بایگانی “فعالان محیط زیست”

استاد کامبیز بهرام سلطانی برای همیشه رفت!

یکشنبه, ۲ بهمن, ۱۳۹۰

در واپسین ساعات آخرین روز دی ماه ۱۳۹۰ ، استاد کامبیز بهرام سلطانی از دنیا رفت تا بار دیگر فعالان و دوستداران طبیعت ایران، پریشان حالی را تجربه کنند.

استاد کامبیز بهرام سلطانی دارای شخصیتی ممتاز و وارسته بود که هر مدافع و دوستدار طبیعت وطنی که با او مواجهه می شد تحت تأثیر شخصیت و منش بزرگش، روحیه می گرفت. او طبیعت مردی کم همتا بود که تا آخرین لحظات زندگی اش دست از طبیعت زادبومش نکشید و همواره خالصانه نگران زخم هایی بود که خود با پای پیاده دیده بود چگونه تن رنجور محیط زیست ایران مان را مجروح کرده است.

استاد کامبیز بهرام سلطانی متخصصی دردآشنا و عاشق طبیعت ایران بود که نگارنده از طریق یادداشت های پربارش افتخار آشنائی و دوستی با این بزرگ مرد خستگی ناپذیر را پیدا کردم. بی شک کتاب های جایگاه پرندگان در طبیعت، محیط زیست در برنامه ریزی منطقه ای و شهری، مجموعه مباحث و روشهای شهرسازی و ده ها مقاله و یادداشت های علمی دیگرش؛ شناسه هایی ماندگار از دانش و عشقش برای آبادی ایران و شادی زیستمندانش، در بین طرفداران و فعالان محیط زیست ایران خواهد بود.

در برابر صداقت و بزرگی مردانی چون استاد کامبیز بهرام سلطانی که مردمان پاک نهاد ایران زمین هرگز نام نیک شان را فراموش نخواهند کرد، سر تعظیم فرود می آوریم و بر شرف و نجابت شان درود می فرستیم و شکوهمندترین بدرقه های سبز و پاک مان را بدرقه راهشان می کنیم ….

پی نوشت:

- مراسم بزرگداشت استاد؛ “برای او که اینک در ماتم تالاب ها و درختان وطن نشسته است”

به اشتراک گزاری نوشته:

می‌خواهیم نفس بکشیم!

سه شنبه, ۲۰ دی, ۱۳۹۰

اسماعیل کهرم، محمد درویش  و عباس محمدی؛ سه فعال سرشناس و دلسوز حوزه محیط زیست و منابع طبیعی کشور به نمایندگی از سوی میلیون ها شهروند تهرانی، اصفهانی، زابلی، اراکی، اهوازی، شیرازی، مشهدی، تبریزی، پارس جنوبی و خیلی دیگر از مناطق ایران در اعتراض به آلودگی غیرقابل تحمل هوا که حال مردمان آن دیارها را بد کرده است، نامه‌ای به “هر آن کس که مسئولیت دارد” نوشته اند و رونوشت آن را به درگاه عالی ترین مقامات نهادهای کشوری که در این حوزه مسئولیت دارند فرستاده‌اند.

همه‌ی حرف آنها در این نامه، یک زنهار ساده اما حیاتی است؛ این که شهروندان ما می‌ترسند دیگر نفس بکشند! آیا فریادرسی هست؟


«متن کامل نامه»

به: هر آن کس که مسوولیت دارد

از: چند شهروند ساده

موضوع: می‌خواهیم نفس بکشیم!

خانم ها و آقایان مسئول!

ما، از سوی میلیون ها شهروندی که در چنبره ی گرفتاری های روزافزون زندگی، فرصت چاره اندیشی و حتی اعتراض به آلودگی دهشت انگیز هوا، این آنی ترین نیاز هر موجود زنده، را ندارند، اعلام می کنیم که: می ترسیم نفس بکشیم! هوای پایتخت کشور و چندین شهر بزرگ دیگر ایران، نه چند درصد بلکه چندین برابر بیش از حد مجاز آلوده است.

آیا شما که تکلیف قانونی تأمین «خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبت های پزشکی» همگان را بر عهده دارید (اصل بیست و نهم قانون اساسی)، شما که مسوولیت «پیشگیری و ممانعت از هر نوع آلودگی و هر اقدام مخربی که موجب بر هم خوردن تعادل و تناسب محیط زیست شود» را دارید (ماده ی ۱ قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست)؛ شما که مسوول اعمال ممنوعیت «هر عملی که موجبات آلودگی هوا را فراهم نماید» هستید (ماده ی ۲ قانون نحوه ی جلوگیری از آلودگی هوا)؛ شما که موظف به اعمال محدودیت برای وسایل نقلیه ی موتوری در شهرهای آلوده هستید (ماده ی ۲ آیین نامه ی اجرایی تبصره ی ماده ی ۶ قانون جلوگیری از آلودگی هوا)؛ شما که وظیفه ی کاستن از آلودگی هوای تهران، کاستن از تردد خودروها، روان ساختن ترافیک تهران، تأمین بنزین و نفت گاز استاندارد، نظارت بر تولید خودروهای استاندارد، و آگاه کردن و جلب مشارکت مردم در موضوع کاهش آلودگی هوای تهران را داشته اید (مصوبه ی ۱۳۷۹ هیات وزیران راجع به کاهش آلودگی هوای تهران)؛ شما که باید تا چهارده سال دیگر، جمهوری اسلامی ایران را به جامعه ای برخوردار از «سلامت، رفاه، محیط زیست مطلوب، و الهام بخش جهان اسلام» بدل سازید (سند چشم انداز ۱۴۰۴)؛ و شما که خود و عزیزان تان در این فضا تنفس می کنید؛ آیا وظیفه هایی را که بر عهده داشته اید، به تمام و کمال یا حتی در حد امکان، به انجام رسانده اید؟!

نیازی به ارایه ی آمار و مستندات در خصوص جنایتی که بر اثر آلودگی هوا در حق میلیون ها نفر می شود، نیست؛ تمامی رسانه های دولتی و غیر دولتی، و بسیاری از مقام های رسمی و کارشناسان مستقل، بارها و بارها از کشته شدن چند هزار نفر در هر سال بر اثر آلودگی هوا، ابتلای ده ها هزار نفر به بیماری های قلبی و عروقی و تنفسی، رسیدن میانگین عمر در تهران به حدود ۴۸ سال، کوتاه شدن قد کودکان و نوجوانان، کاهش ضریب هوشی شهروندان و به ویژه نونهالان، و افزایش اختلال‌های روانی که ناشی از سموم کشنده‌ای است که هر لحظه تنفس می کنیم، گفته‌اند.

ما با کمال احترام، از شما که قدرت وضع قانون و تصویب مقررات را دارید؛ از شما که وظیفه ی اجرای قوانین را دارید؛ و از شما که امکان مجازات متخلفان و وظیفه ی رسیدگی به دادخواهی مردم را دارید، درخواست داریم که بلافاصله و بی هیچ ملاحظه و عذری، به وظیفه ای که قانون و اخلاق و عرف و معاهدات جهانی بر عهده تان گذاشته است، عمل و برای رفع آلودگی هوای شهر تهران و دیگر شهرهای بزرگ که سبب مرگ ده‌ها هزار نفر شده و موجب وهن کشور است، اقدام کنید.

با تجدید احترام؛

اسماعیل کهرم ، عباس محمّدی و محمّد درویش

۱۸ دی ماه ۱۳۹۰

گیرندگان:

- جناب آقای علی لاریجانی، رییس محترم مجلس شورای اسلامی

- جناب آقای صادق لاریجانی، رییس محترم قوه ی قضاییه

- جناب آقای احمدی نژاد، ریاست محترم جمهور

- جناب آقای محسنی اژه ای، دادستان محترم کل کشور

- جناب آقای محمدی زاده، رییس محترم سازمان حفاظت محیط زیست

- جناب آقای پور محمدی، رییس سازمان بازرسی کل کشور

- سرکار خانم مرضیه وحید دستجردی، وزیر محترم بهداشت

- جناب آقای چمران، رییس محترم شورای اسلامی شهر تهران

- سرکار خانم ابتکار، رییس محترم کمیته ی محیط زیست شورای شهر تهران

- جناب آقای قالیباف، شهردار محترم تهران

- رسانه های همگانی

به اشتراک گزاری نوشته:

برگزاری همایش ملی “انتقال آب بین حوضه‌ای” در بام ایران

دوشنبه, ۱۹ دی, ۱۳۹۰

در سال های اخیر پروژه های انتقال آب بین حوضه ای در میان فعالان محیط زیست به عنوان تلخ ترین رخدادها زیست محیطی در کشور مطرح می باشد؛ چرا که در ارزیابی اجرای این پروژه ها همواره ملاحظات زیست محیطی در پای ملاحظات سیاسی و اقتصادی ذبح شده و عمدتا” در اثر اجرای این پروژه ها، پایداری هر دو سرزمین مبدأ و مقصد با تهدیدهای جدی و غیر قابل کتمانی مواجه شده است.

چنین است که دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد تمام همت خود را به کار بسته است تا با همکاری و حمایت سازمان جهاد کشاورزی، سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه شهرکرد، مرکز تحقیقات منابع آب، استانداری و سازمان صنعت، معدن و تجارت استان، همایش ملی “انتقال آب بین حوضه‌ای (چالش‌ها و فرصت‌ها)” با اهداف بررسی و ارائه راهکارهای مناسب به منظور حل چالش‌های انتقال آب بین حوضه‌ای و تبدیل چالش‌ها به فرصت‌ها، استفاده بهینه و پایدار از فرصت‌ها و همین طور بررسی مسائل حقوقی حوضه‌های مبدأ و مقصد با تأکید بر مسائل زیست محیطی و توسعه پایدار و عدالت اجتماعی را در سوم خردادماه سال ۱۳۹۱ در شهرکرد برگزار کند.

همایشی که بی شک در نوع خود و بویژه در استان چهارمحال و بختیاری – که بیشتر از سایر استان ها قربانی پروژه های انتقال آب بین حوضه ای است -  می تواند کم نظیر بوده و نامدیریتی های آب سالاران در منطقه و کشور را به چالش کشاند.

اطلاعات بیشتر در باره‌ی این همایش؛ شامل فراخوان، مهلت ارسال آثار، ثبت نام و محورهای هشت گانه آن را می‌توانید در تارنمای “سامانه مدیریت همایش دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد” ملاحظه کنید.

همچنین اساتید، پژوهشگران، کارشناسان و دانشجویان گرامی برای حضور در این همایش می توانند آثار علمی خود را با توجه به محورهای همایش از طریق همان تارنمای همایش ارسال کنند.

به اشتراک گزاری نوشته:

مهمترین خواسته مردم دیار بختیاری در دور چهارم سفرهای استانی؛ توقف پروژه های انتقال آب بین حوضه ای

جمعه, ۲۰ آبان, ۱۳۹۰

جمع کثیری از مردم، دانش آموختگان و فعالان منابع طبیعی و محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری، در پی کم توجه ای مسئولان وزارت نیرو نسبت به اعتراضات و مخالفت های مردم و مسئولان منطقه به طرح های غیرکارشناسی و بحث برانگیز “انتقال آب بین حوضه ای” از سرشاخه های کارون بزرگ به استان های فلات مرکزی کشور، در اقدامی انتقادآمیز، نامه بسیار مهمی به رئیس جمهور نوشته اند. در این نامه که رئیس جمهور به عنوان مدیر آب چهارمحال و بختیاری  مورد خطاب گرفته شده است با بیان اوضاع وخامت بار مدیریت منابع آب استان و خسارات غیرقابل جبران ناشی از پروژه های انتقال آب اجرا شده و در دست اقدام، درخواست کرده اند تا رئیس جمهور به عنوان عالی ترین مقام اجرایی کشور و همچنین قولی که در جمع مردم در سفرهای قبلی داده اند و خود را مدیر آب چهارمحال و بختیاری معرفی کرده اند، مسئولان وزارت نیرو را وادار به تن دادن به نظرات کارشناسی و نتایج مطالعات صورت گرفته توسط مرکز پژوهش های مجلس در سال ۱۳۸۷، سازمان حفاظت محیط زیست کشور و شرکت مدیریت منابع آب ایران کرده و زمینه دست یابی به گزینه های خردمندانه بر مبنای توانمندی های واقعی اکولوژیکی و خواهش های بوم شناختی مناطق، برای پایداری دیار بختیاری و استان های فلات مرکزی را فراهم نمایند.

متن کامل نامه:

جناب آقای دکتر محمود احمدی نزاد

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

با سلام و تقدیم احترام؛

در سال های اخیر، طرح های جدید انتقال آب از استان چهارمحال و بختیاری به استان های دیگر از جمله طرح بهشت آباد و تونل گلاب مطرح شده که اجرای آن ها، مشکلات جدی برای منابع آب آینده استان ایجاد خواهد کرد. متأسفانه این طرح ها، بدون توجه به قوانین و ضوابط ملی و بین المللی تصویب شده و در حالیکه میلیاردها تومان از بیت المال کشور برای اجرای شتابزده این تونل های غیرکارشناسی تخصیص داده می شود، برای اجرای طرح های حیاتی و کم هزینه استان چهارمحال و بختیاری، نظیر طرح انتقال آب ونک به لردگان، آبرسانی شرب محور بن – بروجن، انتقال آب سبزکوه، طرح عمران زاینده رود جنوبی و تأمین آب به شهرستان های اردل و کوهرنگ تعلل می شود. این رویه با کدام موازین عدالت خواهانه که شعار آن داده می شود، سازگار است.

با توجه به تجارب تلخ حفر تونل سوم کوهرنگ در خشک شدن چشمه های مهم منطقه نظیر چشمه بزرگ مروارید و چشمه های دشت زرین و خسارات وارد شده به مردم و محیط زیست، چرا باید تونل هایی به مراتب خطرناک تر، مثل بهشت آباد و گلاب مورد پیگیری عده ای زیاده طلب قرار گیرد؟ واقعأ چه کسی پاسخگوی این همه فجایع زیست محیطی و اجتماعی می باشد؟ بدیهی است اگر امروز اقدام مناسب صورت نگیرد در آینده تبعات سیاسی و امنیتی بوجود خواهد آمد. بی تردید سؤالات بی پاسخ زیادی وجود دارد که در ادامه به گزیده ای از آنها اشاره می شود تا در مورد آن ها بیاندیشیم و از خود بپرسیم چه باید کرد و از چه کسی باید مدد گرفت؟

۱) آیا می دانید حفر تونل بهشت آباد که ۳ برابر طولانی تر از تونل سوم کوهرنگ است (با طول بیش از ۶۵ کیلومتر و در عمق بیش از ۳۰۰ متر) چه پیامدهای زیست محیطی و اجتماعی برای استان های چهارمحال و بختیاری و خوزستان بدنبال خواهد داشت؟

۲) آیا می دانید با حفر تونل بهشت آباد و زهکش شدن آب های زیرزمینی مناطق مسیر از جمله دشت های شلمزار، جونقان، کیار، هفشجان، فرخشهر و شهرکرد، چه مشکلات و محرومیت هائی برای ساکنان حوضه بهشت آباد – که ۶۰ درصد جمعیت استان را تشکیل می دهند – بوجود خواهد آورد و چه آینده ای در انتظار آنها خواهد بود؟

۳) آیا میدانید طرح بهشت آباد با خط لوله با هزینه و آسیب های بسیار بسیار کمتر قابل اجرا است؟ آیا کسانی که اصرار بر حفر تونل بهشت آباد بجای استفاده از لوله دارند، قصدشان تاراج آب های زیرزمینی استان نیست؟

۴) آیا می دانید سهم لازم از منابع آبی بهشت آباد برای استان در نظر گرفته نشده و این امر چه پیامدها، محدودیت ها و محرومیت هائی برای آیندگان این استان و شهرستان های شهرکرد، بروجن، اردل، فارسان و کیار می تواند به دنبال داشته باشد؟

۵) آیا می دانید غائله به طرح بهشت آباد ختم نشده و تونل خطرناک دیگری بنام تونل گلاب ۲ برای انحراف آب زاینده رود در دست اجرا است؟

۶) آیا می دانید در خشکسالی ها آبدهی رودخانه زاینده رود در منطقه سامان چهارمحال و بختیاری به کمتر از ۲۲ مترمکعب بر ثانیه می رسد ولی ظرفیت تونل انتقال آب گلاب(کاشان)، بیشتر از ۲۲ مترمکعب بر ثانیه است؟ این چه معنائی بجز خشک شدن رودخانه زاینده رود در این استان و خشک شدن باغات ۲۳ روستای حاشیه زاینده رود و شهرهای سامان و بن دارد؟

۷) آیا این تونل هائی که گفته می شود طرح ملی هستند کدام مطالعات را انجام داده اند که منافع ملی را در نظر بگیرند؟

۸) آیا می دانید مجامع معتبری هم چون مرکز پژوهش های مجلس، سازمان بازرسی کل کشور و سازمان حفاظت محیط زیست کشور نیز بر این موضوع اتفاق نظر دارند که تونل بهشت آباد با چالش جدی زیست محیطی و اجتماعی مواجه است و نباید حفر شود؟ پس چرا برای این سؤالات گوش شنوائی وجود ندارد؟

کنار چشمه نشسته‌اند و تشنه است کامشان

فرا نشین قله‌اند و خالی است جامشان!

تنها می توان از جناب آقای دکتر احمدی نژاد، که خود را مدیر آب استان چهارمحال و بختیاری می داند، تقاضا نمود که جلوی حفر این تونل های خانمان برانداز و فاجعه برانگیز را بگیرد!

به اشتراک گزاری نوشته:

نامه ای مهم به مجلس و عالی ترین مقامات اجرایی مرتبط با فاجعه دریاچه ارومیه

سه شنبه, ۱۰ آبان, ۱۳۹۰

جمع کثیری از اساتید، دانش آموختگان منابع طبیعی و محیط زیست، انجمن های علمی مطرح و تشکل های مردمی فعال در حوزه منابع طبیعی و محیط زیست کشور در اقدامی کم همتا و قابل تحسین، نامه بسیار مهمی به هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی نوشته اند. امضاء کنندگان این نامه به عنوان نمایندگان تشکل های علمی و مردمی و جمع زیادی از کارشناسان و متخصصان حوزه منابع طبیعی و محیط زیست کشور با بیان اوضاع وخامت بار دریاچه ارومیه، درخواست کرده اند تا نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی، نهاد های تصمیم گیر و مسئولان دستگاه های اجرائی فعال در ماجرای احیای دریاچه ارومیه، با ایجاد فضای گفتگوی کارشناسی زمینه دست یابی به گزینه های خردمندانه و پایدار برای نجات این نگین فیروزه ای وطن را فراهم نمایند.

