بایگانی “گردشگری طبیعی”

گردشگری را جایگزین شکار کنیم

سه شنبه, ۱۴ دی, ۱۳۹۵

22

روزنامه آرمان؛ ۱۲ دیماه ۱۳۹۵ – نگین باقری: مدتی است که جرایم شکار افرایش یافته و مسئولان درصددند به این وسیله میزان کشته شدن حیوانات را به حداقل برسانند. هومان خاکپور، کارشناس محیط‌زیست، درباره افزایش جرایم شکار حیوانات در گفت‌وگو با «آرمان» می‌گوید: ما نمی‌توانیم صرفا با افزایش جرایم شکار انتظار داشته باشیم که نرخ شکار پایین بیاید یا نرخ تنوع زیستی بالا برود. زمانی افزایش جرایم شکار می‌تواند موثر باشد که ما اقداماتی مثل معیشت جایگزین، مشارکت جوامع محلی و بحث فرهنگی را هم‌زمان با هم پیش ببریم.

با توجه به اینکه حیوانات نقش قابل توجی در محیط‌زیست کشور دارند، از نظر شما بهترین راه حفاظت از تنوع حیوانی کشور چیست؟

در بحث حفاظت از تنوع حیوانی نمی‌توانیم تنوع زیستی گیاهی را از آن جدا کنیم. در حال حاضر به صورت جدی بحث بهره برداری بی رویه از گیاهان مد نظر است و این بهره برداری به دو صورت اتفاق می‌افتد. گیاهانی که استفاده اقتصادی دارند مثل گیاهان خوراکی، دارویی و صنعتی و گیاهانی که بهره برداریشان توسط دام است، یعنی چرای بی‌رویه تنوع زیستی گیاهی را تهدید می‌کند. بنابراین راهکار این است که میزان وابستگی معیشتی دام‌ها را به طبیعت کم کرده و تعادل را بین توان تولیدی اکولوژی مراتع و میزان بهره‌برداری از آن برقرار کنیم. باید بهره برداری به شکلی باشد که طبیعت و مراتع قدرت زادآوری طبیعی را حفظ کنند و بتوانند خود احیایی داشته باشند و به این طریق پایداری و بهره برداری اصولی حفظ شود، اما اگر نوع بهره برداری از گیاهان طبیعی در راستا مصارف اقتصادی خوراکی، دارویی و صنعتی اتفاق بیفتد رویکرد خوبی است.

هر چند در آغاز راه هستیم و باید گام‌های زیادی برداریم تا به ترویج کشت گیاهان دارویی و خوراکی برسیم ولی اقتصادی کردن کشت این گونه گیاهان دارویی و خوراکی در مراتع و طبیعت باعث می‌شود فشار بهره برداری در عرصه‌های طبیعی کم شده و تنوع گیاهی حفظ شود. از طرف دیگر، کشت گیاهان دارویی باعث درآمدزایی اقتصادی می‌شود و تغییر معیشت، گسترش مشاغل سبز در بحث منابع طبیعی و تنوع زیستی را به همراه دارد. وقتی تنوع زیستی گیاهی و حیوانی را جدا می‌کنیم نگاه غلطی است، چرا که فقط در جنگل درخت می‌بینیم، در حالی‌که اکوسیستم طبیعی ما از مجموعه ای عوامل و اجزا تشکیل شده که حیوانات هم یکی از اجزای آن هستند و نمی‌توانیم تنوع زیستی جانوری را حفظ کنیم بدون اینکه به پایداری جنگل فکر کرده باشیم و همین‌طور بالعکس. برای مثال ما نمی‌توانیم سنجاب را حفظ کنیم و به فکر جنگل نباشیم. تنوع زیستی گیاهی و جانوری با هم ارتباط پیچیده ای دارند. نمی‌توان آنها را جدا و به صورت جزیره ای بررسی کرد و نسخه پیچید. باید نگاه جامع داشته باشیم و برای حفاظت از گیاهان و حیوانات تلاش کنیم.

یکی از عواملی که باعث می‌شود شکار غیرمجاز به وفور در کشور ما انجام شود این است که شکار کردن از دید شکارچی یک فرایند اقتصادی و به‌صرفه است. سازمان محیط‌زیست باید چه کار کند که شکار برای متخلف صرفه اقتصادی نداشته باشد؟

بحث شکار مهم‌ترین تهدید برای تنوع زیستی حیوانی است. ما اگر شکار را به عنوان دومین عامل بعد از تخریب زیستگاه در حوزه جانوری در نظر بگیریم ارتباط مستقیمی با از بین رفتن تنوع حیوانی دارد. اگر ما عامل شکار را در جامعه محلی ببینیم چطور می‌توانیم هم منافع جوامع محلی را تامین کرده و هم بحث حفاظت از تنوع زیستی را مدیریت کنیم؟ اگر ما عامل شکار را در جامعه محلی ببینیم باید یک نگاه به ماجرا داشته باشیم و اگر بحث سودجویی، لذت و تفریح جوامع شهری است باید نگاه دیگری داشته باشیم. در بحث جوامع محلی باید منافع اقتصادی از شکار اتفاق بیفتد و یک رویکرد جدید اقتصادی برای آن تعریف کنیم، یعنی با توجه به وضعیت نگران کننده تنوع زیستی حیوانی به جرات می‌توان گفت هیچ منطقه در کشور وجود ندارد که حیات وحش آن در حدی باشد که بتوان با شکار آنجا را مدیریت کرد. همه مناطق ما با کاهش حیات وحش مواجه هستند و نیاز به مراقبت شدید دارند.

هیچ جایی در کشور بر اساس اصول علمی مجاز به ترویج شکار نیست. در آینده ممکن است برای بهبودی در وضعیت تنوع زیستی شکار را به عنوان یکی از مولفه‌های اقتصادی در جوامع محلی در نظر بگیریم ولی در شرایط کنونی بهتر است به سمت رویکرد جایگزین برویم. به عبارت دیگر باید منفعت، زمینه مشارکت و تنوع زیستی را برای جوامع محلی تعریف و فراهم کنیم که یکی از آنها بحث ترویج گردشگری در حوزه جانوری است. باید مناطق حفاظت شده را با رویکرد گردشگری و سهیم کردن جامعه محلی جایگزین شکار حیوانات کنیم، یعنی باید بتوانیم با لذت بیداری حیوانات در مناطق حفاظت شده و روستاهای اطراف و با گسترش ظرفیت و ایجاد زیستگاه طبیعی گردشگری این جایگزینی را انجام دهیم. از سوی دیگر، لذت بردن از شکار و تیراندازی در شرایط کنونی نیاز به برخورد شدید فیزیکی دارد، گرچه حفاظت به زور سرنیزه نمی‌شود و ممانعت از حضور مردم جوامع محلی در بسیاری مواقع نتیجه عکس داده است، اما زمانی که بحث سودجویی از سر لذت شکار به میان می‌آید باید با روش فیزیکی شدید با متخلفان برخورد کنیم.

بر اساس مصوبه شماره ۳۸۰ شورای‌عالی محیط‌زیست با موضوع جرایم نقدی قابل پرداخت بابت ضرر و زیان وارده به محیط‌زیست ناشی از شکار و صید غیرمجاز جانوران وحشی، جریمه‌ شکار بسیاری از حیوانات در حال انقراض افزایش بسیاری داشته است. آیا افزایش جرایم مربوط به کشتن و صید حیوانات می‌‌تواند در زمینه کاهش شکار و کشتن حیواناتی مانند یوز و پلنگ و… که در معرض انقراضند موثر واقع شود؟

بحث برخورد یا مدیریت از حفاظت تنوع زیستی حیوانی یک بعدی و با یک مولفه نمی‌تواند اتفاق بیفتد. برای مثال پایه‌های یک میز باید همزمان در ساخت یک میز سهیم باشند. ما نمی‌توانیم صرفا با افزایش جرایم شکار انتظار داشته باشیم که نرخ شکار پایین بیاید یا نرخ تنوع زیستی بالا برود. زمانی افزایش جرایم شکاری می‌تواند موثر باشد که ما اقدامات موثر را مثل بحث معیشت جایگزین، مشارکت جوامع محلی و بحث فرهنگی را همزمان با هم پیش ببریم، وگرنه اگر به بقیه مولفه‌ها فکر نکنیم با افزایش جرایم شکار حیوانات نمی‌توانیم در بحث حفاظت از تنوع زیستی و حفظ حیات وحش موفق عمل کنیم.

جرایم نقدی مربوط به شکار و صید غیرمجاز حیات وحش بعد از دو سال تغییر کرد. بر اساس جدول جدیدی که سازمان حفاظت محیط ‌زیست اعلام کرده است جریمه شکار پلنگ ۱۶ برابر و جریمه شکار یوزپلنگ چهار برابر می‌‌شود. آیا به نظر شما افزایش این جرایم به علت ناتوانی در پرداخت باعث نمی‌شود که این قانون بازدارندگی خود را از دست بدهد؟

بهتر است وقتی به افزایش جرایم نگاه می‌کنیم به پیشینه آماری قبل هم نگاهی بیندازیم. عموما در شکارهای ما عامل اصلی شناسایی نمی‌شود که جریمه کم یا زیاد تاثیر داشته باشد. این اتفاق در حوزه جنگل هم همین طور است. برای مثال در بحث آتش سوزی فرض کنید که در یک سال اگر پنج‌هزار آتش سوزی در کشور اتفاق بیفتد، چند درصد از عاملان آن شناسایی می‌شوند؟ به جرات می‌گویم که شناسایی در حد صفر است. در بحث شکار حیواناتی مثل پلنگ هم عامل شکار شناسایی نمی‌شود. زمانی می‌توانیم راجع به میزان تاثیر جرایم حرف بزنیم که به لحاظ آماری عامل انسانی کشته‌شدگان حیات وحش شناسایی شده باشند. با وجود این، افزایش جریمه خود به خود نمی‌تواند کمک قابل توجهی داشته باشد.

تخریب محیط‌زیست با گردشگری

پنجشنبه, ۷ مهر, ۱۳۹۵

1111

آرمان امروز – نگین باقری: انگار برخی گردشگران در ایران به جنگ با محیط زیست می‌روند، چرا که ردپای آنان تا مدت‌ها دامن گیر طبیعت است. هومان خاکپور، کارشناس محیط زیست در رابطه با خسارت گردشگری بر محیط زیست در گفت‌وگو با «آرمان امروز» می‌گوید: حضور گردشگران برای مشاهده تنوع زیستی و جانوری است و بسیاری از کشورهای توسعه یافته به این نتیجه رسیده اند که وقتی گردشگر از طبیعت بر می‌گردد فقط باید ردپای او در طبیعت به جا مانده باشد، اما در ایران انواع ردهای تخریب در طبیعت از رهاسازی زباله گرفته تا تخریب پوشش گیاهی، منابع آب و خاک و انواع آلودگی دیده می‌شود.

رابطه گردشگری با محیط زیست را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

با توجه به اقلیم‌های متفاوتی که در طبیعت ایران وجود دارد از شمالی ترین مناطق کشورمان تا جنوبی ترین آن یا از غربی ترین تا شرقی ترین آن سرشار از تنوع زیستی است. همچنین برخی مناطق کشور ما به شدت کوهستانی هستند و به همین دلیل تنوع اقلیمی بالاتر می‌رود، تا جایی که گردشگری یکی از ظرفیت‌های بسیار مهم در حوزه اقتصاد و اشتغال کشور محسوب می‌شود. به عبارت دیگر می‌توانیم بگوییم گردشگری یک صندوق ذخیره ارزی برای هر کشوری است، هر چند متاسفانه مثل بسیاری از قسمت‌های دیگر ما هیچ برنامه مدون طولانی مدت و میان مدت برای بهره برداری از مزیت‌های نسبی طبیعی در کشور نداریم و حتی برنامه‌های کوتاه مدتی هم که در کشور ما در حوزه گردشگری طبیعی وجود دارند بیشتر خسارت زا هستند تا اینکه درآمدزا باشند، اما چاره ای نداریم جز اینکه به سمتی برویم تا هر چه زودتر از میزان خسارت‌ها کم کنیم.

آسیب‌های صنعت گردشگری به منابع طبیعی چیست و باید چگونه این وضعیت را ساماندهی کرد؟

معیشت‌هایی هستند که به صورت مستقیم به سرزمین تحمیل شده اند، یعنی جوامع بومی و محلی ظرفیت‌های اشتغال‌زایی در سایر حوزه‌ها را نداشته و به همین دلیل وابستگی به سرزمین به شدت بالا رفته است، به گونه ای که میزان بارگذاری معیشت‌ها بر عرصه‌های جنگلی بسیار بالاتر از توان تولیدی و تحمل این عرصه‌های طبیعی است. همچنین ظرفیت‌های طبیعی گردشگری تحت عنوان جنگل، تالاب، آبشار و چشمه در مکان‌های مختلف شناسایی شده اند که می‌توانند به شدت به اقتصاد کشور کمک کرده و تحولی را در وضعیت اقتصادی و معیشتی جوامع محلی ایجاد کنند، اما به دلیل اینکه ما برنامه نداریم تخریب با گردشگری در طبیعت ایجاد شده است، یعنی جامعه محلی با شرکت‌ها و نهادهایی که در حوزه گردشگری هستند، در حال رقابتند و فقط وضعیت تخریب را گسترش می‌دهند، به گونه ای که کمترین تعامل‌ها را بین جوامع محلی، نهادهای دولتی و غیردولتی مسئول و متولی در حوزه گردشگری شاهد هستیم. همچنین برای اینکه بتوانیم وضعیت گردشگری را ساماندهی کنیم باید از ظرفیت‌ها در راستای توسعه اقتصادی و کاهش عوامل تخریب به ویژه در بین جوامع محلی استفاده کنیم، یعنی در ابتدا باید انسجام سازمانی را بین دستگاه‌های دولتی و نهادهای غیردولتی در بخش گردشگری جوامع محلی ایجاد کرده و آموزش‌ها را از طریق نهاد‌های دولتی وغیردولتی به جوامع محلی منتقل کنیم، حتی باید زمینه اعتماد جوامع محلی فراهم شود و بعد از اعتماد سازی همه گروه‌ها در تعامل و حفظ منافع مشترک گام بردارند. ما در بحث گردشگری چند گروه مخاطب داریم که باید منافعشان تامین شود. اگر منافع یگ گروه را فدای گروه‌های دیگر کنیم در نهایت نمی‌توانیم به بهره برداری پایدار برسیم. این گروه‌ها می‌توانند شامل جوامع محلی در طبیعت، دستگاه‌های متولی، تشکل‌های غیردولتی فعال و تورهای گردشگری باشند. ما در شرایطی می‌توانیم به بهره برداری پایدار برسیم که صادقانه و منصفانه منافع حاصل از گردشگری را بین همه گروه‌ها توزیع کنیم. اگر این اتفاق را ایجاد کنیم و منفعت تقسیم شود، می‌توانیم امیدوار باشیم بهره برداری پایدار از مزیت‌های طبیعی انجام شده و گردشگری نه تنها منجر به تخریب عرصه‌های طبیعی کشور نمی‌شود، بلکه باعث ایجاد درآمد شده و به عنوان یکی از مهم‌ترین معیشت‌های جایگزین در بین جوامع ملی و بومی مطرح است.

به نظر شما باید چه تدابیری اندیشید تا گردشگری به محیط زیست ضربه نزند؟

یکی از راه‌های خردمندانه و بسیار خوب کاهش وابستگی به سرزمین که اتفاقا با سرمایه‌گذاری بسیار کم هم قابل اجراست این است که ما به سمتی برویم که معیشت‌های جایگزین را در حوزه گردشگری تعیین کرده و وابستگی‌های خسارت زا به حوزه‌های طبیعت را کاهش دهیم، یعنی بین توان تولیدی طبیعت و معیشت‌هایی که به صورت مستقیم به عرصه‌های طبیعی تحمیل شده اند به تعادل منطقی برسیم. همچنین یکی از مهم‌ترین راهکارهای جایگزین ظرفیت‌های گردشگری و طبیعتگردی هستند که خوشبختانه در اقصی نقاط کشور وضعیت اقلیمی و طبیعی مناطق از مزیت‌های نسبی گردشگری برخوردارند، اما نیاز به یک برنامه ریزی دارند که اگر برنامه و مدیریت وجود نداشته باشد این ظرفیت‌ها نه تنها هیچ کمکی به حفظ محیط زیست و کاهش وابستگی‌ها به طبیعت نمی‌کنند، بلکه گردشگری می‌تواند به عنوان یک عامل تخریب و تهدیده کننده خودش را نشان دهد. این در حالی است که در کشور برنامه ای برای بحث گردشگری نداریم و می‌بینیم حضور گردشگران در طبیعت باعث تخریب می‌شود، چون وضعیت مناطق در اثر بهره برداری تحت عنوان گردشگری طبیعی از بین می‌رود. از سوی دیگر، ما کمتر جایی از مناطق کشور را می‌توانیم سراغ بگیریم که ظرفیت‌های گردشگری اش شناسایی شده باشند و برای آن برنامه نیز داشته باشیم و اگر هم گردشگری برای آن مناطق اتفاق افتاده و رونق گرفته به تبع آن شاهد خسارت هم بوده ایم یا اینکه بهره برداری منطقی اصلا صورت نگرفته است. برای مثال یکی از مناطق برجسته کشور مناطق شمالی است که اکنون به شدت به دلیل گردشگری تهدید می‌شوند. به عبارتی دیگر این تهدیدها در حوزه رها سازی زباله و دست اندازی‌هایی در طبیعت، تغییر کاربری در جنگل‌ها و… اتفاق می‌افتد. البته بقیه مناطق کشور هم همین شرایط را دارند، به گونه ای که مناطق زاگرس وضعیتشان بدتر از مناطق شمال کشور است.

با توجه به خسارتی که صنعت گردشگری بر محیط زیست وارد کرده است، از نظر شما ریشه این کاستی‌ها چیست؟

خسارت‌هایی که در حوزه گردشگری ایران می‌بینم بر خلاف اصول علمی و پذیرفته شده در تمام دنیاست، چرا که حضور گردشگران برای مشاهده تنوع زیستی و جانوری است و بسیاری از کشورهای توسعه یافته به این نتیجه رسیده‌اند که وقتی گردشگر از طبیعت بر می‌گردد فقط باید ردپای او در طبیعت به جا مانده باشد، اما در ایران انواع ردهای تخریب در طبیعت از رهاسازی زباله گرفته تا تخریب پوشش گیاهی، منابع آب و خاک و انواع آلودگی دیده می‌شود و این مسائل به عنوان تهدید تنوع زیستی و جانوری محسوب می‌شود، تا جایی که به علت رهاسازی زباله در طبیعت، حیات وحش به شدت در معرض نابودی قرار گرفته است، چون در زمان‌هایی که گردشگران حضور ندارد حیات وحش از زباله‌های ریخته شده استفاده کرده و آسیب می‌بیند، حتی این مساله در مواردی منجر به مرگ حیات وحش نیز شده است. متاسفانه ما گردشگری مسئول گرایانه را ترویج نداده ایم که باعث شده گردشگران به فکر طبیعت نباشند، چون آگاه سازی در این زمینه صورت نگرفته است، حتی جامعه محلی هم که قرار است منتفع باشد به فکر طبیعت و پایداری آن نیست و متاسفانه چیزی که نصیب کشور شده فقط تخریب مازاد بر آن چیزی است که در طبیعت وجود داشته است که باید در این زمینه فکر اساسی کرد، چرا که محیط زیست امانتی در نزد ماست که باید آن را به آیندگان بسپاریم.

روخانه‌هایی که از بین رفتند، روستاهایی که تخلیه شدند و میراثی که تخریب شد

پنجشنبه, ۱۳ آذر, ۱۳۹۴

     خبرنگار روزنامه شهروند – شادی خوشکار – گزارش قابل تحسینی از سدهای پرحاشیه کشور و تبعات زیست‌محیطی آن‌ها تهیه کرده است که نگارنده هم در این گزارش از سدسازی و حال ناخوش کارون بزرگ گفته‌ام. شرح این گزارش که در شماره ۷۲۷ مورخ ۹ آذر ۱۳۹۴ روزنامه شهروند منتشر شده است را می‌توانید در اینجا بخوانید:

شهروند

     مسابقه شده است، مسابقه ساختن بزرگترین سدهای خاکی، بزرگترین سدهای بتنی. در کشور بی‌آبی که سفره‌های زیرزمینی‌اش از بین رفته‌اند، کشوری که تبخیر بالای آن آب‌های رو زمینی را می‌خشکاند و ٢۴ استان آن با مشکل کم‌آبی مواجه است. مسابقه است برای دولتمردان و بین استان‌ها که کار کدام‌شان کارستان‌تر است و حتی با خشک‌شدن دریاچه ارومیه و کم‌آب شدن کارون بزرگ نیز دست از سدسازی برنداشته‌اند. مسابقه‌ای که جنگل‌ها را ویران می‌کند، گونه‌های نادر جانوری و گیاهی را از بین می‌برد، چشمه‌ها و رودها را می‌خشکاند، خانه‌های مردم را زیر آب می‌برد و آنها را آواره روستاهای دیگر یا حاشیه‌نشین شهرها می‌کند. حالا دیگر تنها محیط‌زیست مطرح نیست، سدها امنیت اجتماعی و اقتصادی مردم را تهدید می‌کنند، زمین‌هایشان را می‌گیرند و منابع درآمدی‌شان بر آب می‌رود. در این گزارش به تعدادی از سدهای پرحاشیه و معضلاتی که ایجاد کرده‌اند، پرداخته‌ایم.

سد کارون ٣ و ۴ که روستاها را در آغوش گرفته

     دو سال می‌گذرد از زمانی که تعدادی از مردم روستاهای غرق‌شده در دریاچه سد کارون ٣ به سرنوشت روستاهایشان دچار شدند. یدک‌کشی که پس از ویران شدن جاده منتهی به روستا، مردم را از خانه‌هایشان به آن طرف دریاچه می‌رساند، تحمل مینی‌بوس را نداشت و جان ١٢نفر را گرفت. اما هنوز مردم این روستاها، آنهایی که مانده‌اند و کوچ نکرده‌اند به روستایی دیگر یا حاشیه‌نشین شهرها نشده‌اند، در دل این دریاچه گرفتارند. ١١سال یعنی از سال ١٣٨٣ می‌گذرد و هنوز وزارت نیرو تعهداتش را نسبت به مردم آن منطقه انجام نداده‌اند.

     این حرفی است که هومان خاکپور، کارشناس منابع طبیعی استان چهارمحال‌وبختیاری می‌گوید و ادامه می‌دهد: «با ساخت این سد همچنین یک‌سری از جاده‌های تاریخی کوچ عشایری که پیشینه فرهنگی مردم منطقه بود، از بین رفتند. اتفاقی که باعث شد نظام ایلی و کوچ عشایر با مشکلات جدی مواجه شده و روند طبیعی خود را از دست دهد. سرعت کوچ تغییر کرده و فاصله‌ای که باید دو ماهه طی می‌شد به ١٠روز تبدیل شد، در نتیجه دامداران سریع‌تر به مناطق ییلاقی می‌رسند و چرای زودهنگام باعث تخریب مراتع می‌شود. وزارت نیرو به جای جاده‌های دسترسی از بین رفته که نیاز به پل‌های بزرگ دارد، لنج‌های دسترسی گذاشته است که معمولا از صبح تا عصر رفت‌وآمد دارند و شب‌ها امکان تردد نیست.»

     او از کسانی می‌گوید که به دلیل نبود دسترسی هنگام بیماری جان خود را از دست می‌دهند: «یک‌بار در انتهای کارون ٣ عقرب بچه‌ای را در یکی از روستاها گزیده بود و قایقی نبود که او به درمانگاه منتقل شود و متاسفانه از بین رفت. متاسفانه وزارت نیرو به موقع به تعهدات خود عمل نکرد. امروز که بیش از ١٠سال از ساخت و آبگیری کارون ٣ می‌گذرد، بعضی از روستاها همچنان دچار مشکل تردد هستند. متاسفانه وقتی سدها ساخته می‌شوند، وزارت نیرو دیگر خیلی پیگیر تعهداتش نیست».

     یکی از افتخارات این سد، ایجاد فرصت‌های شغلی است که البته ساکنان روستاها سهمی از این مشاغل نداشته‌اند. سهم آنها گرفتارشدن میان دریاچه سد بوده و کوچ و حاشیه‌نشینی. سهم روستاییانی که تا پیش از ساختن سد، برق داشتند، حالا بی‌برقی و بی‌آبی است. اما مشکلات احداث این سد کافی نبود که در سال ١٣٩٠ سد کارون ۴ هم افتتاح شد. در سال ٩٢ گفتند این سد ترک خورده است اما حتی پیش از آن یعنی در زمان افتتاح بزرگترین سد بتنی دوقوسی برخی رسانه‌ها خبر از ترک‌ها داده بودند، ترک‌هایی که با تکنولوژی تزریق سیمان به چاه نفت برطرف شد.
خاکپور درباره سدی که قرار است یکی از مهم‌ترین قطب‌های گردشگری چهارمحال‌وبختیاری را در آینده فراهم کند، می‌گوید: «نمی‌توانیم به بهانه ایجاد ظرفیت گردشگری، شکل طبیعی منطقه را تخریب و برای اهالی مشکل ایجاد کنیم. این درحالی است که خود آن مناطق به لحاظ شرایط رودخانه‌ای و جنگلی ظرفیت گردشگری طبیعی و ارزشمندی دارند. جابه‌جایی‌هایی که پس از ساخت سد کارون ۴ اتفاق افتاده، اهالی را مجبور به حاشیه‌نشین‌شدن در شهرها کرد و معضلاتی را هم برای آنها و هم برای شهرنشینان از لحاظ اختلاف فرهنگی ایجاد کرد».

     پیمان یوسفی‌آذر از مدیران اسبق سازمان جنگل‌ها نیز درباره سدهای کارون ٣ و ۴ می‌گوید: «من تغییرات این مناطق را از نزدیک می‌دیدم و شاهد رودخانه‌های بی‌نظیری بودم که از بین رفتند و اهالی ۶۵ روستا که کوچ داده شدند. بعضی از ساکنان گریه می‌کردند و می‌گفتند آنها را از خانه‌هایشان بیرون کرده‌ و ریشه فرهنگی آبا و اجدادشان را گرفته‌اند. با مبالغی چون ٣٠-٢٠ میلیون که به آنها دادند، آنها را حاشیه‌نشین شهرها کردند. افراد مولدی که در زمین‌هایشان کار می‌کردند، حالا دستفروشی می‌کنند و این است دستاورد بزرگ سدسازی در کشور».

سد گتوند و چالش تپه نمکی

     رودخانه‌ای که زمانی تمدن‌های بزرگ را کنار خود جای داده بود، حالا با اوج سدسازی‌ها و تخریب‌های سدسازی مواجه است. رود کارون علاوه بر سدهای کارون ٣ و ۴، سدهای دیگری هم به خود دیده است که مهم‌ترین‌شان سد گتوند، از پروژه‌های تولید برق آبی است. سدهایی که هم خودشان پر نمی‌شوند و هم رودخانه را در سرشاخه با کاهش مواجه کرده‌اند. اما ماجرای سد گتوند به همین‌جا ختم نمی‌شود. سدی که ١۵ متر بالاتر از مکانی که پیش از انقلاب برایش درنظر گرفته شده بود، ساخته شد، تپه‌ نمکی گچساران را در دل خود جای داد و با وجود حایل تپه رسی، نمک حل‌شده در آب سد آن را به معضلی برای اکوسیستم و زمین‌های زراعی تبدیل کرد.

     شوری آب کارون یکی از مشکلاتی بود که آبگیری این سد به وجود آورد. همین مسأله باعث کاهش تولید و افزایش تلفات ماهی‌ها و زیان به آبزیان شد. ضمن این‌که یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های متمایزکننده خوزستان یعنی نخلستان‌ها، تحت‌تاثیر شورشدن آب کارون از بین رفتند. شوری آب کارون در اثر آبگیری سد، همچنین کشاورزی خوزستان و محصولاتی مانند گندم و نیشکر را با مشکل مواجه کرد و انگیزه کشاورزان را برای کشت از بین برد.

     به زیر آب رفتن یا متأثر شدن ٢۶ روستا در اثر آبگیری این سد نیز از تبعاتی بود که به‌طور مستقیم بر مردم روستاهای منطقه گذاشت. گتوند سدی است که بین کارشناسان محیط‌زیست به نمونه مهمی از سوءمدیریت در حوزه محیط‌زیست تبدیل شده است. محسن حیدری، حقوقدان و فعال محیط‌زیست درباره تبعات انسانی احداث این سد نیز می‌گوید: «در قیمت‌گذاری اراضی روستاییان و عشایر پشت سد گتوند شاهد عدم توجه به ویژگی‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی هستیم، به‌گونه‌ای که بهای پراخت‌شده به روستاییان و عشایر ساکن در حوزه مخزن سد، توان معادل‌سازی زندگی آنان را نداشت و کاملا آشکار بود که این افراد هرگز موفق به آغاز یک زندگی انسانی جدید در نقطه‌ای دیگر نخواهند شد و در جریان این جابه‌جایی و به علت قیمت ناعادلانه زمین‌هایشان، فکری برای توانمندسازی آنان نمی‌شود و کرامت انسانی آنها پایمال می‌شود و با تبدیل‌شدن از یک دامدار عشایری به یک کشاورز یکجانشین، یا تبدیل‌شدن از یک کشاورز روستایی به یک حاشیه‌نشین شهری، از بخش عمده حقوق انسانی خود محروم می‌شوند. مردم زیر بار این نوع قیمت‌گذاری ظالمانه نرفتند.

     مسئولان وزرات نیرو بدون این‌که تملک اراضی برخی روستاهای واقع در مخزن سد گتوند را انجام دهند، در روز پنجم خرداد ١٣٩١ فاز اول نیروگاه سد گتوند علیا را افتتاح کردند و وزارت نیرو برای مجبورکردن اهالی به انجام معامله، در گرمای توانفرسای تابستان خوزستان، برق و آبرسانی به این روستا را قطع و کابل‌های برق را جمع‌آوری کرد و حتی با نصب موانع فیزیکی جاده روستاها را مسدود کرد تا با استفاده از گرمای توانفرسای خوزستان و محاصره همه‌جانبه و قطع کامل امکانات، اهالی را مجبور به فروش اراضی خود و انجام معامله کند».

سد خرسان ٣ و آبشار آتشگاه

     خرسان ٣، یکی از سدهایی است که احداث آن با مخالفت جدی سازمان محیط‌زیست رو به‌رو است، اگرچه عملیات ساخت آن ادامه دارد. این‌بار استان کهگیلویه و بویر احمد است که بخشی از روستاهایش در آب غرق می‌شوند و همچنین آبشار آتشگاه و چندین بقعه و امامزاده به آب می‌رود.
هومان خاکپور نیز از به هم‌خوردن اکوسیستم رودخانه‌های پایین‌دست این سد می‌گوید: «در مواردی که رودخانه‌ها به تالاب منتهی شوند، آن تالاب‌ها هم به سمت خشکی می‌روند. عمدتا تالاب‌هایی که رودخانه داشتند و رویشان سد ایجاد شده در معرض خطر خشکی‌اند. یکی از خسارت‌های خیلی جدی سدها حقابه زیست در پایین‌دست رودخانه است که رعایت نمی‌شود. مشکلی که بین دو دستگاه وزارت نیرو و سازمان محیط‌زیست ایجاد شده همین است. وزارت نیرو می‌گوید براساس مطالعاتی که انجام دادیم، حقابه را در خروجی سد تحویل می‌دهیم و این‌که حقابه در طول مسیر صرف کشاورزی یا صنعت می‌شود و به تالاب نمی‌رسد، به گردن محیط‌زیست می‌اندازد. از آن طرف محیط‌زیست مدعی است که نظارت بر بهره‌برداری از آب‌ها به عهده وزارت نیرو است و این وزارت باید رصد کند که کشاورزی و صنعت به اندازه حق پروانه‌شان بهره‌برداری کنند. نهایت این ماجرا اکوسیستم رودخانه و تالاب‌هاست که از بین می‌رود.»

     زیرآب رفتن ٢۴٠٠ رویشگاه جنگلی و مرتعی در استان‌های چهارمحال‌وبختیاری و کهگیلویه و بویراحمد از نتایج دیگر این سد است. رویشگاه‌هایی که مناطق ارزشمند و حفاظت‌شده دنا را هم دربردارند. خاکپور می‌گوید: «افزایش تردد افراد برای حیات‌وحش خطرآفرین است، زیرا حاشیه امنیت برای شکارچیان و حاشیه خطر برای حیات‌وحش ایجاد می‌شود، همچنین این سد یکی از زیباترین آبشارهای منطقه را که طولانی‌ترین آبشار ایران به لحاظ مسافت و طول پلکانی است، یعنی آبشار آتشگاه را از بین می‌برد. دریاچه سد راه‌های دسترسی به ظرفیت‌های گردشگری را از بین می‌برد. در توجیه این انتقاد می‌گویند ما در آینده اسکله می‌سازیم که مردم از طریق آن به بازدید این آبشار بروند ولی کافی است بضاعت ناچیز گردشگری‌مان را در نظر بگیریم که حتی از ساخت سرویس بهداشتی عاجز است تا بدانیم که این پاسخ توهم و رویا است. ضمن این‌که مسائل امنیتی حول سدهای برق‌آبی امکان چنین ساخت‌وسازی را زیر سوال می‌برد».

     اما اصراری که بر روند سدسازی در کشور وجود ندارد، انگار هیچ‌کدام از این مشکلات را نمی‌بیند. همان‌گونه که مطالعات سدهای خرسان ١ و ٢ نیز در کنار سد خرسان ٣ انجام و به گفته خاکپور تجهیز کارگاه شده‌اند و جاده‌های رسیدن به آن هم ساخته شده است. او می‌گوید: «در شرایطی که آب نداریم، ساختن این سدها چه سود و توجیه اقتصادی می‌تواند داشته باشد. پس از ساخت این سدها با آثار جدی مهاجرت و کوچ اجباری مواجهیم. اهالی ١۶روستا در کهگیلویه و بویراحمد و ٨روستا در چهارمحال‌وبختیاری آواره شده‌اند.» نبودن مطالعات اقتصادی و اجتماعی و برنامه اسکان مجدد و معیشت این افراد آنها را نیز حاشیه‌نشین شهرها می‌کند.

یک قدم تا رویش لاله‌های واژگون / باز یاد برنامه‌ریزی می‌افتیم!نه؟

سه شنبه, ۱۹ فروردین, ۱۳۹۴

    در آستانه رویش لاله‌های واژگون فصل بازدید طبیعت گردان و گردشگران از رویشگاه‌های زیبای لاله‌های واژگون در چهارمحال و بختیاری و دیگر کوهستان‌های زاگرس، گفتگویی را با خبرگزاری مهر انجام داده‌ام که در زیر با خوانندگان فرهیخته طبیعت بختیاری به اشتراک می‌گذارم:

لاله

شهرکرد خبرگزاری مهر؛ بوته های لاله های واژگون بزرگترین دشت لاله های واژگون کشور سبز شده و شماره معکوس برای شکوفایی لاله ها و قرمز شدن این دشت آغاز شده است. چهارمحال و بختیاری دارای گسترده ترین دشت لاله های واژگون است که شمارش معکوس برای رویش این لاله های آغاز شده است. دشت لاله های واژگون چهار محال وبختیاری در ۱۲ کیلومتری چلگرد و درنزدیکی روستای بنواستکی از توابع شهرستان کوهرنگ واقع شده است. به دلیل وسعت زیاد(سه هزار و ۴۰۰ هکتار)، پوشش گیاهی بسیار زیبا و ارزشمند، لاله های واژگون (اشک مریم) در دو نوع قرمز و زرد و نیز نزدیکی به دیگر جاذبه های قطب سیاحتی کوهرنگ، این منطقه تفرجگاه بسیار مناسبی محسوب می شود.

     زمان رویش و شکفتن لاله های واژگون در این دشت از اواسط فروردین ماه شروع و تا اواخر اردیبهشت ادامه خواهد داشت و این گل در مناطق صخره ای و سنگلاخی می روید و حتی تا ۱۰ هزار شاخه از آن در یک دشت قابل مشاهده است. هم اکنون بوته لاله های واژگون رشد کرده و زمان اندکی تا لاله دادن این گل های زیبا باقی نمانده است و مسافرانی که قصد مشاهده این لاله های واژگون را دارند باید هرچه سریعتر برای سفر خود برنامه ریزی کنند. گرم شدن هوا تاثیر بالایی در شکوفا شدن زودتر این لاله های این دشت دارد. دستگاه های مرتبط حفاظتی باید برنامه ریزی خود را در راستای حفاظت از این لاله های انجام دهند تا امسال شاهد خسارت کمتری به این لاله های واژگون باشیم.

طی سال های گذشته روند تخریب رویشگاه این لاله ها شدت گرفته است

نایب رئیس انجمن محیط زیستی تسنیم در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: لاله های واژگون گونه نادری است که در حال انقراض قرار گرفته است.

هومان خاکپور ادامه داد: زیبایی این لاله واژگون به حدی است که هر کسی را مجذوب خود می کند و طی سال های گذشته روند تخریب رویشگاه این لاله ها شدت گرفته است.

وی افزود: هر ساله شاهد هستیم که با رویش لاله های واژگون مسافران بسیاری از مناطق مختلف کشور به منطقه می آیند و صدمان بسیاری در پی ناآگاهی آنها به رویشگاه این لاله ها وارد می کنند.

وی اذعان داشت: آمارهای گرفته شده در ۱۰سال گذشته نشان دهنده کاهش تراکم لاله های واژگون در منطقه کوهرنگ بوده است و هر سال لاله ها نسب به سال قبل آن کمتر شده است.

خاکپور گفت: هر ساله لاله های بسیاری توسط گردشگران ریشه کن و نابود شده است. در اختیار قرار دادن پیاز لاله واژگون و آموزش کاشت آن تاثیر بالایی در کاهش ریشه کنی لاله ها توسط گردشگران برای رسیدن به پیاز لاله در دشت دارد و راهکاری مهم برای جلوگیری از روند تخریب دشت دارد. وی با اشاره به راهکارها برای حفاظت از دشت لاله های واژگون ادامه داد: جلویگیری از ورود خودرو به داخل دشت ضرورت دارد و این اقدام موجب می شود کسانی که واقعا طبیعت دوست هستند وارد دشت می شود و این افراد با پای پیاده برای دیدن زیبایی طبیعت لاله ها وارد شوند و این اقدام تاثیر بالایی در جلوگیری از ریشه کنی لاله ها دارد.

نایب رئیس انجمن محیط زیستی تسنیم ادامه داد: یکی از راهکار های مهم برای جلوگیری از ریشه کنی لاله ها توزیع پیاز لاله واژگون در ورودی دشت به مسافران و گردشگران است.

وی اذعان داشت: در اختیار قرار دادن پیاز لاله واژگون و آموزش کاشت آن تاثیر بالایی در کاهش ریشه کنی لاله ها توسط گردشگران برای رسیدن به پیاز لاله در دشت دارد و راهکاری مهم برای جلوگیری از روند تخریب دشت دارد.

این فعال محیط زیست ادامه داد: با توجه به اینکه تولید پیاز لاله کاری سخت و زمان بر است و هزینه بالایی دارد و بخش خصوصی کمتر رغبت به این کار دارد ضرورت دارد که دولت در راستای حفاظت از این گونه یارانه ای برای تولید پیاز لاله واژگون اختصاص دهد تا بخش خصوص در این حوزه وارد شود.

دشت لاله های واژگون کوهرنگ به علت وسعت بسیار زیاد مهمترین رویشگاه لاله های واژگون کشور است

مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان چهارمحال و بختیاری در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: دشت لاله های واژگون به علت وسعت بسیار زیاد مهمترین رویشگاه لاله های واژگون در استان و کشور است که سالانه مسافران بسیاری از این منطقه دیدن می کنند.

بهمن عسگری سوادجانی گفت: این دشت در نزدیکی شهر چلگرد مرکز شهرستان کوهرنگ است.

وی گفت: زمانی اندکی تا رویش لاله های واژگون استان چهارمحال و بختیاری باقی مانده است و علاقه مندانی که قصد مشاهده این لاله های زیبا را دارند باید برای سفر خود برنامه ریزی کنند.

وی اظهار داشت: دشت لاله های واژگون همه ساله یکی از پر بازدید ترین منطقه ها توسط مسافران و گردشگران در چهارمحال و بختیاری است

مشاهده نشانه های حیات دوباره در تالاب گندمان/ بازگشت پرندگان مهاجر تالاب گندمان

شنبه, ۲۴ آبان, ۱۳۹۳

     بدون‌شک پرنده‌نگری یکی از ظرفیت‌های ارزشمند اشتغال‌زایی و درآمدزایی برای جوامع محلی و بومی تالاب گندمان بوده که انجمن محیط زیستی تسنیم درصدد است با همکاری اداره کل حفاظت محیط‌زیست استان چهارمحال و بختیاری این ظرفیت بالقوه کم‌نظیر را به یک فرصت بالفعل برای ایجاد معیشت‌های پایداری تبدیل کند.

     برای اعمال مدیریت جامع زیست بومی در این تالاب ارزشمند، مشارکت جوامع محلی و بومی منطقه الزامی است. آموزش و همسوسازی اهالی و تمامی نهادهای دولتی و غیردولتی مؤثر در منطقه زمینه‌های اشتیاق بهره‌برداران برای مشارکت در مدیریت جامع زیست بومی و بهره‌برداری خردمندانه و پایدار از مواهب این تالاب را فراهم می‌کند. تلاش همکاران نگارنده در انجمن تسنیم این است تا با افزایش دانایی‌ها و توان‌افزایی در منطقه، معیشت‌های ناپایدار و خسارت‌زای فعلی که تنوع زیستی تالاب را تهدید کرده و روند خشکی آن را شدت بخشیده است، به معیشت‌های پایدار و خردمندانه که ضمن افزایش درآمد جوامع محلی و بومی منجر به حفاظت از تالاب هم می‌گردد، تغییر داده شوند.

     گفتگوی نگارنده و مدیرکل حفاظت محیط‌زیست چهارمحال و بختیاری با خبرنگار خبرگزاری مهر را می‌توانید در زیر بخوانید:

گندمان

     محمدرضا موسوی- خبرگزاری مهر: بارش های قابل توجه باران و پایین رفتن بهره برداری از چاه های کشاورزی اطراف تالاب گندمان موجب جمع شدن آب در سطح این تالاب و حضور دوباره پرندگان مهاجر بعد از چند سال خشکسالی این تالاب شد.
به گزارش خبرنگار مهر، تالاب گندمان در استان چهار محال و بختیاری و در نزدیکی شهر گندمان از توابع شهرستان بروجن قرار دارد.

     این تالاب که به عنوان زیستگاهی با ارزش در میان ۱۰۵ زیستگاه مهم پرندگان در ایران شناسایی شده، در شمار زیباترین تالاب‌های کشور و یکی از مهمترین کانون‌های گردشگری چهارمحال بختیاری محسوب می شد و زیستگاهی منحصر به فرد برای زمستان گذرانی و تخمگذاری پرندگان مهاجر و اسکان دائم پرندگان بومی بود که قریب به ۱۵ گونه پرنده بومی و قریب به ۳۰ گونه پرنده مهاجر نواحی سردسیر شمالی با جمعیت‌ زیاد، انواع مارها و قورباغه‌ها و لاک‌پشت‌ها و پستانداران و ماهی ها را در خود جای می داد.

     چند سالی است که خشکسالی و بهره برداری بیش از اندازه از چاه های کشاورزی در محدوده این تالاب ارزشمند موجب خشک شدن قسمت وسیعی از این تالاب و تبدیل بخش قابل توجهی از آن به مرغزار شده است که معمولاً به عنوان مرتع غنی برای چرای احشام محسوب شده و گله های گسترده گوسفند و دام وارد این مرغزار می شوند. در این چند سال نبود آب در سطح تالاب و ورود دام موجب سلب آرامش برای موجودات زنده این تالاب شده بود و زندگی را برای موجودات و پرندگان با مشکل مواجه کرده بود. خوشبختانه بارندگی های قابل توجهی که طی یک ماه گذشته در منطقه تالاب داشتیم نقش مهمی در آبگیری تالاب داشت و زندگی دوباره را به این تالاب بازگرداننده است.

     با آمدن فصل سرما کشاورزی در استان چهارمحال و بختیاری تعطیل می شود و تا بهار سال آینده خبری از صدای موتور چاه های آب کشاورزی نیست. در اطراف تالاب گندمان چاه های آب مختلف زیادی حفر شده است که به گفته کارشناسان یکی از مهمترین عامل های اصلی خشکی تالاب گندمان همین چاه های آب کشاورزی هستند که آب زیر زمینی تالاب را می کشند و موجب خشکی تالاب می شوند. در این رابطه تعطیل شدن چاه های آب کشاورزی در کنار بارش باران موجب بازگشت دوباره زندگی به تالاب شده و سطح تالاب را آب فرا گرفته است. یکی از اقدامات خوب که توسط سازمان مربوطه از جمله محیط زیست انجام شد احداث یک بند خاکی بود که از خروج آب از سطح تالاب جلوگیری می کند و همین امر نیز در احیا تالاب نقش مهمی را ایفا کرد.

     نایب رئیس انجمن محیط زیستی تسنیم در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: یکی از مهمترین چالش هایی که تالاب های کشور از جمله تالاب گندمان را با مشکل مواجه کرده است کم آبی است.

     هومان خاکپور اذعان داشت: عدم رعایت حق آبه ها چه رودخانه ها و چه چشمه ها و بهره برداری از چاه های کشاورزی اطراف تالاب گندمان موجب خشک شدن این تالاب شده است. وی اذعان داشت: پایین رفتن سطح آب های زیر زمینی تالاب گندمان در پی بهره برداری از چاه های کشاورزی منطقه تالاب را در مسیر خشک شدن کامل قرار داده بود.

     نایب رئیس انجمن محیط زیستی تسنیم گفت: کم شدن آب تالاب و بهم خوردن تعادل اکوسیستم تالاب شرایط را برای زندگی جانوران و پرندگان تالاب بسیار سخت کرده بود. خاکپور گفت: در این موقع سال سطح برداشت آب های کشاورزی بسیار پایین می آید و از طرفی بارش های خوب در منطقه موجب مشاهده نشانه های حیات دوباره در تالاب گندمان شده است.

    وی اذعان داشت: یکی دیگر از اقداماتی که موجب احیای تالاب گندمان شده است احداث یک بند خاکی است که از خروج آب تالاب جلوگیری کرده است و موجب شده است آب بخش اعظمی از سطح تالاب را فرا گیرد. این کارشناس منابع طبیعی و محیط زیست یادآور شد: وجود آب در سطح تالاب موجب حضور پرندگان برای گذران فصل زمستان در این تالاب شده است. وی گفت: باید با نگاه جامع تر و توجه بیشتر به تالاب گندمان پرداخته شود.

۹۰ درصد تالاب گندمان آب گیری شد

     رئیس محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری نیز در این خصوص به خبرنگار مهر گفت: بارش های قابل توجه یک ماه گذشته نقش مهمی در احیای تالاب داشت و سطح وسیعی از تالاب را آب فرا گرفته است.

     شهرام احمدی اذعان داشت: هم اکنون حدود ۹۰ درصد تالاب گندمان آب گیری شد و پرندگان مهاجر به این منطقه بازگشتند.
وی بیان کرد: محیط زیست در راستای احیای تالاب اقدامات قابل توجهی از جمله احداث بند خاکی انجام داده است که این مهم نقش مهمی در جمع شدن آب در سطح تالاب داشته است. وی یاداور شد: باید همه از جمله سازمانهای مختلف، اهالی شهر گندمان، کشاورزان، محققان و… دست به دست هم بدهیم و در راستای حفاظت از این تالاب بکوشیم چرا که این تالاب سرمایه بزرگ برای منطقه و استان به شمار می رود.

رویشگاه‌های لاله واژگون در زاگرس در معرض نابودی قرار دارند

پنجشنبه, ۴ اردیبهشت, ۱۳۹۳

     ضعف امکانات سخت‌افزاری نهادهای متولی و خلاء‌های قانونی به‌‍‌همراه عدم توجه سزاوار به مباحث آموزشی و فرهنگ طبیعت‌گردی سبب شده است تا متأسفانه روند سودجویی‌های طبیعت‌ستیزانه با خرید و فروش لاله‌های واژگون در کلان شهرها به‌طرز نگران‌کننده‌ای شتاب گرفته و به‌عنوان یک عامل انسانی بیشترین نقش تخریبی را در رویشگاه‌های در معرض خطر زاگرس به‌خود اختصاص دهد.

     در همین زمینه با خبرنگار خبرگزاری میراث فرهنگی(CHN) گفتگویی داشته‌ام که می‌توانید مشروح آن‌را در زیر بخوانید:

لاله واژگون

لاله های واژگون قربانی ضعف قانون

     نگار حسینی – خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه محیط زیست؛ سال های سال است که گردشگران رویشگاه های لاله واژگون در اقصی نقاط زاگرس گل را می چینند. این مورد چندان منفی نیست اما موردی که در سه چهار سال اخیر به عنوان تهدیدی برای این رویشگاه ها بوده، فروش این گل ها در مقیاس وسیع است. بهار، فصل لاله های واژگون است. این گل های قرمز گردشگران زیادی را به بخش های مختلف زاگرس می کشانند. با این حال در سال های اخیر و با رواج پدیده خرید و فروش این گل ها، رویشگاه های لاله واژگون در معرض تهدید و نابودی قرار گرفته است.

     در سال های اخیر و در اردیبهشت ماه کمتر نقطه ای از رویشگاه های لاله واژگون می توان یافت که گل ها بابت فروش قلع و قمع نشده باشند. با این همه و با همه هشدارهایی که در این باره داده می شود، امسال هم بسیاری در کار فروش لاله واژگون اند.

     «هومان خاکپور»، دیده بان طبیعت بختیاری در گفت و گو با CHN در پاسخ به این پرسش که چرا تمهیدی برای جلوگیری از خرید و فروش لاله های واژگون اتخاذ نمی شود، گفت: «لاله های واژگون در بسیاری از نقاط زاگرس به لحاظ اکوتوریستی گونه ای ارزشمند است و از آن جا که به لحاظ علوفه ای ارزشی ندارد، دستگاه های متولی برنامه ای مدون برای حفاظت جدی از این گونه ندارند.»

     خاکپور در مورد آن چه در سال های اخیر در این رویشگاه ها رخ داده است، گفت: «پیش از این گردشگران لاله ها را می کندند و این کمتر به رویشگاه ها آسیب می زد اما با رواج خرید و فروش لاله های واژگون تخریب رویشگاه ها و افت کیفی آن ها قابل مشاهده است.»

     اما چرا امکان حفاظت از سوی دستگاه های متولی وجود ندارد؟ خاکپور در این باره گفت: «هیچ قانونی در مورد حمل و فروش لاله های واژگون وجود ندارد و از آن جا که تنها قانون در این مورد، کندن لاله ها را منع کرده است، نمی توان با عوامل حمل و فروش آن ها برخورد قانونی کرد.»

     خاکپور در مورد این که تاثیر کندن و فروش گسترده لاله های واژگون در سرتاسر زاگرس بر رویشگاه های این گونه چیست، گفت: «این گل ها دوره کوتاهی از اواخر فروردین تا اواخر اردیبهشت شکوفا هستند و بعد از آن دوره بذردهی آن هاست. بنابراین هنگامی که گل ها چیده و از منطقه خارج می شوند امکان بذردهی وجود ندارد.»  به گفته او اثرات تخریبی خرید و فروش را می توان بر وسعت رویشگاه های لاله واژگون و کیفیت رویشگاه ها به سادگی مشاهده کرد.

     او در مورد این که چه تمهیدی می توان برای نجات این رویشگاه ها اندیشید، گفت: «مهم ترین اقدام ممکن، مشارکت جوامع محلی در حفاظت از این زیستگاه هاست به این صورت که خود آن ها در مورد ارزش این رویشگاه ها توجیه باشند و به گردشگران و سودجویان اجازه کندن آن ها را ندهند.»

اقدام تحسین‌برانگیز اهالی بام ایران در روز طبیعت

پنجشنبه, ۱۴ فروردین, ۱۳۹۳

     همان‌طور که آگاهی دارید در آئین نوروز، سیزدهمین روز از فروردین؛ روز طبیعت نام نهاده شده است. هرچند انتظار است در این آیین کهن، فرهنگ آشتی و احترام به طبیعت به‌نمایش گذاشته شود اما متأسفانه در سال‌های اخیر شاهد هستیم که در این روز به جای صلح و آشتی، جنگ و قهر خود با طبیعت را به نمایش می‌گذاریم و بیشترین خسارت‌ها را به محیط زیست طبیعی‌مان وارد می‌کنیم! زباله‌ها در طبیعت رها می‌شوند و با پرتاب سبزه‌های هفت‌سین مناظر نازیبایی را در خیابان‌ها و جاده‌های ورودی شهرها به‌نمایش گذاشته می‌شود.

     از این رو، همواره روز طبیعت – ۱۳ فروردین – به یکی از نگرانی‌های جدی بسیاری از دوستداران طبیعت مبدل شده است. خوشبختانه امسال اعضای پرتلاش انجمن محیط زیستی تسنیم با همکاری جمعیت هلال احمر، شهرداری، میراث فرهنگی و گردشگری، حفاظت محیط زیست و منابع طبیعی منطقه دست به ابتکاری جالب زده‌اند و در این روز طرح‌هایی را برای جمع‌آوری سبزه‌های هفت‌سین و بازگرداندن زباله‌ها به مرحله اجرا درآوردند.

انجمن محیط زیستی تسنیم با کمک شهرداری، اعضای جمعیت هلال احمر، اداره میراث فرهنگی و گردشگری و ادارات کل محیط زیست و منابع طبیعی استان چهارمحال و بختیاری در یک اقدام برنامه‌ریزی شده، کیسه‌هایی برای جمع‌آوری و حمل زباله در اختیار طبیعت‌گردان قرار دادند و آنان را تشویق کردند تا این کیسه‌های پر شده از زباله‌های خود را در طبیعت رها نکنند و بلیط‌های رایگانی را که اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان تهیه کرده بود، در اختیار خانوارهایی قرار دادند که زباله‌های خود را در طبیعت رها نکرده و به مراکز تدارک دیده شده در ورودی شهر تحویل دادند. این برنامه در قالب طرح “یک کیسه زباله یک هدیه” در ورودی‌های شهر بروجن به اجرا درآمد.

IMG_0274IMG_02862014-04-02-4192014-04-02-414IMG_0338

افزون بر این طرح، از شهروندان خواستند که سبزه‌های هفت‌سین خود را در محل‌های تدارک دیده شده در میادین شهر تحویل دهند و یک هدیه دریافت دارند. این برنامه که با استقبال چشمگیر شهروندان بروجنی و مسافرین سیزده‌بدر نیز روبرو شده بود تحت عنوان طرح “یک سبزه یک هدیه” به نمایش گذاشته شد.

IMG_0281IMG_0297IMG_03302014-04-02-410

     نگارنده نیز به سهم خود تلاش‌های بی‌منت دوستان فرهیخته‌ام در انجمن محیط زیستی تسنیم و همراهان فهیم و مسئولیت‌شناس‌مان در جمعیت هلال احمر و شهرداری بروجن را ارج نهاده و با این امید که در سال ۱۳۹۳ شاهد نهادینه شدن موازین محیط زیستی در فرهنگ و آیین‌های کهن مردمان جامعه ایرانی باشیم، بهترین‌ها را برای همه دوستداران طبیعت و محیط زیست ایران‌زمین آرزو دارم.

در همین رابطه:

– مهار بیابان‌زایی: کار بزرگ مردمان یک شهر کوچک در سیزده‌بدر

– خبرگزاری مهر: برگزاری طرح “یک کیسه زباله ؛ یک هدیه” در چهارمحال و بختیاری/ اهدای بلیط رایگان بازدید از موزه ها

خطری در کمین دشت لاله‌های واژگون کوهرنگ

یکشنبه, ۱۸ فروردین, ۱۳۹۲

ورود خودرو به دشت لاله‌های واژگون کوهرنگ

     دشت ۷۰۰ هکتاری لاله‌های واژگون در کوهرنگ استان چهارمحال و بختیاری؛ یکی از معروف‌ترین رویشگاه‌های این گل‌های سرنگون در کشور است که عموما” در اواخر فروردین و اردیبهشت‌ماه با ایجاد مناظر زیبا و سحرانگیز بهاری، میزبان هزاران گردشگر از اهالی منطقه و استان‌های هم‌جوار می‌شود.

     در گذشته به‌لحاظ کارکرد مرتعی که برای این منطقه تعریف شده بود، تمامی برنامه‌های مدیریتی پیش‌بینی شده بر بنیاد تولید علوفه و استفاده دام از منطقه بوده و مباحث گردشگری جایگاه چندانی در برنامه‌ریزی‌های منطقه نداشته است. اما در سال‌های اخیر به‌لحاظ کارکرد جدیدی که برای این منطقه تعریف شد و در شمار مهمترین ظرفیت‌های گردشگری طبیعی استان قرار گرفت، در حال حاضر در اردیبهشت‌ماه روزانه پذیرای تا حدود ۲۰ هزار گردشگر از مناطق مختلف کشور می‌شود ولیکن شوربختانه آماده نکردن زیرساخت‌های لازم برای این بارگذاری و انفعال دستگاه‌های متولی مانند سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، منابع طبیعی، حفاظت محیط‌زیست و فرمانداری منطقه ؛ سبب شده است که هر ساله روند کاهش شادابی، تجدید حیات طبیعی و تراکم لاله‌ها شدت یابد.

     نبود مدیریت منسجم و کمبود امکانات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری به‌‍‌همراه عدم توجه سزاوار به مباحث آموزشی و فرهنگ طبیعت‌گردی سبب شد تا روند چیده شدن گل‌ها به همراه سایر گیاهان دارویی‌خوراکی و خارج کردن غده و پیاز آن‌‌ها از داخل خاک توسط برخی از بازدیدکنندگان ناآگاه، به‌طرز نگران کننده‌ای شتاب گرفته و به‌عنوان یک عامل انسانی بیشترین نقش تخریبی را به‌خود اختصاص دهد. بدون‌شک ورود خودرو به دشت که حتی در تعطیلات پایان هفته به حدود ۵ هزار خودرو در روز هم می‌رسد و توقف‌های طولانی مدت، اضافه‌بر اینکه میزان آسیب رسانی و تخریب لاله‌ها را افزایش می‌دهد، باعث آلودگی دیداری منطقه و کاهش جذابیت‌های دیداری این جاذبه گردشگری کم‌همتا می‌شود.

ترددهای غیرضروری در دشت

     به‌هرحال به‌نظر می‌رسد راهکار کوتاه‌مدت مهار و مقابله با خطرات نابودی این دشت ارزشمند و کم‌همتا، همکاری مسئولانه تمامی نهادهای متولی مانند سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، منابع طبیعی، حفاظت محیط‌زیست، فرمانداری و نیروی انتظامی منطقه در ممانعت جدی از ورود خودرو به دشت و ساماندهی گردشگران و در درازمدت انجام مطالعه، برنامه‌ریزی و تأسیس زیر ساخت‌های لازم با بهره‌گیری از ظرفیت‌ها و توانمندی‌های بخش خصوصی و جوامع محلی منطقه باشد.

     اضافه بر این اقدامات کوتاه‌مدت و درازمدت؛ راهکار تولید و تکثیر پیازهای لاله‌های واژگون توسط بخش خصوصی و فروش این پیازها با قیمت مناسب در ورودی دشت می‌تواند در کاهش کندن لاله‌ها و خارج‌کردن پیاز آن‌ها از خاک بسیار مؤثر باشد.

می‌توانید مصاحبه نگارنده با خبرگزاری مهر را نیز در اینجا بخوانید.

گزارش نشست هم‌اندیشی تالاب‌ها در گندمان

شنبه, ۲۱ بهمن, ۱۳۹۱

نخستین نشست هم‌اندیشی تالاب‌های بام ایران - گندمان 18 بهمن 91

     روز چهارشنبه ۱۸ بهمن‌ماه، گندمان میزبان نخستین نشست هم‌اندیشی یک‌روزه تالاب‌های استان بود که به همت انجمن محیط‌زیستی تسنیم بروجن و همکاری بخشداری گندمان برگزار شد. بیش از یک‌صد نفر از اعضای شوراهای اسلامی و دهیاران به‌عنوان نمایندگان جوامع محلی اطراف تالاب‌های منطقه و هم‌چنین مسئولان دولتی، تشکل‌های مردمی‌ و دوستداران محیط‌زیست استان در این نشست حضور داشتند.

شرکت کنندگان در نشست

     رییس انجمن محیط‌زیستی تسنیم بروجن، مشارکت مسئولانه نمایندگان جوامع محلی ساکن در اطراف تالاب‌های استان را از جمله نقاط قوت این نشست دانسته که می‌تواند زمینه‌ساز امیدواری‌های زیادی برای همراهی آنان در اجرای برنامه‌های حفاظتی و مدیریتی تالاب‌های استان باشد. خانم لیلا اخلاصی هدف از انتخاب گندمان به‌عنوان محل برگزاری این نشست را «افزایش اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی عمومی به بهره‌برداران محلی ‌درباره وابستگی متقابل بین آب‌ها و تالاب‌ها» جهت افزایش سطح مشارکت و آشنایی بیشتر جوامع محلی با پتانسیل‌های اشتغال‌زایی و درآمدزایی تالاب‌ها و تهدیدهای پیش‌روی این محیط‌های تالابی ارزشمند دانسته که از اهداف محوری دست‌اندراران کنوانسیون رامسر در سال ۲۰۱۳ می‌باشد.

لیلا اخلاصی

     در این نشست هم‌اندیشی که با شعار «تالاب‌ها از آب مراقبت می‌کنند» و در کنار تالاب گندمان برگزار شد، محمد درویش عضو هیأت علمی مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور به‌عنوان سخنران شرکت کرده و ابتدا با اشاره‌ای به پیشینه کنوانسیون بین‌المللی تالاب‌ها که برای اولین بار در ۴۲ سال پیش در رامسر برگزار شد، به جایگاه تالاب‌های کشور در سیاهه این کنوانسیون و اهمیت ثبت بین‌المللی محیط‌های تالابی کشور پرداخته و در راستای تحقق اهداف سال ۲۰۱۳ میلادی این کنوانسیون جهانی، به روابط دوسویه آب و تالاب و هم‌چنین وضعیت نگران کننده حاکم بر مدیریت منابع آبی کشور تأکید کردند.

     این متخصص حوزه محیط‌زیست و منابع طبیعی کشور روند سدسازی سال‌های اخیر و عدم رعایت حق‌آبه طبیعی تالاب‌ها، توسعه غیراصولی و بی‌رویه زمین‌های کشاورزی، تغییر کاربری اراضی حاشیه تالاب‌ها به زمین کشاورزی و حفر چاه‌های مجاز و غیرمجاز با برداشت‌های بیش از ظرفیت را عوامل اصلی افت شدید سطح آب‌های زیرزمینی، خشکی تالاب‌ها و نهایتا” فرو نشست زمین در این عرصه‌های طبیعی ارزشمند دانسته که متأسفانه در استان چهارمحال و بختیاری نیز منجر به تبدیل تالاب‌هایی مانند خانمیرزا، دهنو، شهرکرد و گندمان  به کانون‌های تولید گرد و خاک در منطقه شده‌است.

محمد درویش

     محمد درویش پژوهشگر برجسته کشور، توجه به ظرفیت‌های گردشگری و اکوتوریسمی تالاب گندمان و سکونتگاه‌های روستایی اطراف آن و چشم‌اندازهای کم‌نظیر سبزکوه و کلار در اطراف گندمان و هم‌چنین عبور جاده خوزستان از این منطقه – که فلات مرکزی را به جنوب کشور متصل می‌کند – را برای تغییر شیوه‌های بهره‌بردای(زراعی و دامی) از تالاب گندمان بسیار با اهمیت دانسته و آن‌را یکی از محورهای راهبردی تغییر معیشت و ایجاد اشتغال پایدار در منطقه بیان کردند. احیای تالاب گندمان زمینه‌ساز بازگشت مجدد پرندگان به منطقه شده که می‌توان با ایجاد سایت‌های پرنده‌نگری و کاشانه‌های روستایی، زیرساخت‌های ورود گردشگران داخلی و خارجی به منطقه را فراهم کرده تا ضمن معرفی گندمان در سطح ملی و جهانی، پتانسیل‌های اشتغال‌زایی و درآمدزایی کم‌نظیری را در منطقه ایجاد کرده که از پایداری اطمینان‌بخشی نیز برخوردار باشند.

     محمد درویش در بخشی از سخنان خود، توسعه ناپایدار کشاورزی را متهم ردیف اول در ماجرای بحران آب و افت شدید سطح آب سفره‌های زیرزمینی دشت‌های کشاورزی کشور بیان کرده، به‌طوری‌که آمار تخلیه از منابع زیرزمینی در سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۹۰ نشان می‌دهد که در سال ۱۳۵۰ میزان تخلیه کمتر از ۲۰۰۰۰ میلیون مترمکعب بوده در حالی‌که در سال ۱۳۹۰ به حدود ۸۰۰۰۰ میلیون مترمکعب رسیده است. به همین نسبت سطح آب زیرزمینی در سال ۱۳۵۰ از حدود ۲ متر افت به حدود ۱۸ متر افت در سال ۱۳۹۰ رسیده است. متأسفانه در این سال‌ها در بخش کشاورزی به خاطر رسیدن به تولید بیشتر فقط توسعه در سطح و افقی را در دستور کار داشته‌ایم ولی راندمان آبیاری نه‌تنها افزایش چشم‌گیری نداشته بلکه هرسال شاهد افزایش روند برداشت نیز بوده‌ایم و در حال حاضر راندمان آبیاری بین ۳۰-۳۵ درصد است. البته سدسازی‌های بی رویه و جانمایی غلط استقرار صنایع با نیاز آبی بالا نیز در تشدید این روند مؤثر بوده‌است.

     سعید یوسف‌پور مدیر کل حفاظت محیط‌زیست استان با شرکت در برنامه پرسش و پاسخ این نشست، به سؤال‌های نمایندگان جوامع محلی و دوستداران طبیعت در خصوص برنامه‌های دولت در زمینه حفاظت و احیای تالاب‌های استان پاسخ داده و از تهیه «طرح جامع مدیریت منابع آبی در برش‌های استانی و شهرستانی» خبر داد.

سعید یوسف‌پور

     مدیر کل حفاظت محیط‌زیست استان توجه به «مدیریت زیست‌بومی یک‌پارچه» را از برنامه‌های پیش‌‌روی و مورد تأکید سازمان حفاظت محیط‌زیست کشور عنوان کرده و طرح «پرداخت در قبال خدمات اکوسیستمی» را یکی از مهم‌ترین راه‌کارهای تأمین منابع مالی برای هزینه‌های حفاظت و مدیریت محیط‌زیست و منابع طبیعی استان دانستند.

     تولید آب مورد نیاز در استان‌های اصفهان و خوزستان و هم‌چنین سدهای بزرگ برق‌آبی احداث شده در منطقه، مهم‌ترین خدمت اکوسیستمی استان چهار‌محال و بختیاری به این ‌استان‌های پایین‌دستی بوده که بر اساس این طرح بخشی از درآمد بخش‌های صنعتی، گردشگری و کشاورزی این استان‌ها به چهارمحال و بختیاری در بالادست اختصاص یافته تا در طرح‌های حفاظت آب و خاک و حفظ پوشش گیاهی هزینه گردد.

     حجت‌الاسلام زمانی امام جمعه گندمان در این نشست، از مسئولان نهادهای دولتی متولی در حوزه محیط‌زیست و حوادث غیرمترقبه استان خواستار توجه بیشتر به حفاظت و مراقبت از  تالاب ارزشمند گندمان شده و از مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان خواستند که نسبت به تالاب گتدمان نگاهی بین‌المللی داشته باشند و در همان سطح از اهمیت و اعتبار با این تالاب برخورد کنند.

     بهروز امینی بخشدار گندمان ضمن قدردانی از تلاش‌های انجمن محیط‌زیستی تسنیم برای برگزاری هرچه مؤثرتر این نشست، خواستار پیگیری‌های بیشتر و سزاوارانه اداره کل حفاظت محیط‌زیست استان برای ثبت بین‌المللی تالاب گندمان در کنوانسیون رامسر شده و اظهار امیدواری کردند که با تکرار برگزاری چنین نشست‌های آگاهی‌بخش، سطح مشارکت مردم محلی در برنامه‌های حفاظتی و احیایی تالاب‌ها افزایش یافته تا با همت بیشتر و درخور دستگاه‌های دولتی مرتبط، شاهد ثبت تالاب گندمان به‌عنوان ۲ هزار و هشتاد و هشتمین تالاب بین‌المللی در کنوانسیون رامسر باشیم.

بهروز امینی

     بخشدار گندمان احداث بندخاکی و تغییر شیوه آبیاری در زمین‌های کشاورزی اطراف تالاب را در احیای مجدد گندمان و بازگشت پرندگان به این تالاب، حیاتی خوانده و از همکاری‌های داوطلبانه کشاورزان، انجمن محیط‌زیستی تسنیم، اداره حفاظت محیط‌زیست و فرمانداری بروجن در انجام این فعالیت‌های طبیعت‌دوستانه تقدیر و تشکر کردند. آقای امینی اظهار امیدواری کردند که با تخصیص اعتبارات مصوب شده در سازمان حفاظت‌محیط زیست کشور، بزودی شاهد اجرای برنامه‌های مدون حفاظتی و احیایی در تالاب گندمان و چغاخور باشیم.

     بازدید از بندخاکی احداث شده در محل غار اشک زلیخا در شرق تالاب گندمان، برنامه پایانی این نشست بوده که با حضور شرکت کنندگان در نشست صورت پذیرفت.

تالاب گندمان - 18 بهمن 91

در همین رابطه:

– خبرگزاری مهر: ظرفیت‌های بالای گردشگری تالاب گندمان/ تهیه طرح جامع مدیریت منابع آبی

– خبرگزاری ایسنا: تاکنون بیش از ۸۴ تالاب با اهمیت بین‌المللی در ایران شناسایی شده است

– وب‌سایت اداره کل حفاظت محیط‌زیست چهارمحال و بختیاری: طرح جامع مدیریت منابع آبی در سطح کلان و منطقه‌ای درحال تدوین است

گزارش یک رویداد کم نظیر و مبهم!

سه شنبه, ۱۴ فروردین, ۱۳۹۱

قدیمی‌ها و ریش‌سفیدهای منطقه هم به یاد ندارند و یا نشنیده اند که تاکنون در اثر بارندگی، چشمه مشهور “برم” گل آلود شده باشد و دیگر آب زلال از دل آن برکه نجوشد!

“برم” ؛ چشمه ای مشهور با چشم‌اندازهای جذاب و به صورت برکه ا‌ی پرآب، یکی از ظرفیت های مهم گردشگری در چهار محال و بختیاری به شمار رفته که در مرکز شهر لردگان واقع شده است. این چشمه پرآب که از دل زمین جوشیده و با متوسط دبی آب ۲۴۰۰ لیتر در ثانیه حتی در بحران خشکسالی و کاهش آبدهی چند سال اخیر اکثر چشمه های منطقه، باز هم هرگز دبی اش از ۱۶۷۰ لیتر بر ثانیه کمتر نشده؛ در حال حاضر حیات چند مزرعه پرورش ماهی و بیش از دو هزار هکتار از اراضی کشاورزی و شالیزار‌های لردگان، را مدیون جوشش های خود کرده است.

اما رخداد کم نظیر گل آلود شدن این چشمه جوشان که برای نخستین بار اتفاق افتاده است، نشان داد که حتی این چشمه پرآب و حیات بخش هم از دست کاری کردن های نابخردانه انسانی در امان نمانده است. این رویداد مبهم که در شبانگاهان سیزدهمین روز از فروردین ۱۳۹۱ و پس از بارندگی های اخیر رخ داده است، سبب حیرت و نگرانی اهالی لردگان شده و خسارت های زیادی را به مزارع پرورش ماهی پائین دست چشمه وارد کرده است.

بررسی های اولیه حکایت از دخالت عوامل انسانی در این رویداد غیر معمول داشته که ریزش و فروریختگی گسترده در زیر چشمه و محدوده برکه در داخل زمین یکی از گزینه های احتمالی است که می تواند در اثر فعالیت های عمرانی و احداث سازه “مصلی لردگان” در بالا دست برکه و یا سنگ چینی های اخیر که با صخره سنگ های بزرگ و به بهانه محدود کردن برکه به منظور افزایش سطح آب برکه و محوطه سازی “چشمه برم” صورت گرفته است باشد.

خاکبرداری ها و برداشت شن و ماسه در حجم بسیار زیاد و به صورت بی رویه و غیر اصولی از بستر رودخانه فصلی بالا دست چشمه، نیز یکی دیگر از گزینه های احتمالی بروز این رویداد است که می تواند سبب نفوذ آب گل آلود رودخانه در سفره زیرزمینی چشمه و گل آلود شده آب پس از بارندگی ها شده باشد.

با توجه به ویژگی های منحصر به فرد این چشمه از حیث تولید آب و جاذبه های گردشگری؛ انتظار می رفت که  مسئولان شهر لردگان با حساسیت های بیشتری نسبت به این دست کاری غیر متعارف و فعالت های عمرانی در محدوده اثرگذار چشمه برخورد کنند تا اینگونه شاهد تهدید حیات و ماندگاری این چشمه تاریخی و یا انباشت زباله های فراوان در این برکه زیبا و پرجاذبه نباشیم.