زغال | دیده‌بان طبیعت بختیاری

بایگانی “زغال”

‌ذغال گیری جان درختان زاگرس را گرفته است/ چوب‌ درختان زاگرسی برای ۳ هزار تومان دود می‌شوند

سه شنبه, ۲۲ خرداد, ۱۳۹۷

خبرگزاری فارس (۲۱ خرداد ۱۳۹۷): یک فعال محیط زیست با بیان اینکه ذغال گیری درختان بلوط زاگرسی به دلیل مشکلات معیشتی و در سایه عدم فرهنگسازی اوج گرفته است، گفت: ذغال چوب درختان بلوط زاگرس با ۳ هزارتومان معامله ‌می‌شود.

 هومان خاکپور کارشناس فعال محیط زیست و منابع طبیعی در حوزه زاگرس در گفت‌وگو با خبرنگار گروه اجتماعی خبرگزاری فارس، با بیان اینکه حال جنگل‌های زاگرس خوب نیست و این جنگل‌ها شرایط شکننده و نگران کننده‌ای دارند، گفت: هر روز با یک شکل جدید مثل طغیان آفت در جنگل‌های زاگرسی مواجهیم و بیش از ۱۸ تا ۲۰ میلیون از درختان جنگل‌های بلوط زاگرس درگیر بیماری، زغال، سوسک چوب خوار و خشکیدگی هستند.

وی ادامه داد: امسال هم حدود نیم میلیون هکتار از این جنگل‌ها درگیر آفت جوانه‌خوار بلوط شدند.

این فعال محیط زیست تصریح کرد: اکوسیستم زاگرس به شدت آسیب دیده و توان تاب‌آوری جنگل کم شده و به همین دلیل هر بار شاهد طغیان بیماری‌های مختلف در این جنگل هستیم. اگر اکوسیستم شرایط طبیعی داشت جمعیت آفات توسط دشمن طبیعی کنترل می‌شد اما در شرایط آسیب دیده دشمن طبیعی نیز یا آسیب دیده یا از بین رفته است.

خاکپور با یادآوری این نکته که در طول ۶ سال گذشته آفاتی مانند سوسک چوب‌خوار در این جنگل‌ها خسارات زیادی وارد کرده‌اند، اظهار داشت: یک میلیون و ۲۰۰ هزار هکتار جنگل زاگرسی دچار خشکیدگی شده و این نشان از عدم مدیریت و بهره‌برداری صحیح و اصولی است.

وی عوامل مختلفی همانند ذغال‌گیری، تخریب زیراشکوب، حضور دائمی و پرشمار دام و پروژه‌های عمرانی بدون رعایت ملاحظات زیست محیطی را در سال‌های اخیر موجب افزایش این آسیب‌ها دانست و گفت: بخشی از این آسیب‌ها مثل ذغال‌گیری به مسائل معیشتی و اقتصادی مردم منطقه مربوط می‌شود و هر چه وضع معیشتی مردم ضعیف‌تر شده این ناهنجاری‌ها افزایش یافته است.

این فعال محیط زیست با اظهار تاسف از اینکه تمایل جامعه محلی به  ذغال‌گیری از درختان زاگرسی بیشتر شده است، ابراز داشت: همه متخلفان، بیکاری را دلیل گرایش به این تخلف عنوان می‌کنند اما ضعف فرهنگی در عموم جامعه و درمناطق کمتر توسعه نیز در این معضل موثر است و باعث شده خسارات این تخلف هر روز بیشتر شود.

خاکپور با بیان اینکه ذغال‌گیری کمترین سود را برای جامعه محلی دارد و آنها با قیمت ناچیزی این ذغال‌ها را به خریداران شهری می‌فروشند گفت: مقابله با قاچاق ذغال با تغییر شرایط اجتماعی سخت‌تر شده چرا که یک نوع بی‌اعتمادی نسبت به قانون بوجود آمده است.

وی ادامه داد: افزایش جمعیت باعث شده نظارت منابع طبیعی بر مناطق کمتر شود.

این فعال محیط زیست با اشاره به اینکه پروسه ذغال‌گیری ۲ یا ۳ روز طول می‌کشد، اظهار داشت: به دلیل نگرانی‌هایی که برخی از متخلفان از کشف کوره‌های ذغال در مناطق زاگرسی داشتند در حال حاضر به جای ذغال گیری در مناطق زاگرسی، متخلفان عملیات ذغال گیری را به مناطق مرکزی ایران منتقل کرده و در کارگاه‌های بزرگ موجود ذغال‌گیری می‌کنند.

خاکپور افزود: وسایل حمل و نقل شخصی جدید که معمولا تندروتر و امکان پوشش این محصول قاچاق را دارند از سوی قاچاقچیان برای انتقال چوب مورد استفاده قرار می‌گیرند و این دو مسئله باعث شده قاچاق چوب جنگلی و کشف ذغال جنگلی مشکل‌تر شود.

وی در خصوص نرخ قاچاق ذغال چوب نیز ابراز داشت: ذغال چوب در مناطق روستایی هر کیلوگرم ۳ هزار تومان قیمت گذاری شده و به قیمت حدود ۱۵ هزار تومان در مناطق شهری فروخته می‌شود.