متن کامل نامه:

به نام آفریدگار زیبایی

هیئت رئیسه محترم مجلس شورای اسلامی

همان طور که می دانیم، حال دریاچه ارومیه خوب نیست. ارومیه فیروزه ای، دیر زمانی است که در بستر بیماریست و چشم انتظار دارویی برای بازیابیِ طراوت و شادابی گذشته خود.

ما نگرانی های مردم، تشکل ها و فعالان محیط زیست و تلاش های آنها برای اعلام همبستگی با این سرمایه ملی را  می ستاییم و آن را نشان از مسئولیت پذیری  ایشان در قبال ذخایر طبیعی کشور می دانیم. آری؛ به راستی که امروز دریاچه ارومیه نیازمند توجه ملی است و ما در این راستا لازم دیدیم نکاتی را به تمام کسانی که به واسطه سمت های اجرایی شان، نقشی در تعیین سرنوشت دریاچه دارند، متذکر شویم:

۱- باور اغلب متخصصان محیط زیست این است که مداخلات انسانی نظیر توسعه نامتوازن، سدسازی های بی رویه، احداث میان گذر، گسترش کشاورزیِ ناکارآمد و حفر شتابان چاه‌های مجاز و غیر مجاز، بر پیدایش مشکلات دریاچه ارومیه اثر غیر قابل انکاری داشته  است و این مسئله، فقط پیامد یک روند طبیعی اکوسیستم منطقه نیست.

۲- طرح های پیشنهادی انتقال آب بین حوضه ای، نظیر انتقال آب از رودخانه های ارس یا زاب، به علت زیان بزرگ ایجاد شده در مبدا و اثرات نامعلوم در مقصد، از طرف قریب به اتفاق کارشناسان محیط زیستی با هشدار و اعلام نگرانی مواجه شده اند. ما ضمن اعلام حمایت از این نگرانی ها و مخالفت با چنین اقدام‌های نسنجیده ای، باور داریم تصمیماتی که در آنها نگاه همه جانبه ای به اکوسیستم منطقه نشده باشد، نه تنها راه گشا نیستند، بلکه مشکلی بر مشکلات موجود اضافه خواهند کرد.

۳- مشکلات به وجود آمده برای دریاچه ارومیه، یک شبه درست نشده اند که بتوان یک شبه هم آنها را رفع و رجوع کرد. باید چاره ای اساسی بیاندیشیم و در درجه اول باور داشته باشیم که چیزی مهم تر از آینده زیست بوم منطقه نیست. لذا، سازمان های مسئول، فراتر از متهم کردن یکدیگر، باید اشتباهات و کوتاهی هایشان را بپذیرند، و در این راه، اگر لازم شد که بر روی برخی تصمیمات قبلی غلط خود، خط قرمز بکشند، این کار را با شجاعت انجام دهند.

۴- به نظر ما، در شرایط فعلی حاکم شدن فضای گفتگوی کارشناسی و خردورزانه، بهترین اتفاقی است که می تواند بین دولت، رسانه ها، تشکل ها و کارشناسان دلسوز منابع طبیعی و محیط زیست بیافتد. گفتگویی که هدفش یک چیز باشد: «پیدا کردن راه حلی معقول برای دریاچه ارومیه»؛ راه حلی که با نگاهی جامع، تمام اکوسیستم منطقه و حیات اقتصادی، اجتماعی و طبیعی آن را مد نظر داشته باشد.

در پایان باید اشاره کرد که اگرچه دریاچه ارومیه در حال حاضر رسانه ای ترین مشکل محیط زیستی ایران شده است، اما این موضوع، یگانه مسئله طبیعت کشورمان نیست و ما با مخاطرات پر اهمیت دیگری از جمله سرعت بالای فرسایش خاک، تغییر کاربری و کاهش شدید عرصه های جنگلی، خشک شدن اغلب تالاب‌ها و دریاچه های مرکزی کشور، فرونشست زمین و گسترش بیابان زایی، تشدید گرد و غبار و رخداد ریزگردها و آلودگی های محیطی هم روبرو هستیم.

بحران محیط زیست، آینده جامعه ما را به طور جدی تهدید می کند و برای مقابله با آن، نیازمند یک همبستگی و همراهی ملی هستیم: مردمی که هریک داوطلبانه، پاسدار محیط زیست باشند و مسئولانی که با امکانات و بودجه در دستشان و البته با در نظر گرفتن نظرات کارشناسان و دلسوزان محیط زیست کشور، پاسخگوی نگرانی های موجود باشند.

به امید روزهای بهتر برای محیط زیست ایران؛

جمعی از تشکل ها و کارشناسان محیط زیستی

کارشناسان امضا کننده به ترتیب حروف الفبا :

۱- رضا اخوان، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع

۲- وحید اعتماد، استاد دانشگاه تهران

۳- محمد حسین ایران نژاد پاریزی، استاد دانشگاه یزد

۴- مهدی بصیری، استاد بازنشسته دانشگاه صنعتی اصفهان

۵- عبدالرسول تِلوَری، کارشناس بازنشسته مرکز تحقیقات حفاظت خاک و آبخیزداری کشور

۶- مقداد جور غلامی، استاد دانشگاه تهران

۷ بهرام حسن زاده کیابی، استاد دانشگاه شهید بهشتی

۸- محمد خسرو شاهی، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع

۹- علی اصغر درویش صفت، استاد دانشگاه تهران

۱۰- محمد درویش، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع

۱۱- احمد رحمانی، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع

۱۲- حسن روحی پور، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع

۱۳- عزت الله رئیسی، استاد دانشگاه شیراز

۱۴- قوام الدین زاهدی امیری، استاد دانشگاه تهران

۱۵- علی سلاجقه، استاد دانشگاه تهران

۱۶- تقی شامخی، استاد دانشگاه تهران

۱۷- انوشیروان شیروانی، استاد دانشگاه تهران

۱۸- سید حمیدرضا صادقی، استاد دانشگاه تربیت مدرس

۱۹- هوشنگ ضیائی، استاد دانشگاه آزاد واحد تهران شمال

۲۰- ناصر طالب بیدختی، استاد دانشگاه شیراز

۲۱- سیدرضا طبایی عَقدایی، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع

۲۲- فاطمه ظفرنژاد، پژوهشگر آب و توسعه پایدار

۲۳- احسان عبدی، استاد دانشگاه تهران

۲۴- پدرام عطارد، استاد دانشگاه تهران

۲۵- مهدی فرح پور، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع

۲۶- بیژن فرهنگ دره شوری، کارشناس و پژوهشگر محیط زیست

۲۷- عباس قمری زارع، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات  جنگلها و مراتع

