه‌های غیرمجاز هم نظارتی صورت نمی‌گیرد. از این رو برداشت‌های بی‌رویه از سفره‌های آب زیرزمینی موجب فرونشست زمین و از دست رفتن حاصلخیزی خاک در این دشت‌ها شده است. آنچنان که می‌بینیم تولید محصول در واحد سطح به شدت کاهش پیدا کرده و زمین‌های کشاورزی به سمت شور شدن رفته و کارایی‌شان را در تولید از دست داده‌اند. کشاورزان هم به دلیل جبران چنین وضعیتی به کودهای شیمیایی برای تقویت خاک روی آورده‌اند. این در حالی است که استفاده بی‌رویه از کودهای شیمیایی تهدید جدی برای امنیت غذایی است، به گونه‌ای که می‌بینیم عموما محصولات کشاورزی ما بر اثر استفاده کودهای شیمیایی آلوده هستند. تمام این موارد ناشی از مدیریت غلطی است که ما در بحث استفاده از سرزمین داریم، یعنی متناسب با توان تاب‌آوری و تولید از سرزمین‌مان بهره‌برداری نمی‌کنیم. به ویژه در بحث آب.

به بحث آب اشاره کردید. از منظر شما علت اینکه اکنون کشور ما در تنش آبی بسر می‌برد، چیست؟

ما کشور خشکی داریم که با محدودیت بارش مواجه است. از این رو به جای جبران کمبود بارش‌های آسمانی به استفاده بیشتر از منابع آب‌های زیرزمینی رو آورده‌ایم، یعنی بیشتر مصرف‌مان بر سفره‌های آب زیرزمینی متمرکز است. از سوی دیگر، مدیریت خردمندانه هر سرزمین به عنوان ذخایر استراتژیک به این سمت در حال حرکت است که استفاده از سفره‌های آب زیرزمینی را به حداقل برساند و بر مصرف آب‌های سطحی و بارش‌های سالانه متمرکز شود، اما متاسفانه این رویه در کشور ما کاملا برعکس است. در واقع ما کاهش بارندگی‌ها بر اثر خشکسالی را با استفاده بیشتر از منابع آب زیرزمینی، حفر تعداد بیشتر چاه و برداشت بیش از حد مجاز از چاه‌هایی که موجود است، جبران می‌کنیم و دقیقا به سمت فرونشست زمین و بیابانی کردن این دشت‌ها پیش می‌رویم که کاملا پدیده خطرناکی است. این در حالی است که در رویکرد خردمندانه باید خودمان را با وضعیت بارش‌ها و خشکسالی موجود سازگار کنیم. شاه کلید مدیریت سرزمین مدیریت آب است. باید این حقیقت را بپذیریم که سرزمین ما سرزمین خشکی است و ما دائما با خشکسالی‌های دوره‌ای مواجه هستیم. از این رو باید مدیریت و طراحی چیدمان توسعه با وضعیت کم بارش و خشکسالی سازگار باشد. تنها راه نجات دشت‌های کشور از تشدید فرونشست زمین و بیابان‌زایی مدیریت صحیح است، چون فرونشست زمین تا یک حد مجازی است و اگر از حد مجاز عبور کند به سمت بیابان‌زایی می‌رود که واقعا غیرقابل برگشت است و خسارت‌های فراوانی را به همراه دارد. ما برای اینکه کشورمان را از این پرتگاه نجات دهیم، راهی نداریم جز اینکه خودمان را با شرایط طبیعی بارش‌ها سازگار کنیم.

برای رسیدن به این سازگاری باید چه تدابیری اندیشیده شود؟

ما یک سوم میانگین مردم جهان آب داریم که در شرایط خشکسالی باید گفت که یک چهارم سرانه جهانی است. یعنی باید تقریبا چهار برابر مردم دنیا مواظب آب باشیم. در بحث مدیریت مصرف در بخش کشاورزی با افزایش راندمان آبیاری و بهره‌وری باید بتوانیم محصولی بیشتری را با استفاده از فناوری‌های روز و مصرف کمتر آب تولید کنیم. این در حالی است که اکنون شرایط به شدت نگران‌کننده است و تقریبا حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد آب در بخش کشاورزی به دلیل اینکه راندمان مناسبی وجود ندارد، هدر می‌رود. در بخش صعنت باید در بخش صنعت به سمت بازچرخانی آب برویم و بتوانیم با بازچرخانی آب نیازهای صنعتی‌مان را برطرف کنیم. در بخش شرب هم با توجه به اینکه هزینه‌های زیادی را متحمل می‌کند، باید به سمت همکاری و مشارکت مردم در نحوه استفاده صحیح از آب شرب پیش برویم. براساس گزارش‌های دستگاه‌های مسئول با چیزی حدود ۳۰ درصد پرت و هدررفت آب در شبکه‌های آبرسانی به سکونتگاه شهری و روستایی مواجه هستیم، چرا که سال‌ها از عمر این شبکه‌های گذشته و دچار ترکیدگی و پوسیدگی شده و باید ترمیم شوند. بنابراین باید بتوانیم با فرآیند مشارکتی مردم و دولت از بحران‌های آبی عبور کرده و از فرونشست زمین در دشت‌ها و بیایانی شدن سرزمین‌مان جلوگیری کنیم.

‌ذغال گیری جان درختان زاگرس را گرفته است/ چوب‌ درختان زاگرسی برای ۳ هزار تومان دود می‌شوند

سه شنبه,۲۲ خرداد, ۱۳۹۷ ۲۲:۳۶

خبرگزاری فارس (۲۱ خرداد ۱۳۹۷): یک فعال محیط زیست با بیان اینکه ذغال گیری درختان بلوط زاگرسی به دلیل مشکلات معیشتی و در سایه عدم فرهنگسازی اوج گرفته است، گفت: ذغال چوب درختان بلوط زاگرس با ۳ هزارتومان معامله ‌می‌شود.

 هومان خاکپور کارشناس فعال محیط زیست و منابع طبیعی در حوزه زاگرس در گفت‌وگو با خبرنگار گروه اجتماعی خبرگزاری فارس، با بیان اینکه حال جنگل‌های زاگرس خوب نیست و این جنگل‌ها شرایط شکننده و نگران کننده‌ای دارند، گفت: هر روز با یک شکل جدید مثل طغیان آفت در جنگل‌های زاگرسی مواجهیم و بیش از ۱۸ تا ۲۰ میلیون از درختان جنگل‌های بلوط زاگرس درگیر بیماری، زغال، سوسک چوب خوار و خشکیدگی هستند.

وی ادامه داد: امسال هم حدود نیم میلیون هکتار از این جنگل‌ها درگیر آفت جوانه‌خوار بلوط شدند.

این فعال محیط زیست تصریح کرد: اکوسیستم زاگرس به شدت آسیب دیده و توان تاب‌آوری جنگل کم شده و به همین دلیل هر بار شاهد طغیان بیماری‌های مختلف در این جنگل هستیم. اگر اکوسیستم شرایط طبیعی داشت جمعیت آفات توسط دشمن طبیعی کنترل می‌شد اما در شرایط آسیب دیده دشمن طبیعی نیز یا آسیب دیده یا از بین رفته است.

خاکپور با یادآوری این نکته که در طول ۶ سال گذشته آفاتی مانند سوسک چوب‌خوار در این جنگل‌ها خسارات زیادی وارد کرده‌اند، اظهار داشت: یک میلیون و ۲۰۰ هزار هکتار جنگل زاگرسی دچار خشکیدگی شده و این نشان از عدم مدیریت و بهره‌برداری صحیح و اصولی است.

وی عوامل مختلفی همانند ذغال‌گیری، تخریب زیراشکوب، حضور دائمی و پرشمار دام و پروژه‌های عمرانی بدون رعایت ملاحظات زیست محیطی را در سال‌های اخیر موجب افزایش این آسیب‌ها دانست و گفت: بخشی از این آسیب‌ها مثل ذغال‌گیری به مسائل معیشتی و اقتصادی مردم منطقه مربوط می‌شود و هر چه وضع معیشتی مردم ضعیف‌تر شده این ناهنجاری‌ها افزایش یافته است.

این فعال محیط زیست با اظهار تاسف از اینکه تمایل جامعه محلی به  ذغال‌گیری از درختان زاگرسی بیشتر شده است، ابراز داشت: همه متخلفان، بیکاری را دلیل گرایش به این تخلف عنوان می‌کنند اما ضعف فرهنگی در عموم جامعه و درمناطق کمتر توسعه نیز در این معضل موثر است و باعث شده خسارات این تخلف هر روز بیشتر شود.

خاکپور با بیان اینکه ذغال‌گیری کمترین سود را برای جامعه محلی دارد و آنها با قیمت ناچیزی این ذغال‌ها را به خریداران شهری می‌فروشند گفت: مقابله با قاچاق ذغال با تغییر شرایط اجتماعی سخت‌تر شده چرا که یک نوع بی‌اعتمادی نسبت به قانون بوجود آمده است.

وی ادامه داد: افزایش جمعیت باعث شده نظارت منابع طبیعی بر مناطق کمتر شود.

این فعال محیط زیست با اشاره به اینکه پروسه ذغال‌گیری ۲ یا ۳ روز طول می‌کشد، اظهار داشت: به دلیل نگرانی‌هایی که برخی از متخلفان از کشف کوره‌های ذغال در مناطق زاگرسی داشتند در حال حاضر به جای ذغال گیری در مناطق زاگرسی، متخلفان عملیات ذغال گیری را به مناطق مرکزی ایران منتقل کرده و در کارگاه‌های بزرگ موجود ذغال‌گیری می‌کنند.

خاکپور افزود: وسایل حمل و نقل شخصی جدید که معمولا تندروتر و امکان پوشش این محصول قاچاق را دارند از سوی قاچاقچیان برای انتقال چوب مورد استفاده قرار می‌گیرند و این دو مسئله باعث شده قاچاق چوب جنگلی و کشف ذغال جنگلی مشکل‌تر شود.

وی در خصوص نرخ قاچاق ذغال چوب نیز ابراز داشت: ذغال چوب در مناطق روستایی هر کیلوگرم ۳ هزار تومان قیمت گذاری شده و به قیمت حدود ۱۵ هزار تومان در مناطق شهری فروخته می‌شود.

این فعال محیط زیست با اشاره به اینکه به لحاظ قوانین و مقررات مجازات قاچاق ذغال چوب با مشکل مواجه نیستیم ولی اخیراً قوانین سازمان جنگل‌ها که مربوط به قانون قاچاق کالا می‌شود با تغییر و اصلاحیه مواجه شده است، ابراز داشت: رسیدگی به مساله قاچاق چوب‌های جنگلی بر اساس اصلاحیه قاچاق کالا و ارز توسط تعزیرات صورت می‌گیرد اما به نظر می‌رسد، بهتر است این مسئله در همان حوزه وظایف قضایی انجام شود.

خاکپور تصریح کرد: قاچاق چوب و ذغال چون از جنس کالای قاچاق نیست بهتر است مثل قاچاق حیات وحش از قاچاق کالا مستثنی شود چرا که قوانین و مجازات‌های موجود با آسیبی که به محیط زیست وارد می‌شود، همخوانی ندارد.

وی ادامه داد:‌ برای مبارزه با این نوع قاچاق نباید تنها به مجازات‌های مالی اکتفا کنیم که در انتها جریمه‌ای به حساب دولت واریز شود. بلکه باید در برخورد قضایی جنبه‌های پیشگیرانه پررنگ‌تر شوند.

سد ایلیسو‌؛ تهدیدی برای عراق، سوریه و ایران

سه شنبه,۲۲ خرداد, ۱۳۹۷ ۲۲:۲۳

روزنامه همشهری (۱۹ خذداد ۱۳۹۷)؛ آبگیری سد ایلیسو در ترکیه با مخالفت دولت عراق به تعویق افتاد. آنطور که خبرگزاری رویترز گزارش داده سفیر ترکیه در عراق اعلام کرده با توافق مقام‌های عراق و ترکیه ادامه آبگیری این سد به‌طور موقت به تعویق افتاده است، اما هنگام آبگیری این سد، نیازهای ‌آبی عراق درنظر گرفته می‌شود.

هومن خاکپور، که سال ۹۵« پویش نجات میانرودان »‌ را با هدف هشدار نسبت به پیامدهای ناگوار محیط‌زیستی آبگیری سد ایلیسو راه‌اندازی کرد و توانست موج بزرگی علیه این سد در محافل محیط‌زیستی ایجاد کند، به همشهری گفت: از آنجا که حجم آبگیری سد ایلیسو بسیار بالاست درصورتی که دولت ترکیه به آبگیری این سد مصمم باشد این تصمیم باعث وارد آمدن خسارت‌های جبران‌ناپذیر به محیط‌زیست منطقه به‌ویژه عراق، سوریه و ایران می‌شود.

این کارشناس منابع طبیعی با تأکید براینکه بخش عمده حقابه دجله قربانی آبگیری ایلیسو می‌شود، افزود: وقتی از حجم آب دجله کاسته شود آبی به هورالعظیم نخواهد رسید و در نتیجه این تالاب که نقش مهمی در تلطیف هوای منطقه به‌ویژه خوزستان دارد به کانون ریزگرد تبدیل می‌شود. به‌خصوص که مدیریت نادرست منابع آبی در کشور و نیز فعالیت‌های نفتی اثرات نامطلوبی روی تالاب هورالعظیم برجای گذاشته است. در چنین شرایطی آبگیری ایلیسو تبدیل شدن این تالاب به کانون ریزگرد را تشدید می‌کند.

خاکپور ضمن انتقاد از ضعف دیپلماسی در حوزه محیط‌زیست و آب با کشورهای همسایه ازجمله افغانستان و ترکیه گفت: متأسفانه نتوانسته‌ایم از روابط دیپلماسی برای جلوگیری از بحران زیست‌محیطی استفاده کنیم. او گفت: رفتارهای نادرست در مدیریت کلان منابع آبی سبب شد تا درکنفرانس بین‌المللی مقابله با گردوغبار که تیرماه ۹۶در تهران برگزار شد وقتی به نماینده دولت ترکیه برای احداث سد ایلیسو اعتراض کردیم او در پاسخ به این اعتراض گفت وقتی شما در کشور خودتان با سدسازی باعث تخریب و خشک شدن تالاب‌ها شده‌اید برچه اساسی می‌خواهید مانع از سدسازی در کشور ما شوید؟

خاکپور تأکید کرد: عراق و سوریه به‌دلیل وضعیت متزلزل سیاسی نمی‌توانند برای جلوگیری از سدسازی‌های بی‌رویه در ترکیه اقدام کارسازی صورت دهند اما کشور ما که از ثبات سیاسی برخوردار است می‌تواند با استفاده از روابط دیپلماتیک در این زمینه نقش کلیدی داشته باشد و علاوه بر رایزنی با ترکیه برای مجاب کردن این کشور به رعایت حقابه زیست‌محیطی، افغانستان را هم به رعایت حقابه هامون ملزم کند.

سدسازی‌های گسترده در ترکیه

پروژه آناتولی جنوب شرقی یا طرح گاپ(GAP)  که از آن به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های توسعه‌ در بستر رودخانه نام برده می‌شود در ترکیه در حال انجام است. با اجرای این پروژه قرار است ۲۲سد و ۱۹نیروگاه برقابی در مسیر دو رود دجله و فرات ساخته شود. بررسی‌ها نشان می‌دهد با تکمیل نهایی طرح گاپ، ترکیه حدود ۴۵درصد آب رودخانه‌های دجله و فرات را تحت کنترل خود در می‌آورد به همین دلیل اجرای این پروژه باعث جنجال‌های منطقه‌ای شده است.
سد ایلیسو که ساخت آن ۲۰سال به درازا کشید، ازجمله سدهایی است که در قالب پروژه آناتولی ساخته شده است. آبگیری این سد همواره اعتراضات گسترده فعالان محیط‌زیست در کشورهای ایران، عراق، سوریه و حتی ترکیه را درپی داشته است. آنطور که کارشناسان اعلام کرده‌اند با آبگیری ایلیسو شهر تاریخی حصن کیفا زیر آب مدفون می‌شود. علاوه براین، کاهش حقابه دجله و فرات، زندگی اعراب حاشیه‌نشین تالاب‌های عراق را با خطر جدی مواجه می‌کند. در واقع این اقدام ترکیه نه‌تنها حقابه بلکه حق زندگی مردم عراق و سوریه را از آنها می‌گیرد. پیش از تکمیل شدن عملیات ساخت سد ایلیسو، یک مقام مسئول وزارت نیروی عراق اعلام کرده بود با پایان یافتن روند ساخت سد ایلیسو، میزان آب ورودی به این کشور از ۹۳/۲۰میلیارد مترمکعب در سال به ۷/۹میلیارد مترمکعب کاهش می‌یابد. از سوی دیگر نزدیک به ۷۰۰هزار هکتار از زمین‌های کشاورزی عراق عملا از آب دجله و فرات محروم می‌شود.

درختان بیمار زاگرس

جمعه,۳۱ فروردین, ۱۳۹۷ ۲۰:۴۶

روزنامه آرمان: در چند سال اخیر طبیعت ایران به‌دلیل اقدامات نامناسب انسانی به کرات مورد بی‌مهری قرار گرفته است. در این میان با بررسی وضعیت جنگل‌های این مرز و بوم باید گفت که در هر لحظه بیم آتش‌سوزی، قطع درختان، شیوع بیماری در بین درختان، تغییر کاربری اراضی، تاثیرات جوی همچون کم آبی، بی‌‌‌آبی و اثرات مخرب هجوم ریزگردها می‌تواند همین ثروت ملی جا مانده را به نابودی بکشاند. به‌گفته کارشناسان عمده دلایل بروز بیماری در بین درختان تغییر اقلیم، نبود یا کاهش بارش‌ها در سال‌های اخیر، ورود ریزگرد‌ها به کشور و نشستن بر روی برگ درختان و بستن روزنه آنها، گرم شدن هوا و … است.

جنگل‌های زاگرس با وسعت بیش از پنج‌میلیون هکتار یکی از مهم‌ترین رویشگاه‌های ایران هستند که به دلایل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و بوم شناختی از عرصه‌های کلیدی ایران محسوب می‌شوند. همچنین همگان جنگل‌های این خطه را به نام جنگل‌های بلوط زاگرس می‌شناسند. تامین ۴۰‌درصد آب کشور، تنوع زیستی جانوری و گیاهی بالا، اهمیت در تعدیل آب‌و‌هوا و اثرات اقلیمی، حفظ منابع خاک و جلوگیری از فرسایش از جمله کارکردهای این جنگل‌ها است. بر اساس مطالعات انجام شده ۱۰ تا ۳۰‌درصد معیشت خانوارهای روستایی در زاگرس به این جنگل‌ها وابسته است که بر حسب شرایط اجتماعی و اقتصادی متفاوت است. هر چند در روند دیگر اقدامات انسانی نمی‌توان زاگرس را جنگل خواند، بلکه بوستان، مزرعه یا باغ زیبنده‌ترین نام برای آن محسوب می‌شود، چون در سال‌های اخیر هر تصمیمی باعث قطعی تعداد قابل توجهی از این درختان شده است.

نیمی از درختان بلوط زاگرس بیمارند

در روزهای اخیر یک عضو هیات مدیره انجمن نهضت سبز زاگرس با اشاره به اینکه نیمی از درختان بلوط منطقه زاگرس به بیماری دچار هستند، گفت: بیماری «زغال بلوط» می‌تواند درختان زاگرس را از بین ببرد. امید سجادیان با اشاره به بیماری درختان بلوط منطقه زاگرس اظهار کرد: بیماری «زغال بلوط» در منطقه غرب زاگرس شایع شده همچنین آفت جوانه بلوط و پروانه بلوط مشکلاتی را برای درختان این منطقه به وجود آورده است. او با بیان اینکه بیماری «زغال بلوط» از سال ۹۰ گریبان درختان بلوط زاگرس را گرفته است، تصریح کرد: در حال حاضر این بیماری شیوع پیدا کرده است و می‌توان گفت که تقریبا ۵۰‌درصد درختان بلوط زاگرس در نواحی ایلام، لرستان و کهگیلویه و بویراحمد به این بیماری دچار شده‌اند. به گزارش ایسنا، این عضو هیات مدیره «انجمن نهضت سبز زاگرس» با اشاره به اینکه این بیماری با توجه به گستردگی خود می‌تواند جنگل‌های زاگرس را خشک کند، گفت: بنابر آنچه که کارشناسان می‌گویند علت بیماری درختان بلوط دخالت‌های انسان در محیط و عوامل طبیعی همچون خشکسالی است. خشکسالی و کمبود بارش سبب ضعف درختان بلوط شده است، البته گرد و غبار نیز در به‌وجود آمدن این بیماری بی‌تقصیر نیست.

جنگل‌ و عوامل انسانی

عوامل انسانی متعدد در بروز خسارت به جنگل‌ها تاثیر دارند. در این میان از طریق کاهش بهره برداری‌های بی‌رویه در جنگل‌ها می‌توان اقدامات مناسب انجام داد. برای مثال هم اکنون به‌دلیل حضور پرشمار دام در تمامی فصول سال در جنگل‌های زاگرس شاهد برهم خوردن تعادل اکولوژیکی در جنگل‌ها و رقابت جدی بین دام اهلی و حیات وحش جنگل هستیم. در این جنگل‌ها جمعیت حیات وحش به شدت در خطر قرار گرفته و جمعیت آن کاهش یافته است. در حالی که عدم وجود حیات وحش در جنگل باعث به هم خوردن تعادل اکوسیستمی می‌شود. همچنین از بین رفتن پرندگان به دلایل مختلف همچون رقابت غذایی یا شکار باعث از بین رفتن تعادل در جنگل‌ها می‌شود. برای مثال جمعیت سوسک چوب‌خوار به‌وسیله دارکوب، سار و دیگر پرندگان کنترل می‌شود، طبیعتا وقتی جمعیت این پرندگان در جنگل‌های زاگرس کاهش یابد، منجر به افزایش تصاعدی این گونه آفت‌ها و بروز انواع بیماری در جنگل‌ها می‌شود. همچنین وقتی بهره برداری‌ها در جنگل‌ها افزایش یابد مقوله تولید زغال و تخریب جنگل به‌دلیل دسترسی به اراضی کشاورزی و تغییر کاربری افزایش می‌یابد و شاهد بروز بیماری‌های دیگر در بین درختان جنگل‌های زاگرس خواهیم بود.

جنگل‌های زاگرس در دست نابودی

یک کارشناس محیط زیست درباره خطرات تهدید‌کننده جنگل‌های زاگرس به خبرنگار «آرمان» می‌گوید:‌ در سال‌جاری حشره‌ای تحت عنوان جوانه خوار بلوط سلامت درختان جنگل‌های زاگرس را تهدید می‌کند. از سوی دیگر از اوایل دهه ۹۰ پدیده‌ای به نام مرگ بلوط از استان ایلام در بین درختان شیوع پیدا کرد، هم اکنون این مساله یک- پنجم جنگل‌های زاگرس را درگیر کرده است. در این شرایط می‌توان گفت از پنج‌میلیون هکتار در مناطق زاگرس حدود یک‌میلیون هکتار با پدیده مرگ یا خشک شدن بلوط مواجه هستند.

هومان خاکپور می‌افزاید: تاکنون علت اصلی مرگ بلوط شناسایی نشده است. برای مثال برخی از کارشناسان بروز این بیماری را تحت عنوان بیماری زغالی بلوط دانسته و دیگر کارشناسان این پدیده را به‌دلیل طغیان سوسک چوب‌ خوار می‌دانند. با این تفاسیر یک – پنجم جنگل‌های زاگرس تحت تاثیر این پدیده نابود‌کننده قرار گرفته‌اند. با این وجود، تاکنون کارشناسان و مسئولان امر به راهکار جدی برای مقابله با این قضیه دست نیافته‌اند. به‌گفته او چندی قبل سازمان جنگل‌ها و مراتع طرحی را در قالب شناسایی جنگل‌ها برگزار کردند، در این اقدام قرار بود درختان مبتلا به مرگ بلوط قطع شده و از منطقه خارج شوند تا این آفت به دیگر درختان سرایت نکند. هر چند این طرح به شکل موردی در بین چند استان به شکل پایلوت برگزار و به شکل ناقص رها شد.

این کارشناس محیط زیست می‌گوید: تاکنون یک راهکار جدی برای مقابله با این پدیده اندیشیده نشده است. این در حالی است که مسئولان امر در سال‌های اخیر می‌توانستند با ایجاد یک پروژه تحقیقاتی گسترده و تیم حرفه‌ای مطالعاتی درباره درختان زاگرس لحاظ و شیوه مبارزه با آفات‌های تهدید‌کننده زاگرس اندیشیده شود. این کارشناس محیط زیست تاکید می‌کند: در جنگل‌های زاگرس شاهد طغیان آفت جوانه بلوط هستیم. این آفت از جوانه و برگ بلوط استفاده کرده و باعث خسارت‌های فراوان در بین درختان بلوط در منطقه زاگرس شده و می‌تواند بروز خشکیدگی بلوط را در جنگل‌های زاگرس تشدید کند.

خاکپور با بیان اینکه در برخی از استان‌های کشور اقداماتی برای مبارزه با این آفت در پیش گرفته‌اند، می‌افزاید: هم اکنون محلول گیاهی به شکل زمینی در بین درختان پاشیده می‌شود. همچنین برخی از استان‌ها به‌دنبال محلول پاشی به شکل هوایی هستند تا بتوان جلوی تکثیر این آفت را گرفت. همچنین اقدام دیگر نیز از طریق تله گذاری در مناطقی که این آفت بیشتر گسترش دارد، در دستور کار است و این اقدام با خسارت‌های زیست محیطی همراه نیست. جالب است بدانید که تمامی این اتفاقات ناشی از ضعف جنگل است، چون به‌دلیل بهره‌برداری‌های بی‌رویه جنگل ضعیف شده است.

این کارشناس محیط زیست تاکید می‌کند: به‌دلیل دخالت‌های انسانی اکوسیستم جنگل‌ها و بهره برداری‌های بی‌رویه تعادل اکولوژیکی به هم خورده و تمامی این آفات به شکل طبیعی جزو جنگل هستند. باید دانست که بسیاری از آفات در جنگل‌ها وجود دارد، اما تمامی این آفات نیز یک دشمن طبیعی دارند و آن دشمن طبیعی نمی‌گذارد تا جمعیت آنها از حد طبیعی بیشتر و منجر به بروز آسیب در جنگل شود. بی‌شک وقتی اقدامات بشر به‌نحوی است که تعادل زمین را بر هم می‌ریزد، در نتیجه بر تعداد آفات جنگل افزوده شده و به‌دنبال آسیب‌زدن به جنگل و بروز پدیده‌ای تحت عنوان از بین رفتن جوانه‌ها و برگ بلوط و افزایش سوسک چوب‌خوار و بیماری زغال بلوط هستیم.

خاکپور می‌گوید: در اصل بروز این آفت‌ها یک اتفاق ثانویه به‌دلیل بهره‌برداری بی‌رویه و به هم خوردن نظم در بین درختان جنگلی است، طبیعتا وقتی درختان ضعیف شوند، آفات و بیماری‌ها سلامت آنها را تهدید می‌کنند. خاکپور می‌گوید: ‌باید با اقدامات مناسب بتوان مجموعه اکوسیستم جنگل‌ها را به حالت طبیعی برگرداند. در این روند می‌توان متناسب با بهره برداری‌های مناسب و تاب‌آوری جنگل را به شکل طبیعی برگرداند تا به شکل طبیعی خود را احیا کند.

جنگل‌های زاگرس تنوع سنی ندارند

از سوی دیگر برخی کارشناسان پیری و فرسودگی درختان زاگرس را عامل دیگر در بروز بیماری در بین آنها می‌دانند. هم‌اکنون جنگل‌های زاگرس فرسوده شده‌اند، اما با بررسی دلایل بروز بیماری و آفت در بین درختان باید تاکید کرد که عوامل انسانی توان خود پالایی را از جنگل‌های این مرز و بوم گرفته است. برای مثال وقتی بر اساس بهره‌برداری‌های بی‌رویه همچون چرای دام، زراعت در جنگل و… اجازه استقرار هیچ‌نهالی در جنگل داده نمی‌شود، طبیعتا جنگل به سمت پیری و فرسودگی سوق پیدا می‌کند، چون در این اقدامات اجازه بهره‌برداری جدید به جنگل داده نمی‌شود.

در شرایط کنونی بیش از ۳۰درصد جنگل‌های منطقه زاگرس در تصرف مردم و تحت زراعت غیرقانونی قرار گرفته است؛ این مساله اجازه رشد بذر جدید در جنگل را نمی‌دهد. در جنگل‌های زاگرس به‌دلیل وجود تعداد بی‌شمار چرای دام اجازه رشد نهال جدید داده نمی‌شود، به بیان دیگر در این اقدام عوامل انسانی و تصمیمات اتخاذ شده بشر اجازه تنوع سنی به جنگل زاگرس نمی‌دهد. این در حالی است که جنگل‌ها به شکل طبیعی دارای درختانی با تنوع سنی پیر، جوان و نهال هستند. از دیگر پیامدهای بر هم خوردن تنوع سنی در جنگل‌ها می‌توان به بروز ضعف اکولوژیکی در جنگل اشاره کرد. این مقوله باعث تاثیرگذاری بیشتر آفات در جنگل می‌شود.

فعالان محیط زیست هشدار دادند؛ کارون خشک می‌شود/ آبی نمانده که منتقل کنید

جمعه,۲۴ فروردین, ۱۳۹۷ ۱:۰۶

خبرگزاری مهر: فعالان محیط زیست در بیانیه‌ای درباره لزوم توقف پروژه‌های سدسازی و انتقال آب با توجه به خشکسالی‌های شدید در سرچشمه‌های کارون، زاینده‌رود و دز هشدار دادند.

عضو شبکه تشکل‌های غیردولتی محیط‌زیستی و منابع طبیعی استان چهارمحال و بختیاری با اشاره به بیانیه اعتراضی فعالان محیط زیست درباره طرح‌های انتقال آب در شرایط خشکسالی به خبرنگار مهر، گفت: الان در شرایط خشکسالی شدید هستیم، بارش‌ها شدیداً کم شده و آورد رودخانه‌ها کاهش پیدا کرده اما محاسبات طرح‌های انتقال آب بر اساس شرایط تر و نرمال بوده است.

هومان خاکپور افزود: با توجه به تغییرات اقلیمی که در کشور اتفاق افتاده و خشکسالی که معلوم هم نیست تا کی ادامه پیدا کند در استان چهارمحال و بختیاری نسبت به سال گذشته ۶۰ درصد کاهش بارندگی داشتیم و در سال پیش رو هم هرچه جلو می‌رویم وضعیت بدتر می‌شود.

وی تأکید کرد: محاسباتی که در طرح‌های انتقال آب و سدسازی انجام شده بر واقعیت‌های اقلیمی استان چهارمحال و بختیاری و بر شرایط اقلیمی سرشاخه‌های کارون منطبق نیست. اصلاً کارون این‌قدر آب ندارد. آورد طبیعی رودخانه کارون در شرایط نرمال سالانه حدود ۲۱ تا ۲۷ میلیارد مترمکعب بوده اما در ۱۰ سال اخیر به میانگین سالانه ۱۴ میلیارد مترمکعب رسیده است و در برخی سال‌ها این عدد به ۹ میلیارد مترمکعب هم رسیده است.

این کارشناس منابع طبیعی هشدار داد: با توجه به مصارفی که در مسیر رودخانه کارون وجود دارد و حقابه زیستی که باید در کارون رها شود و پنج سد بزرگی که تا کنون بر کارون احداث شده و ۱۴ میلیارد مترمکعب ظرفیت ذخیره دارند، واقعاً دیگر آبی برای انتقال وجود ندارد.

خاکپور تصریح کرد: اگر همه این داده‌ها درباره آب توسط یک گروه مستقل ارزیابی شود و در محاسبات بارش‌های ده سال گذشته را لحاظ کنند روشن می‌شود که اصلاً آبی برای انتقال وجود ندارد. یعنی صرفنظر از اینکه سدسازی و انتقال آب بین حوضه‌ای اصلاً روش درستی هست یا نه، که خودش خیلی جای بحث دارد و صرفنظر از این که انتقال آب و سدسازی برای کشاورزی و صنعت توجیه دارد یا نه و مشکلاتی که در اثر این فعالیت‌ها ایجاد شده است چه بوده، فارغ از همه این بحث‌ها اصلاً آبی وجود ندارد که منتقل شود.

وی هشدار داد: اگر واقعاً انتقال آبی از کارون صورت بگیرد تنها آبی که برای انتقال هست همان حقابه زیستی رودخانه و تالاب است و به سمت این می‌رویم که به طور کامل اکوسیستم‌های رودخانه‌ای را نابود کنیم و تالاب را به کانون گرد و خاک بدل کنیم. اکنون طرح های بزرگی که جنبه امنیت ملی هم پیدا می‌کنند برای جلوگیری از کانون های گرد و خاک انجام می‌دهیم و هزینه‌های میلیاردی در خوزستان می‌کنیم با روش‌هایی که البته خودش جای بحث دارد، بعد، از این طرف کاری می‌کنیم که وضعیت خشکسالی و کانون‌های گرد و خاک را تشدید می‌کند.

این فعال محیط زیست ادامه داد: مصارفی که پایین دست برای صنعت و کشاورزی پیش‌بینی شده قطعاً برداشتشان را انجام می‌دهند اما چیزی که در این کشور مدافع ندارد حقابه زیستی رودخانه و تالاب است. با توجه به شرایط بارش کنونی اگر انتقالی صورت بگیرد قطعاً از همان دبی پایه که الان در رودخانه‌های ما کمتر از ۲۰ درصد است برداشت می‌شود و همان را باید منتقل کنیم و وضعیت رودخانه‌ها و تالاب‌ها را از اینی که هست هم بدتر می‌کند و مشکلات آلودگی هوا و تنش‌های دیگر تشدید می‌شود.

شبکه تشکل‌های غیردولتی محیط‌زیستی و منابع طبیعی استان چهارمحال و بختیاری در بیانیه‌ای که نسخه‌ای از آن در اختیار خبرنگار مهر قرار گرفته نوشته‌اند: تغییر اقلیم، خشک‌سالی‌های پی‌درپی و کاهش بارندگی سال‌های اخیر سبب شده است اثرات فاجعه‌بار بهره‌برداری‌های غیراصولی و مدیریت ناکارآمد حاکم بر منابع آبی کشور عیان گشته و شاهد ورشکستگی شدید آبی و ایجاد بحران‌های زیست‌محیطی، اقتصادی و امنیتی در مناطق مختلف کشور باشیم.

نویسندگان این نامه تأکید کرده‌اند: به‌رغم حاکم شدن وضعیت فاجعه‌بار بر منابع آبی و دشت‌ها و تالاب‌ها و رودخانه‌های دیار چهارمحال و بختیاری و خوزستان، ناباورانه همچنان شاهد ادامه همان روند سدسازی‌ها و طرح‌های انتقال آب بین حوضه‌ای غیرعلمی و غیراصولی از سرشاخه‌های کارون در استان چهارمحال و بختیاری هستیم که حکایت از نادیده گرفته شدن ملاحظات علمی و محیط زیستی و حتی ترویج بی‌قانونی در حوزه محیط‌زیست و آب از سوی دولت و حاکمیت دارد. ماجرای تلخی که ناپایداری در حوزه آبخیز کارون بزرگ را تشدید کرده و موجبات نگرانی و تشویش اذهان عمومی در استان‌های چهارمحال و بختیاری و خوزستان را فراهم کرده است!

فعالان محیط زیست تصریح کرده‌اند: موافقت حیرت‌انگیز هیئت دولت با تداوم اجرای پروژه فاقد مجوز ارزیابی زیست‌محیطی سد خرسان ۳، صدور مجوزهای زیست‌محیطی برای طرح‌های انتقال آب ونک سولگان به رفسنجان و کوهرنگ ۳ مصداق ذبح کردن ملاحظات محیط‌زیستی و توسعه پایدار در پای ملاحظات سیاسی و اقتصادی بوده که در فضایی کاملاً غیرکارشناسی و تحت فشارهای آبسالاران پرقدرت صورت پذیرفته است. به‌علاوه اینکه در سکوت تأمل‌برانگیز مقامات ارشد استان و انفعال دستگاه‌های متولی، قضایی، نهادهای نظارتی و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی شاهد تجهیز کارگاه و آغاز بکار پروژه ویرانگر و فاقد مجوز بهشت‌آباد به استان‌های فلات مرکزی هستیم.

نویسندگان این نامه تأکید کرده‌اند: با توجه به قرار گرفتن در دوره خشک‌سالی و کاهش شدید بارش‌ها که تقریباً تمامی دشت‌های کشاورزی، تالاب‌ها و سرشاخه‌های کارون در استان‌های چهارمحال و بختیاری و خوزستان را با فرونشست زمین، خشکی و بحران آب مواجه کرده است، این طرح‌های سدسازی و انتقال آب بین حوضه‌ای که برخلاف ملاحظات علمی و زیست‌محیطی و رویکردهای قانون‌مدارانه، تحت فشارهای سیاسی اقتصادی و آبسالارانه مجوزهای اجرا را گرفته و یا در حال اخذ آن‌ها هستند، اضافه بر شتاب بخشیدن به روند نابودی کارون بزرگ و ورود خسارت‌های جبران‌ناپذیری بر دشت‌های کشاورزی، رودخانه‌ها و آبخوان‌ها و منابع آبی چهارمحال و بختیاری، سبب کاهش اعتماد عمومی و بروز نارضایتی‌ها و تنش‌های اجتماعی در استان‌های چهارمحال و بختیاری و خوزستان خواهند شد.

این فعالان محیط زیست تصریح کرده‌اند: ما تشکل‌های غیردولتی محیط‌زیستی استان چهارمحال و بختیاری ضمن اعلام هشدار و اعتراض شدید نسبت به این سدسازی‌ها و طرح‌های انتقال آب بین حوضه‌ای که بر مبنای بارش‌های ترسالی‌ها و شرایط پرآبی رودخانه‌های چهارمحال و بختیاری و سرشاخه‌های کارون بزرگ طراحی شده‌اند، برتجدیدنظر و انصراف از اجرای این طرح‌ها بر بنیاد کاهش شدید بارش‌ها و خشکی و بی‌آبی سرشاخه‌های کارون در چهارمحال و بختیاری تأکید می‌کنیم. امید است قبل از آنکه خیلی دیر شود و فرصت‌های نجات این سرزمین از دست برود، چیدمان توسعه مناطق فلات مرکزی که مقصد طرح‌های انتقال آب هستند، شجاعانه و خردمندانه بر اساس ظرفیت‌ها و توانمندی‌های بوم‌شناختی همان مناطق از نو طراحی شود و در یک رویکرد توسعه‌ای پایدار و جامع‌نگرانه شاهد نجات و آبادانی تمامی مناطق ایران عزیز باشیم.

۲۰ هزار مرگ منتسب به‌ آلودگی در یک سال

دوشنبه,۱۶ بهمن, ۱۳۹۶ ۲۲:۰۸

روزنامه آرمانزهرا سلیمانی: برف و باران رفت و آلودگی آمد. هوای تهران و چند کلانشهر دیگر آلوده است. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد این آلودگی ادامه خواهد داشت و به همین منظور امروز مدارس ابتدایی، پیش‌دبستانی و مهدکودک‌های تهران به غیراز پردیس، دماوند و فیروزکوه تعطیل شدند. طرح زوج و فرد از در منازل اجرا می‌شود و مسئولان به شهروندان توصیه می‌کنند از تردد غیرضروری اجتناب کنند و اگر چاره‌ای جز آمدن به خیابان ندارند، نفس عمیق نکشند. در همین حال عنوان می‌شود تنها در سال گذشته ۲۰‌هزار مرگ منتسب به آلودگی هوا در ایران ثبت شده است. غول آلودگی همچنان بیدار است و نفس مرگ‌آورش را در هوای شهر‌های کشور می‌پراکند.

بر اساس تحلیل آخرین نقشه‌های هواشناسی، طی روزهای آینده در قالب مناطق کشور جو پایداری حاکم است که پیامد آن انباشت آلاینده‌های جوی و کاهش دید افقی در شهرهای صنعتی و پرجمعیت مرکز و غرب کشور است. در روزهای آینده روند تدریجی افزایش دما در اغلب مناطق کشور پیش‌بینی می‌شود.

بی‌توجهی سازمان‌های مسئول

یک کارشناس محیط‌زیست درباره چگونگی مهار آلودگی هوا در کلانشهرهای کشور به خبرنگار«آرمان»می‌گوید: آلودگی هوا در کلانشهرهای کشور به‌دلیل سوخت‌های خودرو و مسائل تالاب‌ها بروز کرده است. کلانشهرهای کشور به دو دلیل صنعتی و محیط‌زیستی امروز تحت تاثیر آلودگی هوا قرار گرفته‌اند. هومن خاکپور می‌افزاید: تاکنون در حوزه تخریب و فرسایش خاک هیچ‌اقدام مناسب انجام نشده است، چون بر اساس گزارشات منتشر شده از سوی سازمان حفاظت محیط‌زیست۶۰درصد تالاب‌ها خشک شده و اغلب به کانون بروز گرد و غبار تبدیل شده‌اند.

به‌گفته او اکثر این تالاب‌ها در حاشیه سکونتگاه‌های شهری قرار داشته و هوای شهرهای اطراف تحت تاثیر این آلودگی قرار دارد و به‌شدت هوای کلانشهرها را تحت تاثیر قرار داده است. این کارشناس محیط‌زیست می‌گوید: برای احیای محیط‌زیست کشور باید بتوان آب را دوباره به تالاب‌ها برگرداند تا حقابه تالاب‌ها تامین شود. تاکنون به‌رغم تمام شعارهای مسئولان هیچ‌اقدام مناسبی در این‌باره انجام نشده است.

خاکپور تاکیدمی‌کند: دولت در برنامه پنج و ششم توسعه درباره آلودگی هوا موظف به اقدامات اثربخش بود، اما هیچ‌اقدام مناسبی انجام نشده است. به‌گفته او چندی قبل وزارت نیرو موظف به تامین حقابه تالاب‌ها بود، اما هیچ‌اقدامی در این زمینه رخ نداد. به‌گفته او هم‌اکنون به‌دلیل این سهل‌انگاری‌ هوای اغلب شهرها تحت تاثیر آلودگی تالاب‌ها و محیط‌های خشک ناشی از افت آب‌های زیرزمینی است.

این کارشناس محیط‌زیست می‌گوید‌: برای مثال استان خوزستان به‌عنوان یکی از مراکز تولید گرد و غبار دیگر استان‌های همجوار را دچار مشکل کرده است، چون در این استان بیش از‌ سیصد هزار هکتار اراضی کشاورزی رها شده وجود دارد. با وجود اینکه آلودگی هوا جزو موضوعات بحرانی کشور است، اما هیچ‌گونه اقدام مناسبی در این زمینه انجام نمی‌شود.

خاکپور می‌افزاید: در مدیریت شهری هم به کاهش ترددها در شهر، کاهش خودروهای تک‌سرنشین، افزایش وسایل نقلیه عمومی و … توجه نمی‌شود. با توجه به اینکه بر اساس گزارشات بیش از ۸۰-۹۰‌ درصد آلودگی ناشی از سوخت خودروها، موتورسیکلت‌ها و ناوگان حمل‌ونقل عمومی است. به‌گفته او تاکنون نه سیستم ناوگان حمل‌ونقل شهری اصلاح شده و نه مسیرهای دوچرخه‌سواری مناسب برای ترویج این فرهنگ لحاظ شده است.

خطر در کمین زردکوه بختیاری

یکشنبه,۱۵ بهمن, ۱۳۹۶ ۲۲:۰۴

تلاش یک شرکت پرنفوذ برای معدن‌کاوی در زردکوه؛

روزنامه تعادل، ریحانه جاویدی؛ در سال‌های اخیر فعالیت معدن‌کاوان هر بار گوشه‌یی از طبیعت کشور را نشانه گرفت، معدن‌کاوان به بهای تخریب محیط زیست، قلب کوه‌ها و جنگل‌ها را می‌شکافند و آنچه در مقابل فعالیت اقتصادی آنها بر جا می‌ماند، محیط زیستی آلوده و طبیعتی تخریب شده است که به مرور کمرش زیر بار فشار بولدوزرهای معدن‌کاوی خم می‌شود. این‌بار نوبت به زردکوه بختیاری رسید، نماد استواری چهارمحال و بختیاری، زیستگاه پلنگ ایرانی و خرس قهوه‌یی که از گونه‌های در معرض خطر انقراض قرار دارند و سرچشمه اصلی رود کارون، اگرچه در سال‌های اخیر همچنان بکر بودن و یکپارچگی خود را حفظ کرده بود اما این منطقه هم از چشم معدن کاوان پنهان نماند و در چند روز اخیر، خبرهایی مبنی بر استعلام برای شروع فعالیت یک شرکت خصوصی بی‌نام و نشان در این کوه به گوش می‌رسد. سرنوشت زردکوه و محیط زیست استان‌های همجوارش در گرو تصمیم‌گیری مسوولان است؛ اگرچه اداره محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری با آغاز به کار این معدن مخالفت کرده، اما هنوز نظرنهایی اداره منابع طبیعی و اداره آب منطقه‌یی استان اعلام نشده است و معلوم نیست در آینده چه مخاطراتی این کوه را تهدید می‌کند.

هومان خاکپور کارشناس محیط‌زیست درباره اخبار منتشر شده از معدن‌کاوی در زردکوه به «تعادل» می‌گوید: «متقاضی این پروژه یک شرکت خصوصی است که از اداره صنعت و معدن استان درخواست شروع فعالیت معدن کاوی کرده است، آنطور که به نظر می‌آید از نفوذ زیادی برخوردار است، تاکنون هیچ رزومه‌یی از سایر فعالیت‌های این شرکت وجود ندارد، معلوم نیست هیات‌مدیره آن چه کسانی هستند و نتیجه عملکرد پیشین آنها مشخص نیست. از طرف دیگر این شرکت وابستگی منطقه‌یی ندارد و در طرح‌هایشان جامعه محلی نفع و بهره‌یی نخواهد داشت بنابراین می‌تواند، آسیب‌زا باشد. اگر این اتفاق رخ دهد، مصداق بارز کوه‌خواری بوده و خلاف تاکید مقام معظم رهبری است.»

او افزود: «طبق قانون، مسوولان صنعت و معدن باید از اداره منابع طبیعی، محیط زیست و اداره آب منطقه‌یی استعلام بگیرند و در صورت موافقت تمام این سازمان‌ها می‌توانند به فعالیت خود ادامه دهند اما تاکنون اداره محیط زیست با این پروژه مخالفت کرده است اما اداره منابع طبیعی و اداره آب منطقه‌یی تاکنون نظری درباره این پرونده نداده است. در صورتی که منابع طبیعی و آب منطقه‌یی با پروژه موافقت کنند، ممکن است نظر محیط زیست هم برگردد که در این صورت واقعا نمی‌توان پیش‌بینی کرد که چه اتفاقی برای این منطقه رخ می‌دهد.»خاکپور می‌گوید: « زردکوه با ۴هزار و ۵۰۰متر ارتفاع از مناطق تامین‌کننده آب شیرین کشور است و در طول سال یخچال دایمی دارد با وجود اینکه خشکسالی باعث شده از حجم یخچال‌ها کم شود اما هنوز هم از منابع مهم تامین آب در منطقه است. به دلیل بارش برف، ۶ماه سال امکان تردد در این منطقه وجود ندارد و راه دسترسی بسته است، اگرچه پیش از این درخواست این شرکت هم درخواست‌های دیگری برای معدن کاوی در این منطقه ارائه شده بود اما به دلیل دسترسی سخت به دلیل برفگیر بودن، تاکنون به نتیجه نرسیده است و شاید به همین دلیل هم است که زردکوه تاکنون یکپارچگی خود را حفظ کرده است.»

مسوولان قانون را رعایت کنند

این کارشناس محیط زیست تاکید دارد پیش از هر تصمیمی به سرانجام محیط زیست فکر کنند، او می‌گوید: «سازمان‌ها باید بدون توجه به قدرت این شرکت، تنها به منفعت محیط زیست فکر کنند، قانون را رعایت کنند. اگر معدن‌کاوی در زردکوه باب شود، کوه پایداری خود را از دست می‌دهد، حیات وحش تهدید می‌شوند، این منطقه زیستگاه پلنگ ایرانی و خرس قهوه‌یی است که هر دو در معرض خطر انقراض هستند.»

اگرچه اداره محیط زیست استان چهارمحل و بختیاری با فعالیت این معدن در زردکوه بختیاری مخالفت کرده است اما چون منطقه مورد نظر در محدوده مناطق چهارگانه حفاظت شده محیط زیست نیست، احتمال دارد تصمیم‌گیری محیط زیست هم دچار خدشه شود. در یک دهه گذشته هم فعالیت‌های معدن کاوی در این منطقه در مراحل اولیه انجام شده بود اما طبیعت آثار آن را ترمیم کرده است با این وجود سخت بودن در دسترسی به این منطقه باعث شدن پروژه‌های قبلی پیگیری نشده و رها شود.»

اگر پروژه در منطقه ممنوعه نباشد با آن مشکلی نداریم

با وجود آنکه کارشناسان معتقدند تصمیم مسوولان محیط زیست ممکن است در نتیجه تصمیم سایر ادارات درگیر در این پروژه، تغییر کند اما مدیرکل منابع طبیعی اداره چهارمحال و بختیاری درباره این موضوع به «تعادل» می‌گوید: «سالانه درخواست‌های زیادی برای معدن‌کاوی به این اداره کل ارسال می‌شود اما ما در مناطق ممنوعه اجازه شروع فعالیت معدنی نمی‌دهیم. درمناطق جنگلی، مناطقی که پوشش گون بالای ۵۰ درصد دارد، اجازه معدن کاوی داده نمی‌شود. درباره این پروژه که درخواست آن برای معدن کاوی در زردکوه ارسال شده است، حساسیت خاصی وجود دارد و کارشناسان فنی این اداره کل در حال بررسی ابعاد مختلف آن هستند.»

او افزود: «اگر اداره محیط زیست با این پروژه مخالفت کرده است ما هم در همین راستا حرکت می‌کنیم. تا الان مجوزی داده نشده است و برای رسیدگی به وضعیت این پروژه کمیته فنی تشکیل می‌شود اگر در مناطق ممنوعه باشد، درخواست رد می‌شود اما اگر در مناطق ممنوعه نباشد، مشکلی با آن نداریم. در بخش‌های دارای محدودیت هم اگر شرایط محیط زیستی را لحاظ کنند ما نمی‌توانیم با آن مخالفت کنیم. در حال حاضر از منطقه بازدید نکردیم و بعد از بازدید کارشناس فنی می‌توانیم نظر بدهیم که در این منطقه می‌شود پروژه اجرا کرد یا خیر.»

طبل توخالی «کلانتری»/ محیط زیست برای آب چه کرده است

شنبه,۱۴ بهمن, ۱۳۹۶ ۲۳:۰۹

عیسی کلانتری از زمانی که به سازمان محیط زیست آمده در پاسخ به همه انتقادها و پرسش‌ها گفته این موارد در مقایسه با آب اهمیت چندانی ندارند. اما این سازمان در حوزه آب چه کرده است؟

خبرگزاری مهر، گروه جامعه-مسعود بُربُر: هر بار که از عیسی کلانتری در این چند ماهی که به سازمان محیط زیست آمده درباره تنوع زیستی سؤال شده، گفته آب، هر بار که از او درباره حیات وحش پرسیده‌اند گفته آب، و حتی هرگاه درباره یوزپلنگ ایرانی که نماد محیط زیست ایران است از او پرسیده‌اند گفته آب! اما به راستی سازمان محیط زیست در ماه‌هایی که از زمان ریاست او بر سازمان محیط زیست گذشته، به جز ممنوع کردن مصرف آب بطری و اعلام مخالفت رسانه‌ای با بهره‌برداری از آب‌های ژرف (که هیچ گاه از طرحی دوردست بر روی کاغذ فراتر نرفته)، و یا اعلام موافقت با طرحهای انتقال آب مختلف (که همواره مورد مخالفت سازمان بوده‌اند) در حوزه آب چه کرده است؟

معاون او در این باره به خبرگزاری مهر می‌گوید: تعداد زیادی متخصص شناخته‌شده در سطح ملی و حتی بین‌المللی در این مدت وارد سازمان حفاظت محیط زیست شده‌اند.

آن چیزی که آقای کلانتری و سازمان به طوری کلی می گوید که ما صادر کننده مجوز نیستیم مغلطه‌آمیز است. اتفاقا این فرایند دقیقا صدور مجوز است یعنی در قانون آمده صدور مجوز محیط زیستی طرح های توسعه با سازمان حفاظت محیط زیست است.

سرپرست معاونت محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست اضافه می‌کند: دفتری تحت عنوان حفاظت از تالاب‌ها یا دفتر مدیریت اکوسیستمی تالاب‌ها به صورت مستقل با مدیریت دکتر مسعود باقرزاده کریمی ایجاد کردیم.

اتوبوس متخصصان آب در راه سازمان محیط زیست

حمید ظهرابی ادامه می‌دهد: با مجوزی که برای استخدام نیروی انسانی کسب کرده‌ایم تعداد زیادی کارشناس آب را به سازمان محیط زیست خواهیم آورد و به این ترتیب ظرفیت‌سازی در این سازمان برای مساله آب در حال شکل‌گیری است.

وی بدون این که مشخص کند با وجود خیل دانش‌آموختگان بیکار محیط زیست چه دلیلی برای استخدام متخصصان «آب» در کار است که اغلب دانشی در زمینه محیط زیست ندارند می‌گوید: سازمان محیط زیست فعلاً در حال تجهیز است و باید به آن فرصت بدهیم. البته می‌پذیریم که در شرایط بسیار ویژه هستیم و در چهار حوضه اصلی بیشتر از ۸۰ درصد کاهش بارندگی نسبت به میانگین بلندمدت داشته‌ایم اما می‌توانیم امیدوار باشیم در آینده سازمان با قدرت در این زمینه حضور داشته باشد.

ظهرابی تصریح می‌کند: سازمان محیط زیست از بدو ورود آقای کلانتری بر موضوع آب تأکید داشته و به راستی هم تأکید ایشان درست است چرا که حیاتی‌ترین موضوع محیط زیست کشور آب است.

معاون کلانتری درباره مساله موافقت‌های سازمان محیط زیست با طرح‌های انتقال آب بین حوضه‌ای نیز مدعی است: اصلاً متولی تخصیص آب به خارج حوضه، سازمان محیط زیست نیست و وزارت نیروست. از جمله‌ی پیشنهادهای وزارت نیرو ممکن است انتقال آب بین حوضه‌ای باشد. سازمان محیط زیست تنها باید ارزیابی اثرات زیست محیطی را ببیند و اثرات را در مبدأ و مقصد بررسی کند.

ظهرابی در پاسخ به اینکه سازمان محیط زیست در وظیفه قانونی خود در حوزه آب یعنی تعیین و تخصیص حق‌آبه محیط زیست و تالاب‌ها چه کرده به خبرنگار مهر می‌گوید: سازمان محیط زیست تنها موظف است حقابه تالاب‌ها را تعیین کند و تخصیص آن با وزارت نیرو است.

کلانتری مغلطه می‌کند

دبیر انجمن مهندسان صنعت آب خوزستان در پاسخ به این ادعای سازمان که صدور مجوز انتقال آب با سازمان محیط زیست نیست به خبرنگار مهر می‌گوید: آن چیزی که آقای کلانتری و سازمان به طور کلی می گوید که ما صادرکننده مجوز نیستیم مغلطه‌آمیز است. اتفاقا این فرایند دقیقا صدور مجوز است یعنی در قانون آمده صدور مجوز محیط زیستی طرح های توسعه با سازمان حفاظت محیط زیست است.

فشاری به سازمان محیط زیست آمده تا برای تالاب‌های خوزستان مطالعه رسمی حقابه انجام ندهد چون اگر این را تعیین می کردند عددی می شد که آن وقت بحث انتقال آب از کارون دیگر قابل طرح نبودحمیدرضا خدابخشی توضیح می‌دهد: برای اینکه یک طرحی اعتباری از سازمان برنامه و بودجه بگیرد باید ۱۳ مجوز بگیرد، یکی مجوز تخصیص آب است و یکی از مجوزها هم مجوز محیط زیستی است. سازمان حفاظت محیط زیست هم ناظر است که آن اتفاقاتی که در طرح برای محیط زیست می‌افتد در سطح استاندارد باقی بماند یعنی مجوزش مجوزی نیست که یک بار صادر و تمام شود و سازمان بازرسی کل کشور قبل، در حین اجرا و بعد از اجرای کار حق نظارت دارد و همین اتفاق برای سازمان حفاظت محیط زیست هم می افتد یعنی در قبل، هنگام و بعد از اجرای طرح حق نظارت دارد.

وی تصریح می‌کند: به این ترتیب مجوز برداشت آب را وزارت نیرو صادر نمی کند. وزارت نیرو مجوزهای فنی را صادر می کند یعنی می گوید این طرح به لحاظ فنی، اقتصادی، اجتماعی از نظر ما مثلا قابلیت اجرا دارد اما صدور مجوز محیط زیستی با سازمان حفاظت محیط زیست است. این یک مغلطه ای است که الان در مذاکرات ایشان انجام می شود در حالی که دقیقا می تواند مجوز صادر نکند، همان طور که خانم ابتکار صادر نکرد و اعلام کرد که من مجوز نمی دهم وحتی خانم جوادی هم صادر نکرد. جالب اینجاست که خانم جوادی هم به خیلی از طرح های آبی ایراد گرفت و نوشت من مجوز نمی‌دهم و این قابلیت صدور مجوز ندارد. خلاصه اینکه اسمش مجوز است و این نیست که مجوز را یک دستگاه دیگری می دهد و ما بررسی می کنیم و می‌گوییم مثلا این اشکال دارد یا ندارد.

دبیر انجمن مهندسان صنعت آب خوزستان در پاسخ به خبرنگار مهر درباره وظیفه سازمان محیط زیست برای تأمین حق‌آبه تالاب‌ها نیز می‌گوید: مصوبه دقیق هیئت وزیران این است که تعیین حق آبه تالاب‌ها با سازمان حفاظت محیط زیست است و تخصیص حق آبه تالاب‌ها با وزارت نیرو است. یعنی آن عددی که سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان حق آبه یک تالاب تعیین می کند آن خیلی در زنده نگه داشتن آن تالاب تعیین کننده است. حالا کافی است سازمان محیط زیست در یک جایی و بنا به یک مناسبتی، مثلاً بر اساس توافقی که با دستگاهی صورت داده، آن عدد را پایین‌تر اعلام کند.

خدابخشی در پاسخ به اینکه این عدد چگونه تعیین می‌شود توضیح می‌دهد: اتفاقا سازمان حفاظت محیط زیست برای این کار یک کتابچه استاندارد داده، به نام روش‌های تعیین حق آبه که جزو انتشارات سازمان حفاظت محیط زیست است و در آن روش‌ها را معرفی کرده است. قراردادی هم دو سال پیش بسته اند که قرار است برای ۵۰ تالاب، این مطالعات را انجام بدهد اما اینکه این قرارداد به نتیجه رسیده یا نه، تا کنون خروجی آن بیرون نیامده است.

نه تنها مشکلی از حق آبه زیستی تالاب‌ها و رودخانه‌ها حل نشده بلکه مجوز یک بارگذاری جدید هم بر این حق آبه‌ها تحمیل شده است

وی تصریح می‌کند: خیلی جالب است که علی‌رغم تمام حساسیت هایی که روی بزرگترین تالاب های کشور در استان خوزستان یعنی شادگان و هورالعظیم وجود دارد سازمان حفاظت محیط زیست برای آنها اصلاً قرارداد نبسته است و زمانی که دلیلش را پرسیدیم جوابی نداشتند بدهند. من فکر می کنم مراوداتی بوده و به هر حال برنامه هایی برای بالادست این تالاب‌ها وجود داشته که به اصطلاح فشاری به سازمان حفاظت محیط زیست آمده تا برای این‌ها مطالعه رسمی انجام ندهد که بعد قابل استناد باشد و دیگر آن طرح‌ها و برداشت‌های بالادستی ممکن نشود. اگر این را تعیین می کردند عددی می شد که آن وقت بحث انتقال آب از کارون دیگر قابل طرح نبود.

ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان

یک کارشناس آب و منابع طبیعی عضو شبکه تشکل‌های محیط زیستی استان چهارمحال و بختیاری نیز در این باره به خبرنگار مهر می‌گوید: شاید بالاترین انتظاری که از رئیس سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان متولی حق آبه محیط زیست در حوزه آب وجود دارد این باشد که تلاش کند واقعا یک گام مثبت در تامین حق آبه تالاب‌ها و رودخانه‌ها بردارد.

هومان خاکپور توضیح می‌دهد: الان آن چیزی که مسلم است که حق آبه تالاب‌ها و رودخانه‌ها را از بین می‌برد به بخش صنعت و کشاورزی بر می‌گردد. مهمترین وظیفه رئیس سازمان حفاظت محیط زیست این است که تلاش کند که به حق آبه واقعی رودخانه‌ها و تالاب‌ها نزدیک شویم. براساس استانداردهای جهانی مجاز هستیم که ۴۰ درصد از آب قابل استحصال را در بخش کشاورزی و صنعت مصرف کنیم و ۶۰ درصد صرف حق آبه زیستی رودخانه‌ها و تالاب‌ها شود. الان در کشور براساس آمار، منابع فصلی بالای ۸۰ درصد استفاده می شود و کمتر از ۲۰ درصد به تالاب‌ها و رودخانه‌ها می رسد.

وی درباره عملکرد سازمان محیط زیست از زمان روی کار آمدن عیسی کلانتری معتقد است: آیا در این مدت توانسته ایم این ۲۰ درصد را به ۲۵یا ۳۰ درصد برسانیم؟ حقیقت این است که هیچ اتفاقی در آن بخش‌ها نیفتاده و تازه در همین مدت شاهد این هستیم که مجوز پروژه های انتقال آب هم صادر شده است.

رئیس سازمان به عنوان متولی محیط زیست کشور پیشنهاد می دهد که آب حاصل از صرفه‌جویی در کشاورزی را به جای محیط زیست به طرح های انتقال آب به سمت فلات مرکزی اختصاص بدهیم که این کاملا با وظایف و ماموریت های سازمان حفاظت محیط زیست مغایرت دارد

عضو شبکه تشکل‌های محیط زیستی استان چهارمحال و بختیاری تأکید می‌کند: این یعنی الان نه تنها مشکلی از حق آبه زیستی تالاب‌ها و رودخانه‌ها حل نشده بلکه مجوز یک بارگذاری جدید هم بر این حق آبه‌ها تحمیل شده است. با صدور مجوز انتقال آب رودخانه ونک به رفسنجان آن هم برای کشاورزی، هر میزان آبی که قرار است منتقل شود دقیقا آبی است که از حق آبه زیستی رودخانه‌ها و تالاب‌ها برداشت می شود.

خاکپور تصریح می‌کند: هیچ اتفاقی هنوز در بخش کشاورزی در بخش صرفه جویی در مصرف آب، مدیریت آب یا بهره وری آب اتفاق نیفتاده و آن چه مسلما الان شاهد هستیم این است که این برداشت‌ها و بارگذاری‌ها همه از محل حق آبه زیستی تالاب‌ها و رودخانه‌ها هستند که اتفاقاً به شدت در شرایط بحرانی قرار دارند.

وی توضیح می‌دهد: بسیاری از تالاب‌ها در کشورمان به کانون های تولید گرد و خاک تبدیل شده‌اند و تنها در استان خوزستان بالای ۳۰۰ هزار هکتار از عرصه های منطقه به کانون های تولید گرد و خاک تبدیل شده است.

عضو شبکه تشکل‌های محیط زیستی استان چهارمحال و بختیاری درباره راه حل این مشکل می‌گوید: هیچ راهی نمی‌تواند واقعا مشکل را حل کند مگر اینکه ما بتوانیم به اندازه آن حق آبه ای که این محیط های تالابی و جلگه ای استان خوزستان نیاز دارد به آن آب برسانیم. وظیفه اصلی سازمان حفاظت محیط زیست هم هست که این آب را تامین کند اما متاسفانه می بینیم که هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده است و تازه رئیس سازمان به عنوان متولی محیط زیست کشور مکاتبه‌ای هم می‌کند و پیشنهاد می دهد که آب حاصل از صرفه‌جویی در کشاورزی را به جای حق‌آبه تالاب‌ها و رودخانه‌ها به طرح های انتقال آب به سمت فلات مرکزی اختصاص بدهیم که این کاملا با وظایف و ماموریت های سازمان حفاظت محیط زیست مغایرت دارد.

خاکپور تصریح می‌کند: در برنامه توسعه پنجم هم سازمان حفاظت محیط زیست موظف بوده است حق آبه محیط زیست را مشخص کند و آن حق‌آبه در هیچ بخش کشاورزی و صنعتی نباید استفاده شود. متاسفانه سازمان حفاظت محیط زیست در این مدت هیچ کدام از این اقدامات را انجام نداده و حق‌آبه هیچ کدام از تالاب های کشور براساس این تعهدی که برای سازمان حفاظت محیط زیست مشخص شده تامین نشده است.

وی درباره اینکه مسئولیت این کار با کیست می‌گوید: هیچ دستگاهی این مسئولیت را نمی پذیرد که نظارت کند که آب توسط بخش کشاورزی و بخش صنعت برداشت نشود. اما وقتی متولی تامین حق آبه تالاب‌ها و رودخانه‌ها سازمان محیط زیست است پس این تولی‌گری و مسئولیت چیست؟ این مسئولیت دقیقاً همین است که باید نظارت کنند تا این آب واقعا به طور کامل به تالاب برسد و جایی برداشت نشود.

خاکپور توضیح می‌دهد: درست است که تامین حق آبه براساس قانون وظیفه وزارت نیرو است ولی این که این حق آبه توسط وزارت نیرو تامین شده یا نشده به عهده سازمان حفاظت محیط زیست است که متاسفانه هیچ وقت در این موضوع هیچ نظارتی نداشته است و پیشنهاد طرح انتقال آب هم می‌دهد.

به این ترتیب به نظر می‌رسد عیسی کلانتری که بارها مساله آب را «برند» شخصی خود و اولویت اول سازمان محیط زیست عنوان کرده نه تنها وظایف ابتدایی خود در این حوزه را دنبال نکرده که تصمیمات مخربی هم در این زمینه گرفته است. به این ترتیب می‌توان گفت وی که اخیراً اعلام کرده «محیط زیست در برابر فشارهای بیرونی نمی‌تواند زیاد مقاومت کند» خود یک‌تنه فشاری بیرونی بر محیط زیست به شمار می‌رود!

هشدار مردم چهارمحال و بختیاری به رئیس جمهوری درباره انتقال آب ونک

شنبه,۱۴ بهمن, ۱۳۹۶ ۲۲:۵۸

کشاورزان، باغداران و مالکان روستاهای چهارمحال و بختیاری نسبت به موافقت عیسی کلانتری رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با طرح انتقال آب سولگان به رفسنجان واکنش نشان دادند.

به گزارش خبرنگار مهر؛ کشاورزان، باغداران و مالکان روستاهای منطقه چهارمحال و بختیاری در نامه سرگشاده‌ای به رئیس جمهوری که نسخه‌ای از آن در اختیار خبرنگار مهر قرار گرفته، به موافقت عیسی کلانتری رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با طرح انتقال آب سولگان به رفسنجان واکنش نشان دادند.

طرح انتقال آب سولگان چهارمحال و بختیاری به دشتهای رفسنجان نزدیک به ۲ دهه است که توسط شرکت عمران رفسنجان پیگیری می‌شود و همواره با مخالفت‌های عمومی منطقه رو به رو شده است. در محدوده ساخت این سد ۱۱ هزار هکتار زمین خشک و بدون آب وجود دارد که به بهانه احداث همین سد و طرح انتقال اجازه برداشت به کشاورزان داده نشده است و نرخ بیکاری و مهاجرت اجباری جوانان روستاهای منطقه به شدت بالا رفته است.

از سوی دیگر خشکسالی‌های پی‌درپی سال‌های اخیر باعث کاهش شدید آورد رودخانه شده به طوریکه حجم آب موجود در رودخانه نسبت به مطالعات دهه هفتاد که طرح انتقال هم بر مبنای آن ارقام بنا نهاده شده است، به کمتر از نصف تقلیل یافته و بخشهایی از اراضی زراعی و باغات منطقه خشک شده‌اند.

نویسندگان این نامه خطاب به رئیس جمهوری نوشته‌اند: متأسفانه خبردار شده‌ایم آقای عیسی کلانتری رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست که خود یکی از رابطان و مشاوران شرکت عمران رفسنجان برای هموارسازی اجرای طرح انتقال آب بوده و از سال ۱۳۸۱ چندین بار به روستاهای ما آمده و برای جلب رضایت مردم چانه‌زنی می کرده‌اند، حال که خود در دولت تدبیر و امید به منصب ریاست سازمان حفاظت محیط زیست کشور رسیده‌اند برخلاف شعارهای محیط زیستی دولت و ملاحظات زیست محیطی با اجرای این طرح انتقال آب موافقت کرده و سبب بروز نارضایتی‌های اجتماعی در منطقه شده است.

کشاورزان و باغ‌داران منطقه در ادامه نامه خود نوشته‌اند: با عنایت به هدف این طرح که توسعه باغات پسته رفسنجان است و علناً با رویکردهای مورد تأکید حضرت عالی مبنی بر مخالفت با هرگونه طرح انتقال آب برای توسعه کشاورزی در تعارض است از حضرت عالی استدعا داریم دستور لغو مجوزهای صادره از سوی سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت نیرو را داشته تا قبل از آن‌که فرصتها از دست برود از بروز نارضایتی‌ها و تنش های اجتماعی در منطقه جلوگیری شود و خدا نکرده شاهد بروز غائله‌های ناخوشایند و فاجعه باری که زیبنده نظام جمهوری اسلامی نیست نباشیم.

نویسندگان این نامه در پایان تصریح کرده‌اند: ضمن هم صدا شدن با مردم و نمایندگان خوزستان و اعلام موضع قاطع مخالفت با اجرای این طرح، خواستار احقاق حقوق زیستی رودخانه‌ها، تالاب‌ها و حق‌آبه‌های اهالی منطقه و همچنین جوامع محلی پایین‌دست اطراف رودخانه کارون هستیم.

رونوشتی از این نامه به دفتر مقام معظم رهبری، ریاست محترم قوه قضائیه، ریاست محترم مجلس شورای اسلامی، سازمان بازرسی کل کشور، مجمع نمایندگان استان چهارمحال و بختیاری، مجمع نمایندگان استان خوزستان، استاندار چهارمحال و بختیاری و مدیرکل اطلاعات استان چهارمحال و بختیاری ارسال شده است.

خودسوزی و پریشانی تالاب خان‌میرزا زیر فشار توسعه کشاورزی!

جمعه,۱ دی, ۱۳۹۶ ۲۱:۲۰

تالاب خان‌میرزا در استان چهارمحال و بختیاری به مرحله خودسوزی رسیده است. اتفاقی نادر که آخرین فریاد و هشدار طبیعت برای پیشگیری از فرونشست زمین و بیابان‌زایی است.

عضو شبکه تشکل‌های محیط زیست و منابع طبیعی استان چهارمحال و بختیاری درباره خودسوزی تالاب خان میرزا در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: خودسوزی تالاب پدیده‌ای نادر است. یکی از آتش سوزی های نادر در عرصه های طبیعی که عامل انسانی به صورت مستقیم در آن نقش ندارد. می دانیم که آتش‌سوزی‌های منابع طبیعی کشور بیش از ۹۵ درصد عامل انسانی دارد. یا در اثر یک خطای انسانی است یا یک رفتار عمدی است. ولی این جزو معدود آتش سوزی هایی است که انسان به صورت مستقیم نقشی در آن ندارد.

هومان خاکپور افزود: در طول چند سال گذشته تنها دو مورد یکی در تالاب پریشان و یکی در همین تالاب از این اتفاق گزارش شده است. معمولا هم علتش این است، وقتی که تالاب دچار خشکی خیلی شدیدی بشود و سطح آب های زیرزمینی به شدت پایین برود، بعد از فصل خشک تابستان که به هر حال خشکی تالاب شدیدتر می شود، خاک تالاب ها معمولا خاک های زغال سنگی است که مواد آلی بالایی دارد و گاز تولید می کند. با اولین بارندگی ها در فصل پاییز، وقتی آب وارد تالاب بشود باعث یک فعل و انفعالات شیمیایی در زیر زمین می شود و به صورت خود به خود یک حریق در زیر زمین اتفاق می‌افتد اما هیچ عوارضی در زمین که بتوانیم مشاهده کنیم ندارد. یعنی هیچ چیزی روی زمین از آتش نمی بینیم مگر اینکه در طول روز ببینیم جاهایی که سوراخی در زمین وجود دارد یک گاز بدبویی خارج می شود که حالت بخار مانند دارد و گرمای خیلی شدیدی دارد.

وی ادامه داد: معمولا در شب است که اگر کسی در تالاب حضور پیدا کند می تواند چاله های آتش که در این سوراخ ها و حفره های زمین هست را مشاهده کند. شب می توانیم آتش گداخته را واقعا ببینیم و معمولا روی سطح زمین هم اگر پوشش علوفه ای وجود داشته باشد آن هم دچار آتش سوزی می شود.

این فعال محیط زیست تصریح کرد: هم در تالاب خان میرزا و هم در تالاب پریشان که شاهد خودسوزی بودیم هر دوشان یک شرایط مشابه دارند. یعنی هم تالاب خان میرزا و هم تالاب پریشان دو تالابی هستند که قربانی توسعه بی رویه بخش کشاورزی و بهره برداری های غیراصولی از منابع آب زیرزمینی اتفاق می افتد. هر دو قربانی چاه های بخش کشاورزی هستند چون دو تالابی هستند که رودخانه ای به آنها وارد نمی شود و آب این تالاب ها معمولا از چشمه های اطراف یا از حوزه آبریز اطراف تالاب ها آبشان تامین می شود و بهره برداری بی رویه ای در بخش کشاورزی در اطراف این تالاب‌ها اتفاق می افتد.

خاکپور هشدار داد: خودسوزی این تالاب شاید آخرین اعتراض یا آخرین فریادش باشد یعنی آخرین نوع واکنشی که به رفتارهای ما در مدیریت تالاب یا برخورد ما با محیط های تالابی رخ می‌دهد این است که تالاب دچار خودسوزی می شود؛ شاید این آخرین مراحلی باشد که واقعا پس از آن فرو نشست زمین و بیابان زایی اتفاق می افتد.

وی یادآوری کرد: جالب است که همین تالاب خان میرزا تالابی بوده که حدود دو دهه پیش یک وسعت حدود ۲ هزار و ۸۰۰ هکتاری داشته و مردم محلی منطقه خیلی خوب به یاد دارند که پرندگان مهاجر در این تالاب می آمدند اما این تالاب را به بهانه توسعه بخش کشاورزی از دست دادیم.

این فعال محیط زیست توضیح داد: در دهه ۶۰ بود که جهاد وقت با یک کانال زهکش کاملا آب تالاب را تخلیه کرد و تالاب را به زمین کشاورزی تبدیل کرد. در این اتفاق دو هزار هکتار توسعه اراضی کشاورزی داشتیم و چاه های زیادی آنجا حفر شد که شامل چاه های مجاز و چاه های غیرمجاز بود.

خاکپور تصریح کرد: چاه های غیرمجاز تکلیفشان معلوم است اما نظارتی نیست. متاسفانه روی میزان برداشت چاه‌های غیرمجاز هیچ کنترلی نیست و هیچ کنتور هوشمندی برای نظارت و میزان مجاز برداشت وجود ندارد. همین باعث شد که دشت خان میرزا به عنوان یکی از یازده دشت در استان چهار محال و بختیاری که در شرایط بحرانی است قرار می گیرد و از این میان بحرانی ترین شرایط را دشت خان میرزا دارد که تا ۷۰ سانتی متر فرو نشست زمین را داریم.

وی تأکید کرد: علیرغم این وضعیت که به شدت سطح آب های زیرزمینی پایین رفته متاسفانه وزارت نیرو اجازه کف‌شکنی داده و چاه ها پایین تر رفته اند و حتی آب های پایین هم تخلیه می شود در حالی که در خیلی از روستاها که آب شربشان وابسته به همین چاه ها بوده نیترات آب به شدت بالا رفته و مشکل آب شرب دارند.

عضو شبکه تشکل‌های محیط زیست و منابع طبیعی استان چهارمحال و بختیاری هشدار داد: هنوز الگوی کشت سال ۹۶ ما اشتباه است و با این وضع آنجا برنج کاری داریم و کشت های پر مصرفی مثل لوبیا داریم. با این وضعیت متوجه می شویم هنوز نه مردم، و نه مسئولان منطقه به این درک نرسیده اند که واقعا شرایط بحرانی است. اگر واقعا باور داشتیم که شرایط بحرانی است قطعا نظارت بیشتری روی میزان برداشت می‌شد و در بحث مصرف مدیریتی اعمال می شد یا دست کم الگوی کشت رعایت می شد که متاسفانه هیچ کدام از این اتفاقات نمی افتد.

خاکپور درباره راهکار برخورد با این مشکل گفت: تنها راه مهار این آتش و خاموش کردنش وارد کردن آب است و هیچ راه دیگری ندارد. این اتفاق هم افتاد و چشمه های بالادست روستاهای اطراف آب را از طریق لوله هدایت کردند و یک هفته آب تمامی چشمه ها به همان منطقه وارد شد و آتش خاموش شد. در کوتاه مدت الان باید این اتفاق بیفتد چون واقعا نزدیک یک روستا هم هست و بیم آن هست که واقعا به زیرساخت های روستا آسیب بزند چون زیر زمین اطلاعاتی در دست نیست که گستره آتش تا نزدیک روستا رسیده، تا زیر روستا رسیده، یا به کجا رسیده است. واقعا هیچ اطلاعاتی از عمق آتش سوزی در دست نیست و ممکن است غیر از تاسیساتی که در آن نزدیکی ها هست خطر تهدید جانی هم باشد.

وی ادامه داد: برای بلند مدت واقعا الان زمانش رسیده تا قبل از اینکه خیلی دیر شود و واقعا شاهد فرو نشست های بیشتر در منطقه باشیم و آبخوان‌ها را از دست بدهیم و با فرو نشست زمین پر بشود کاری کنیم و شاهد یک بیابان زایی در منطقه نباشیم چون واقعا منطقه ای است که بیش از ۲۰ روستا اطراف همین تالاب است و یک شهر اطراف این تالاب است.

عضو شبکه تشکل‌های محیط زیست و منابع طبیعی استان چهارمحال و بختیاری هشدار داد: اگر واقعا این تالاب دچار فرو نشست بشود و شاهد پدیده بیابان زایی باشیم امکان سکونت در این روستاها و منطقه نیست و بعد بیم مهاجرت گسترده در منطقه را داریم. قبل از اینکه دیر شود باید به سمت مدیریت مصرف برویم و بخش کشاورزی را سامان دهی کنیم، الگوی کشت را رعایت کنیم، واقعا از کشت محصولات با نیاز آبی بالا و پرمصرف مثل برنج جلوگیری کنیم و به سمت این برویم تا چاه هایی که به صورت غیرمجاز حفر شده پلمپ شوند و چاه هایی که مجاز هستند یک نظارت و کنتور هوشمند روی آنها نصب شود. حتی اگر بتوانیم باید یک تناوب نکاشت داشته باشیم که بتوانیم به این آبخوان کمک کنیم به شرایط طبیعی برگردد. بعد باید یک نظارت جدی داشته باشیم که متناسب با میزان تولید آب در آن منطقه در بخش کشاورزی استفاده کنیم.

خاکپور با اشاره به نگرانی از سوء‌استفاده طرح‌های انتقال آب از این اتفاق گفت: یکی از گزینه هایی که الان برای این دشت در دستور کار دولتی هاست و با مخالفت ها مواجه شده آن است که قرار است صد میلیون متر مکعب از همین تخصیص ونک رفسنجان به همین دشت بدهند. واقعا این نگرانی هست که این اتفاق خطر انتقال آب را تشدید بکند در حالی که راهکار اساسی این نیست که ما واقعا آب منتقل کنیم و با پروژه های انتقال آب مشکل را حل کنیم. باید مدیریت مصرف داشته باشیم و متناسب با میزان تولید آب در منطقه کشاورزی داشته باشیم.

وی تصریح کرد: این یک حقیقت انکارناپذیر است که پروژه های انتقال آب توهم مصرف ایجاد می کنند. در همین مطالعات پروژه انتقال آب به دشت خان میرزا هست که واقعا دوازده هزار هکتار دیگر با این انتقال به اراضی کشاورزی منطقه اضافه بشود. این بسیار خطرناک است. شاید این فقط یک توجیه و بهانه دروغین است که می گویند آب را می خواهیم برای تعادل بخشی ببریم، در صورتی که دقیقا در مطالعاتشان دوازده هزار هکتار توسعه اراضی کشاورزی پیش بینی شده و این تازه چیزی است که روی کاغذ است، وقتی آب برود بیش از این چیزی که روی کاغذ است در واقعیت توسعه اراضی کشاورزی خواهیم داشت.

خاکپور در پایان تصریح کرد: نه تنها با این انتقال آب دشت احیا نمی شود و تعادل بخشی در دشت اتفاق نمی افتد، بلکه به خاطر این که توسعه اراضی کشاورزی داریم وضع دشت به مراتب بدتر می شود، حق آبه زیستی تالاب به مراتب بیشتر در معرض خطر قرار می گیرد و بیم نابودی تالاب و بیابانی شدن آن بیشتر می شود.