این فعال محیط زیست با اشاره به اینکه به لحاظ قوانین و مقررات مجازات قاچاق ذغال چوب با مشکل مواجه نیستیم ولی اخیراً قوانین سازمان جنگل‌ها که مربوط به قانون قاچاق کالا می‌شود با تغییر و اصلاحیه مواجه شده است، ابراز داشت: رسیدگی به مساله قاچاق چوب‌های جنگلی بر اساس اصلاحیه قاچاق کالا و ارز توسط تعزیرات صورت می‌گیرد اما به نظر می‌رسد، بهتر است این مسئله در همان حوزه وظایف قضایی انجام شود.

خاکپور تصریح کرد: قاچاق چوب و ذغال چون از جنس کالای قاچاق نیست بهتر است مثل قاچاق حیات وحش از قاچاق کالا مستثنی شود چرا که قوانین و مجازات‌های موجود با آسیبی که به محیط زیست وارد می‌شود، همخوانی ندارد.

وی ادامه داد:‌ برای مبارزه با این نوع قاچاق نباید تنها به مجازات‌های مالی اکتفا کنیم که در انتها جریمه‌ای به حساب دولت واریز شود. بلکه باید در برخورد قضایی جنبه‌های پیشگیرانه پررنگ‌تر شوند.

با پول یک بسته پفک نمی‌توان جنگل‌ها را احیا کرد

سه شنبه, ۱۵ مهر, ۱۳۹۳

در یک گفتگوی مفصلی به پرسش‌های خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی قدس آنلاین پاسخ داده‌ام که مشروح آن‌را در زیر با خوانندگان گرامی طبیعت بختیاری به اشتراک گذاشته‌ام:

قدس1

قدس آنلاین- محبوبه علی پور: چندی است که بحران نابودی گریبان جنگل‌های کشور را گرفته است ازاین‌رو سراغ هومان خاکپور از فعالان زیست‌محیطی رفته و درباره مشکلات جنگل‌های زاگرسی به گفتگو نشستیم که باهم می‌خوانیم:

آقای خاکپور با توجه به وسعت جنگل‌های زاگرسی آیا عوامل تخریب در همه این نواحی یکسان دیده می‌شود؟

همان‌گونه که مطلع هستید جنگل منطقه زاگرس با گستردگی که یازده استان کشور را از آذربایجان غربی تا فارس را در برمی‌گیرد به لحاظ نحوه تخریب در نواحی و استان‌های مختلف تفاوتی نداشته و همه مناطق کم‌وبیش درگیر این چالش هستند. البته در برخی مناطق همانند زاگرس شمالی بحث نوع بهره‌برداری در این زمینه چشمگیرتر است. چنانکه در اواخر تابستان و حدود آبان ماه، گلا زنی و یا سرشاخه زنی انجام می‌شود تا علوفه برای دام‌ها تأمین شود که این شیوه بهره‌برداری به‌عنوان عامل تهدید جدی همچنان ادامه دارد.

در منطقه زاگرس مرکزی نیز تهدیدهای دیگری وجود دارد همانند زراعت در اشکوب که زادآوری طبیعی و خود احیایی جنگل را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این‌گونه شاهدیم که درختان در جنگل‌ها از تنوع سنی مناسب برخوردار نیستند و درخت‌ها به سمت دیر زیستی می‌روند؛ زیرا چنین بهره‌برداری از جنگل اجازه استقرار نهال جدید را نمی‌دهند. زراعت در اشکوب همچنین در کاهش رطوبت خاک و شادابی درختان نیز آثار ناخوشایندی دارد. تهدید دیگری که در مناطق جنگلی زاگرس نمی‌توان نادیده گرفت چرای پرتعداد دام‌ها در اغلب فصول سال است. به‌طوری‌که تا زمانی که برف به‌عنوان عامل طبیعی بازدارنده نباشد، دام‌های فراوانی در این مناطق به چرا می‌پردازند که زادآوری جنگل تحت تأثیر قرار می‌دهد. همچنین به دلیل فراوانی دام و تردد آن‌ها شاهد فشردگی خاک هستیم که نفوذ آب به خاک را دشوار کرده و رطوبت عرصه کاهش پیدا می‌کند. این‌گونه مجموعه این عوامل باعث می‌شود جنگل شادابی، طراوت و توان مقابله با تهدیدهای طبیعی را از دست بدهد. به‌این‌ترتیب در حال حاضر شاهد پدیده زوال بلوط و یا مرگ بلوط در این منطقه باشیم.

به‌این‌ترتیب اگر امروز شاهدیم که بیش از ۲۰ درصد جنگل‌های زاگرسی با آفت خشکی بلوط مواجه است که البته در برخی استان‌ها همانند ایلام، کرمانشاه، چهارمحال بختیاری و فارس شدت این عارضه بیشتر مشهود است به دلیل ناتوانی جنگل از مقابله با این آفات است.

تاکنون طرح‌های مختلفی برای حفظ پوشش گیاهی کشور نظیر منطقه زاگرس مطرح‌شده است. ثمرات این طرح‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

– از برنامه‌های احیای جنگل‌های زاگرسی، می‌توان به “طرح ملی صیانت از جنگل” اشاره کرد؛ اما اعتبار آن شرم‌آوراست، چنانکه سالانه نزدیک به ده میلیارد تومان برآورد شده است. درواقع برای حفاظت، احیا و توسعه هر هکتار جنگل در سال، دو هزار تومان اختصاص می‌یابد. امروزه دو هزار تومان پول یک بسته پفک است. گرچه با این اعتبار نمی‌توان کار چندانی کرد اما همین مبلغ از هیچ بهتراست. چراکه دو هزار تومان مساوی صفر نیست. به‌هرحال اگر به دنبال احیای جنگل هستیم باید به دنبال مؤلفه‌هایی باشیم که در تخریب آن مؤثر بوده‌اند آن‌ها را مهار و کنترل کنیم سپس به دنبال احیا و توسعه جنگل باشیم. این‌گونه تا چرای بی‌رویه دام، زراعت و دخالت انسانی را رفع نکنیم حتی اگر ما میلیاردها تومان صرف بذرپاشی کنیم بازهم اجازه استقرار بذر و نهال فراهم نمی‌شود و به هدف خود که احیا و توسعه جنگل می‌باشد، نخواهیم رسید.

* برای کاهش تخریب جنگل‌های این منطقه چه باید کرد؟

– مهم‌ترین عامل در موفقیت طرح‌های جنگل‌داری و جنگل‌کاری در منطقه زاگرس، کاهش وابستگی معیشتی اجباری مردم است. همچنین بارگذاری اشتغال که صورت گرفته متناسب با توان تولید جنگل‌ها کنیم. درواقع منطقه زاگرس را از توان اشتغال و اقتصادی درخور با جمعیت آن برخوردار سازیم. به‌این‌ترتیب میان تعداد جمعیت و توان اشتغال جنگل تعادل و توازن برقرار کنیم.

همچنین بحث بهره‌برداری از محصولات فرعی جنگل همانند کتیرا گیری و سقز گیری؛ به‌هرحال تا زمانی ما برای تغییر بهره‌برداری از این مناطق تعریف و دستور کاری نداشته باشیم که آن‌ها از مزایای این تغییر بهره‌برداری آگاه و منتفع شوند نمی‌توان انتظار همکاری داشت. چراکه تا امروز اغلب این شیوه‌ها به‌صورت تئوری ارائه‌شده است. برای نمونه مدتی است در مناطق مختلف کشور همانند خراسان جنوبی پروژه بحث پوشش گیاهان دارویی جدی گرفته‌شده است که البته نقش مؤثری به لحاظ اقتصادی و زیست‌محیطی دارد. چراکه تفاوت گیاهان دارویی با کشت دیم این است که گیاهان پایا بوده و به مدت ۵ سال نیاز به جابه‌جایی خاک و شخم زدن و کشت مجدد نیست.

در این ۵ سال نیز اجازه استقرار نهال فراهم می‌شود؛ اما مردم استقبال چندانی از این طرح نکردند چراکه تنها ترویج کشت گیاهان دارویی کافی نیست و ما باید صنایع فرآوری بالادستی و بازار مصرف را برای کشاورز تعریف کنیم. حال‌آنکه چنین نبوده، این‌گونه تا زمانی که کشاورز معتقداست: وقتی می‌توان در همان روستا محصول گندم و جو را به‌راحتی عرضه کرد و به فروش رساند، دیگر به دنبال کشت گیاهان دارویی نخواهد بود. چراکه امیدی ندارد سرانجام این زراعت چه می‌شود و آیا فروش خواهد رفت یا خیر؟ اما اگر دولت ضمن آموزش کشت چنین محصولاتی، صنایع فرآوری بالادستی و بازار تجاری بالادستی را فراهم کند. این‌گونه این باور در جوامع محلی ایجاد می‌شود که با کشت چنین محصولاتی هم درآمدشان بالا می‌رود وهم محیط‌زیست آن‌ها محافظت می‌شود. به‌این‌ترتیب از چنین طرح‌هایی استقبال خواهند کرد.

به اعتقاد شما سیاست‌های عمرانی تا چه حد درروند تخریب جنگل‌های زاگرسی مؤثر بوده است؟

– اگر دقت کنید یکی از ویژگی‌های مهم منطقه زاگرس بحث تولید آب است. چنانکه این منطقه ۴۰ درصد آب‌های شیرین کشور را تولید می‌کند. پر آب بودن آن‌یک ویژگی منحصربه‌فرد و استراتژیک در کشور محسوب می‌شود. به‌طوری‌که استان چهارمحال و بختیاری هفت تا ده درصد منابع آبی کشور راداراست و در مقابل دو استان استراتژیک و صنعتی همانند اصفهان و خوزستان شادابی خود را مدیون آب حاصل این استان هستند؛ اما این‌که ما چه سیاست‌های درست یا غلطی برای پایداری این خدمات‌رسانی و نحوه بهره‌برداری از منابع داشته باشیم جای بحث است.

ین‌گونه اگر استان چهارمحال بختیاری را به‌عنوان پایلوت معضلات می‌توان در نظر گرفت که تمام مشکلات زیست‌محیطی زاگرس را دارد. یکی از سیاست‌های قابل‌توجه در آن سدسازی است. چنانکه سدسازی‌هایی که درکل منطقه غرب کشور بر روی سرشاخه‌های کارون بزرگ اتفاق می‌افتد. عموماً در همین حدود هفت درصد رویشگاه‌های جنگلی اتفاق می‌افتد. این‌گونه هر یک از این سدها بین دو تا سه هزار هکتار از جنگل‌های ما را زیر آب فرو برده است. در حال حاضر سدسازی صرف‌نظر از خسارت‌های زیست‌محیطی متداول، بخش‌های زیادی از جنگل‌ها را زیر آب می‌برد و نابود می‌کند. دیگر پروژه‌های عمرانی دیگر همانند پروژه‌های انتقال نفت و گاز نیز که از جنوب و غرب کشور می‌گذرد. اغلب بدون ارزیابی اثرات زیست‌محیطی صورت می‌گیرد و در مناطق جنگلی عبور می‌کند. همچنین هیچ تلاشی برای این‌که خسارت‌های اجرای آن را به حداقل برسانند، صورت نمی‌گیرد. این‌گونه پروژه‌های متعددی به‌عنوان عوامل تخریب محیط‌زیست منطقه زاگرس دیده می‌شود که ما به‌عنوان عوامل تخریب دولتی می‌شناسیم.

طرح تنفس؛ آخرین فرصت برای بقای جنگل‌های بلوط

قدس2

گروه طبیعت – محبوبه علی پور: ناحیه رویشی زاگرس که از شهرستان پیرانشهر در آذربایجان غربی شروع می‌شود و تا منطقه فیروزآباد در استان فارس ادامه می‌یابد، … حدود یک‌پنجم سطح کشور را به خود اختصاص داده است. منطقه‌ای که با ۵/۵ میلیون هکتار وسعت، ۴۰ درصد جنگل‌های کشور را در خود جای‌داده است. اما چند سالی است که درختان بلوط این ناحیه حال خوبی ندارند. گویا آدمی و طبیعت دست‌به‌دست هم داده‌اند تا روزگار باشکوه این جنگل‌ها را به خواب و خاطره‌ای بدل کنند.

هومان خاکپور، فعال محیط‌زیست در گفت‌وگو با خبرنگار قدس، با تأکید بر روزگار پر مصیبت جنگل‌های زاگرسی می‌گوید: به اعتقاد من نابودی دریاچه ارومیه را که چند سالی است برجسته شده و افکار عمومی را متوجه خود کرده، اگر فاجعه زیست‌محیطی بدانیم، بی‌تردید مرگ بلوط‌ها نیز همین وضعیت را دارد، چراکه از پنج میلیون هکتار جنگل‌های زاگرس، بر اساس آمارهای دولتی و رسمی، بیش از یک‌میلیون و دویست هزار هکتار آن درگیر خشکی و زوال بلوط است.

این دیده‌بان طبیعت بختیاری می‌گوید: بحث خشکی جنگل، سوسک چوب‌خوار و همچنین قارچ زغالی عوامل ثانویه هستند؛ عامل اصلی ضعف اکولوژیکی ناشی از عوامل انسانی است؛ زیرا دیگر جنگل نمی‌تواند خود را در برابر عوامل و تهدیدهایی طبیعی همانند آفت‌ها و بیماری‌ها محافظت کند. این در حالی است که اگر جنگلی شاداب و بانشاط باشد، به آفت‌ها فرصت طغیان نمی‌دهد. این آفات همیشه وجود داشته، اما جنگل‌ها به دلیل طراوت شادابی توان مقابله با آن‌ها را داشته‌اند، امروزه اما بشر با دخالت بی‌حدومرز خود جنگل‌ها را نابود کرده است.

ماجرای قاچاق بذر بلوط

هومان خاکپور می‌گوید: اولین بار من مسئله قاچاق بذر بلوط را به کشورهای عربی مطرح کردم. همان زمان در گفت‌وگو با رسانه‌ها تأکید کردم، سازمان جنگل‌ها باید نسبت به رواج و گسترش این مسئله بخصوص در مناطق هم‌جوار کشورهای عربی هوشیار باشد. به‌هرحال در حال حاضر باید نسبت به بهره‌برداری بذر بلوط چه به‌صورت قاچاق و غیرقانونی و حتی قانونی و مجاز توجه داشته باشیم.

متأسفانه مسئله بهره‌برداری این‌چنینی مورد تأیید مسئولان نیز بود، چنان‌که در دولت گذشته، عالی‌ترین مقام اجرایی کشور نیز در مجلس تأکید کرد که هرساله میلیون‌ها تن بذر بلوط بیهوده به زمین ریخته و هدر می‌رود. این نگاه دولت بود.
 آن‌ها معتقد بودند، با تبدیل این مواد به غذای دام، دیگر نیازی به واردات علوفه و خوراک از خارج نخواهیم داشت. خوشبختانه سازمان جنگل‌ها در آن زمان هوشیارانه عمل کرد و اجازه انجام طرح‌هایی ازاین‌دست را نداد.

ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺱ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﭼﻬﺎﺭﻣﺤﺎﻝ ﻭ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ می‌گوید: واقعیت این است که جنگل‌های ما به حدی تخریب‌شده‌اند که ۶۰ درصد وسعت بلوط زارها توان تولید بذر ندارند. در اکوسیستم جنگلی نگاه ما به یک درخت بلوط نیست، بلکه مجموعه عوامل گیاهی و جانوری است. چنان‌که منابع غذایی بسیاری از جانوران از طریق بلوط تأمین می‌شود. به‌این‌ترتیب نگاه اقتصادی به جنگل نگاه زیست‌محیطی ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد. چنان‌که منجر به بروز اختلالات زیست‌محیطی در جنگل شده و مشکلاتی همانند آنچه امروز می‌بینیم را به دنبال داشته باشد. در حال حاضر نیز جوامع محلی به برداشت بذر بلوط می‌پردازند. درواقع تولید بذر آن‌قدر مازاد بر نیاز جنگل برای احیای خود نیست.

طرح‌های خوبی که دوام ندارد

این فعال محیط‌زیست با اشاره به اصلاح سنت‌ها و نگرش‌های بدوی برای صیانت از محیط‌زیست می‌گوید: گرچه نمی‌توان منکر نقش فرهنگ‌سازی و آموزش در کاهش روند تخریب شد. همچنین یقین دارم بدون مشارکت مردم محلی هیچ‌گونه موفقیتی در طرح‌های صیانت از جنگل نخواهیم داشت؛ اما نکته برجسته‌تر در این زمینه وابستگی اجباری معیشتی به جنگل‌هاست، چنان‌که به بسیاری از مناطق که سر می‌زنیم، می‌بینیم مردم به نحوه نادرست بهره‌برداری خود آگاه هستند، اما گریزی از تخریب و این شیوه بهره‌برداری ندارند. چنان‌که مردم مناطقی به دلیل نبود سوخت ناچار به استفاده از درخت‌ها هستند.

برنامه‌های صیانتی را باور کنیم

اما در روزهای اخیر رئیس مجلس شورای اسلامی بحث تنفس جنگل‌ها را برای بازتوانی دوباره جنگل‌ها مطرح کرد. آیا این طرح می‌تواند این نواحی را از نابودی حفظ کند؟

هومان خاکپور می‌گوید: در همه دنیا جنگل‌های صنعتی همانند بخش‌های عمده‌ای از جنگل‌های شمال کشور در اختیار بخش خصوصی است و مسؤولیت برنامه‌ریزی، حفاظت، توسعه و بهره‌برداری از آن را بخش خصوصی به عهده دارد، اما جنگل‌های حفاظتی همانند جنگل‌های ناحیه زاگرسی مستقیم زیر نظر دولت‌ها اداره می‌شوند. در ایران اما جنگل‌های خزری هم دولتی است؛ چراکه بخش خصوصی نه برای انجام این وظیفه تربیت‌شده و نه توانش را دارد. دولت نیز با بضاعت خود نتوانسته مدیریت مناسبی را بر جنگل‌ها حاکم کند. در این میان، اجرای طرح تنفس به‌درستی می‌تواند فرصتی باشد که از یک‌سو جنگل‌ها به بازسازی و بازتوانی خود بپردازند و از طرف دیگر فرصتی برای نهادهای متولی و مسئولان فراهم می‌کند تا برنامه‌های مؤثر و کارآمدی تعریف کنند.

دیده‌بان طبیعت بختیاری درواکنش به آن‌ها که طرح «تنفس جنگل» را آرمانی می‌دانند، می‌گوید: دو سال پیش اگر در منطقه ارومیه از مردم می‌خواستند که به خاطر بقای دریاچه پنج هزار هکتار از زمینه‌ای کشاورزی را کشت نکنند، این طرحی آرمانی بود، اما امروز می‌بینیم با شرایطی که در همین منطقه ایجادشده، یکی از طرح‌های جدی دولت این است که حقوق انتفاعی ۵ هزار هکتار از اراضی کشور را به جوامع محلی پرداخت کند و اجازه کشت به کشاورزان ندهد. در عرصه صیانت از جنگل‌ها هم باید به چنین برنامه‌های صیانتی باور داشت. دولت هم باید در این زمینه سرمایه‌گذاری کند حقوق واقعی مردم را بپردازد تا مردمی که معیشت خانواده‌شان وابسته به جنگل است، دچار مشکل نشوند.

هومان خاکپور در ادامه با اشاره به ضعف درزمینهٔ پایش آمارهای زیست‌محیطی و مسائل تخریب جنگل‌ها می‌گوید: هیچ آمار و پهنه‌بندی علمی و کارشناسی مدون که مرجع ذی‌صلاح انجام داده باشند و میزان تخریب جنگل‌های بلوط را مشخص کند، نداریم؛ اما آنچه آشکاراست و با نگاه عادی می‌توان آن را دریافت، روند نگران‌کننده تخریب در جنگل‌هاست.

تاثیر کمبود اشتغال بر زوال اکوسیستم زاگرس

جمعه, ۱۴ شهریور, ۱۳۹۳

     زاگرس به لحاظ ویژگی‌های خاص طبیعی و اقلیمی‌ در شمار ارزشمندترین رویشگاه‌های جنگلی کشور قرار داشته و به‌عنوان یکی از مهمترین منابع تأمین کننده آب‌های شیرین کشور به حساب آمده و با تولید بیش از ۴۰ درصد منابع آبی کشور، جریان رودهای حیات‌بخش مانند زاینده‌رود، زرینه‌رود، دز، کارون بزرگ و … را مدیون این موهبت کم همتای خود ساخته است. اما شوربختانه کم توجه‌ای تصمیم‌گیران و دولت مردان از گذشته تا حال به روند توسعه پایدار در این دیار و عدم ایجاد زیرساخت‌های اشتغال سبز که متناسب با رشد جمعیت این مناطق باشد سبب گردیه است تا این جنگل‌های ارزشمند شارژ منابع آبی کشور با چالش‌های فاجعه‌باری مواجه شود.

در همین زمینه گفتگویی با خبرگزاری ایلنا انجام داده‌ام که متن کامل آن را در زیر با شما خوانندگان گرامی طبیعت بختیاری به اشتراک می‌گذارم:

ایلنا
     خبرگزاری ایلنا؛ حدود ۱۱ استان در منطقه زاگرس قرار دارد که متاسفانه متناسب با افزایش جمعیت، ظرفیت‌های اشتغال در آنها به وجود نیامده و این مساله سبب مشکلاتی چون قاچاق چوب و زغال درختان، زراعت و دامداری بی‌رویه و این گونه مسائل شده است.

     یک فعال حوزه محیط زیست و منابع طبیعی با اشاه به وضعیت بحرانی اکوسیستم زاگرس و زوال درختان بلوط در این منطقه دلیل این اتفاق را رشد جمعیت بدون ایجاد ظرفیت‌های کافی اشتغال در ۱۱ استان حوزه زاگرس خواند.

     «هومان خاکپور» در گفت‌و‌گو با خبرنگار ایلنا در مورد مشکلات زیست محیطی منطقه زاگرس با اشاره به اینکه زوال بلوط و مرگ اکوسیستم زاگرس از جمله مهمترین مشکلات این منطقه است، گفت: اکنون وضعیت به گونه‌ای است که بسیاری از مسئولان و حتی رئیس جمهور این مساله را در زمره اولویت‌ها قرار داده‌اند، زیرا با تخریب این جنگل‌ها ضررهای جبران ناپذیری به کشور وارد می‌شود.

     وی با اشاره به اینکه مشکلات زیست ‌محیطی این منطقه در واقع به شیوه بهره‌برداری و مدیریت این جنگل‌ها در ۳ الی ۴ دهه گذشته باز می‌گردد، افزود: در طی این چند دهه با رشد جمعیت در منطقه زاگرس رو به رو بوده ایم که متاسفانه با توسعه اشتغال در این منطقه همخوانی نداشته است؛ به همین دلیل فشاری بالا‌تر از توان زاگرس به این منطقه وارد شده که آن را از حالت خود ترمیمی خارج کرده است.

     خاکپورافزود: حدود ۱۱ استان در منطقه زاگرس قرار دارد که متاسفانه متناسب با افزایش جمعیت، ظرفیت‌های اشتغال در آنها به وجود نیامده و این مساله سبب مشکلاتی چون قاچاق چوب و زغال درختان، زراعت و دامداری بی‌رویه شده است.
این فعال زیست محیطی با اشاره به اینکه یک میلیون هکتار از ۵ میلیون هکتار جنگل‌های زاگرس با پدیده زوال و خشکیدگی رو به رو هستند، گفت: در واقع آفت‌ها عامل فرعی تخریب جنگل‌ها هستند و عامل اصلی؛ مدیریت و بهره‌برداری نادرست است که سبب از دست رفتن زادآوری و خوداحیایی جنگل‌ها و نفوذ ناپذیری خاک آنها نسبت به آب شده، است.

     خاکپور تاکید کرد: از طرفی دیگر زراعت بی‌رویه به صورت دیم در زمین‌هایی که به تصرف مردم منطقه درآمده موجب از بین رفتن فرصت استقرار بذر‌ها شده و استفاده بی‌رویه از درختان این منطقه به عنوان سوخت نیز، پس از هدفمندی یارانه‌ها و افزایش قیمت سوخت‌، بر این مشکلات افزوده است.

     وی با بیان اینکه این عوامل سبب رشد تصاعدی آفت‌ها شده است، افزود: جنگل‌های زاگرس در حوزه جنگل‌های تامین کننده منابع زیست محیطی قرار دارند؛ در واقع این جنگل ها بالغ بر ۴۰ درصد آب شرب و اکسیژن کشور را تامین می‌کند.
خاکپور گفت: بنابراین باید توجه داشت که قطع یک درخت در این منطقه به معنای از بین رفتن منابع آب و اکسیژن است که ضررهای جبران‌ناپذیری نه تنها به محیط زیست بلکه به حیات اجتماعی کل کشور وارد می‌کند.

     این فعال محیط زیست در مورد راهکارهای مقابله با این معضلات اظهار کرد: راهکارهای مختلفی اکنون در دست اجراست که مهمترین مشکل آنها کمبود میزان اعتبارات است که متناسب با نیاز و حجم مشکلات این منطقه نیست.

     وی ادامه داد: متناسب با اعتبارات ناچیزی که به هر دستگاه برای مبارزه با از بین رفتن جنگل‌های زاگرس داده شده هر کدام فعالیتی را انجام می‌دهند، برای نمونه سازمان جنگل‌ها شروع به قطع درخت‌های آلوده و کاشت نهال‌های جدید کرده است اما متاسفانه سرعت آن با روند گسترش تخریب هم‌خوانی ندارد.

     خاکپور افزود: تا زمانی که علت‌ها از بین نروند مشکلی حل نخواهد شد؛ در واقع کاشت نهال‌های جدید تا زمانی که خطر خورده شدن آنها توسط دام وجود دارد، مشکلی را حل نمی‌کند.

وی در پایان با تاکید بر ایجاد اشتغال جایگزین برای مردم محلی، تامین سوخت و در نظر گرفتن بسته‌های حمایتی گفت: با انجام این امور می‌توانیم امید داشته باشیم که مشکلات و قطع بی‌رویه درختان حل شود و جنگل‌ها وارد مرحله تنفس و پس از آن وارد فرایند خودترمیمی شوند.

تخریب جنگل‌های کشور رو به افزایش است!

پنجشنبه, ۳ مرداد, ۱۳۹۲

     دهه‌ی اخیر در شمار سال‌های پرمخاطره برای عرصه‌های جنگلی کشور قرار داشته که عوامل طبیعی مانند نوسانات اقلیمی و خشسالی‌های پی در پی به همراه عوامل انسان‌ساز روند این تخریب را شدتی نگران کننده بخشیدند!

     گسترش زراعت دیم در زیراشکوب جنگل‌های زاگرس، حضور پرشمار دام و چرای مفرط در عرصه‌های جنگلی، بهره‌برداری‌های غیراصولی و مازاد بر پروانه‌های کارخانه‌های چوب شمال کشور، قاچاق هیزم و زغال در زاگرس، بهره‌برداری‌های غیراصولی از محصولات غیرچوبی مانند صمغ سقز از بنه‌زارهای زاگرس، آتش‌سوزی‌های گسترده و پرشمار با علت انسانی، سدسازی‌های بی‌رویه و تخریب‌های ناشی از اجرای نادرست و نابجای پروژه‌های عمرانی بزرگ دولتی و اجرا نشدن برخی از تعهدات و طرح‌های محیط زیستی توسط دولت در شمار مهمترین عوامل تخریب جنگل‌های کشور در دهه اخیر قرار دارند.

     در گزارش منتشر شده در روزنامه اطلاعات که نگارنده هم در گفتگوی با خبرنگار این روزنامه – خانم آزاده تاج‌علی – شرکت داشته، به برخی از آنها اشاره شده است که می‌توانید آن‌را در صفحه ۱۴ شماره ۲۵۶۴۹ مورخ ۳ مرداد ۱۳۹۲ این روزنامه بخوانید.

اطلاعات

خلأهای قانونی و عدم برخورد با فروشندگان؛ زغال بلوط را به سوغات زاگرس تبدیل کرده‌است!

جمعه, ۳ خرداد, ۱۳۹۲

قوانین منابع طبیعی و ماجرای زغال بلوط

     ماجرای تلخ تولید و فروش زغال در منطقه زاگرس به سال‌های قبل از ملی شدن جنگل‌های کشور – سال ۱۳۴۱ – برمی‌گردد. تولید و فروش زغال برای تأمین سوخت در سکونتگاه‌های روستایی و برخی از شهرها تا دهه ۴۰ تحت نظر خوانین و کدخداها و در سال‌های بعد تحت نظر و بازرسی مأمورین سازمان جنگلبانی و غالبا” از درختان افتاده و خشک و تحت شرایط معین و تعریف شده‌ای صورت می‌گرفته است.

     متأسفانه به‌رغم آن‌که در سال‌های بعد و با اصلاحات انجام شده در قوانین، دیگر چنین مجوزهای قانونی برای زغال‌سازی در این مناطق داده نشد اما همان قوانین منسوخ شده سبب نهادینه شدن فرهنگ زغال‌سازی به‌عنوان یک حرفه غیرقانونی شده و رونق بازار قاچاق و فروش زغال در تمامی مغازه‌های منطقه شده است. البته فراموش نکنیم  که خلأهای قانونی و عدم امکان برخورد قانونی با فروشندگان زغال، روند رونق یافتن بازار این محصول جنگلی را شدت بخشیده و ناباورانه این کالای سیاه را به سوغات دیار زاگرس برای مسافران تبدیل کرده است.

     داستان این خلأهای قانونی از این قرار است که در قوانین حفاظت و بهره برداری از جنگل‌ها و مراتع سال ۱۳۴۶ (ماده ۴۸) و اصلاحات بعدی آن تنها عمل حمل زغال و هیزم جنگلی بدون تحصیل پروانه حمل از سازمان جنگلبانی، جرم دانسته شده و در این قانون اشاره‌ای به ممنوعیت نگهداری و فروش این کالا در انبارها و فروشگاه‌ها نشده است! و همین موضوع باعث شده است که دستگاه‌های قضایی و انتظامی برای برخورد قانونی با نگهداری کنندگان و فروشندگان زغال جنگلی همکاری‌های لازم با مأموران منابع طبیعی را نداشته باشند. ماجرایی که بدون شک باعث گستاخی این سوداگران و رونق یافتن بازار خرید و فروش زغال بلوط جنگلی خصوصا” در فروشگاه‌های واقع در مسیرهای پرتردد مسافران مناطق زاگرسی مانند دیار بختیاری شده است.  

     هرچند نگارنده براساس تجربیات اجرایی دو دهه گذشته امیدهای زیادی به رفع این خلأ قانونی در لایحه “قانون جامع منابع طبیعی کشور” و در نوشتارهای قبلی نیز بارها بر آن تأکید کرده‌ام، اما متأسفانه در آخرین اصلاحات صورت گرفته بر این لایحه، بازهم این کاستی قانونی در لایحه و قانون جدید منابع طبیعی برطرف نشده است.

و کلام آخر اینکه؛

     عدم امکان برخورد قانونی با نگهداری کنندگان محمولات جنگلی مانند زغال، چوب و هیزم و یا فرآورده‌ها و محصولات فرعی منابع طبیعی همواره یکی از کاستی‌های جدی قوانین فعلی منابع طبیعی بوده که شدیدا” ضرورت دارد تا واژه‌ «نگهداری» نیز به‌دنبال واژه «حمل» در ماده ۷۳ لایحه “قانون جامع منابع طبیعی کشور” که در حال حاضر در دستور کار مجلس شورای اسلامی است، اضافه شود تا امکان برخوردهای جدی‌تر و مؤثرتری با متخلفانی که بدون مجوز اقدام به نگهداری چوب، هیزم، زغال و سایر فراورده‌های منابع طبیعی می‌کنند، برای دستگاه قضایی و انتظامی بوجود آید.

گزارشی که دعوت به تخریب طبیعت می کند!

شنبه, ۱۹ آبان, ۱۳۹۱

     این داستان پرغصه زغال سازی به سال های دور و قبل از ملی شدن جنگل های کشور( سال ۱۳۴۱) برمی گردد. تا دهه های ۴۰ و ۵۰ علاوه بر سکونتگاه های روستایی، سوخت مردم شهرها نیز از زغال و هیزم جنگلی تأمین شده که ابتدا تحت نظر خوانین و کدخداهای محلی و در سال های بعد تحت نظر و بازرسی مأمورین سازمان جنگلبانی در سامان های عرفی مناطق جنگلی کشور تولید می شده است.

     هرچند که در آن زمان هم مقرر شده بود که منحصرا” از درختان افتاده و خشک و تحت شرایط معین و تعریف شده، زغال مورد نیاز کشور تهیه شود، اما متأسفانه در سال های بعد، همین قانون سبب نهادینه شدن فرهنگ زغال گیری به عنوان یک حرفه برای درآمدزایی در مناطقی از کشور شده و شوربختانه در شرایط کنونی به یکی از مهمترین تهدید های انسانی رویشگاه های جنگلی مناطقی مانند زاگرس تبدل شده و سالانه بخشی از این عرصه های ارزشمند را به نابودی می کشاند!

     بدون شک تمامی کارشناسان و متخصصین منابع طبیعی بر این باورند که در شرایط بحرانی فعلی حاکم بر عرصه های جنگلی و محیط زیست کشور، به هیچ وجه استفاده از سوخت های هیزمی و چوبی منطقی نبوده و علاوه بر نابودی جنگل ها و هدر دادن چوب های تولیدی در کشور، خسارت های جبران ناپذیری به محیط زیست وارد می شود. بر همین بنیاد و با استفاده حداکثری از ظرفیت های قانونی سازمان جنگل ها سعی بر آن است که محدودیت های شدیدی بر ماجرای احداث کوره های زغال سازی در کشور و حتی ممنوعیت های شدید برای مناطق جنگلی اعمال کنند تا از این طریق نیز به جمع شدن بساط زغال سازی در کشور کمک شود. چراکه کوره هایی که به بهانه زغال کردن چوب های باغی احداث می شوند، عموما” درختان جنگلی را نیز به کام خود می کشند!

     بدون شک تبدیل چوب های حاصل از باغات و جنگل ها گزینه ای غیرعلمی، غیراقتصادی و مغایر با ملاحظات زیست محیطی بوده و خردمندانه آن است که با جایگزینی سوخت های فسیلی و انرژی های پاک، چوب های تولیدی را در صنایع چوب و یا مهمتر از این مصارف صنعتی، در شیوه های بی خاک ورزی و تقویت خاک که یقینا” اضافه بر کارکردهای زیست محیطی، منافع اقتصادی بیشتری به همراه داشته مورد اسفاده قرار گیرند.

    حال حیرت آور است که در شرایطی که تلاش می شود تا از تمامی ظرفیت های قانونی و آموزشی کشور برای کاهش و مقابله با زغال سازی در کشور بهره گرفته شود، خبرگزاری وزین مهر ناباورانه در دو گزارش جامع در مورخ ۱۹ آبان ۱۳۹۱ اقدام منسوخ شده زغال سازی در یکی از مناطق روستایی آذربایجان را بی مهابا به تصویر می کشد! گزارش هایی تصویری که یقینا” خبرنگار محترم نیز زحمات زیادی برای تهیه عکس هایش کشیده و تلاش کرده است تا این رخداد را در قالب گزارش هایی آموزشی با تمام جزئیات به خوانندگانش آموزش دهد!

    حقیقتا” قابل تأمل و نگران کننده است که چگونه خبرنگاری در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی کشور، اینگونه ناشیانه چنین رخداد ویرانگر و منسوخ شده ای را با جزئیات به تصویر کشیده و عکس پیرمرد سیگار بدست در کنار کوره را چنان به تصویر می کشد که لایق و سزاوار مردان بزرگ و پاسداران حقیقی این آب و خاک هستند. تصویری که تداعی کننده ژست شکارکشان نادان در کنار شکار مظلوم و در خون غلطیده خود هستند!

     امید آنکه دوستان دلسوز خبرگزاری مهر که سزاوارانه زحمات قابل تحسینی در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی کشور به دوش کشیده و به شایستگی نشان داده اند که همواره دوشادوش دست اندرکاران و فعالان این حوزه، جسورانه و هوشمندانه به دفاع و پاسداری از این مزیت های کم همتای میهن مان پرداخته و در راه آموزش مردم و ترویج فرهنگ منابع طبیعی از هیچ کوشش دریغ ننموده اند، دقت و تأمل بیشتری در تهیه و انتشار چنین گزارش های بدآموزانه کرده تا به جای ترویج فرهنگ استفاده از سوخت های هیزمی، شاهد گسترش شیوه های مصرف خردمندانه چوب های مازاد باغی در تقویت خاک ها و یا صنایع چوبی کشور باشیم.