۲۸- اسماعیل کهرم، استاد دانشگاه آزاد مرکز تحقیقات تهران

۲۹- هادی کیا دلیری، استاد دانشگاه آزاد علوم و تحقیقات

۳۰- حمید گـُشتاسب میگونی، استاد دانشگاه محیط زیست کرج

۳۱- ابوالقاسم متین، کارشناس سازمان ترویج، آموزش و تحقیقات وزارت جهاد کشاورزی

۳۲- باریس مجنونیان، استاد دانشگاه تهران

۳۳- مجید مخدوم، استاد دانشگاه تهران

۳۴- محمدرضا مروی مهاجر، استاد دانشگاه تهران

۳۵- محمدرضا مقدم، استاد بازنشسته دانشگاه تهران

۳۶- کاظم نصرتی نصرآبادی، کارشناس محیط زیست و رئیس جامعه جنگلبانی ایران

۳۷- منوچهر نمیرانیان، استاد دانشگاه تهران

۳۸- پیمان یوسفی آذر، کارشناس و پژوهشگر سازمان جنگلها

انجمن های علمی و تشکل های امضا کننده:

انجمن علمی ارزیابی محیط زیست ایران، انجمن علمی آبخیزداری ایران، انجمن اعضای هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع، کانون دوستداران محیط زیست دانشگاه صنعتی شریف، انجمن علمی جنگلبانی ایران، کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست ایران، جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست، جمعیت داوطلبان سبز، کانون دوستداران محیط زیست دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، انجمن پایشگران حامی محیط زیست، انجمن حمایت از محیط زیست و منابع طبیعی(پیام سبز)، موسسه توسعه پایدار هرمد، جامعه جنگلبانی ایران، انجمن طرح سرزمین، موسسه آوای طبیعت پایدار، کانون انسان پاک-زمین پاک، موسسه سبزکاران گیلان، کمیسیون محیط زیست انجمن طرفداران توسعه انزلی، انجمن بین رشته ای محیط زیست و اکوتوریسم، انجمن حفظ محیط کوهستان، انجمن حافظان محیط زیست بادرود، انجمن یوزپلنگ ایرانی، موسسه طنین طبیعت تیرگان، دیده بان کوهستان

رونوشت:

دفتر مقام معظم رهبری، دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام، دفتر ریاست جمهوری، رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست، وزارت نیرو(وزیر محترم نیرو، معاون منابع آب وزارتخانه، مدیر عامل شرکت مدیریت منابع آب ایران)، کمیسیون آب-کشاورزی و منابع طبیعی مجلس شورای اسلامی، کمیسیون نیرو در مجلس شورای اسلامی، رسانه های همگانی

به اشتراک گزاری نوشته:

رکاب زنی ۴۰۵ کیلومتری با شعار “زنده باد زاینده رود”

سه شنبه, ۳ آبان, ۱۳۹۰

خوشبختانه این روزها، تبعات خشک شدن زاینده رود – بزرگترین رودخانه مرکزی ایران – به عنوان یک چالش ملی و فرامنطقه ای سبب ایجاد حساسیت های ویژه ای در بین بیشتر فعالان حوزه های مختلف علمی، هنری، ورزشی، فرهنگی و اجتماعی جامعه شده و علاوه بر عالی ترین مقامات محلی، حتی تعدادی از مقامات عالی کشوری را نیز وارد میدان کرده است.

در همین راستا و به منظور افزایش سطح این حساسیت ها در بین دست اندرکاران و مسئولان منطقه ای و ملی، “کانون دوستداران محیط زیست دانشگاه تربیت دبیر رجایی” درنظر دارد تیم دوچرخه سواری اش در برنامه ای فرهنگی ورزشی، از ۱۲ تا ۱۶ آبان ماه از سراب زاینده رود(چلگرد) تا پایاب زاینده رود(تالاب گاوخونی) در مسافتی ۴۰۵ کیلومتری با شعار “زنده باد زاینده رود” رکاب زنی کنند.

آنان می خواهند نشان دهند آنچه که در دیار زنده رود رخداده و سبب شده تا زمزمه های مرگ تدریجی گاوخونی پرطنین تر شنیده شود، تنها به دلیل خشکسالی یا بروز تغییر اقلیم نبوده است و وقتی که به بهانه توسعه و اشتغال زایی، پرمصرف ترین صنایع خود (فولاد و آهن) را بدون توجه به خواهش های اکولوژیکی سرزمین در این منطقه احداث می کنیم و وقتی که به جای افزایش راندمان آبیاری و تغییر الگوی کشت در بخش کشاورزی یکی از قطب های علمی کشور، عملاً در همان شیوه های کشاورزی سنتی متوقف مانده ایم و برای کسب افتخار افزایش تولید به هر بهایی! تنها به افزایش سطوح کشاورزی مان اندیشیده ایم، معلوم است که باید انتظار چنین تنش های زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی بزرگی را هم داشته باشیم.

به اشتراک گزاری نوشته:

“لایحه جامع منابع طبیعی” و درخواست تشکل های علمی از مقام معظم رهبری

یکشنبه, ۱ آبان, ۱۳۹۰

حدود یک ماه و نیم پیش و در سکوتی معنی دار، خبرهای نگران کننده ای از روند رسیدگی لایحه جامع منابع طبیعی در “کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس” به نگارنده رسید که در یادداشتی با عنوان “قانونی که ترویج بی قانونی میکند” به آن پرداخته شد. در آن یادداشت اشاره گردید که تغییرات اعمال شده در برخی مواد این لایحه حکایت از طبیعت ستیزی آشکار و ترویج بی قانونی در بین مردم داشته و پایداری اکولوژیکی محیط های طبیعی مان را هدف خواهد گرفت.

نگارنده بر این باور است که خسارت های ناشی از تصویب این مواد از لایحه به مراتب بیشتر از مؤلفه هایی مانند سدسازی، سوخت هیزمی، زراعت زیر اشکوب و دام مازاد در طبیعت بوده و بدون شک تهدیدهایی مانند افزایش تصرفات غیرقانونی، تغییر کاربری های غیراصولی در رویشگاه های جنگلی و مرتعی کشور بدون توجه به توان و خواهش های بوم‌شناختی آن عرصه ها، تخریب جنگل ها خصوصا” در ناحیه رویشی زاگرس و ترویج بی قانونی در حوزه منابع طبیعی را شدت خواهد بخشید.

بنابراین در چنین شرایط تهدیدآمیزی انتظار می رفت شاهد واکنش های گسترده تر و سزاوارتری از سوی دانش آموختگان و متخصصان حوزه منابع طبیعی باشیم، اما در عین ناباوری در این خصوص اطلاع رسانی لازم صورت نگرفت و تعداد معدودی از کارشناسان و رسانه ها به این موضوع مهم و حیاتی پرداختند و متأسفانه این لایحه هرگز با حساسیت درخوری در رسانه ها و محافل علمی مورد نقد کارشناسی قرار نگرفت.

خوشبختانه اخیرا” تعداد ۹ تشکل علمی مطرح کشور به نمایندگی از جمع کثیری از نخبگان حوزۀ منابع طبیعی و محیط زیست ، در نامه ای خطاب به آیت الله خامنه ای – رهبری معظم جمهوری اسلامی ایران – بر تهدیدهای غیرقابل انکار و مغایرت های لایحه با قانون اساسی و قوانین فعلی تأکید کرده و از آن مقام تقاضای صدور امر مبنی بر خروج لایحه از دستور کار مجلس کرده اند تا در فضایی آرام و کاملا” کارشناسی شده، قانونی جامع تهیه و تدوین گردد.

متن این نامه :

محضر مقام معظم رهبری؛ حضرت آیت‌ا… خامنه‌ای دامه افاضاته

با سلام و احترام

همانگونه که جنابعالی بهتر از همه واقفید منابع طبیعی کشور عزیز ما ایران اسلامی سرمایۀ عظیمی است که به لطف خداوند و طی قرون گذشته شکل گرفته وموروثی است که همه مکلف به حفظ و ارتقاء آن هستیم. این سرمایه از دو دیدگاه مادی و معنوی دارای چنان ارزشی است که قیمت گذاشتن بر آن ظلم به لطف بزرگی است که حضرت حق در حق بندگان خود نموده است.

ایران در منطقه‌ای از جهان واقع شده که به لحاظ اقلیمی دارای اکوسیستمهای بسیار حساس و شکننده می باشد. اگرچه تنوع آب و هوایی موجب جای گرفتن بسیاری از گونه‌های گیاهی و جانوری در آن شده است اما به هم زدن محیط‌های طبیعی ضربه‌هایی را بر این منابع وارد کرده است که در بسیاری از موارد جبران‌ناپذیر می‌باشد. آسیب دیدن این اکوسیستم‌ها، زیان‌های طبیعی- اقتصادی و زیست محیطی دارد که نمونه‌های بارز آن طی سال‌های اخیر خشک شدن دریاچۀ ارومیه و هجوم نمک به روستاها و شهرها و شوری مزارع کشاورزی اطراف آن، خشک شدن تالابها، پر شدن سدها در اثر فرسایش، خشک شدن درختان بلوط در غرب کشور در اثر شخم مراتع وکشت دیم در زیر آشکوب این درختان، از بین رفتن تنوع گونه‌ای و اخیرا نیز هجوم ریزگردها می‌باشند.

قانون ملی شدن جنگلها و مراتع که قانونی جامع و در حد زمان خود بسیار کامل تدوین شده است، دولت را موظف به حفظ این اموال کرده است. در سوره مبارکه انفال نیز این منابع  از آن خدا و رسول خدا بر شمرده شده است و به عبارتی آن را متعلق به آحاد جامعه دانسته که هیچکس حق واگذاری آن را ندارد مگر آن که مطمئن شود از واگذاری آن به جامعه سود خواهد رسید و به اصل آن نیز آسیب وارد نمی‌شود.

علیرغم آنچه بیان شد اخیرا لایحه‌ای در مجلس شورای اسلامی درحال رای‌گیری می‌باشد که  نسخه کاملا گزینشی از لایحه‌ای است که از سوی دولت و پس از اعمال نظرات کارشناسی به مجلس رفته است اما با نهایت تاسف باید اظهار داشت بندهایی از لایحۀ مذکور که بر حفظ و نگهداری از این منابع تاکید دارد از آن حذف شده است (تاکید می شود که اصل لایحه ای که توسط دولت و با جلسات بسیار زیاد در دولت و کمیسیون کشاورزی،آب و منابع طبیعی مجلس مصوب شده بود بسیار جامع و مانع بود). روح لایحۀ جدید و غیرکارشناسی از یک سو با اصل ۴۵ قانون اساسی در تناقض است حال آنکه قانون اساسی حاکم بر قوانین جاری می‌باشد و از سوی دیگر بستر مناسبی برای تسهیل در امر واگذاری این منابع فراهم می‌نماید. برای روشن‌تر شدن موضوع و تاثیر آن بر تخریب منابع طبیعی به صورت مصداقی به مواردی از لایحۀ مذکور اشاره می‌شود. در مادۀ ۶ این لایحه برای تبدیل اراضی ملی به کشاورزی که قبل از سال ۱۳۶۵ مورد تصرف قرار گرفته‌اند اجازه صدور سند داده شده است. همچنین به آن دسته از افراد که تا سال ۱۳۸۹ اقدام به تصرف اراضی ملی کرده باشند اجازه عقد اجاره‌نامه ۹۹ ساله را می‌دهد. این مسئله موجبات تشویق متعرضان به انفال را فراهم می‌آورد. این ماده با ماده ۶۹۰ قانون مجازات اسلامی و با اصول ۴۵ و ۴۹ قانون اساسی تناقض آشکار دارد. از سوی دیگر این موضوع  با فرمایشات حضرتعالی در سال ۱۳۸۸ که خواستار قطع ید متصرفان به عرصه‌های منابع طبیعی شدید آشکارا در تضاد است.

در مادۀ ۲۰ لایحه پیشنهاد شده است مراتع فقیر و نیمه‌فقیر به صورت رایگان در اختیار متقاضیان قرار گیرد. مراتع فقیر و نیمه‌فقیر بیش از نیمی از کشور را فرا گرفته‌اند و جملگی دارای پروانه چرا هستند که محل معیشت جمع کثیری از عشایر و دامداران زحمت‌کش به حساب می‌آیند. آنان با توقع اندک در راه تولید  تلاش می‌کنند و سلب حقوقشان توافقی با مباحث عدالت اسلامی ندارد.

مجموعه اساتید و دانش‌آموختگان منابع طبیعی و محیط زیست با آگاهی از پیامدهای تخریب منابع مذکور به شدت نگران کیفیت و امکانات زیستی نسل‌های آینده این کشور می‌باشند. امضاء‌کنندگان این درخواست به عنوان مسئولان انجمن‌های علمی کشور و نمایندۀ جمع کثیری از نخبگان حوزۀ منابع طبیعی و محیط زیست از آن مقام همام درخواست می‌نماییم که چون همیشه از منابع طبیعی کشور پشتیبانی فرموده  و همان گونه که در جلوگیری از واگذاری مراتع اطراف شهرها با فرمایشات داهیانه خود قلب دوستداران طبیعت را شاد فرمودید در این مورد نیز دستور  فرمایند تا این لایحه از دستور کار مجلس خارج شده و در فضایی آرام و با تشکیل جلسات کارشناسی نسبت به تدوین قانون جدید با نظرکارشناسان فن اقدام گردد.

اسامی امضا کنندگان نامه:

- حسن احمدی؛ رئیس انجمن مدیریت و کنترل مناطق بیابانی ایران

- مهدی بصیری؛ رئیس انجمن مرتعداری ایران

- علی سلاجقه؛ رئیس انجمن آبخیزداری ایران

- مهدی فرحپور؛ رئیس انجمن اعضاء هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

- هادی کیادلیری؛ رئیس انجمن جنگلبانی ایران

- مجید مخدوم؛ رئیس انجمن ارزیابی محیط زیست ایران

- بهبود محبی؛ رئیس انجمن علوم و صنایع چوب و کاغذ ایران

- باقر مجازی امیری؛ رئیس انجمن علمی آبزی پروری ایران

- محمد نصرتی؛ رئیس جامعه جنگلبانی ایران

رونوشت:

- ریاست محترم مجلس شورای اسلامی

- ریاست محترم قوه قضائیه

- ریاست محترم شورای نگبهان

- ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام

- ریاست محترم سازمان حفاظت محیط زیست کشور

- ریاست محترم سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور

- کمسیون انجمن‌های علمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

به اشتراک گزاری نوشته:

تصاویر مردانی که باید به آن ها افتخار کرد

دوشنبه, ۲۵ مهر, ۱۳۹۰

ماجرای نجات خرس گرفتار شده در اسخر آب یکی از باغ های سیب منطقه ونک سمیرم را که در یادداشت قبلی به آن پرداخته شد را یادتان هست؟

این ها تصاویر همان هم وطنان شایسته تقدیری است که برای نجات جان خرسی جانشان را به خطر انداختند و ثابت کردند که عشق به طبیعت و زیستمندان پاکش در نزد ایرانیان نهادینه شده است. درود بر غلام امیری و دوستان هم ولایتی اش که بی سر و صدا و بی منت به طبیعت وطن مهربانی می کنند و مایه افتخار ایران و ایرانی هستند.

پس از انتشار خبر این رفتار تحسین برانگیز در تارنمای طبیعت بختیاری، واکنش های مثبت و مؤثر رسانه های مجازی، نوشتاری و شنیداری کشور در باز انتشار این خبر و همین طور حجم زیاد پیام های محبت آمیز و همراه با احساس احترام به این هم وطنان که از سوی فعالان و دوستداران محیط زیست کشور برای نگارنده ارسال شد و بخشی از آن ها به اطلاع هم وطن عزیزمان غلام امیری رسید قابل ستایش بود.

در همین باره؛ یادداشت محمد درویش عزیز در صفحه ۲۰ (ستون نگاه سبز) روزنامه شرق فردا دوشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۰ با عنوان “مردی که با خرس ها در سمیرم می رقصد” منتشر خواهد شد که به دوستان توصیه می کنم حتما” آن را بخوانند. همین طور مهرداد مسیبی عزیز نیز در وبلاگ طبیعت ایران در ستایش از مردانگی این مردان یادداشتی خواندنی منتشر کرده است.

پی نوشت:

- مردی که با خرس ها در سمیرم می رقصد!

به اشتراک گزاری نوشته:

در ستایش هم وطنی که باید تمام قد در برابرش تعظیم کرد

جمعه, ۲۲ مهر, ۱۳۹۰

ماجرا از این قرار است که؛ ظاهرا” یک جفت خرس تشنه و گرسنه ناچارا” جهت آب خوردن و تهیه غذا، در اوایل هفته گذشته سحرگاهان از ارتفاعات منطقه جنگلی شمس آباد بروجن به باغات میوه در منطقه ونک سمیرم که هم مرز با منطقه شمس آباد  می باشد نزدیک شده و شوربختانه خرس ماده در استخر کم آب یکی از باغات سیب – که دیواره های آن ایزوگام و لغزنده شده بود – گرفتار گردید.

در گفتگویی با نگارنده، غلام امیری – این هموطن باغدارمان در منطقه – ماجرای رفتار ستایش برانگیز هم وطنان ونکی مان را چنین تعریف کرد؛ صبح خیلی زود به همراه گروهی از اهالی ونک برای چیدن سیب به سمت باغات روانه بودند که با صدای نعره خرسی قهوه ای در داخل استخر کم آب یکی از باغات مواجه شدند. خرس ماده در تلاش برای خارج شدن از استخر و خرس نر هم در فاصله ۲۰۰ متری در حال نعره کشیدن و بی قراری برای رهایی جفتش بود، قطعن حضور باغداران مانع از نزدیک شدن خرس نر و تلاش برای نجات جفتش شده بود. این باغداران با اقدامی شایسته تقدیر تعدای تنه و سرشاخه درخت به داخل استخر انداختند و پس از دو ساعت تلاش، کوشیدند تا خرس گرفتار خود را از روی این چوب ها به بالا و بیرون استخر بکشاند و به همراه جفتش که در تمام این مدت در حال نعره کشیدن و بی قراری بود راهی ارتفاعات منطقه شمس آباد دوراهان شود.

به راستی این باغداران منطقه ونک نشان دادند که تعداد آن باغدارانی که در رفتاری غیر انسانی اقدام به قتل فجیع آن خرس مادر و دو فرزندش، آن هم به جرم آسیب رساندن به درختان باغ شان کردند، در کمینه است و عموم مردمانی که در منطقه ونک سمیرم زندگی می کنند از جنس انسان هایی هستند که می کوشند تا با به خطر انداختن جانشان، جان یک خرس را نجات دهند و نشان دهند که آنان به حق فرزندان ایران زمینی هستند که سرود مردمانش، خردمندی و عشق ورزی و دوست داشتن و مهربانی کردن است.

باورم این است که در راستای تحقق برنامه های ظرفیت سازی فرهنگی و افزایش آگاهی های عمومی به منظور جلب مشارکت مردم و جوامع محلی در پاسداری و حمایت از تنوع زیستی، پخش اخبار چنین مهربانی ها و مهربانی کردن های هموطنان مان کارکرد بیشتری از انتشار اخبار بد و غیر انسانی در این حوزه دارد. استفاده از تمامی ظرفیت های اطلاع رسانی در انعکاس این گونه رفتارهای انسانی و معرفی چنین هموطنان شایسته تقدیری، به شکل بسیار مؤثری مردم جامعه را نسبت به محیط و جانداران پیرامون شان حساس کرده و رابطه های دوستانه تری در بین آن ها بر قرار می کند.

نگارنده به افتخار هم وطن بودن با چنین هم وطنانی، تمام قد تعظیم می کنم و پروردگار را شاکرم و بر خود می بالم که در سرزمینی زندگی می کنم که مردمانش برای نجات جان جانداری جانشان را به خطر می اندازند.

به اشتراک گزاری نوشته:

حکم اعدامی که ریشه در ضعف قانون دارد !

شنبه, ۱۶ مهر, ۱۳۹۰

خبر تأیید حکم اعدام محیط بان منطقه دنا به جرم قتل عمد سبب نگرانی و اندوه اکثر فعالان و دست اندرکاران محیط زیست و به خصوص محیط بانان جان برکف مناطق تحت حفاظت گردیده است. اسعد تقی زاده همان محیط بان جوان منطقه حفاظت شده دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد است که در مرداد ۱۳۸۷ در درگیری با شکارکُش‌ های حرفه ای متهم به قتل عمد شده و اخبار منتشره حکایت از تأیید حکم اعدامش توسط دیوان عالی کشور دارد.

متأسفانه به نظر می رسد صدور چنین احکام تأمل برانگیزی ریشه در ضعف قانون و عدم برخورداری سازمان حفاظت محیط زیست از وزن و جایگاه سزاوار در تبیین قوانین محیط زیست دارد. تناقض ها، ابهامات و برخی مواد غیرمنطقی در “قانون حمل و بکارگیری سلاح” را می توان از عمده ترین علل صدور چنین احکامی دانست که منجر به ضعف روحی و کاهش اقتدار محیط بانان در پاسداری و دفاع از پایداری طبیعت وطن شده و زمینه سوءاستفاده و گستاخی این شکارکش های طبیعت ستیز و تهدید جدی تنوع زیستی میهن مان را بوجود خواهند آورد.

ضعف سازمان حفاظت محیط زیست در ارتقاء سطح آموزش محیط بانان و عدم تکرار آموزش های لازم در دوره های شش ماهه یا سالانه سبب گردیده است تا برخی از محیط بانان از دانش و آگاهی لازم در خصوص مقررات “قانون حمل و بکارگیری سلاح” برخوردار نباشند و در مواجه با شکارچیان غیرمجاز و قانون گریز تحت تأثیر شرایط محیطی، وظیفه مندی و عرق محیط زیستی خود دست به اقداماتی بزنند که فاقد پشتیبانی های قانونی باشد. در حادثه منطقه دنا، این محیط بان به دلیل قراردادی بودن نوع همکاری اش با سازمان حفاظت محیط زیست، فاقد مجوز لازم برای حمل و بکارگیری سلاح بوده که در درگیری ایجاد شده از سلاح همکارش استفاده نموده است. قطعا” اگر نامبرده از آموزش لازم برخوردار بود اقدام به استفاده از سلاح همکارش و تیراندازی با آن نمی کرد و مطمئنا” همکار او هم از آگاهی و توجیه لازم برخوردار نبوده و حتمن اگر از دانش و آگاهی لازم برخوردار بود اجازه استفاده از سلاحش را به همکار قراردادی اش – که فاقد مجوزات لازم است – را هرگز نمی داد.

البته به نظر می رسد بخش حقوقی سازمان حفاظت محیط زیست – خصوصا” در استان ها – نیز وزن و ظرفیت لازم برای مواجه با چنین پرونده هایی را نداشته و از توان نرم افزاری، تخصصی و منابع انسانی بایسته برای دفاع از حقوق این مدافعان طبیعت وطن برخوردار نمی باشد.

بنابراین ضرورت دارد سازمان حفاظت محیط زیست یا در راستای اصلاح قوانین مربوطه و اخذ مجوز لازم برای حمل و بکارگیری سلاح این نیروهای قراردادی و طرحی بکار گرفته شده در مناطق تحت حفاظت اقدام کند و یا اینکه در راستای اصلاح ساختار منابع انسانی خود گام های اساسی بردارد. وضعیت منابع انسانی و تعداد محیط بانان رسمی سازمان حفاظت محیط زیست به هیچ وجه با حجم وظایف و وسعت مناطق تحت حفاظت آن سازمان همخوانی نداشته و حتا برخی از مناطق تحت حفاظت نیز فاقد چارت سازمانی می باشند و در این مناطق به ناچار از نیروهای قراردادی – که بر اساس قوانین فعلی نیز مشمول اخذ مجوز حمل و بکارگیری سلاح نمی گردند – استفاده می شود و در اصل نیروهایی کت بسته و بدون تجهیزات سخت افزاری و نرم افزاری را به پاسداری از مناطق تحت حفاظت می گمارند.

و حرف آخر اینکه

در این نابسامانی قانونی و ساختاری سازمان حفاظت محیط زیست، همواره در چنین جدال های نابرابری با شکارکش های از خدا بی خبر؛ بازنده محیط بانان سلحشور و طبیعت مظلوم وطن خواهد بود.

پی نوشت:

- سخنان «محمدجواد محمدی‌زاده» رییس سازمان حفاظت محیط زیست کشور در همایش سراسری محیط بانان در مشهد در خصوص ماجرای حکم اعدام این محیط بان قابل تأمل است!

- کارتون«ضعف قانون حمل و بکارگیری سلاح» در ایبنانیوز

به اشتراک گزاری نوشته: