بایگانی “مناسبت ها”

تالاب های دیار بختیاری در وضعیت زرد!

جمعه, ۱۴ بهمن, ۱۳۹۰

در سال های اخیر تالاب ها و مرغزارهای بام ایران – که به سرزمین آب ها شهرت دارد – نیز به مانند دیگر تالاب های وطن با تغییرات نگران کننده اکولوژیکی مواجه شده اند. در این میان وضعیت تالاب گندمان نسبت به چغاخور بحرانی تر بوده و هر چند تا کنون به سیاهه قرمز تالاب های در معرض خطر جهان یا مونترو نپیوسته، اما به جرأت می توان گفت که در وضعیت هشدار و زرد قرار دارد و اگر قبل از آنکه دیر شود اقدامات مؤثری انجام نشود، ممکن است جایگاه جهانی آن به مخاطره بیفتد.

یادتان هست که تالاب گندمان یکی از ۱۰ تالاب برتر پرنده نگری در ایران است که در دفتر بین المللی تحقیقات پرندگان آبزی «لندن – ۱۳۵۲» به ثبت رسیده و به عنوان زیستگاهی ارزشمند در میان ۱۰۵ زیستگاه مهم پرندگان در کشور شناسایی شده و در شمار زیباترین تالاب های ایران و کانون های گردشگری چهارمحال بختیاری قرار دارد.

نگارنده خود در روز گذشته – در سالروز «روز جهانی تالاب ها» – در گندمان بوده و چند ساعتی پای صحبت ریش سفیدان محلی که حکایت از روزهای زمستانی پرشور و داغ تالاب و پرواز دسته دسته پرندگان مهاجر و بومی منطقه داشت نشسته و اما این زمستان دریغ از مشاهده‌ی دسته پرندگان بومی تا چه رسد به پرندگان مهاجر نواحی سردسیر شمالی با جمعیت های زیاد! انگار گندمان روزهای تعطیل خود را سپری می کرد!

آیا بهتر نبود که در مراسم بزرگداشت “روز جهانی تالاب ها” همه دستگاه ها و نهادهای دست اندرکار و مقامات محلی به پرسش ها و لکنت های مدیریتی این زیستگاه ارزشمند پاسخ می دادند؟ می گفتند که آیا در فاصله دو مراسم بزرگداشت سال های ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰ تا چه اندازه با چاه های کشاورزی غیر مجاز در محدوده تالاب مقتدرانه برخورد کردیم و بر میزان برداشت چاه های مجاز نظارت داشتیم و اجازه ندادیم بیش از این نفس های گندمان به شماره افتد؟ چقدر برای افزایش راندمان آبیاری در اراضی کشاورزی حاشیه تالاب تلاش کردیم؟ برای گرفتن حق آبه‌ی طبیعی گندمان چه اقدام هایی کرده ایم؟ وقتی هنوز در گندمان با گلوله به استقبال میهمانان مهاجر می روند! در برخورد قاطعانه با آن پرنده کش های نابخرد چقدر موفق بوده ایم؟ با اراضی ملی تخریبی و تصرف شده حاشیه تالاب که به کشاورزی تغییر کاربری داده شده اند چه کرده ایم؟ در کنترل دام و چرای مفرط در تالاب چقدر موفق بوده ایم؟ در بودجه ریزی استان چقدر به اعتبارات محیط زیست بهاء دادیم و سهم اعتباری اش از محل منابع مالی و اعتبارات تملک دارایی استان چند درصد رشد داشته است؟ و ده ها پرسش دیگر که حیات و پایداری بوم شناختی تالاب های بام ایران را نشانه گرفته اند؟

فراموش نکنیم زمانی می توانیم گندمان را در وضعیت سبز قرار دهیم که پاسخ های درخوری برای این پرسش ها داشته باشیم و بی شک اگر نتوانیم، تشدید وضعیت بحران بی آبی، وقوع پدیده فاجعه بار خودسوزی در اعماق تالاب (به مانند تالاب پریشان در فارس)، فرار پرندگان و مرگ زیستمندان تالابی نصیب مان خواهد شد. تالاب به کانون های تولید گردوخاک تبدیل شده، ظرفیت ویژه گرمائی منطقه کاهش پیدا کرده، اختلاف دمای شب و روز در منطقه افزایش ‌یافته و با حداکثر دمای گرم در روز و حداقل دمای سرد در شب مواجه گشته و بتدریج شرایط زندگی برای بسیاری از گونه‌های گیاهی، اقلام زراعی و باغی و حتی گونه‌های جانوری سخت خواهد شد.

به اشتراک گزاری نوشته:

استاد کامبیز بهرام سلطانی برای همیشه رفت!

یکشنبه, ۲ بهمن, ۱۳۹۰

در واپسین ساعات آخرین روز دی ماه ۱۳۹۰ ، استاد کامبیز بهرام سلطانی از دنیا رفت تا بار دیگر فعالان و دوستداران طبیعت ایران، پریشان حالی را تجربه کنند.

استاد کامبیز بهرام سلطانی دارای شخصیتی ممتاز و وارسته بود که هر مدافع و دوستدار طبیعت وطنی که با او مواجهه می شد تحت تأثیر شخصیت و منش بزرگش، روحیه می گرفت. او طبیعت مردی کم همتا بود که تا آخرین لحظات زندگی اش دست از طبیعت زادبومش نکشید و همواره خالصانه نگران زخم هایی بود که خود با پای پیاده دیده بود چگونه تن رنجور محیط زیست ایران مان را مجروح کرده است.

استاد کامبیز بهرام سلطانی متخصصی دردآشنا و عاشق طبیعت ایران بود که نگارنده از طریق یادداشت های پربارش افتخار آشنائی و دوستی با این بزرگ مرد خستگی ناپذیر را پیدا کردم. بی شک کتاب های جایگاه پرندگان در طبیعت، محیط زیست در برنامه ریزی منطقه ای و شهری، مجموعه مباحث و روشهای شهرسازی و ده ها مقاله و یادداشت های علمی دیگرش؛ شناسه هایی ماندگار از دانش و عشقش برای آبادی ایران و شادی زیستمندانش، در بین طرفداران و فعالان محیط زیست ایران خواهد بود.

در برابر صداقت و بزرگی مردانی چون استاد کامبیز بهرام سلطانی که مردمان پاک نهاد ایران زمین هرگز نام نیک شان را فراموش نخواهند کرد، سر تعظیم فرود می آوریم و بر شرف و نجابت شان درود می فرستیم و شکوهمندترین بدرقه های سبز و پاک مان را بدرقه راهشان می کنیم ….

پی نوشت:

- مراسم بزرگداشت استاد؛ “برای او که اینک در ماتم تالاب ها و درختان وطن نشسته است”

به اشتراک گزاری نوشته:

برای هوای پاک بام ایران؛ هوای تالاب ها و جنگل ها را داشته باشیم

دوشنبه, ۲۶ دی, ۱۳۹۰

سال ها است که این حقیقت بر همه کارشناسان و متخصصین حوزه محیط زیست و منابع طبیعی آشکار گردیده است که دست یافتن به هوای پاک در گرو حفظ تالاب ها و فضای سبز درختی پیرامون سکونت گاه های شهری و روستائی است.

بسیاری از اکولوژیست های مطرح جهان بر این باورند که ارزش تالاب ها و کارکردهای زیست محیطی این زیست بوم های کم همتا به درستی شناسایی و تبیین نشده است. مطالعات ارزش های اقتصادی و زیست محیطی تالاب ها  بیانگر آن است که  یک تالاب حدود ۱۰ برابر جنگل و ۲۰۰ برابر زمین زراعی ارزش اقتصادی دارد و اضافه بر آن؛ تنظیم آب و هوا، جلوگیری از سیل، حفاظت از تنوع گیاهی و جانوری، زیبایی و جاذبه های دیداری، جاذبه‌های توریستی و ایجاد فضایی برای زندگی پرندگان از جمله ارزش های تقویم ناشدنی آن ها است.

نزدیک به ۲ دهه است که حفر چاه های عمیق و نیمه عمیق مجاز و غیر مجاز امان مرغزار شهرکرد که کارکردهای غیر قابل کتمانی در ایجاد تعادل آب و هوای شهرکرد به عنوان مرکز چهارمحال و بختیاری داشته، بریده است. برداشت های بیش از حد مجاز این چاه ها و شدت افت سطح آب سفره های زیرزمینی به همراه چرای بی رویه دام، تخریب بخش هایی از این مرغزار به بهانه توسعه و استقرار صنایع و مراکز خدماتی و همین طور تخلیه نخاله ها و مصالح ساختمانی و زباله ها سبب خشک شدن فاجعه بار این مرغزار و تبدیل آن به یک کانون خطرناک فرسایش بادی شده و با ایجاد گرد و غبارهای غیر قابل مهار، هوای بزرگ ترین سکونت گاه شهری بام ایران – شهرکرد – را در معرض خطر قرار داده و به شدت تهدید می کند.

این مرغزار در حاشیه شهر شهرکرد، عامل تنظیم کننده اقلیمی در منطقه به حساب می‌آمد و به نظر می رسد خشکی و تخریب آن، علاوه بر تبدیل شدن به یک کانون تولید گرد و غبار، بر روی ظرفیت ویژه گرمایی منطقه تأثیر گذاشته و با کاهش ظرفیت ویژه گرمایی سبب شده است که اختلاف دمای شب و روز در منطقه افزایش ‌یافته و با حداکثر دمای گرم در روز و حداقل دمای سرد در شب مواجه شویم و بتدریج شرایط زندگی برای اهالی آن سخت شود.

تالاب های گندمان و دهنو در استان نیز از شرایط بسیار نامطلوبی برخوردار بوده و رفتارهای نابخردانه انسانی با شراکت خشکسالی های اخیر، وضعیت فاجعه باری را برای آن ها رغم زده است. وضعیت تأسف آوری که این دو تالاب ارزشمند را به سمت تبدیل به کانون های تولید گرد و غبار و آلودگی هوای سکونت گاه های شهری و روستائی اطراف آن ها سوق داده است.

اصولا انتظار است دست اندرکاران روز و یا هفته هوای پاک، با به چالش کشیدن این معضل های محیط زیستی، دستگاه های متولی در حوزه هوا و سلامت شهروندان را متوجه سازند که اگر به موقع نجنبند و اقدامی موثر در مهار این بیابان زائی خطرناک انجام ندهند، ممکن است علاوه بر از دست دادن این تالاب های ارزشمند، کیفیت زندگی در این مناطق به شدت به مخاطره افتد.

عدم توجه به مراقبت های جدی، آبیاری و توسعه فضای سبز درختی در شهرهای استان، خصوصا” شهرکرد و بروجن که در خارج از رویشگاه های جنگلی استان واقع شده اند؛ می تواند هوای این مناطق را به شدت تحت تأثیر قرار داده و از کیفیت آن بکاهد. به رغم برخورداری استان از ظرفیت های آبی و شرایط اقلیمی کم نظیر، پائین بودن سرانه فضای سبز درختی در این شهرها – که نه تنها به نسبت میانگین جهانی حتی به نسبت میانگین کشوری هم کم است – تعجب خیلی ها را برمی انگیزد که چقدر سهم شهروندان این مناطق از درخت کم است و چقدر این شهرها به لحاظ پوشش فضای سبز فقیر هستند؛ و تأسف آورتر آن که در مقابل این کاستی ها، همواره رویشگاه های جنگلی استان هدف تخریب های ناشی از قطع جنگل برای تأمین سوخت هیزمی و زغال، زراعت در زیراشکوب درختان، چرای بی رویه دام و حتی اجرای پروژه های عمرانی قرار گرفته و روز به روز از تعداد این درختان کاسته می شود.

به اشتراک گزاری نوشته:

می‌خواهیم نفس بکشیم!

سه شنبه, ۲۰ دی, ۱۳۹۰

اسماعیل کهرم، محمد درویش  و عباس محمدی؛ سه فعال سرشناس و دلسوز حوزه محیط زیست و منابع طبیعی کشور به نمایندگی از سوی میلیون ها شهروند تهرانی، اصفهانی، زابلی، اراکی، اهوازی، شیرازی، مشهدی، تبریزی، پارس جنوبی و خیلی دیگر از مناطق ایران در اعتراض به آلودگی غیرقابل تحمل هوا که حال مردمان آن دیارها را بد کرده است، نامه‌ای به “هر آن کس که مسئولیت دارد” نوشته اند و رونوشت آن را به درگاه عالی ترین مقامات نهادهای کشوری که در این حوزه مسئولیت دارند فرستاده‌اند.

همه‌ی حرف آنها در این نامه، یک زنهار ساده اما حیاتی است؛ این که شهروندان ما می‌ترسند دیگر نفس بکشند! آیا فریادرسی هست؟


«متن کامل نامه»

به: هر آن کس که مسوولیت دارد

از: چند شهروند ساده

موضوع: می‌خواهیم نفس بکشیم!

خانم ها و آقایان مسئول!

ما، از سوی میلیون ها شهروندی که در چنبره ی گرفتاری های روزافزون زندگی، فرصت چاره اندیشی و حتی اعتراض به آلودگی دهشت انگیز هوا، این آنی ترین نیاز هر موجود زنده، را ندارند، اعلام می کنیم که: می ترسیم نفس بکشیم! هوای پایتخت کشور و چندین شهر بزرگ دیگر ایران، نه چند درصد بلکه چندین برابر بیش از حد مجاز آلوده است.

آیا شما که تکلیف قانونی تأمین «خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبت های پزشکی» همگان را بر عهده دارید (اصل بیست و نهم قانون اساسی)، شما که مسوولیت «پیشگیری و ممانعت از هر نوع آلودگی و هر اقدام مخربی که موجب بر هم خوردن تعادل و تناسب محیط زیست شود» را دارید (ماده ی ۱ قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست)؛ شما که مسوول اعمال ممنوعیت «هر عملی که موجبات آلودگی هوا را فراهم نماید» هستید (ماده ی ۲ قانون نحوه ی جلوگیری از آلودگی هوا)؛ شما که موظف به اعمال محدودیت برای وسایل نقلیه ی موتوری در شهرهای آلوده هستید (ماده ی ۲ آیین نامه ی اجرایی تبصره ی ماده ی ۶ قانون جلوگیری از آلودگی هوا)؛ شما که وظیفه ی کاستن از آلودگی هوای تهران، کاستن از تردد خودروها، روان ساختن ترافیک تهران، تأمین بنزین و نفت گاز استاندارد، نظارت بر تولید خودروهای استاندارد، و آگاه کردن و جلب مشارکت مردم در موضوع کاهش آلودگی هوای تهران را داشته اید (مصوبه ی ۱۳۷۹ هیات وزیران راجع به کاهش آلودگی هوای تهران)؛ شما که باید تا چهارده سال دیگر، جمهوری اسلامی ایران را به جامعه ای برخوردار از «سلامت، رفاه، محیط زیست مطلوب، و الهام بخش جهان اسلام» بدل سازید (سند چشم انداز ۱۴۰۴)؛ و شما که خود و عزیزان تان در این فضا تنفس می کنید؛ آیا وظیفه هایی را که بر عهده داشته اید، به تمام و کمال یا حتی در حد امکان، به انجام رسانده اید؟!

نیازی به ارایه ی آمار و مستندات در خصوص جنایتی که بر اثر آلودگی هوا در حق میلیون ها نفر می شود، نیست؛ تمامی رسانه های دولتی و غیر دولتی، و بسیاری از مقام های رسمی و کارشناسان مستقل، بارها و بارها از کشته شدن چند هزار نفر در هر سال بر اثر آلودگی هوا، ابتلای ده ها هزار نفر به بیماری های قلبی و عروقی و تنفسی، رسیدن میانگین عمر در تهران به حدود ۴۸ سال، کوتاه شدن قد کودکان و نوجوانان، کاهش ضریب هوشی شهروندان و به ویژه نونهالان، و افزایش اختلال‌های روانی که ناشی از سموم کشنده‌ای است که هر لحظه تنفس می کنیم، گفته‌اند.

ما با کمال احترام، از شما که قدرت وضع قانون و تصویب مقررات را دارید؛ از شما که وظیفه ی اجرای قوانین را دارید؛ و از شما که امکان مجازات متخلفان و وظیفه ی رسیدگی به دادخواهی مردم را دارید، درخواست داریم که بلافاصله و بی هیچ ملاحظه و عذری، به وظیفه ای که قانون و اخلاق و عرف و معاهدات جهانی بر عهده تان گذاشته است، عمل و برای رفع آلودگی هوای شهر تهران و دیگر شهرهای بزرگ که سبب مرگ ده‌ها هزار نفر شده و موجب وهن کشور است، اقدام کنید.

با تجدید احترام؛

اسماعیل کهرم ، عباس محمّدی و محمّد درویش

۱۸ دی ماه ۱۳۹۰

گیرندگان:

- جناب آقای علی لاریجانی، رییس محترم مجلس شورای اسلامی

- جناب آقای صادق لاریجانی، رییس محترم قوه ی قضاییه

- جناب آقای احمدی نژاد، ریاست محترم جمهور

- جناب آقای محسنی اژه ای، دادستان محترم کل کشور

- جناب آقای محمدی زاده، رییس محترم سازمان حفاظت محیط زیست

- جناب آقای پور محمدی، رییس سازمان بازرسی کل کشور

- سرکار خانم مرضیه وحید دستجردی، وزیر محترم بهداشت

- جناب آقای چمران، رییس محترم شورای اسلامی شهر تهران

- سرکار خانم ابتکار، رییس محترم کمیته ی محیط زیست شورای شهر تهران

- جناب آقای قالیباف، شهردار محترم تهران

- رسانه های همگانی

به اشتراک گزاری نوشته:

همایش “سال جهانی جنگل ها” و انتظارات حداقلی که برآورده نشد!

پنجشنبه, ۸ دی, ۱۳۹۰

در روزهای پایانی سال ۲۰۱۱ ، یعنی درست در دقیقه ۹۰ و دقیقا” چهار روز مانده به پایان سال ۲۰۱۱ و آغاز سال ۲۰۱۲، بسیار دیرهنگام یادمان افتاد که «سال جهانی جنگل ها» به پایان رسیده و باید همایشی برگزار می کردیم!

بالاخره به همت انجمن جنگلبانی ایران و تعدادی از نهادهای دولتی و غیردولتی مرتبط با حوزه جنگل، در ششم دی ماه – آخرین همایش از این دست در سال ۲۰۱۱ در محل پارک گفتگوی تهران برگزار شد تا نشان دهیم «سال بین‌المللی جنگل‌ها» در ایران هم گرامی داشته شده است!

مجمع عمومی سازمان ملل متحد سال ۲۰۱۱ را به عنوان «سال جهانی جنگل ها» معرفی کرد تا نقش غیرقابل انکار جنگل ها در ثبات اقلیم و محیط زیست و اینکه جنگل ها تأمین کننده سرپناه برای انسان ها و زیستگاه برای جانداران هستند را پررنگ تر نشان مان دهد. این نامگذاری در راستای ارتقاء سطح آگاهی‌های عمومی در ارتباط با مدیریت، حفاظت و توسعه پایدار جنگل‌ها و ظرفیت سازی ترویجی در بین دستگاه ها و نهادهای دولتی مرتبط با حوزه جنگل و توجه دادن بیشتر به نقش و جایگاه مردم در مدیریت و حفاظت مشارکتی و توسعه پایدار جنگل‌ها صورت گرفت و به همین منظور هم شعار «جنگل‌ها برای مردم» برای سال جهانی جنگل‌ها انتخاب شد.

اولا” انتظار می رفت که به مانند بسیاری از کشور های جهان؛ در اوایل سال ۲۰۱۱ به اسقبال این مناسبت جهانی می رفتیم و چنین همایشی برگزار می کردیم تا در فرصت مناسب و با بهره گیری از ظرفیت های بین المللی این مناسبت ارزشمند برای عملیاتی کردن حداقل بخشی از اهداف مندرج در سال جهانی جنگل با شعار گرامیداشت جنگل ها برای مردم و همچنین برای ارتقای جایگاه تشکیلاتی، تأمین تجهیزات سخت افزاری یگان های حفاظتی و ناوگان های اطفای حریق نهادهای متولی منابع طبیعی و محیط زیست کشور برنامه ریزی های منسجمی صورت می پذیرفت و با جلب همکاری و الزام همه دستگاه های دست اندرکار امور فرهنگی، آموزشی و اجتماعی کشور برای ارتقای سطح آگاهی های عمومی جوامع محلی و جلب مشارکت جنگل نشینان و همچنین حمایت های ویژه قوای سه گانه کشور در همه زمینه های اعتباری، قانونی، حاکمیتی و قضایی و نهایتا” ممانعت از بارگذاری های غیر اصولی صنعتی، خدماتی و کشاورزی دستگاه های عمرانی کشور در محدوده‌ رویشگاه های جنگلی به بهانه توسعه و … شاهد رشد مدیریت و حفاظت مشارکتی محلی و توسعه پایدار جنگل های کشور می بودیم.

دوما” حالا که همتی شده بود و در روزهای واپسین سال ۲۰۱۱ چنین همایش مهمی تدارک دیده شد انتظار می رفت در این همایش همه نهادهای دولتی مسئول در حوزه جنگل ها و محیط زیست کشور، گزارش هایی از عملکرد دستگاه های خود در حوزه های آموزش و ترویج جوامع محلی برای مدیریت و حفاظت مشارکتی جنگل ها، تأمین تجهیزات سخت افزاری و نرم افزاری مورد نیاز، ارتقاء سطح همکاری رسانه ملی و نهادهای فرهنگی و اجتماعی کشور مثل وزارت خانه های آموزش و پرورش، تبلیغات اسلامی و … و همچنین میزان توفیق های حاصله در همراهی سایر دستگاه های اجرائی کشور برای تن دادن به رعایت الزامات زیست محیطی در اجرای پروژه های عمرانی و برنامه های توسعه ای خود و میزان رشد شاخص های پایداری جنگل های کشور ارائه دهند و اعلام کنند که با انجام چه فعالیت هایی موفق به دستیابی به چه اهداف از پیش تعیین شده ای – البته اگر در ابتدای سال هدف گذاری هایی صورت گرفته بود! – گردیده اند و چند درصد از برنامه های این سال تحقق یافته است!

به اشتراک گزاری نوشته:

یادداشتی به بهانه “هفته پژوهش”

شنبه, ۲۶ آذر, ۱۳۹۰

چند سالی است که روز ۲۵ آذر در تقویم کشورمان به عنوان «روز پژوهش» نامگذاری شده و بر همین بنیاد چهارمین هفته آذرماه با شعار «بدون پژوهش و مطالعه تصمیم گیری نکنیم»، به نام «هفته پژوهش» نام نهاده شده است. پس از تشکیل وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، تقریبا” تمامی راه های پژوهشی در کشور به این وزارتخانه ختم شد و کم کم سایر مؤسسات و نهادهای تحقیقاتی و پژوهشی در کشور به حاشیه رفته و در سایه فعالیت های تحقیقاتی دانشگاهی و دانشجوئی قرار گرفت!

در این فضای هیاهوی تحقیقاتی جدید، بخش منابع طبیعی کشور که همواره مظلوم بود و هیچگاه در سبد اولویت های دولتمردان قرار نگرفته بود، بیش از پیش در سایه قرار گرفت و کم‌رنگ‌تر شد، آنقدر که حوزه‌ی منابع طبیعی وضعیتی شکننده پیدا کرده و پژوهش‌گران آن در تأمین حداقل نیازهای تحقیقاتی خود عاجز شدند. عدم تخصیص اعتبارات درخور و عدم توجه به نیازهای سخت افزاری و نرم افزاری، از جمله رخدادهای نگران‌کننده‌ای است که عملکرد بخش پژوهش در حوزه‌ی منابع طبیعی کشور را به چالش ‌کشانده است.

بی تردید تا زمانی که نگاه تصمیم گیران به تحقیقات بخش منابع طبیعی کشور اینگونه باشد و سهم تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی از بودجه سالانه کشور و تولید ناخالص ملی در کمترین حد ممکن قرار داشته باشد، نمی توان با چنین حمایت ها و سازوکارهایی انتظار افزایش کیفیت و کمیت نهاده‌ها و محصولات در حوزه‌ی کشاورزی، منابع طبیعی و امور دام را داشت تا در سایه آن آرمان های بلند اصل۵۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران عینیت یابد و مردم عزیزمان، ایران‌زمینی بانشاط و پایدار را تجربه کنند.

نگاه نادرست برخی مدیران و دست اندرکاران دستگاه های اجرائی بخش های کشاورزی و منابع طبیعی و شیوه های مدیریتی روزمرگی و فاقد آینده نگری حاکم بر فضای بخش اجرائی کشور، دستیابی به فضای هم اندیشی و افزایش سطح همکاری بخش های پژوهشی و اجرایی، با هدف ارتقاء سطح دانش کارشناسان بخش های اجرائی و متقابلا” آگاهی پژوهشگران از نیازهای پژوهشی و تحقیقاتی بخش های اجرایی منابع طبیعی و کشاورزی را با چالش های جدی مواجه کرده است.

اضافه بر ضرورت توجه درخور در حوزه ی منابع مالی و امکانات سخت افزاری، هم اندیشی و فهم بیشتر از نیازهای پژوهشی و اجرایی در عرصه های طبیعی، کشاورزی و دامداری، از جمله ضروریت های نرم افزاری مدیریت بر منابع طبیعی و کشاورزی کشور است. ارتباط نزدیک و مؤثر پژوهشگران با بخش اجرا باعث آشنایی بیشتر با مشکلات و چالش های موجود در مدیریت عرصه های منابع طبیعی و کشاورزی زیست بوم های کشور و اولویت بندی بهتر موضوعات پژوهشی گردیده و از سوی دیگر زمینه بهره مندی کارشناسان و متخصصین بخش اجرا از یافته های تحقیقاتی پژوهشگران را فراهم خواهد ساخت.

بنابراین اصلاح و تغییر نگاه برخی مدیران هر دو حوزه ی اجرا و پژوهش کشور سبب می شود هر یک از طرفین به درک درستی از نیازهای طرف مقابل و وظایف و مسئولیت های خود برسند و لازمه دستیابس به این مهم، ارتباط مؤثر و مستمر است. با ارتباط، نیازهای اساسی و اولویت دار شناخته شده و با برنامه ریزی های درازمدت، وظایف و مسئولیت های همسو تعریف شده و با مشخص شدن نقشه راه، دستیابی به اهداف مشترک میسر و امکان پذیر خواهد شد.

به امید آن روز ….

به اشتراک گزاری نوشته:

در ستایش هم وطنی که باید تمام قد در برابرش تعظیم کرد

جمعه, ۲۲ مهر, ۱۳۹۰

ماجرا از این قرار است که؛ ظاهرا” یک جفت خرس تشنه و گرسنه ناچارا” جهت آب خوردن و تهیه غذا، در اوایل هفته گذشته سحرگاهان از ارتفاعات منطقه جنگلی شمس آباد بروجن به باغات میوه در منطقه ونک سمیرم که هم مرز با منطقه شمس آباد  می باشد نزدیک شده و شوربختانه خرس ماده در استخر کم آب یکی از باغات سیب – که دیواره های آن ایزوگام و لغزنده شده بود – گرفتار گردید.

در گفتگویی با نگارنده، غلام امیری – این هموطن باغدارمان در منطقه – ماجرای رفتار ستایش برانگیز هم وطنان ونکی مان را چنین تعریف کرد؛ صبح خیلی زود به همراه گروهی از اهالی ونک برای چیدن سیب به سمت باغات روانه بودند که با صدای نعره خرسی قهوه ای در داخل استخر کم آب یکی از باغات مواجه شدند. خرس ماده در تلاش برای خارج شدن از استخر و خرس نر هم در فاصله ۲۰۰ متری در حال نعره کشیدن و بی قراری برای رهایی جفتش بود، قطعن حضور باغداران مانع از نزدیک شدن خرس نر و تلاش برای نجات جفتش شده بود. این باغداران با اقدامی شایسته تقدیر تعدای تنه و سرشاخه درخت به داخل استخر انداختند و پس از دو ساعت تلاش، کوشیدند تا خرس گرفتار خود را از روی این چوب ها به بالا و بیرون استخر بکشاند و به همراه جفتش که در تمام این مدت در حال نعره کشیدن و بی قراری بود راهی ارتفاعات منطقه شمس آباد دوراهان شود.

به راستی این باغداران منطقه ونک نشان دادند که تعداد آن باغدارانی که در رفتاری غیر انسانی اقدام به قتل فجیع آن خرس مادر و دو فرزندش، آن هم به جرم آسیب رساندن به درختان باغ شان کردند، در کمینه است و عموم مردمانی که در منطقه ونک سمیرم زندگی می کنند از جنس انسان هایی هستند که می کوشند تا با به خطر انداختن جانشان، جان یک خرس را نجات دهند و نشان دهند که آنان به حق فرزندان ایران زمینی هستند که سرود مردمانش، خردمندی و عشق ورزی و دوست داشتن و مهربانی کردن است.

باورم این است که در راستای تحقق برنامه های ظرفیت سازی فرهنگی و افزایش آگاهی های عمومی به منظور جلب مشارکت مردم و جوامع محلی در پاسداری و حمایت از تنوع زیستی، پخش اخبار چنین مهربانی ها و مهربانی کردن های هموطنان مان کارکرد بیشتری از انتشار اخبار بد و غیر انسانی در این حوزه دارد. استفاده از تمامی ظرفیت های اطلاع رسانی در انعکاس این گونه رفتارهای انسانی و معرفی چنین هموطنان شایسته تقدیری، به شکل بسیار مؤثری مردم جامعه را نسبت به محیط و جانداران پیرامون شان حساس کرده و رابطه های دوستانه تری در بین آن ها بر قرار می کند.

نگارنده به افتخار هم وطن بودن با چنین هم وطنانی، تمام قد تعظیم می کنم و پروردگار را شاکرم و بر خود می بالم که در سرزمینی زندگی می کنم که مردمانش برای نجات جان جانداری جانشان را به خطر می اندازند.

به اشتراک گزاری نوشته:

آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) چهار ساله شد

چهارشنبه, ۱۳ مهر, ۱۳۹۰

آژانس خبری بختیاری، یکی از معدود خبرگزاری های فعال در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی کشور بوده و چهار سال است که به مانند دیده بانی هوشیار و شجاع، بی منت و بی سر و صدا  به ظرفیت های کم همتا و تهدیدهای طبیعت وطن – خصوصا” طبیعت سرزمین بختیاری و منطقه زاگرس میانی – پرداخته و با اطلاع رسانی و نقدهای کارشناسی از رخدادهای تلخ محیط زیستی، دین خود را به سرزمین مادری اش ادا کرده است.

روزهای آغازین مهرماه ۱۳۹۰؛ چهارمین سالگرد تأسیس این آژانس خبری بود که به عنوان یکی از دغدغه مندترین خبرگزاری های فعال در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی کشور، لکنت های مدیریتی و تهدیدهای “توسعه پایدار” در زاگرس میانی را به چالش کشیده و با روحیه ای خستگی ناپذیر برای پایداری کیفیت زیستن در طبیعت بختیاری و زاگرس، سزاوارانه به روشنگری می پردازد.

خسته نباشی و دست مریزادی جانانه به جناب محسن حیدری و همکاران عزیز و پرتلاش شان که در آژانس خبری بختیاری یک صفحه مستقل به نام محیط زیست ایجاد کرده و هوشیارانه اخبار و موضوعات مربوط به حوزه محیط زیست و منابع طبیعی منطقه زاگرس میانی را مسئولانه و شجاعانه پوشش می دهند.

نگارنده نیز به سهم خود تلاش های ارزنده این آژانس خبری در دفاع و پاسداری از طبیعت وطن را ارج نهاده و در آستانه پنجمین سال فعالیت این رسانه سبز، برای همه دست اندرکارانش بهترین ها را آرزو دارم.

به اشتراک گزاری نوشته:

تولدت مبارک “گفتگوی داغ سبز”

پنجشنبه, ۲۰ مرداد, ۱۳۹۰

گفتگوی داغ سبز، بخشی از برنامه‌ی «تارنمای ایرانی» است که به صورت شنیداری و دیداری، پنج‌شنبه‌های هر هفته از رادیو اینترنتی ایران صدا پخش می‌شود. احمد پازوکی – مجری با ذوق و پرتلاش – مجری گری و محمد درویش – مرد خستگی ناپذیر طبیعت وطن – کارشناسی این برنامه منحصر به فرد را برعهده دارد.

امروز ۲۰ مرداد ۱۳۹۰ نخستین سالگرد این برنامه سبز است که به عنوان بادوام ترین برنامه های رسانه ملی در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی کشور لکنت های مدیریتی سرزمین مادری مان را به چالش کشیده و سزاوارانه به روشنگری می پردازد.

این برنامه ی محیط زیستی”تارنمای فارسی” که هر پنجشنبه از ساعت ۱۵ و ۲۰ دقیقه به مدت حدود ۴۵ دقیقه از طریق درگاه مجازی رادیو اینترنتی ایران صدا قابل دیدن و شنیدن می باشد؛ به مانند دیده بانی هوشیار و شجاع با دعوت از کارشناسان، فعالان، مدیران و دست اندرکاران حوزه طبیعت وطن در گفتگوهایی صمیمانه و بی پرده به ظرفیت ها و تهدیدهای پیش روی زیست بوم های کم همتای کشور پرداخته و با نقدهای کارشناسی، طرح ها و راهکارهای خردمندانه برای مقابله با رخدادهای تلخ محیط زیستی و برون رفت از بحران های احتمالی به بحث گذاشته شود.

برنامه گفتگوی داغ سبز به رغم پیشتازی منحصر به فرد در زمینه پایداری و تداوم پخش در برنامه های محیط زیستی رسانه ملی و اثرگذاری در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی کشور، به لحاظ اینترنتی بودن شوربختانه نمی تواند از بیشینه سزاوار مخاطب برخور دار باشد. باورم این است که برنامه گفتگوی داغ سبز با داشتن ظرفیت های کم همتای کارشناسی و روشنگرانه اش، لیاقت پخش تصویری و رادیوئی را در رسانه ملی داشته و سزاوار حمایت بیشتر از سوی دست اندرکاران رسانه ملی می باشد.

امیدواریم دست اندرکاران برنامه های محیط زیستی رسانه ملی با دقت نظر و خردمندی شرایط پخش این برنامه از طریق شبکه های تصویری و شنیداری صدا و سیمای کشور را فراهم کرده و با حمایت و اختصاص زمان بیشتری به این برنامه، شاهد گام های رو به جلو و بلندی در حوزه ظرفیت سازی فرهنگی، آموزش و دیده بانی از طبیعت وطن باشیم.

خسته نباشی و دست مریزادی جانانه به احمد پازوکی، محمد درویش و تمامی دست اندرکاران تنها برنامه محیط زیستی رسانه ملی که توانست پذیرای مبارک باد تولد یک سالگی اش از سوی دوست داران طبیعت وطن باشد.

به اشتراک گزاری نوشته:

ماجرای سدی که برای اهالی اش نامحرم است!

پنجشنبه, ۱۶ تیر, ۱۳۹۰

روز گذشته – چهارشنبه پانزدهم تیر ماه ۱۳۹۰ – آئین بهره برداری از سد کارون ۴ و مراسم جشن خودکفایی صنعت سد سازی کشور با حضور رئیس جمهور در استان چهار محال و بختیاری برگزار شد. شگفت آور اینکه خبرنگاران و نمایندگاه رسانه های محلی، نمایندگان مردم چهارمحال و بختیاری در مجلس شورای اسلامی و مدیران ارشد محلی از استان چهارمحال و بختیاری نتوانسته اند – یا اجازه پیدا نکرده اند – در این جشن شرکت کنند! خصوصا” مردم منطقه که با پلاکاردها و پارچه نوشته هایی از بحران آب ایجاد شده در منطقه از سکونتگاه های شهری و روستایی اطراف کارون ۴ خود را به محل برگزاری جشن رسانده بودند تا در کنار هیاهو و پایکوبی آب سالاران وزارت نیرو فریاد های تشنگی خود و بی آبی سرزمین شان را به گوش عالی ترین مقام اجرایی کشور – که اتفاقا” در سفر دور دوم هیأت دولت به استان، خود را مدیر آب چهارمحال و بختیاری برای پاسخگویی و دفاع از حقوق مردم استان معرفی کرده بودند – نتوانسته اند مجوز حضور در این جشن ملی را از مقامات وزارت نیرو و دست اندرکاران سد کارون ۴ دریافت کنند.

حیرت آورتر اینکه رئیس جمهور در این جشن، «جلسه رسیدگی به اعتراضات مردمی نسبت به مشکلات ناشی از طرح های انتقال آب بین حوضه ای بهشت آباد و تونل گلاب» را که در مورخه ۲/۴/۹۰ و با حضور معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا، استاندار چهارمحال و بختیاری، نمایندگان مردم استان در مجلس شورای اسلامی، نمایندگان مراگز دانشگاهی، جمعی از منتخبان مردم و کشاورزان منطقه و نمایندگاه رسانه ها در محل استانداری چهارمحال و بختیاری تشکیل شده بود را “تنها یک جلسه تبلیغاتی” خواندند که مردم چهارمحال و بختیاری نبایستی ماجرای آن نشست تشریفاتی را جدی بگیرند!

اگر این سخنان رئیس جمهور در پاسخ به سؤالات برخی خبرنگاران، شوخی نبوده است بسیار تأسف آور است که عالی ترین مقام اجرایی کشور نیز رسیدگی به مطالبات به حق مردم در ایام نزدیک به برگزاری انتخابات را بیشتر رفتارهای تبلیغاتی و انتخاباتی می دانند! و با طنز و شوخی از منطقه بهشت آباد – محل احداث سد انتقال آب به فلات مرکزی – یاد می کنند!

به خوانندگان عزیز “طبیعت بختیاری” پیشنهاد می کنم «حاشیه های سفر پروژه ای رییس جمهور به چهارمحال و بختیاری برای افتتاح رسمی سد و نیروگاه کارون ۴» که به قلم خانم مینا شیروانی ناغانی – بانوی خبرنگار و وبلاگ نویس دیار بختیاری – در آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) منتشر شده است را حتمن بخوانید.

به اشتراک گزاری نوشته: