بایگانی “مناسبت ها”

یادداشتی به بهانه “هفته پژوهش”

شنبه, ۲۶ آذر, ۱۳۹۰

چند سالی است که روز ۲۵ آذر در تقویم کشورمان به عنوان «روز پژوهش» نامگذاری شده و بر همین بنیاد چهارمین هفته آذرماه با شعار «بدون پژوهش و مطالعه تصمیم گیری نکنیم»، به نام «هفته پژوهش» نام نهاده شده است. پس از تشکیل وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، تقریبا” تمامی راه های پژوهشی در کشور به این وزارتخانه ختم شد و کم کم سایر مؤسسات و نهادهای تحقیقاتی و پژوهشی در کشور به حاشیه رفته و در سایه فعالیت های تحقیقاتی دانشگاهی و دانشجوئی قرار گرفت!

در این فضای هیاهوی تحقیقاتی جدید، بخش منابع طبیعی کشور که همواره مظلوم بود و هیچگاه در سبد اولویت های دولتمردان قرار نگرفته بود، بیش از پیش در سایه قرار گرفت و کم‌رنگ‌تر شد، آنقدر که حوزه‌ی منابع طبیعی وضعیتی شکننده پیدا کرده و پژوهش‌گران آن در تأمین حداقل نیازهای تحقیقاتی خود عاجز شدند. عدم تخصیص اعتبارات درخور و عدم توجه به نیازهای سخت افزاری و نرم افزاری، از جمله رخدادهای نگران‌کننده‌ای است که عملکرد بخش پژوهش در حوزه‌ی منابع طبیعی کشور را به چالش ‌کشانده است.

بی تردید تا زمانی که نگاه تصمیم گیران به تحقیقات بخش منابع طبیعی کشور اینگونه باشد و سهم تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی از بودجه سالانه کشور و تولید ناخالص ملی در کمترین حد ممکن قرار داشته باشد، نمی توان با چنین حمایت ها و سازوکارهایی انتظار افزایش کیفیت و کمیت نهاده‌ها و محصولات در حوزه‌ی کشاورزی، منابع طبیعی و امور دام را داشت تا در سایه آن آرمان های بلند اصل۵۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران عینیت یابد و مردم عزیزمان، ایران‌زمینی بانشاط و پایدار را تجربه کنند.

نگاه نادرست برخی مدیران و دست اندرکاران دستگاه های اجرائی بخش های کشاورزی و منابع طبیعی و شیوه های مدیریتی روزمرگی و فاقد آینده نگری حاکم بر فضای بخش اجرائی کشور، دستیابی به فضای هم اندیشی و افزایش سطح همکاری بخش های پژوهشی و اجرایی، با هدف ارتقاء سطح دانش کارشناسان بخش های اجرائی و متقابلا” آگاهی پژوهشگران از نیازهای پژوهشی و تحقیقاتی بخش های اجرایی منابع طبیعی و کشاورزی را با چالش های جدی مواجه کرده است.

اضافه بر ضرورت توجه درخور در حوزه ی منابع مالی و امکانات سخت افزاری، هم اندیشی و فهم بیشتر از نیازهای پژوهشی و اجرایی در عرصه های طبیعی، کشاورزی و دامداری، از جمله ضروریت های نرم افزاری مدیریت بر منابع طبیعی و کشاورزی کشور است. ارتباط نزدیک و مؤثر پژوهشگران با بخش اجرا باعث آشنایی بیشتر با مشکلات و چالش های موجود در مدیریت عرصه های منابع طبیعی و کشاورزی زیست بوم های کشور و اولویت بندی بهتر موضوعات پژوهشی گردیده و از سوی دیگر زمینه بهره مندی کارشناسان و متخصصین بخش اجرا از یافته های تحقیقاتی پژوهشگران را فراهم خواهد ساخت.

بنابراین اصلاح و تغییر نگاه برخی مدیران هر دو حوزه ی اجرا و پژوهش کشور سبب می شود هر یک از طرفین به درک درستی از نیازهای طرف مقابل و وظایف و مسئولیت های خود برسند و لازمه دستیابس به این مهم، ارتباط مؤثر و مستمر است. با ارتباط، نیازهای اساسی و اولویت دار شناخته شده و با برنامه ریزی های درازمدت، وظایف و مسئولیت های همسو تعریف شده و با مشخص شدن نقشه راه، دستیابی به اهداف مشترک میسر و امکان پذیر خواهد شد.

به امید آن روز ….

به اشتراک گزاری نوشته:

در ستایش هم وطنی که باید تمام قد در برابرش تعظیم کرد

جمعه, ۲۲ مهر, ۱۳۹۰

ماجرا از این قرار است که؛ ظاهرا” یک جفت خرس تشنه و گرسنه ناچارا” جهت آب خوردن و تهیه غذا، در اوایل هفته گذشته سحرگاهان از ارتفاعات منطقه جنگلی شمس آباد بروجن به باغات میوه در منطقه ونک سمیرم که هم مرز با منطقه شمس آباد  می باشد نزدیک شده و شوربختانه خرس ماده در استخر کم آب یکی از باغات سیب – که دیواره های آن ایزوگام و لغزنده شده بود – گرفتار گردید.

در گفتگویی با نگارنده، غلام امیری – این هموطن باغدارمان در منطقه – ماجرای رفتار ستایش برانگیز هم وطنان ونکی مان را چنین تعریف کرد؛ صبح خیلی زود به همراه گروهی از اهالی ونک برای چیدن سیب به سمت باغات روانه بودند که با صدای نعره خرسی قهوه ای در داخل استخر کم آب یکی از باغات مواجه شدند. خرس ماده در تلاش برای خارج شدن از استخر و خرس نر هم در فاصله ۲۰۰ متری در حال نعره کشیدن و بی قراری برای رهایی جفتش بود، قطعن حضور باغداران مانع از نزدیک شدن خرس نر و تلاش برای نجات جفتش شده بود. این باغداران با اقدامی شایسته تقدیر تعدای تنه و سرشاخه درخت به داخل استخر انداختند و پس از دو ساعت تلاش، کوشیدند تا خرس گرفتار خود را از روی این چوب ها به بالا و بیرون استخر بکشاند و به همراه جفتش که در تمام این مدت در حال نعره کشیدن و بی قراری بود راهی ارتفاعات منطقه شمس آباد دوراهان شود.

به راستی این باغداران منطقه ونک نشان دادند که تعداد آن باغدارانی که در رفتاری غیر انسانی اقدام به قتل فجیع آن خرس مادر و دو فرزندش، آن هم به جرم آسیب رساندن به درختان باغ شان کردند، در کمینه است و عموم مردمانی که در منطقه ونک سمیرم زندگی می کنند از جنس انسان هایی هستند که می کوشند تا با به خطر انداختن جانشان، جان یک خرس را نجات دهند و نشان دهند که آنان به حق فرزندان ایران زمینی هستند که سرود مردمانش، خردمندی و عشق ورزی و دوست داشتن و مهربانی کردن است.

باورم این است که در راستای تحقق برنامه های ظرفیت سازی فرهنگی و افزایش آگاهی های عمومی به منظور جلب مشارکت مردم و جوامع محلی در پاسداری و حمایت از تنوع زیستی، پخش اخبار چنین مهربانی ها و مهربانی کردن های هموطنان مان کارکرد بیشتری از انتشار اخبار بد و غیر انسانی در این حوزه دارد. استفاده از تمامی ظرفیت های اطلاع رسانی در انعکاس این گونه رفتارهای انسانی و معرفی چنین هموطنان شایسته تقدیری، به شکل بسیار مؤثری مردم جامعه را نسبت به محیط و جانداران پیرامون شان حساس کرده و رابطه های دوستانه تری در بین آن ها بر قرار می کند.

نگارنده به افتخار هم وطن بودن با چنین هم وطنانی، تمام قد تعظیم می کنم و پروردگار را شاکرم و بر خود می بالم که در سرزمینی زندگی می کنم که مردمانش برای نجات جان جانداری جانشان را به خطر می اندازند.

به اشتراک گزاری نوشته:

آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) چهار ساله شد

چهارشنبه, ۱۳ مهر, ۱۳۹۰

آژانس خبری بختیاری، یکی از معدود خبرگزاری های فعال در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی کشور بوده و چهار سال است که به مانند دیده بانی هوشیار و شجاع، بی منت و بی سر و صدا  به ظرفیت های کم همتا و تهدیدهای طبیعت وطن – خصوصا” طبیعت سرزمین بختیاری و منطقه زاگرس میانی – پرداخته و با اطلاع رسانی و نقدهای کارشناسی از رخدادهای تلخ محیط زیستی، دین خود را به سرزمین مادری اش ادا کرده است.

روزهای آغازین مهرماه ۱۳۹۰؛ چهارمین سالگرد تأسیس این آژانس خبری بود که به عنوان یکی از دغدغه مندترین خبرگزاری های فعال در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی کشور، لکنت های مدیریتی و تهدیدهای “توسعه پایدار” در زاگرس میانی را به چالش کشیده و با روحیه ای خستگی ناپذیر برای پایداری کیفیت زیستن در طبیعت بختیاری و زاگرس، سزاوارانه به روشنگری می پردازد.

خسته نباشی و دست مریزادی جانانه به جناب محسن حیدری و همکاران عزیز و پرتلاش شان که در آژانس خبری بختیاری یک صفحه مستقل به نام محیط زیست ایجاد کرده و هوشیارانه اخبار و موضوعات مربوط به حوزه محیط زیست و منابع طبیعی منطقه زاگرس میانی را مسئولانه و شجاعانه پوشش می دهند.

نگارنده نیز به سهم خود تلاش های ارزنده این آژانس خبری در دفاع و پاسداری از طبیعت وطن را ارج نهاده و در آستانه پنجمین سال فعالیت این رسانه سبز، برای همه دست اندرکارانش بهترین ها را آرزو دارم.

به اشتراک گزاری نوشته:

تولدت مبارک “گفتگوی داغ سبز”

پنجشنبه, ۲۰ مرداد, ۱۳۹۰

گفتگوی داغ سبز، بخشی از برنامه‌ی «تارنمای ایرانی» است که به صورت شنیداری و دیداری، پنج‌شنبه‌های هر هفته از رادیو اینترنتی ایران صدا پخش می‌شود. احمد پازوکی – مجری با ذوق و پرتلاش – مجری گری و محمد درویش – مرد خستگی ناپذیر طبیعت وطن – کارشناسی این برنامه منحصر به فرد را برعهده دارد.

امروز ۲۰ مرداد ۱۳۹۰ نخستین سالگرد این برنامه سبز است که به عنوان بادوام ترین برنامه های رسانه ملی در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی کشور لکنت های مدیریتی سرزمین مادری مان را به چالش کشیده و سزاوارانه به روشنگری می پردازد.

این برنامه ی محیط زیستی”تارنمای فارسی” که هر پنجشنبه از ساعت ۱۵ و ۲۰ دقیقه به مدت حدود ۴۵ دقیقه از طریق درگاه مجازی رادیو اینترنتی ایران صدا قابل دیدن و شنیدن می باشد؛ به مانند دیده بانی هوشیار و شجاع با دعوت از کارشناسان، فعالان، مدیران و دست اندرکاران حوزه طبیعت وطن در گفتگوهایی صمیمانه و بی پرده به ظرفیت ها و تهدیدهای پیش روی زیست بوم های کم همتای کشور پرداخته و با نقدهای کارشناسی، طرح ها و راهکارهای خردمندانه برای مقابله با رخدادهای تلخ محیط زیستی و برون رفت از بحران های احتمالی به بحث گذاشته شود.

برنامه گفتگوی داغ سبز به رغم پیشتازی منحصر به فرد در زمینه پایداری و تداوم پخش در برنامه های محیط زیستی رسانه ملی و اثرگذاری در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی کشور، به لحاظ اینترنتی بودن شوربختانه نمی تواند از بیشینه سزاوار مخاطب برخور دار باشد. باورم این است که برنامه گفتگوی داغ سبز با داشتن ظرفیت های کم همتای کارشناسی و روشنگرانه اش، لیاقت پخش تصویری و رادیوئی را در رسانه ملی داشته و سزاوار حمایت بیشتر از سوی دست اندرکاران رسانه ملی می باشد.

امیدواریم دست اندرکاران برنامه های محیط زیستی رسانه ملی با دقت نظر و خردمندی شرایط پخش این برنامه از طریق شبکه های تصویری و شنیداری صدا و سیمای کشور را فراهم کرده و با حمایت و اختصاص زمان بیشتری به این برنامه، شاهد گام های رو به جلو و بلندی در حوزه ظرفیت سازی فرهنگی، آموزش و دیده بانی از طبیعت وطن باشیم.

خسته نباشی و دست مریزادی جانانه به احمد پازوکی، محمد درویش و تمامی دست اندرکاران تنها برنامه محیط زیستی رسانه ملی که توانست پذیرای مبارک باد تولد یک سالگی اش از سوی دوست داران طبیعت وطن باشد.

به اشتراک گزاری نوشته:

ماجرای سدی که برای اهالی اش نامحرم است!

پنجشنبه, ۱۶ تیر, ۱۳۹۰

روز گذشته – چهارشنبه پانزدهم تیر ماه ۱۳۹۰ – آئین بهره برداری از سد کارون ۴ و مراسم جشن خودکفایی صنعت سد سازی کشور با حضور رئیس جمهور در استان چهار محال و بختیاری برگزار شد. شگفت آور اینکه خبرنگاران و نمایندگاه رسانه های محلی، نمایندگان مردم چهارمحال و بختیاری در مجلس شورای اسلامی و مدیران ارشد محلی از استان چهارمحال و بختیاری نتوانسته اند – یا اجازه پیدا نکرده اند – در این جشن شرکت کنند! خصوصا” مردم منطقه که با پلاکاردها و پارچه نوشته هایی از بحران آب ایجاد شده در منطقه از سکونتگاه های شهری و روستایی اطراف کارون ۴ خود را به محل برگزاری جشن رسانده بودند تا در کنار هیاهو و پایکوبی آب سالاران وزارت نیرو فریاد های تشنگی خود و بی آبی سرزمین شان را به گوش عالی ترین مقام اجرایی کشور – که اتفاقا” در سفر دور دوم هیأت دولت به استان، خود را مدیر آب چهارمحال و بختیاری برای پاسخگویی و دفاع از حقوق مردم استان معرفی کرده بودند – نتوانسته اند مجوز حضور در این جشن ملی را از مقامات وزارت نیرو و دست اندرکاران سد کارون ۴ دریافت کنند.

حیرت آورتر اینکه رئیس جمهور در این جشن، «جلسه رسیدگی به اعتراضات مردمی نسبت به مشکلات ناشی از طرح های انتقال آب بین حوضه ای بهشت آباد و تونل گلاب» را که در مورخه ۲/۴/۹۰ و با حضور معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا، استاندار چهارمحال و بختیاری، نمایندگان مردم استان در مجلس شورای اسلامی، نمایندگان مراگز دانشگاهی، جمعی از منتخبان مردم و کشاورزان منطقه و نمایندگاه رسانه ها در محل استانداری چهارمحال و بختیاری تشکیل شده بود را “تنها یک جلسه تبلیغاتی” خواندند که مردم چهارمحال و بختیاری نبایستی ماجرای آن نشست تشریفاتی را جدی بگیرند!

اگر این سخنان رئیس جمهور در پاسخ به سؤالات برخی خبرنگاران، شوخی نبوده است بسیار تأسف آور است که عالی ترین مقام اجرایی کشور نیز رسیدگی به مطالبات به حق مردم در ایام نزدیک به برگزاری انتخابات را بیشتر رفتارهای تبلیغاتی و انتخاباتی می دانند! و با طنز و شوخی از منطقه بهشت آباد – محل احداث سد انتقال آب به فلات مرکزی – یاد می کنند!

به خوانندگان عزیز “طبیعت بختیاری” پیشنهاد می کنم «حاشیه های سفر پروژه ای رییس جمهور به چهارمحال و بختیاری برای افتتاح رسمی سد و نیروگاه کارون ۴» که به قلم خانم مینا شیروانی ناغانی – بانوی خبرنگار و وبلاگ نویس دیار بختیاری – در آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) منتشر شده است را حتمن بخوانید.

به اشتراک گزاری نوشته:

روز جهانی محیط زیست به روایت محمد درویش

یکشنبه, ۱۵ خرداد, ۱۳۹۰

چگونه به استقبال روز محیط زیست برویم، وقتی که دیدبانهایش را به دادگاه می خوانند؟!

امسال جهانیان در شرایطی برای سی و نهمین سال پیاپی به استقبال روز جهانی محیط زیست می‌روند که فجایعی بی مانند و دهشت بار چون بی پی در خلیج مکزیک و فوکوشیما در ژاپن را پشت سرنهاده اند. فجایعی که بیش از پیش آسیب پذیری و شکنندگی یگانه کره مسکون مان را در برابر نابخردی ها و آزمندی های نوع بشر به رخ مان کشید! نکشید؟

با این وجود اینک در سال جهانی جنگل قرار داریم و به همین مناسبت، اغلب مناسبت‌های محیط زیستی در سال ۲۰۱۱ ، مانند روز جهانی مقابله با بیابان زایی یا روز جهانی تنوع زیستی و یا روز زمین و … متأثر از جنگل است و نه فوکوشیما! به عنوان مثال، شعار هفدهم ژوئن، روز جهانی مقابله با بیابان زایی و کاهش اثرات خشکسالی عبارت است از: «جنگل‌ها؛ پاسدار پایداری زندگی در سرزمین‌های خشک».

چنین است که برای پنجم ژوئن یا پانزدهم خردادماه هم نخبگان این حوزه در سازمان ملل متحد جنگل‌ها را به عنوان نمادی آشکار از خدمت رسانی طبیعت به مردم معرفی کرده و خواستار حراست از این رویشگاه‌های بی رقیب کره زمین شده‌اند.

کشور عزیز ما نیز، هرچند بهره اندکی از جنگل برده است و تنها حدود ۷ درصد از خاک پهناورش در قلمرو رویشگاه‌های جنگلی قرار گرفته است؛ اما دارای یکی از غنی‌ترین، دیرینه‌ترین و منحصر به فردترین جنگل‌های شناخته شده در جهان موسوم به هیرکانی است. یگانه جنگل‌های بازمانده از دوران سوم زمین شناسی که توانسته‌اند عصر یخبندان را پشت سرنهاده و جان سالم به دربرند؛ ویژگی ناهمتایی که سبب شده تا بسیاری از پژوهشگران بین‌المللی در حوزه‌های گوناگون دانش بوم‌شناسی (اکولوژی)، اقلیم شناسی و گیاه‌شناسی بر روی این پدیده مطالعه کرده و رویشگاه هیرکانی به عنوان سایتی شناخته شده در جهان معرفی گردد. به همین دلیل همواره از نوار سبز ساحلی خزر با عنوان میراثی جهانی و باستانی یاد شده که نه فقط مردم ایران که همه مردم جهان باید در پاسداری و حراستش بکوشند؛ واقعیتی که البته نقش و مسئولیت ایرانیان را به عنوان بخشی مسئولیت‌پذیر از شهروندان جهانی دوچندان آشکار می‌کند. ایرانیانی که با حفظ حرمت درختان، عملاً باید نشان دهند که پایبندی به آموزه‌ها و ملاحظات محیط زیستی در صدر اولویت‌های زندگی آنها قرار دارد.

یادمان باشد که طرفداران محیط زیست حدود ۴ دهه است که در چنین روزی با هر آنچه در توان دارند در قالب نگارش مقاله، برپایی همایش، اجرای برنامه های رادیویی و تلویزیونی، ساخت فیلم‌های مستند علمی، تهیه ویژه نامه و بروشور، تحصن و راهپیمایی، جمع کردن امضا و تومار … و خلاصه هر یک به فراخور حال و صبر و خرد و تخصص و عشق خویش به محیط زیست، نهایت تلاش خود را می‌کنند تا توجه مردم و مسئولین کشورهای متبوع خویش را آنگونه که شایسته و سزاوار است به حفظ محیط زیست و مهار حرکت‌های ناپایدارکننده‌ی سرزمین در زادبوم شان جلب کنند.

امّا در ایران به نظر می‌رسد تا زمانی که این عشق، تخصص و اراده به حفاظت از طبیعت آنقدر قدرتمند نشده باشد که بتواند در قالب احزاب سبز به صحن بهارستان راه پیدا کند، نخواهد توانست از حقوق طبیعت و اجرای درست اصل پنجاهم قانون اساسی کشور، به شکلی سزاوارانه حراست و حمایت کند.  و شاید نخستین شناسه این آمادگی و قدرتمندی را باید در جامعه ای سراغ گرفت که شهروندانش حاضرند داوطلبانه برای حراست از طبیعت هزینه بپردازند.

تجربه زنهاردهنده و شگفت انگیز اعلام جرم اداره کل محیط زیست استان چهار محال و بختیاری بر علیه یکی از دوستداران متخصص و فعال محیط زیست در منطقه، خود گویای وزن ناچیز گرایه های محیط زیستی، حتا در نزد آن گروه از مدیرانی است که در سازمان حفاظت محیط زیست نشسته و علی القاعده باید بیشترین حمایت و همراهی را با فعالان دوستدار طبیعت وطن نشان دهند. هومان خاکپور حرفش این است که چرا سازمان حفاظت محیط زیست باید خود مجوز یک تجاوز آشکار به حریم امن مناطق چهارگانه خویش را صادر کند؟ اگر سازمان واقعاً می خواهد تا در برابر طبیعت ستیزان از حمایت های مردمی برخوردار شده و دست بالا را بگیرد، باید مهم ترین اولویتش حمایت و تشویق حرکت های مردم نهاد در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی باشد. در صورتی که شوربختانه باید اعتراف کنیم که حقیقت چیز دیگری است! نیست؟

آیا این نشانه ی مظلومیت بیش از پیش طبیعت ایران نیست؟ طبیعتی که هر روز از تعداد دیده بان های سلحشورش کم می شود و آنها هم که جان سختی کرده و باقی مانده اند، به جای آن که مجال و رخصتی برای مقاومت در برابر توسعه سالاران طبیعت گریز و قدر قدرت بیابند، باید در اندیشه ی نگارش لایحه دفاعیه در دادگاه در برابر شاکیانی باشند که باغبانان رسمی و حکومتی پردیس زیبای طبیعت وطن هستند! چرا؟

با این وجود و به رغم این تلخکامی های پرشمار در صحنه مدیریت حاکم بر محیط زیست ایران، باورم این است که ما محکومیم که ناامید نشویم و در این شطرنج سبز، تا زمانی که یک پیاده برای شاه (بخوان طبیعت مظلوم ایران زمین) باقیمانده است، باید شجاعانه نبرد مقدس خود را ادامه دهیم.

یادمان باشد:

در بازی شطرنج گاه حریفی که مهره بیشتری دارد، می بازد؛ زیرا که زمان را از دست داده است! نداده است؟

ما باید به فن‌سالاران طبیعت‌ستیز یا طبیعت گریز نشان دهیم: می‌شود به آموزه‌های توسعه و رفاه پایبند ماند و در عین حال از هر نوع خدشه و پس‌رفتی در محیط زیست هم ممانعت کرد. هدفی که برای نمایش دقیق آن به عشق و علم به صورتی تؤامان نیاز داریم و امیدوارم این مهم به مدد فعالیت‌های تشکل‌های مردم نهاد محیط زیستی و فعالیت نویسندگان متعهد و متخصص طبیعت محور در دنیای وبلاگستان سبز بیش از پیش دوام و قوام یابد.

چنین است که به سهم خود، تلاش جمعی از دوستداران محیط زیست را برای راه اندازی هفتمین موج سبز وبلاگستان گرامی داشته و امیدوارم همه ی ما در بزنگاه هایی که زیستمندان وطن نیازمند دست یاری مان هستند، نشان دهیم که حاضریم برای چنین طبیعتی و بقای چنین زیستمندانی هزینه دهیم.

به اشتراک گزاری نوشته:

دیده بان طبیعت بختیاری به دادگاه فراخوانده شد!

شنبه, ۷ خرداد, ۱۳۹۰

در پی انتشار خبر احداث جاده برای عبور خط لوله گاز در منطقه حفاظت شده و ذخیره گاه زیستکره «تنگ صیاد» در همین تارنمای طبیعت بختیاری و بازتاب های خبری این رخداد تلخ زیست محیطی در رسانه های مجازی، نوشتاری و شنیداری کشور، اداره کل حفاظت محیط زیست چهارمحال و بختیاری بر علیه نگارنده اقدام به طرح دعوی در دادگستری شهرکرد نمود.

حیرت آور است که اداره کل حفاظت محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری انتقاد نگارنده به تصمیم و عملکرد دفتر ارزیابی سازمان حفاظت محیط زیست کشور و صدور مجوز چنین تخریبی را، به استناد مواد ۶۹۷ و ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی، نشر اکاذیب، تشویش اذهان عمومی و تضییع حقوق سازمان حفاظت محیط زیست کشور خوانده و شکایت خود را به این مرجع قضایی تسلیم نموده است. چنین رویه ای که سازمان حفاظت محیط زیست بر علیه فعالان و مدافعان محیط زیست شکایت کند، در طی دوران چهل ساله ی عمر سازمان حفاظت محیط زیست کشور وجود نداشته و اداره کل حفاظت محیط زیست چهارمحال و بختیاری آن را به نام خود به ثبت رسانیده است!

جای بسی تأسف است که اداره کل حفاظت محیط زیست استان به جای پاسداری و صیانت بیشتر از اثرهای طبیعی و تنوع زیستی استان و مقابله با طبیعت ستیزان و متجاوزان به محیط زیست استان، توان خود را برای محدود سازی همین تعداد اندک فعالان و مدافعان محیط زیست صرف کرده و با طرح شکایت، آنان را به دادگاه می کشاند!

و تأمل برانگیزتر آنکه جناب یوسف پور به عنوان مدیر کل حفاظت محیط زیست استان و همچنین رئیس خانه مطبوعات استان! و فردی رسانه ای، اصل ۵۰ قانون اساسی و اندیشه ی گردش آزاد اطلاعات را نادیده گرفته و حتی تاب و تحمل شنیدن انتقاد از عملکرد دستگاه و سازمان خود را نداشته و برای ساکت کردن اندک رسانه های محیط زیستی حوزه استحفاضی اش به دادگاه شکایت می برد!

برخی از بازتاب های این اقدام اداره کل حفاظت محیط زیست چهارمحال و بختیاری:

- پایگاه خبری فضای سبز و محیط زیست ایران (سبزپرس)

دیده بان محیط زیست ایران

- روزنامه روزگار

- پرنده نگر

- دوستداران حیوانات و محیط زیست

- روزنامه تهران امروز

- علوم پایه

- پایگاه خبری فضای سبز و محیط زیست ایران (سبزپرس)

- آتش نوشت

- واگویه های نانوشته

- تغییر و تغییرات اقلیم

- طبیعت ایران

- اله تی تی گیلان

- خبرگزاری مهر

- وبلاگ گفت و گوی داغ سبز

- روزنامه همشهری

به اشتراک گزاری نوشته:

سیزده فروردین؛ روزی که طبیعت آن را دوست ندارد!

شنبه, ۱۳ فروردین, ۱۳۹۰

سیزده بدر، آئینی دیرینه در پیشینه تاریخی ایرانیان است که قدمتی چند هزار ساله دارد. رسمی غرورآفرین که در نزد ایرانیان مدعی ستایش آیه های پروردگار است. در آئین نوروز، سیزدهمین روز از فروردین؛ روز زمین و آشتی با طبیعت نام نهاده شده است. به رغم  وجود چنین آئینی کهن در فرهنگ مردمان ایران زمین، متأسفانه در این سال ها به نام سیزده بدر، در روز طبیعت بیشترین خسارت ها را به محیط زیست طبیعی مان وارد می کنیم. در حالی که شایسته پیشینه فرهنگی مان این است که در آخرین روز جشن بزرگ نوروز بر طبیعت تازه از خواب بیدار شده سلام داده و همه موهبت های ناب آن را حرمت نهیم، باور کنید زیبنده ی مردمان این سرزمین نیست که در این روز به جای صلح و آشتی، جنگ و قهر خود با طبیعت را به نمایش بگذارند!

زباله‌های پلاستیکی، شیشه، بطری های نوشابه، قوطی های کنسروی و … را در طبیعت رها می کنیم، آب ها و رودخانه ها را آلوده می کنیم و محل زندگی زیستمندان طبیعت اطراف مان را ناامن می کنیم. به دنبال افزایش جمعیت و بهره مندی بخش کثیر مردم از وسیله نقلیه شخصی برای رفتن به طبیعت به بهانه سیزده بدر و عدم برخورداری ملاحظات زیست محیطی از وزن لازم در بین این هموطنان، رها سازی و انباشت زباله ها در محیط زیست به شدت افزایش یافته و متأسفانه در روز آشتی با طبیعت چنان حجمی از زباله در طبیعت جانهاده می شود که از حد تحمل این محیط های طبیعی و زیستمندان آن فراتر می رود.

برای روشن کردن آتش شاخه درختان شکسته و بوته ها کنده می شوند و در اثر سهل انگاری جنگل ها و مراتع و زیستگاه های جانوری به آتش کشیده می شوند، اندوخته های طبیعی مان کاهش می یابد و پایداری طبیعت و سرزمین مان به شدت تهدید می شود.

شوربختانه در روز طبیعت، تخریب رویشگاه های گیاهی و آلودگی های آبی و هوایی و خسارت محیط‌ زیست به شدت افزایش می یابد و روز احترام به طبیعت به روز عزای طبیعت تبدیل می گردد. اثرات نامطلوب و مکرر ناشی از برگزاری رسم سیزده بدر در سال های گذشته و آسیب های وارده به طبیعت، پائین بودن سطح آگاهی های عمومی و عدم توجه درخور میهمانان به هشدارهای مادر طبیعت، سبب گردیده است که طبیعت خاطره خوشی از این روز نداشته باشد.

امید است با ظرفیت‌سازی فرهنگی در جامعه و آگاهی مردم از ارزش‌های واقعی طبیعت و بابهره گیری از آموزه های دینی و بر بنیاد پیشینه قانونی و تاریخی سرزمین مان، طبیعت زیبای وطن در مراسم سیزده بدر سال های پیش رو شاهد رفتارهای خردمندانه و بیادماندنی از هم وطنان عزیز باشد تا سزاوارانه روز طبیعت را دوست بدارد و با خاطره ای خوش در انتظار حضور مجدد و دلسوزانه میهمانانش باشد.

به اشتراک گزاری نوشته:

قتل عام پاسداران طبیعت ایران!

پنجشنبه, ۱۹ اسفند, ۱۳۸۹

در روزهای پایانی زمستان امسال – جمعه مورخ ۸۹/۱۲/۱۳ – خبر قتل عام ۴ نفر از محیط بانان سلحشور محیط زیست کردستان، نه تنها دوستداران و فعالان محیط زیست کشور بلکه همه هموطنان با شرفی را که تعلق خاطری به سرزمین مان دارند را اندوهگین کرد. پاسداران جان برکف طبیعت میهن مان که در اقدامی ناجوانمردانه و تأمل برانگیز در منطقه دوشان سنندج به طرز مظلومانه و غافلگیرانه توسط چندین نفر آدم کش به رگبار گلوله بسته شدند و خودرو آن ها به قعر دره فرستاده شد.

هر چند تاکنون اظهار نظر رسمی در خصوص قاتلین و انگیزه ی آن ها از این جنایت هولناک نشده است اما موضوعاتی چون تیر خلاص زدن به جنازه ها در کنار جاده، هدایت خودرو محیط بانان به ته دره، در حالت آماده شلیک نبودن اسلحه محیط بانان، سرقت نکردن تجهیزات آنان و خبر دادن خود مهاجمان؛ سئوالات زیادی را در اذهان عمومی ایجاد می کند! آیا ساختارهای اخلاقی جامعه مان آنچنان فروپاشیده است که سزای پاسداری از طبیعت را مرگی چنین مظلومانه می دهند و سربازان زمینش را به جرم دفاع از پایداری اکولوژی اش به شهادت می رسانند!؟

به راستی باور این حقیقت تلخ سخت است؛ اینکه تعداد محیط بانان کشته شده مان در سال جاری – یعنی سیاه ترین سال محیط زیست ایران – به ۶ نفر و تلفات انسانی در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی کشورمان در طول سه دهه اخیر به ۱۱۰ محیط بان و ۱۱ جنگلبان رسیده باشد!

نگارنده ضمن ابراز اندوه و تسلیت به خانواده های این ۴ محیط بان شهید، با پیوستن به ششمین موج سبز وبلاگستان فارسی، انجام اقدامات آسیب شناسی از سوی نهادهای متولی در راستای شناسایی عوامل مؤثر در روند رو به افزایش وقوع چنین جنایت های انسانی در عرصه های محیط زیست کشور را ضروری دانسته و سازمان حفاظت محیط زیست را ملزم به حمایت های معنوی و مادی از خانواده های این جان برکفان می داند.

……

تو اگر در تپش باغ ، خدا را دیدی همت کن

و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است


به اشتراک گزاری نوشته:

چغاخور؛ بیست و سومین تالاب بین المللی ثبت شده ی کشور در کنوانسیون رامسر

دوشنبه, ۱۶ اسفند, ۱۳۸۹

«مجمع جهانی تالاب‌ها برای آینده» که به مناسبت چهلمین سالگرد کنوانسیون رامسر در دو روز گذشته – ۱۴ و ۱۵ اسفندماه – در تهران و رامسر برگزار شد؛ تالاب چغاخور در جنوب غرب ایران – استان چهار محال و بختیاری – را به عنوان بیست و سومین تالاب بین المللی ایران و تالاب تالاب کانی برازان در شمال غرب ایران – استان آذربایجان غربی – را به عنوان بیست و چهارمین تالاب بین المللی ایران در فهرست تالاب های عضو کنوانسیون رامسر ثبت کرد. بنابراین طبق اطلاعات مندرج در سایت کنوانسیون رامسر ( مارس ۲۰۱۱)؛ اکنون ایران دارای ۲۴ تالاب بین‌المللی با مساحت  ۱,۴۸۶,۴۳۸ هکتار می باشد.

کنوانسیون رامسر که بعدها نام خود را به «کنوانسیون حفاظت از تالابها» تغییر داد، قدیمی ترین معاهده بین المللی محیط زیستی دنیا می باشد و به عنوان «میثاق بین المللی حفاظت از تالاب ها» تمام ابعاد حفاظت و بهره برداری معقول و پایدار از تالابها را در بر می گیرد و تالابها را در زمره اکوسیستمهایی می داند که در حفاظت از تنوع زیستی و رفاه جامعه بشری اهمیت فوق العاده ای دارند.

ضمن قدردانی از مسئولان و کارشناسان در اداره کل حفاظت محیط زیست چهار محال و بختیاری به پاس کوشش و پیگیری های چند ساله آنان در راستای ثبت تالاب زیبا و ارزشمند چغاخور در فهرست تالاب های عضو کنوانسیون رامسر، انتظار است حالا دیگر همه‌ی مسئولین استان از صفت تالاب، برای نام بردن از این بوم‌سازه ی آبی بهره برند! و هرگز شاهد سکوت و انفعال متولیان تالاب‌ها در مقابل نامدیریتی فعلی که تاکنون از سوی سایر دستگاه ها بر این تالاب روا گردیده است نباشیم و بر اساس التزام های هوشمندانه کنوانسیون، این زیست بوم ارزشمند در بام ایران نیز از بالاترین درجه‌ی حفاظتی برخوردار گردد.

بر بنیاد تعریف کنوانسیون های جهانی تالاب ها:«به مناطق پست باتلاقی، مردابی، آبگیرهای طبیعی یا مصنوعی، دایمی یا موقت دارای آب ساکن یا جاری، شیرین، نیم‌شور یا شور و مناطق دارای آبهای دریایی که عمق آنها در حالت جزر کامل از ۶ متر تجاوز نمی‌کند، تالاب گویند»، حال اگر ارتفاع آب در این زیستگاه ها از میزان استاندارد آن (حداکثر ۶ متر در عمیق ترین محل تالاب) بیشتر گردد، سبب می شود نور کافی به بستر تالاب نرسیده و رویشگاه گیاهی کف تالاب از بین برود، که در اثر نابودی این رویشگاه های گیاهی، زیستگاه های جانوری تالاب هم آسیب دیده و بخش عمده ای از موجودات تالاب از بین خواهند رفت و به دنبال آن زنجیره غذایی در زیستگاه های حاشیه تالاب با مشکل جدی مواجه خواهد شد.

احداث سد بر روی تالاب چغاخور و تبدیل آن به دریاچه ذخیره و انتقال آب برای بخش های صنعتی و کشاورزی، علاوه بر اینکه برخی شناسه های تالابی آن از بین می رود، به سبب نادیده گرفتن حق آبه های طبیعی پائین دست، وضعیت بحرانی تالاب گندمان نیز تشدید شده و خسارت های جبران ناپذیری نیز به تالاب گندمان وارد می گردد.

گستره ی کوهستانی و پرشیب حوضه آبخیز چغاخور و پوشش گیاهی تنک و تخریب شده به همراه خاک های حساس این سرزمین، هر ساله سبب انباشت رسوبات در این تالاب می گردد. بنابراین ضرورت دارد اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان نسبت به اجرای عملیات های آبخیزداری و بیولوژیکی در اراضی بالا دست تالاب بیش از پیش همت گماشته و با تثبیت پوشش گیاهی آن عرصه ها؛ فرسایش خاک را کنترل نموده و از ته نشست رسوب در این تالاب پیشگیری کرده و در پایداری حیات تالاب به یاری اداره کل حفاظت محیط زیست استان به عنوان متولی حفاظت از این تالاب بین المللی بشتابد.

خاموشی و انفعال محیط زیست در مدیریت تالاب در سالیان گذشته، سبب ورود غیر علمی و غیر کارشناسی ماهیان گرمابی غیر بومی به چغاخور و برهم خوردن تعادل اکولوزیکی این اکوسیبستم و مرگ و میر سالیانه ماهیان بومی تالاب گردید که نهایتا هیچ نهادی هم مسئولیت ورود این میهمان ناخوانده را بر گردن نگرفت!

و اما حالا انتظار می رود سازمان حفاظت محیط زیست مدیریت حاکم بر چغاخور را از وزارت نیرو بازستانده! و به عنوان متولی اصلی نظارت و حفظ این منبع طبیعی، با اعمال مدیریتی خردمندانه و با اتخاذ تدابیر فرابخشی از تمامی ظرفیت های قانونی برای پایداری حیات این تالاب بین المللی بهره برد.

به اشتراک گزاری نوشته: