بایگانی “محصولات فرعی جنگلی و مرتعی”

گیاهان دارویی طرح و پروژه می‌خواهند یا باور و عزم ملی

جمعه, ۳۰ آبان, ۱۳۹۳

مزرعه اسطوخودوس

     هنوز هم عمدتاً در روستاها استفاده از گیاهان داروئی برای درمان در کنار داروهای شیمیایی متداول است. هرچند استفاده از داروهای گیاهی در بخش درمانی کشورهای پیشرفته بسیار فراتر از کشورهای درحال‌توسعه است اما برداشت کنترل نشده و غیراصولی گیاهان در درمان‌های سنتی، کاربری‌های صنعتی و خوراکی در کشورهای درحال‌توسعه، خسارت‌های زیادی را به تنوع گیاهی این مناطق وارد کرده و بقای این گونه‌های گیاهی ارزشمند و اقتصادی را با خطرهای جدی مواجه کرده است! چراکه بیشتر این برداشت‌ها از رویشگاه‌های طبیعی و به صورت‌های کاملاً غیرعلمی و ناپایدار بوده است.

     تقریباً در تمامی مناطق کشور؛ بیشترین استفاده از گیاهان داروئی در سیستم درمانی سنتی و متأسفانه بیشترین برداشت‌ها هم از رویشگاههای طبیعی جنگلی و مرتعی بوده است. این را هم اضافه کنیم که در سال‌های اخیر افزایش جمعیت و توسعه کارخانه‌های داروسازی و گسترش ظرفیت‌های تولید داروهای گیاهی، روند بهره‌برداری‌های بی‌رویه و غیراصولی در رویشگاه‌های طبیعی را شدتی نگران‌کننده بخشیده تا جایی که مراکز تحقیقاتی، فعالان محیط‌زیستی و برخی کارشناسان نهادهای اجرایی به خطر انقراض و تهدید تنوع گیاهی کشور هشدارهای جدی می‌دهند.

     موقعیت جغرافیایی، شرایط توپوگرافی کوهستانی و تغییرات شدید ارتفاعی به همراه نوسانات وسیع حرارتی، رطوبتی و بارشی سبب شده است تا استان چهارمحال و بختیاری به‌رغم داشتن وسعت حدود یک‌درصدی کشور، از ظرفیت منحصربه‌فردی در ایجاد شرایط اکولوژیکی مناسب برای‌ رویش گونه‌های گیاهی بسیار متنوع با نیازها و خواهش‌های اکولوژیکی بسیار متفاوت برخوردار باشد.

     این موهبت طبیعی کم‌نظیر سبب شده است تا سرزمین چهارمحال و بختیاری به یکی از رویشگاه‌های ارزشمند کشور تبدیل‌شده و ظرفیت کشت و توسعه گیاهان دارویی، صنعتی و خوراکی در شمار مهم‌ترین استعدادها و قابلیت‌های اقتصاد سبز استان قرار گیرد.

     به‌رغم آگاهی از چنین ظرفیت‌های اشتغال‌زایی و معیشت‌های سبز و همین‌طور آگاهی از نقش این گیاهان در حوزه‌های سلامت و صنعت، ولی متأسفانه به دلیل عدم وجود برنامه راهبردی مشخص در زمینه بهره‌برداری خردمندانه و پایدار، همواره شاهد ریشه‌کن شدن این گیاهان هستیم. بی‌شک راه برون‌رفت از بحران ریشه‌کنی این گیاهان و کنترل بهره‌برداری‌های بی‌رویه در رویشگاه‌های طبیعی، آموزش جوامع محلی و بومی برای کشت و اهلی کردن این گیاهان در مزارع است. ایده کشت و اهلی کردن، یقیناً مؤثرترین اقدام برای حفاظت از گیاهان داروئی، صنعتی و خوراکی کشور است که می‌توان با ایجاد زیرساخت‌های لازم برای توسعه صنایع فرآوری بالادستی، زمینه اشتیاق و مشارکت مردم در این طرح را فراهم کرد.

     آمار رسمی ارایه شده از سطح زیر کشت گیاهان داروئی حکایت از این حقیقت تلخ دارد که متأسفانه عزم لازم برای استفاده خردمندانه از این ظرفیت اشتغال‌زایی و درآمدزایی ارزشمند که منجر به حفاظت پایدار از تنوع زیستی گیاهی سرزمین عزیزمان هم می‌شود وجود نداشته و همچنان بهره‌برداری‌های غیراصولی سنتی و ریشه‌کنی گیاهان در طبیعت دست بالا را دارد. بر اساس این آمار سطح زیر کشت گیاهان داروئی در سال ۱۳۸۹ حدود ۳۸۰۰۰ هکتار بوده است که با احتساب تعداد گونه¬های داروئی شناسایی‌شده در کشور، سرانه کشت هر یک از این گیاهان دارویی در کل کشور حدود ۱٫۶۵ هکتار برآورد می‌شود. سطح سرانه‌ای که در مقایسه با پتانسیل‌های کم‌نظیر موجود در کشور بسیار پایین بوده و گواه این حقیقت تلخ است که در سال‌های گذشته هیچ برنامه خردمندانه‌ای در زمینه حفاظت و تولید اقتصادی این مواهب الهی در کشور نداشته‌ایم.

     جالب است بدانیم که از عرصه ۳۸۰۰۰ هکتاری کشت گیاهان دارویی کشور، بیش از نیمی از این سطح یعنی حدود ۲۰۰۰۰ هکتار آن مربوط به استان‌ خراسان رضوی و دو استان خراسان شمالی و جنوبی بوده است و سهم بقیه مناطق رویشی کشور بسیار ناچیز و در مناطقی مانند چهارمحال و بختیاری به‌رغم دارا بودن شرایط اقلیمی و رویشگاهی بسیار مناسب، شوربختانه در حد تأمل‌برانگیز و حدود ۶٫۴ هکتار است.

     کلام آخر اینکه؛ انتظار می‌رود قبل از آنکه دیر شود و با تخریب رویشگاه‌ها و تنوع زیستی گیاهی مناطق ارزشمندمان درخطر نابودی و انقراض قرار گیرند و ناباورانه همه فرصت‌ها از دست برود، حفاظت همراه با بهره‌برداری خردمندانه از گیاهان دارویی، صنعتی و خوراکی در سبد اولویت‌های برنامه‌ریزی و کاری دستگاه‌های متولی و مرتبط مانند منابع طبیعی، جهاد کشاورزی، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه علوم پزشکی و سایر مراکز دانشگاهی، صنعت، تجارت و بازرگانی، حفاظت محیط‌زیست و … قرار گیرد تا با مشارکت مسئولانه بخش خصوصی و غیردولتی اضافه بر افزایش ضریب حفاظتی تنوع زیستی گیاهی و ظرفیت‌سازی در حوزه اشتغال‌های سبز و پایدار، بسترهای لازم برای توسعه کشت، تکثیر و فرآوری این گیاهان ارزشمند درمانی و اقتصادی فراهم شود.

بازهم خبر مجوز کاسه‌های سقز گیری لرزه بر اندام جنگل‌های زاگرس انداخت!

سه شنبه, ۳۰ اردیبهشت, ۱۳۹۳

     هرچند که بهره‌برداری سنتی از صمغ درختان بنه در جنگل‌های گستره زاگرس شمالی از گذشته کم‌وبیش رایج و مرسوم بوده و در نیمه دوم دهه ۶۰ هم به برخی از مناطق جنگلی زاگرس مرکزی گسترش‌یافته است؛ اما بدون شک همه کارشناسان و متولیان حوزه منابع طبیعی و محیط‌زیست کشور بر این باورند که در هیچ زمانی چون امروز، این رویشگاه‌های جنگلی راهبردی در کشور، این‌گونه شکننده و با تهدیدهای طبیعی مثل نوسانات اقلیم و خشک‌سالی‌های پی‌درپی و تهدیدهای انسان‌ساز از قبیل طغیان آفات و بیماری‌ها، سوسک چوب‌خوار، ریز گردها، آتش‌سوزی‌ها، رهاسازی زباله و پروژه‌های عمرانی مخرب مواجه نبوده‌اند.

      خوشبختانه در سال‌های اخیر سازمان جنگل‌ها با اقدامی هوشمندانه و اصولی، صدور مجوزهای این نوع بهره‌برداری منسوخ‌شده – که با ایجاد شیار و زخم بر روی تنه و حتی شاخه درخت همراه بوده و باعث تشدید ضعف فیزیولوژیکی و اثرات سوء بر روی درختان بنه می‌شود – را بسیار محدود کرد تا جایی که در ۲ سال گذشته تقریباً در تمامی رویشگاه‌های جنگلی زاگرس متوقف و باعث خوشحالی بسیاری از فعالان حوزه منابع طبیعی و محیط‌زیست کشور گردید.

      اما حالا حضور استادکاران مناطق کردنشین در میان جوامع محلی مناطق زاگرس مرکزی و انتشار این خبر که سازمان جنگل‌ها در سال جاری برای جنگل‌های زاگرس شمالی مانند کردستان و کرمانشاه و ایلام مجوز سقز گیری صادر کرده است، بسیاری از کارشناسان و فعالان حوزه منابع طبیعی و محیط‌زیست کشور را نگران و شگفت‌زده کرده است. تجربیات سال‌های گذشته بیان‌گر این حقیقت است که این ماجرای تلخ، تنها به همین استان‌های هدف محدود نشده و تقریباً تمامی رویشگاه‌های بنه در استان‌های زاگرسی در معرض خطر سقز گیری غیرقانونی و قاچاقی قرار خواهند گرفت.

      شک دارم بتوان کارشناسی را در حوزه منابع طبیعی و محیط‌زیست کشور یافت که چنین باوری را در خصوص ماجرای سقز گیری و قرار داشتن رویشگاه‌های جنگلی زاگرس در بدترین و بحرانی‌ترین وضعیت خود در طول تاریخ نداشته باشد. حال این سؤال مطرح است که در یک چنین شرایط بحرانی و ضعف فیزیولوژیکی شدید جنگل‌های زاگرس از کردستان و کرمانشاه گرفته تا جنگل‌های دشت برم فارس، صدور مجوز برای چنین شیوه‌های بهره‌برداری منسوخ‌شده که ناآگاهانه و سودجویانه شیره درختان رنجور بنه را می‌گیرند چه توجیه فنی و اخلاقی دارد؟

      ازاین‌رو، انتظار می‌رود مقامات ارشد اجرایی در حوزه منابع طبیعی و محیط‌زیست کشور قبل از آنکه یگان‌های حفاظت منابع طبیعی و محیط‌زیست با چالش حضور غیرقانونی سودجویان در بنه زارهای جنگلی زاگرس مواجه شوند، واردشده و به‌مانند ۲ سال گذشته با صدور بخشنامه، بر ممنوعیت سقز گیری از درختان بنه تأکید کرده و با این اقدام هوشمندانه و قابل‌ستایش اجازه ندهند تیشه‌های ناآگاهی و سودجویی، ده‌ها زخم کشنده را بر پیکر رنجور و نحیف درختان بنه وارد کنند!

در همین رابطه:

– روزنامه همشهری: سقزگیری، رویشگاه‌های زاگرسی را تهدید می‌کند

– خبرگزاری میراث فرهنگی(CHN): مجوز سقز گیری در سه استان صادر شد

– روزنامه همشهری: صدور مجوز مرگ جنگل‌های زاگرسی در ۳ استان

– مهاربیابان‌زایی (محمد درویش): مجوز سقزگیری؛ تراژدی زاگرس را مصیبت‌بارتر می‌سازد!

– پایگاه خبری، تحلیلی، فرهنگی و اجتماعی سلام پاوه: آقای منوچهری؛ محیط زیست نه حیاط خلوت کسی است و نه میدان سیاست…

خطر گسترش قاچاق بذر بلوط‌های زاگرس به کشورهای عربی!

سه شنبه, ۱۲ آذر, ۱۳۹۲

     برخی از گزارش‌های منتشره حکایت از قاچاق بذر بلوط جنگل‌های زاگرس به کشورهای عربی داشته که یقینا” می‌تواند در شمار تازه‌ترین تهدیدهای انسانی اکوسیستم‌های جنگلی زاگرس قرار گیرد. در همین زمینه گفتگویی را با خبرنگار روزنامه جام‌جم داشته‌ام که می‌توانید شرح کامل آن‌را در زیر بخوانید: قاچاق بذر

سودجویان، این بار بذر بلوط قاچاق می کنند

 روزنامه جام جم، شماره ۳۸۵۴ به تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۹۲، صفحه ۱۵ (ایران)

     قاچاقچیان بذر بلوط را از بومیان استان های زاگرس نشین ارزان می خرند و به کشورهای حاشیه خلیج فارس می فرستند. بلاو مصیبت دست از سر بلوط های زاگرس برنمی دارد. اگر تا دیروز صحبت از آفت و بیماری، خشکیدگی و خشکسالی، چرای بی رویه دام، آتش سوزی، قطع و سرشاخه زنی و قاچاق چوب و زغال بلوط بود و مرگ و زوال هزاران اصله درخت، این روزها زنگ خطر جمع آوری و قاچاق بذر بلوط به کشورهای عربی در استان های زاگرس نشین کشور به گوش می رسد.

    این قاچاق که به گفته مسئولان و کارشناسان محیط زیست معضل جدید این مناطق جنگلی است، در صورت ادامه و گسترش، تاثیر بشدت مخربی بر حیات زاگرس اعم از گونه های گیاهی و جانوری آن خواهد داشت. ظاهرا این نوع قاچاق اخیرا در استان های زاگرس نشین مرزی باب شده و مقصد آن کشورهای حوزه خلیج فارس از جمله امارات است. عاملان آن هم سودجویانی هستند که از طریق مردم بومی این استان ها، به جمع آوری و انتقال این بذر ارزشمند مبادرت می کنند.

    کشف یکی از این محموله ها در روزهای اخیر از سوی نیروهای یگان حفاظت محیط زیست استان لرستان، پرده از این اقدام پنهانی و جدید سودجویان برداشته و زنگ هشدار گسترش این پدیده را به صدا درآورده است. آن طور که کارشناس حقوقی اداره کل محیط زیست لرستان می گوید: نیروهای یگان حفاظت محیط زیست این استان چندی پیش در جریان گشت و کنترل در منطقه حفاظت شده سفیدکوه به یک دستگاه نیسان مشکوک و پس از توقف و بازرسی خودرو، متوجه بارگیری بیش از دو تن بذر بلوط از سوی سرنشینان این خودرو می شوند.

    کامران سپهوند با اشاره به دستگیری دو نفر در این زمینه در گفت وگو با مهر می افزاید: متهمان در بازجویی اولیه اظهار کرده اند که بارها این اقدام را انجام داده و با انتقال بذرهای بلوط به بندر ماهشهر و بارگیری آن به صورت قاچاق در لنج، آنها را به کشورهای حاشیه خلیج فارس بخصوص امارات ارسال می کردند. وی با بیان این که هنوز دقیقا مشخص نیست بذر بلوط به چه دلیل به کشورهای حوزه خلیج فارس قاچاق شده و به چه مصارفی می رسد، تصریح می کند: متهمان با جمع آوری و انتقال بذر بلوط، فقط دستمزد و کرایه حمل دریافت می کنند و اطلاعی از علت انتقال بذر بلوط به خارج از کشور ندارند.

کاربردهای بذر بلوط

    با این حال یک کارشناس مسئول منابع طبیعی و فعال محیط زیست به موارد کاربرد بذر بلوط در کشور اشاره کرده و در این باره به جام جم می گوید: بذر بلوط علاوه بر این که به عنوان خوراک دام مورد استفاده قرار می گیرد، از اسانس آن نیز برای مصارف دارویی استفاده می شود. ضمن این که در گذشته در استان های زاگرس نشین از آن برای پخت نانی به نام نان بلوط هم استفاده می شد.

    هومان خاکپور با اشاره به این که اکنون بحث روغن کشی از بذر بلوط به دلیل داشتن روغن زیاد، در کشورهای عربی و سایر کشورها مطرح است و بشدت دنبال می شود، می افزاید: با این حال بذر بلوط اکنون در این کشورها در زمینه تولید اتانول، تولید داروهایی برای درمان بیماری هایی چون یرقان، اسهال و بیماری های پوستی و تولید قهوه کاربرد زیادی دارد و کارخانه هایی نیز در این زمینه در آن کشورها احداث شده است.

    وی با بیان این که روغن کشی در این کشورها هنوز به طور جدی راه نیفتاده است، تاکید می کند: اگر این مساله محقق و بازار جدیدی در آن کشورها ایجاد شود برای کشور ما بسیار خطرناک است، زیرا بزودی با مشکل بزرگ قاچاق بذر مواجه خواهیم شد؛ معضل جدیدی که با توجه به کمبود امکانات، تجهیزات و نیروی حفاظتی سازمان جنگل ها و منابع طبیعی، جلوگیری از آن بسیار سخت خواهد بود.

    خاکپور با اشاره به این که اکنون به دلیل شرایط سخت اقتصادی، تصرف روستاییان و عشایر در مناطق جنگلی و طبیعی برای کشت گندم و جو افزایش یافته و حتی در برخی مناطق دور افتاده، بحث احیای فرهنگ قدیمی پخت نان از بلوط نیز مطرح شده است، تصریح می کند: سودجویان براحتی از این وضع سوءاستفاده می کنند و با نفوذ در روستاها و وادار یا تشویق کردن افراد بومی، آنها را به جمع آوری بذر بلوط ترغیب می کنند و از آنجا که طی سال های اخیر هزینه روستاییان در بخش دامداری و خوراکی بشدت افزایش یافته است، برای بهبود وضع خویش به این خواست سودجویان و قاچاقچیان تن می دهند.

از همین آغاز باید جلوی آن را گرفت

     این فعال محیط زیست خاطرنشان می کند: پدیده قاچاق بذر بلوط اکنون در استان های مرزی و زاگرس های شمالی مثل استان های کرمانشاه، ایلام و کردستان اتفاق می افتد و خوشبختانه هنوز به زاگرس مرکزی و استان هایی همچون اصفهان، خوزستان، فارس و کهگیلویه و بویراحمد نرسیده است که این خود نشان دهنده جدید بودن و آغاز این روند است و به همین دلیل باید در همین ابتدای کار با آن مقابله شود.

    خاکپور درباره نحوه مقابله با این قاچاق هم خاطرنشان می کند: این کار صرفا از طریق هوشیاری ماموران سازمان جنگل ها و حفاظت محیط زیست امکان پذیر است، زیرا در هیچ منطقه ای بذر انباشته شده زیادی وجود ندارد و بذرها باید بتدریج از مناطق جنگلی جمع آوری و انباشت و سپس قاچاق شود که این کار معمولافقط از طریق اهالی هر منطقه صورت می گیرد، زیرا در مناطق جنگلی بنا به عرف و از قدیم مالکیت هایی تعریف شده و افراد غیربومی حق دخل و تصرف در این مناطق را ندارند. از سوی دیگر و بنا بر دستورالعمل سازمان جنگل ها میزان جمع آوری برای هر خانوار بومی جنگل نشین نیز فقط سه تا پنج کیلو بذر در سال است که با توجه به این قانون می توان جلوی بهره برداری بیش از حد افراد بومی را که به وسیله سودجویان اجیر می شوند، گرفت.

    وی با اشاره به این که تا امروز سازمان جنگل ها هیچ برنامه ای برای مقابله با برداشت زیاد بذر توسط جنگل نشینان نداشت و نظارتی نیز در این زمینه صورت نمی گرفت، زیرا تصور می شد این بذرها کاربری خاصی ندارد و کسی به فکر جمع آوری آن نیست، می افزاید: اما اکنون به نظر می رسد باید نظارت جدی در این زمینه صورت گیرد و جلوی قاچاق این میوه، از مبدا آن گرفته شود، زیرا اگر آنان تشویق شوند که این کار می تواند منبع درآمدی برای آنها باشد، اگر تاکنون سالی ده کیلو بذر جمع می کردند، از این پس سالی صد کیلو جمع می کنند که این صد کیلوها فقط در یک روستا می تواند به ده ها تن برسد.

خطر احداث کارخانه فرآوری بذر بلوط

    خاکپور یادآور می شود: چند سال پیش بحث احداث کارخانه های فرآوری بذر بلوط در کشور خودمان نیز مطرح و سه سال پیش یک سرمایه گذار چینی آماده سرمایه گذاری در این زمینه شد تا کارخانه ای بزرگ برای اسانس گیری بذر بلوط در کهگیلویه و بویراحمد احداث کند که خوشبختانه این طرح به دلیل مخالفت سازمان جنگل ها متوقف شد، هرچند هنوز عده ای پیگیر احداث آن هستند.

    به گفته وی طبق برآوردها بذر مورد نیاز این کارخانه باید از کل استان های زاگرس نشین تامین می شد که این امر به دلیل وضع ناگوار جنگل های بلوط، شرایط این جنگل ها را دشوارتر می کرد.

    این فعال منابع طبیعی با بیان این که به طور میانگین سالانه حدود سه میلیون تن بذر بلوط در جنگل های بلوط کشور تولید می شود، می افزاید: برخی فکر می کنند این بذرها اگر جمع آوری و فراوری نشود، به هدر می رود، در حالی که این عقیده درست نیست، زیرا بخشی از این بذرها عملابه طور سنتی از طریق بومی ها و دام ها مورد استفاده قرار می گیرد و بذرهای باقی مانده نیز برای زادآوری جنگل ها و تغذیه گونه های جانوری همچون سنجاب که نقش مهمی در زادآوری جنگل های بلوط دارند، به مصرف می رسد و عملابذری نمی ماند که به مصارف صنعتی برسد و در واقع هرگونه برداشتی برای این مصرف، مصادف با کاهش حق چرخه طبیعت است که این مساله کل اکوسیستم را دچار مشکل کرده و پایداری آن را به خطر می اندازد.  

تخریب جنگل‌های کشور رو به افزایش است!

پنجشنبه, ۳ مرداد, ۱۳۹۲

     دهه‌ی اخیر در شمار سال‌های پرمخاطره برای عرصه‌های جنگلی کشور قرار داشته که عوامل طبیعی مانند نوسانات اقلیمی و خشسالی‌های پی در پی به همراه عوامل انسان‌ساز روند این تخریب را شدتی نگران کننده بخشیدند!

     گسترش زراعت دیم در زیراشکوب جنگل‌های زاگرس، حضور پرشمار دام و چرای مفرط در عرصه‌های جنگلی، بهره‌برداری‌های غیراصولی و مازاد بر پروانه‌های کارخانه‌های چوب شمال کشور، قاچاق هیزم و زغال در زاگرس، بهره‌برداری‌های غیراصولی از محصولات غیرچوبی مانند صمغ سقز از بنه‌زارهای زاگرس، آتش‌سوزی‌های گسترده و پرشمار با علت انسانی، سدسازی‌های بی‌رویه و تخریب‌های ناشی از اجرای نادرست و نابجای پروژه‌های عمرانی بزرگ دولتی و اجرا نشدن برخی از تعهدات و طرح‌های محیط زیستی توسط دولت در شمار مهمترین عوامل تخریب جنگل‌های کشور در دهه اخیر قرار دارند.

     در گزارش منتشر شده در روزنامه اطلاعات که نگارنده هم در گفتگوی با خبرنگار این روزنامه – خانم آزاده تاج‌علی – شرکت داشته، به برخی از آنها اشاره شده است که می‌توانید آن‌را در صفحه ۱۴ شماره ۲۵۶۴۹ مورخ ۳ مرداد ۱۳۹۲ این روزنامه بخوانید.

اطلاعات

مجوزهای کتیرازنی؛ صدمه‌های خودخواسته به گون‌زارهای در معرض خشکیدگی!

شنبه, ۲۹ تیر, ۱۳۹۲

     اضافه‌بر بهره‌برداری‌های سنتی از محصولات فرعی یا غیر چوبی مانند صمغ‌ها و میوه‌های جنگلی، برداشت محصولاتی مثل کتیرا و گزانگبین از گون‌زارهای گستره زاگرس از گذشته کم و بیش رایج و مرسوم بوده است؛ اما بدون شک در هیچ زمانی به‌مانند سال‌های اخیر، این بوته‌زارها با چنین شدتی در معرض تهدیدهای طبیعی و انسان‌سازی که منجر به خشکیدگی نگران کننده این بوته‌زارهای ارزشمند شود قرار نگرفته بودند!

     براساس نتایج بررسی‌های موردی و پهنه‌بندی صورت گرفته توسط پژوهشگران مرکز تحقیقات منابع طبیعی چهارمحال و بختیاری که در گفتگوی رییس این مرکز با خبرگزاری ایرنا منتشر شده است، اضافه بر بلوط‌زارهای زاگرس، بخش‌های گسترده‌ای از گون‌زارهای این منطقه نیز درگیر پدیده شوم خشکیدگی شده است. ماجرای نگران کننده‌ای که کمتر در شمار اولویت‌های کاری نهادهای متولی دولتی و پژوهشی کشور قرار گرفته و گزارش‌های قابل توجه‌ای در این زمینه منتشر نشده است. بربنیاد این گزارش بیش از ۶۰ درصد گون‌زارهای چهارمحال و بختیاری دچار عارضه خشکیدگی شده که نیمی از این عرصه‌ها در وضعیت بحرانی قرار گرفته‌اند!

     بدون شک در چنین شرایط بحرانی حاکم بر گون‌زارهای در معرض خطر خشکیدگی، صدور مجوزهای برداشت کتیرا با ایجاد شیار و زخم بر روی ساقه‌های این گیاهان بوته‌ای رنجور و نحیف، بر شدت این پدیده فاجعه‌بار خواهد افزود. این نوع بهره‌برداری منسوخ شده، اضافه بر اینکه باعث تشدید ضعف فیزیولوژیکی و اثرات سوء بر روی بوته‌های گون می‌شود، از نظر اقتصادی و درآمدزایی هم فاقد توجیه قابل قبول است. براساس داده‌های آماری طرح‌های بهره‌برداری کتیرا، با لحاظ اصول فنی متوسط تولید حدود ۲ تا ۳ کیلوگرم برای هر گون‌زار مورد بهره‌برداری در نظر گرفته می‌شود که به‌خوبی می‌توان دریافت که ارزش ریالی کتیرای تولیدی در واحد سطح در مقایسه با خسارت‌های وارده بسیار ناچیز  خواهد بود.

گون زارهای در معرض خشکیدگی و مجوزهای کتیرازنی

     نمونه بارز و شاخص این صدمه‌های خود خواسته، رواج مجوزهای برداشت کتیرا در اکثر مراتع استپی و نیمه‌استپی اصفهان است که ناباورانه توسط ادارات منابع طبیعی این استان صادر شده و دامنه بهره‌برداری‌های غیرمجاز آن به مراتع همجوار در استان چهارمحال و بختیاری هم کشیده شده است! باتوجه به وضعیت بحرانی گون‌زارها که ناشی از خشکسالی‌های پی‌درپی سال‌های اخیر و کاهش شدید سطح آب‌های زیرزمینی بوده و در حال حاضر تنها در حد زنده‌مانی آب در اختیار این گیاهان بوته‌ای ارزشمند قرار می‌گیرد، وارد کردن چنین صدمات خود خواسته‌ای آنهم توسط نهادهای متولی دولتی، خردمندانه نبوده و این گیاهان بوته‌ای که به مانند سدهای کوچکی از آب و خاک حفاظت می‌کنند را در معرض خطر خشکیدگی و نابودی قرار خواهند داد! یقینا” لحاظ پیش‌بینی‌های مراکز تحقیقاتی بین‌المللی در زمینه ادامه روند خشکسالی‌ها در سه تا چهار دهه پیش رو و مواجه شدن کره زمین با یک نوع تغییر نظام بارش و کاهش شدید بارش در مناطق خشک، نگرانی‌ها از بابت این رفتارهای غیرکارشناسی عمیق‌تر خواهد شد.

گیاهان دارویی زاگرس در معرض خطر انقراض

چهارشنبه, ۲۶ تیر, ۱۳۹۲

     زاگرس به لحاظ ویژگی‌های خاص طبیعی و اقلیمی‌و تنوع آب و هوایی،در شمار متنوع‌ترین رویشگاه‌های گیاهی کشور قرار دارد. دیار زاگرس از گذشته‌های دور به‌عنوان یکی از مهمترین و بزرگ‌ترین رویشگاه‌های گیاهان دارویی کشور محسوب شده و برخی از گونه‌های انحصاری دارویی‌خوراکی را در خود جای داده که نشانه‌ای از ظرفیت بالای اقتصادی و کم‌همتایی اینسرزمین است.

     شوربختانه در سال‌های اخیر بهره‌برداری‌های سنتی بی‌رویه به‌همراه چرای پرشمار دام سبب تخریب رویشگاه‌ها و اختلال شدید در روند زادآوری طبیعی این گونه‌های گیاهی ارزشمند شده و برخی از انواع گیاهان دارویی و خوراکی منحصربفرد زاگرس در معرض خطر انقراض قرار گرفته و در اثر این بهره‌برداری‌های غیراصولی به ارتفاعات و مناطق صعب‌العبور کوهستانی پناه برده‌اند!

گفتگوی نگارنده با خبرنگار روزنامه کسب و کار را می‌توانید در اینجا بخوانید:

 روزنامه کسب و کار

خلأهای قانونی و عدم برخورد با فروشندگان؛ زغال بلوط را به سوغات زاگرس تبدیل کرده‌است!

جمعه, ۳ خرداد, ۱۳۹۲

قوانین منابع طبیعی و ماجرای زغال بلوط

     ماجرای تلخ تولید و فروش زغال در منطقه زاگرس به سال‌های قبل از ملی شدن جنگل‌های کشور – سال ۱۳۴۱ – برمی‌گردد. تولید و فروش زغال برای تأمین سوخت در سکونتگاه‌های روستایی و برخی از شهرها تا دهه ۴۰ تحت نظر خوانین و کدخداها و در سال‌های بعد تحت نظر و بازرسی مأمورین سازمان جنگلبانی و غالبا” از درختان افتاده و خشک و تحت شرایط معین و تعریف شده‌ای صورت می‌گرفته است.

     متأسفانه به‌رغم آن‌که در سال‌های بعد و با اصلاحات انجام شده در قوانین، دیگر چنین مجوزهای قانونی برای زغال‌سازی در این مناطق داده نشد اما همان قوانین منسوخ شده سبب نهادینه شدن فرهنگ زغال‌سازی به‌عنوان یک حرفه غیرقانونی شده و رونق بازار قاچاق و فروش زغال در تمامی مغازه‌های منطقه شده است. البته فراموش نکنیم  که خلأهای قانونی و عدم امکان برخورد قانونی با فروشندگان زغال، روند رونق یافتن بازار این محصول جنگلی را شدت بخشیده و ناباورانه این کالای سیاه را به سوغات دیار زاگرس برای مسافران تبدیل کرده است.

     داستان این خلأهای قانونی از این قرار است که در قوانین حفاظت و بهره برداری از جنگل‌ها و مراتع سال ۱۳۴۶ (ماده ۴۸) و اصلاحات بعدی آن تنها عمل حمل زغال و هیزم جنگلی بدون تحصیل پروانه حمل از سازمان جنگلبانی، جرم دانسته شده و در این قانون اشاره‌ای به ممنوعیت نگهداری و فروش این کالا در انبارها و فروشگاه‌ها نشده است! و همین موضوع باعث شده است که دستگاه‌های قضایی و انتظامی برای برخورد قانونی با نگهداری کنندگان و فروشندگان زغال جنگلی همکاری‌های لازم با مأموران منابع طبیعی را نداشته باشند. ماجرایی که بدون شک باعث گستاخی این سوداگران و رونق یافتن بازار خرید و فروش زغال بلوط جنگلی خصوصا” در فروشگاه‌های واقع در مسیرهای پرتردد مسافران مناطق زاگرسی مانند دیار بختیاری شده است.  

     هرچند نگارنده براساس تجربیات اجرایی دو دهه گذشته امیدهای زیادی به رفع این خلأ قانونی در لایحه “قانون جامع منابع طبیعی کشور” و در نوشتارهای قبلی نیز بارها بر آن تأکید کرده‌ام، اما متأسفانه در آخرین اصلاحات صورت گرفته بر این لایحه، بازهم این کاستی قانونی در لایحه و قانون جدید منابع طبیعی برطرف نشده است.

و کلام آخر اینکه؛

     عدم امکان برخورد قانونی با نگهداری کنندگان محمولات جنگلی مانند زغال، چوب و هیزم و یا فرآورده‌ها و محصولات فرعی منابع طبیعی همواره یکی از کاستی‌های جدی قوانین فعلی منابع طبیعی بوده که شدیدا” ضرورت دارد تا واژه‌ «نگهداری» نیز به‌دنبال واژه «حمل» در ماده ۷۳ لایحه “قانون جامع منابع طبیعی کشور” که در حال حاضر در دستور کار مجلس شورای اسلامی است، اضافه شود تا امکان برخوردهای جدی‌تر و مؤثرتری با متخلفانی که بدون مجوز اقدام به نگهداری چوب، هیزم، زغال و سایر فراورده‌های منابع طبیعی می‌کنند، برای دستگاه قضایی و انتظامی بوجود آید.

قصه تلخ بذر بلوط در یاسوج تلخ‌تر می‌شود!

جمعه, ۲۷ اردیبهشت, ۱۳۹۲

قصه تلخ بلوط‌های زاگرس

     ماجرای تلخ بلوط‌های زاگرس و سخنان رییس دولت‌های نهم و دهم در جمع نمایندگان مردم در بهارستان را که یادتان هست؟ همان ماجرای بذرهای بلوط‌زارهای غرب کشور که به نظر رییس‌جمهور سالانه ۶ میلیون تن از آن‌ها به پای درختان بلوط ریخته و نابود می‌شوند! و می‌بایستی جمع‌آوری شده و تبدیل به علوفه موردنیاز دام‌ها شوند.

     البته در همین راستا و با نگاه تجاری کوتاه‌مدت و نه‌اقتصادی به جنگل‌های زاگرس، برخی از سرمایه‌گذاران پرنفوذ شرایط را مناسب دیده و برای احداث کارخانه‌های فرآوری بلوط در استان‌هایی مانند کهگیلویه و بویراحمد دست به‌کار شده بودند که خوشبختانه با واکنش‌های فعالان محیط زیست کشور و مخالفت جدی سازمان جنگل‌ها مواجه شدند.

     اما شوربختانه حالا از یاسوج خبر می‌رسد که به‌رغم تمامی مخالفت‌های قانونی و توجیهات کارشناسی، بازهم همان طرح احداث کارخانه بزرگ فرآوری بلوط به‌طور جدی در دستور کار مسئولان استان کهگیلویه و بویراحمد قرار گرفته و استاندار نیز عزم خود را جزم کرده تا به هر طریقی که شده است مقاومت‌های متولیان منابع طبیعی منطقه را شکسته و مجوزهای لازم برای احداث آن کارخانه را صادر کند! البته در این میان اظهارنظر مدیرکل منابع طبیعی کهگیلویه و بویراحمد برای موافقت با احداث آن کارخانه قابل توجه است! اعلام شرط “کاشت ۱۰ درصد از بذور بلوط برداشتی از جنگل‌ها و جنگلکاری توسط سرمایه‌گذار کارخانه” که با عنایت به تجربیات موجود در خصوص کاشت و مراقبت از جنگلکاری‌های صورت گرفته در سنوات گذشته و درصد نهال‌های مستقر شده، تأمل‌برانگیز است!

      فراموش نکنیم که جمع‌آوری و بهره‌برداری از بذر درختان بلوط در سطحی وسیع می‌تواند خسارت های زیست محیطی جبران‌ناپذیری را به‌دنبال داشته باشد. در این نوع بهره‌برداری که نیازهای طبیعی اکوسیستم‌های جنگلی رعایت نمی‌شود مطمئنا” اضافه بر تجدید حیات و زادآوری طبیعی جنگل‌ها، حیات جانوران وحشی در این رویشگاه‌های جنگلی نیز با تهدیدهای جدی مواجه خواهد شد. بدون شک گسترش روند احداث چنین کارخانجات صنعتی در استان‌های زاگرسی و جمع‌آوری بذر بلوط در حجم‌های زیاد، ناشی از یک نگاه تجاری کوتاه‌مدت به جنگل‌های بلوط غرب بوده و تنها نتیجه آن اختلال در همان اندک زادآوری طبیعی این جنگل‌ها و نابودی طولانی‌مدت حیات گیاهی و جانوری در این زیستگاه‌ها که حال و روز ناخوشی دارند، خواهد بود.

در همین رابطه:

– خبرگزاری میراث فرهنگی(CHN): حراج بذرهای بلوط؛ حراج زادآوری زاگرس

بهره برداری از محصولات فرعی؛ جریان تخریب در جنگل های زاگرس را پرشتاب می کند!

یکشنبه, ۶ آبان, ۱۳۹۱

    هرچند که بهره برداری های سنتی از محصولات فرعی یا غیر چوبی مانند صمغ ها، مان ها، میوه ها و گال ها در جنگل های گستره زاگرس از گذشته کم و بیش رایج و مرسوم بوده است؛ اما بدون شک در هیچ زمانی چون امروز، این رویشگاه های جنگلی راهبردی در کشور، این گونه شکننده و با تهدیدهای طبیعی مثل تغییر اقلیم و خشکسالی های سال های اخیر و تهدیدهای انسان ساز از قبیل زراعت در زیراشکوب، چرای مفرط دام، قطع جنگل، طغیان آفات و بیماری ها، آتش سوزی ها، ریزگردها، رها سازی زباله و پروژه های عمرانی مخرب مواجه نبوده اند.

     یکی از محصولات فرعی جنگلی که بیشتر مورد توجه مردمان بخش شمالی زاگرس بوده است، صمغ سقز در درختان بنه است که بهره برداری آن با ایجاد شیار و زخم بر روی تنه و حتی شاخه درخت همراه است. از سال های بسیار دور بهره برداری از این محصول فرعی بنه زارها، در بخش شمالی زاگرس به صورت سنتی رایج بوده، اما تقریبا” از نیمه دوم دهه ۶۰ هجری شمسی به محدوده جنگل های گستره زاگرس مرکزی راه یافته است.

     این نوع بهره برداری منسوخ شده، اضافه بر اینکه باعث تشدید ضعف فیزیولوژیکی و اثرات سوء بر روی درخت بنه می شود، برخلاف ادعاهای موافقان و مدافعان بهره برداری سقر از منظر ارزش های اقتصادی که با عنوان طلای سبز هم از آن یاد می کنند، یقینا” در شرایط بحرانی حاکم بر جنگل های زاگرس مرکزی، این بهره برداری حتا از نظر اقتصادی و درآمدزایی هم فاقد توجیه قابل قبول است. بر بنیاد بررسی های انجام شده ، داده های آماری حدود ۶۰۰۰۰۰ هکتار طرح های بهره برداری سقز تهیه شده در جنگل های منطقه اکولوژیکی زاگرس حکایت از آن دارد که؛ تعداد متوسط درخت بنه قابل بهره بردای در هر هکتار جنگل ۸٫۶ اصله است که با رعایت اصول فنی و  ضروری اعمال تناوب بهره برداری چهار ساله، تعداد درخت قابل بهره برداری در هر سال در هر هکتار به حدود ۲ اصله کاهش خواهد یافت. حال با لحاظ متوسط تولید که به میزان ۵۰۰ گرم سقز برای هر درخت مورد بهره برداری در نظر گرفته می شود؛ به خوبی می توان دریافت که ارزش ریالی سقز تولیدی در واحد سطح در مقایسه با هزینه های کارگری و خسارت های وارده بسیار ناچیز بوده و تقریبا” برابر ۵ درصد هزینه احیایی یک هکتار جنگل مخروبه را شامل می شود.

     فراموش نکنیم که بهره برداری از میوه و بذر درختان نیز که در سطحی وسیع تر در رویشگاه های جنگلی زاگرس مرکزی صورت می پذیرد می تواند خسارت های زیست محیطی جبران ناپذیری را به دنبال داشته باشد. در این نوع بهره برداری که نیاز به مهارت و تخصص چندانی هم ندارد، در صورتیکه جمع آوری میوه درختان در حجم وسیع و بدون رعایت نیازهای طبیعی اکوسیستم های جنگلی رخ دهد؛ مطمئنا” اضافه بر تجدید حیات گونه های درختی، حیات جانوری جنگل با تهدیدهای جدی مواجه خواهد شد.

     نمونه بارز و شاخص این شیوه نادرست بهره برداری، جمع آوری میوه بلوط است که شوربختانه در سال های اخیر جمع آوری آن به شدت رواج یافته تا جایی که بدون لحاظ ملاحظات زیست محیطی، استقرار صنایع بزرگ فرآوری برای استفاده از میوه بلوط در برخی مناطق زاگرس در دستور کار سرمایه گذاران داخلی و خارجی نیز قرار گرفت. متأسفانه در حال حاضر نیز جمع آوری گسترده میوه بلوط به عنوان یکی از مهمترین تهدیدهای تجدید حیات گیاهی و تنوع زیستی جانوری منطقه زاگرس مرکزی محسوب شده که بایستی در ردیف الزامات اجتناب ناپذیر مدیریت جامع جنگل های زاگرس مورد توجه جدی قرار گیرد.

جنگل های زاگرس دیگر طاقت زخم ندارند!

چهارشنبه, ۳ مرداد, ۱۳۹۱

آغاز بهره برداری سقز از درختان بنه در برخی رویشگاه های جنگلی زاگرس بسیاری از کارشناسان و فعالان حوزه منابع طبیعی کشور را نگران و شگفت زده کرده است. اما در این ماجرای تلخ، شگفت آورتر آن که در این شرایط بحرانی بی همتای امروز جنگل های زاگرس، برای برخی از این بهره برداری ها مجوز هم صادر شده است!

شک دارم بتوان کارشناسی را در حوزه منابع طبیعی و محیط زیست کشور یافت که باور نداشته باشد که رویشگاه های جنگلی زاگرس در بدترین و بحرانی ترین وضعیت خود در طول تاریخ موجود قرار داشته باشند. امروز بسیاری از شناسه‌ها حکایت از آن دارد که جنگل های زاگرس با تهدیدهای اغلب انسان ساز و چالش های ناشی از وابستگی های معیشتی بیش از توان و سطح تولید، زراعت دیم در زیراشکوب توسط جوامع محلی، حضور دام و قطع سرشاخه ها، تأمین سوخت هیزمی، حمله آفات و بیماری های جنگلی و اجرای غیر اصولی پروژه های عمرانی و سدسازی ها روبرو هستند و آستانه تحمل آن ها به شدت پایین آمده است.

حال در یک چنین شرایط بحرانی و نگران کننده انسان ساز حاکم بر اغلب رویشگاه های جنگلی زاگرس از ایلام و کرمانشاه گرفته تا جنگل های برم فارس و خشکسالی ها و تغییرات اقلیمی سال های اخیر که باعث تشدید ضعف فیزیولوژیکی جوامع جنگلی نیز شده است، آیا موافقت با این چنین شیوه های بهره برداری غلط و منسوخ شده ای که ناآگاهانه و سودجویانه شیره نیمه جان درختان بنه را می گیرند توجیه فنی و اخلاقی دارد؟

 اخیرا” شورای عالی سازمان جنگل ها، هرچند با تأخیری خسارت زا، اقدام به صدور بخشنامه ای مبنی بر ممنوعیت بهره برداری سقز از درختان بنه کرده است که جای تقدیر دارد. اما ای کاش این اقدام خردمندانه قبل از آغاز بهره برداری سقز از بنه زارهای ایلام و کرمانشاه که در شرایطی به مراتب نگران کننده تر از سایر رویشگاه های جنگلی زاگرس قرار دارند صورت می گرفت و اجازه نمی دادند تیشه های ناآگاهی و سودجویی، ده ها زخم کشنده را بر پیکر رنجور و نحیف درختان بنه آن مناطق وارد کنند!

فراموش نکنیم رفتارهای قابل تحسین ادارات منابع طبیعی استان هایی مثل چهارمحال و بختیاری را که به رغم فشارهای اجتماعی سازمان یافته، مقاومت کرده و اجازه ندادند تا به هیچ بهانه ای کاسه های سقزگیری بر تنه درختان بنه جنگل های منطقه شان نصب شود و شیره درختان نیمه جان شان به کاسه های جهل و منفعت طلبی طبیعت ستیزان سرازیر شود.

نکته ای که به نظر می رسد جای آن در بخشنامه قابل تقدیر شورای عالی جنگل خالی است، صدور دستور فوری مبنی بر ابطال مجوزهای سقزگیری صادره در برخی استان ها و توقف بی چون و چرای هر گونه سقزگیری در بنه زارهای آن رویشگاه های جنگلی است که امید است این مهم در دستور کار آن شورا و ادارات کل منابع طبیعی استان ها قرار گیرد.

و اما از مراکز پژوهشی و تحقیقاتی استان ها انتظار می رفت که در مواجه با این ماجرای غیرفنی و خسارت زا، هوشیارانه تر و با حساسیت سزاوارتری برخورد می کردند و با اتخاذ مواضع رسمی، در تعاملی سازنده هشداره های لازم و به موقع را به بخش اجرا می داند تا امروز با هزاران زخم، اندک شیره باقیمانده از جان جنگل های بنه برخی استان ها را در کاسه های سقزگیری نبینیم.

در همین باره:

یادداشت محمد درویش در روزنامه اعتماد (بخوانید: تیر خلاص بر زاگرس! بنویسید: کاسه های سقزگیری)