بایگانی “خشکسالی”

دعوت به ریاضت آبی

دوشنبه, ۷ مهر, ۱۳۹۳

     یک گفتگوی مشترک در حوزه آب و تحلیلی وضع موجود و راه‌های برون‌رفت از این بحران نگران کننده که در روزنامه ابتکار – مورخ ۷ مهرماه ۱۳۹۳ – منتشر شده است را می‌توانید در زیر بخوانید:

eb

روزنامه ابتکار؛ بحران کم آبی حال حاضر شاید در طول تاریخ ما بی سابقه باشد و از همین حیث عوارض مختلف ناشی از آن تا حدودی غیر قابل پیش بینی است. به همین جهت ارائه راهکارها و اتخاذ رویکرد مناسب به دلیل فقدان تجربه تاریخی و یا حداقل بی اطلاعی از آن تا حدودی شتاب زده و هیجانی به نظر می‌رسد.

     به باور بسیاری از کارشناسان منابع آبی و محیط زیست ایران، ما با این روند باید خود را برای یک ریاضت ملی درمدیریت بحران آب آماده کنیم چرا که خطر کمبود آن از خطرات احتمالی جنگ با کشورهای دیگر بیشتر است. عمده ترین عوامل شکل گیری این روند بیش از آنچه محصول رویدادهای طبیعی و اقلیمی باشد، نتیجه عملکرد عامل انسانی است که در قالب مدیرت ضعیف منابع و تامین آب و مصرف غیر اصولی شکل گرفته است. این روزها بحث تفکیک شبکه آب مصرفی بالا گرفته هر چند به نظر می‌رسد این طرح قابلیت اجرای پایینی دارد ولی بی سابقه نیست. به طوری که شبکه تامین آب مصرفی شهر آبادان در قبل از انقلاب از همین الگو استفاده می‌کرد و آب شرب را از آب بهداشتی جدا بود.

در مدیریت آب در نقطه بی بازگشتی هستیم

     مهدی میرزایی مشاور ارشد شرکت گلدن نیوزلند؛ عوامل شکل گیری این بحران را کاهش میزان بارندگی در سالهای اخیر، برداشت بی رویه از آب‌های زیر زمینی و اشکال در شبکه‌های آب رسانی شهرهای بزرگ بخصوص تهران، مدیریت غلط منابع آب در بالاترین سطح آن یعنی مدیریت وزارت نیرو و در آخر خشکسالی انباشت شده در طول سالهای اخیر، می‌داند.

     او می‌گوید:حقیقتا سالهاست که وارد بحران آب شدیم و در نقطه ای قرار گرفته ایم که بازگشتی متصور نیست. اگر کل عوامل را کنار هم بگذاریم متوجه قصور و ضعف مدیریت آب خواهیم شد. در حوزه مدیریت منابع آبی مشکل اینجاست که استراتژی وزارت نیرو با تغییر وزیر و دولت تغییری نکرده و همان بدنه کارشناسی که در طول سالیان این وضعیت را سبب شده بحث مدیریت را به پیش می‌برند و وزیر جدید هم همان سیاست‌ها را دنبال می‌کند. اولین راهکاری که از طرف وزارت نیرو به طور مکرر بیان شده بحث افزایش قیمت آب است اما میرزایی بحث افزایش قیمت را راهکار مناسبی نمی‌داند و به حربه افزایش قیمت بنزین اشاره می‌کند که تغییر چندانی در میزان مصرف ایجاد نکرد. وی در بحث تفکیک شبکه آب رسانی نیز به این نکته اشاره می‌کند که ما اصولا منابع آبی برای انتقال نداریم و اگر مشکل در وجود منابع آب نبود مشکلی به نام بحران بی آبی هم بوجود نمی‌آمد ولی اگر منظور از جداسازی آب شرب و آب مصرفی استفاده از آب شور دریاها باشد به اندازه همان طرح انتقال آب خزر به سمنان خنده دار به نظر می‌رسد.

     در گریزی دیگر وی به مساله مهم تری اشاره می‌کند و آن آلودگی همین آب مصرفی در بعضی از نقاط جنوبی تهران مثل منطقه افسریه است. وجود بیش از مقدار استاندارد نیترات در آب منطقه یعنی اینکه مردم به شکل محترمانه ای فاضلاب می‌نوشند و این اتفاق را می‌توان با مقایسه یک لیوان آب از مناطق بالای شهر با یک لیوان آب از مناطق جنوبی در یک آزمایشگاه محیط زیست به راحتی ثابت کرد. وی هرچند انتقال آب دریاهای جنوبی برای مصرف بهداشتی و صنعتی به کلان شهرهای جنوبی و مرکزی را امکان پذیر می‌داند اما هزینه‌های بالا و پمپاژ آن از سطح دریا و نوع نیاز صنعت به آب را از مهمترین چالش‌های آن می‌داند و معتقد است باید روی این مسئله حسابی تفکر کرد. مثل اتفاقی که برای کارخانه ذوب آهن اصفهان افتاد که قرار بود در بندر عباس احداث شود و اگر این اتفاق می‌افتاد مشکل تامین آن مرتفع می‌شد و مشکلات فعلی برای اصفهان بوجود نمی‌آمد.

تنش‌های قومی بیش از تنش‌های اکوسیستمی

     محمد درویش کارشناس محیط زیست نیز در این باره معتقد است کم آبی سبب می‌شود ظرفیت گرمایی ویژه کاهش پیدا کند یعنی اختلاف دمای شب و روز افزایش پیدا کند. با این اتفاق نیاز اقلام زراعی به آب بیشتر و در نتیجه خشکی شتابناکی در گونه‌های مختلف اتفاق می‌افتد که از این رهگذر کاهش فتوسنتز باعث بروز اختلال در اکوسیستم و در پی آن افزایش موج مهاجرت‌ها اتفاق می‌افتد. به عقیده درویش فرایند‌های پیامد بحران بی آبی بیش از آنکه اکولوژیک به نظر برسد اجتماعی است و امنیتی است. یعنی بحران بوجود آمده سبب تنش‌های قومی و درگیرهای مرزی در درون شهرها و استانها خواهد شد.

     وی بحث تفکیک شبکه آبرسانی را عملی اجرایی و شدنی می‌داند چرا که بسیاری از کشورهای پیشرفته با تفکیک، آب شرب را از آب بهداشتی جدا کرده و در مدیریت آب نقش آفرینی مثبتی کردند. درویش همچنین می‌افزاید: ما منابع آبی به اندازه کافی داریم اما مدیریت مناسب برای بهره وری صحیح نداریم. برای مثال ۱۲ برابرعربستان همسایه جنوبی، آب داریم که تنها یک میلیارد مکعب منابع آبی در اختیار دارد و اگر قرار بر تفکیک باشد مشکلی برای استحصال منابع آبی نیست.

کم آبی محصول خشکسالی نیست

     هومان خاکپور در این باره به ابتکار می‌گوید: مشکل آبی که الان مطرح شده تقریبا گریبانگیر همه مناطق کشور شده است. قبل از اینکه راهکاری برای حل آن اتخاذ شود در بعضی از مناطق به تنش و بحران اجتماعی منجر شده و از حیث اینکه مردم به طور مستقیم درگیر شدند وجهه قابل قبولی ندارد. این کارشناس منابع طبیعی می‌افزاید: اتفاق خوبی در سطح مدیران ارشد وزارت نیرو در حد درک مشکل و بیان راهکارها صورت گرفته است. همچنین اظهارات وزیر کشاورزی که کشت برنج خارج از مناطق شمالی کشور ممنوع می‌شود نشان دهنده حساسیت مسئولین نسبت به این مسئله است. بنابراین نباید اجازه داد این مسئله به بحرانی اجتماعی بدل شود.

     خاکپور می‌گوید: درصد کمی از دلایل کم آبی محصول خشکسالی است. عموما همه بر این باورند که بیشترین مشکل در بحث مدیریت و کشاورزی است. این نشان می‌دهد که باید بحث کشاورزی ه شکل اصولی و مکانیزه تغییر کند و از حالت سنتی خارج شود. وی سد سازی را باعث تشدید وضعیت بحرانی می‌داند و می‌گوید: با سد سازی توهم مصرف بوجود آمده است. یعنی حالا که در هر منطقه ای سد ساخته شده حتما باید آبی مصرف شود. یا نمونه دیگر بحث زاینده رود است که آورد زاینده رود ۸۰۰ میلیارد متر مکعب از کوه‌های بختیاری بود و در آن زمان می‌دیدیم که هم گاوخونی و هم زاینده رود و تمامی مادی‌های شهر اصفهان و هم مشرق اصفهان با بحران آبی مواجه نبود اما الان که آورد زاینده رود به ۱۶۰۰ میلیارد متر مکعب افزایش یافته آبی وجود ندارد و ما شاهد خشک شدن زاینده رود، گاوخونی و همه نهرهای اصفهان هستیم. چرا که با افزایش برداشت از سرچشمه‌ها توهم مصرف ایجاد شد به طوری که در استان اصفهان در طول ۴ دهه گذشته کشت برنج به ۲ برابر رسید که پر مصرف ترین اقلام زراعی است.

     این کارشناس منابع طبیعی می‌گوید: یک واقعیت را باید بپذیریم که برای ریاضت ملی در حوزه مدیریت بحران آب آماده شویم. در سه دهه گذشته ۷۰ درصد کل منابع خود را استفاده کرده ایم و به نظر می‌رسد بحران آب تهدید کننده تر از دشمن خارجی است.

آبخوان داری راه حل خروج از بحران آب در کشور

     معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان محیط زیست، اصلاح الگوی مصرف و آبخوان داری را راهکار اورژانسی خروج از بحران آب در کشور عنوان کرد. معصومه ابتکار در خصوص راهکارهای فوری رفع کمبود آب در کشور، اظهار داشت: اگر چه در کشور ما منابع آبی زیادی وجود دارد ولی باید از این منابع به درستی بهره برداری شود. به گفته وی، در حال حاضر در بسیاری از نقاط دنیا همان روش‌های سنتی که ما سالها قبل برای آبخوان و حفظ قنات داشتیم، اجرا می‌شود. یعنی آب را زیر لایه‌های زمین در آبخوان‌ها حفظ و با برنامه ریزی درست از آن بهره برداری می‌شود بنابراین لازم است که مقداری دانش روز را با دانش سنتی خود تلفیق کنیم.

     ابتکار اظهار داشت: در حال حاضر وزارت کشاورزی رویکرد مناسبی را برای بهره برداری از منابع آب آغاز کرده و به نظر می‌رسد تحولات خوبی را براساس مصوبه شورای عالی آب در بحث مصارف کشاورزی و خانگی داشته باشیم. وی افزود: مصارف خانگی را نیز باید اصلاح کنیم چرا که با روش‌های مصرف کنونی حداقل در تهران دو برابر الگوهای جهانی مصرف می‌کنیم. رئیس سازمان محیط زیست با بیان اینکه این موارد راه حل اورژانسی برای جبران کمبود آب است تصریح کرد: همچنین بحث جلوگیری از آلودگی آب هم بسیار مهم است و در کمبود آب نقش دارند ابتکار تأکید کرد: برداشت از آبهای زیرزمینی شهرها و مناطق روستایی اگر بر اساس قانون و مجوز و اصول و استاندارد نباشد، خلاف قانون و اخلاق است.

     ابتکار در خصوص نقش حفر چاه‌های غیرمجاز در کمبود آب اظهار داشت: به عنوان مثال تا چندی پیش در اطراف تالاب پریشان چاه‌های غیرمجاز بسیاری وجود داشت که با همکاری مردم و مسئولان این چاهها را پر کردیم و این روند برای نجات تالاب‌ها و منابع آب باید با جدیت دنبال شود. وی درخصوص چاه‌های غیرمجاز در داخل تهران گفت: این موضوع برعهده وزارت نیرو است که این دو دستگاه با مشارکت و تعامل در این زمینه اقدام می‌کنند بنابراین مردم باید بدانند برداشت غیرمجاز از چاه‌های آب در هر نقطه‌ای جرم است و اکنون نیز در این شرایط یک کار کاملا غیرانسانی و غیرکارشناسی است. رئیس سازمان محیط زیست از مشارکت سازمان محیط زیست در این زمینه با شهرداری و وزارت نیرو خبر داد.

کشاورزی ناپایدار؛ متهم شماره ۱ تشدید بیابان‌زایی در ایران

سه شنبه, ۲۸ خرداد, ۱۳۹۲

     سرانجام مراسم‌های نوزدهمین سالگرد روز جهانی مقابله با بیابان‌زایی و کاهش اثرات خشکسالی در ۲۷ خرداد هم به پایان رسید، اما نگرانی‌ها از عدم توجه جدی به خطرات ناشی از گسترش پدیده فاجعه‌بار  بیابان‌زایی در بخش‌های زیادی از سرزمین ایران کاهش پیدا نکرده و هنوز هم آنگونه که بایسته است مقابله با ریشه‌های اصلی این پدیده شوم در بین مسئولین کشور جدی گرفته نشده است.

      هم‌زمانی این روز جهانی با روزهای پایانی هفته جهادکشاورزی و بیان دیدگاه‌های متولیان بخش کشاورزی که همگی حکایت از توفیقات بزرگ در بخش کشاورزی کشور دارند گواه این حقیقت تلخ است که شوربختانه هم‌چنان گسترش کمی اراضی زراعی به‌بهانه افزایش تولید محصولات کشاورزی چشم‌انداز مسئولان این بخش بوده و نشانی از تغییر باورها و برنامه‌های اجرایی در میان دست‌اندرکاران این بخش پرمصرف آب کشور وجود ندارد. البته گفتنی‌است که سخنان جناب محمدی‌زاده رییس سازمان حفاظت محیط زیست کشور در مراسم گرامی‌داشت روز جهانی مقابله با بیابان‌زایی امسال درخور توجه و متفاوت از دیگر مقامات متولی در حوزه آب و مقابله با بیابان‌زایی کشور است که جای تقدیر دارد.

 در همین باره گفتگویی با خانم روستایی داشته‌ام که می‌توانید در خبرگزاری ایسنا  آن‌را بخوانید:

خبرگزاری ایسنا

 

گزارش وضعیت خشکسالی ایران تا پایان اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۲

یکشنبه, ۲۶ خرداد, ۱۳۹۲

     به‌پاس ارسال گزارشات مستمر و ارزشمند وضعیت ماهانه‌ی خشکسالی کشور عزیزمان ایران برای تارنمای طبیعت بختیاری، از دکتر مرتضی خداقلی عزیز و همکاران ارجمندشان در پایگاه مدیریت خشکسالی کشاورزی اصفهان صمیمانه قدردانی کرده و مشروح گزارش ۸ ماهه سال آبی ۹۲ – ۹۱  این تیم سختکوش برای خوانندگان گرامی انتشار می‌بابد:

 وضعیت خشکسالی ایران در سال آبی ۹۲-۹۱ (از ابتدای مهرماه ۹۱ تا پایان اردیبهشت‌ماه ۹۲)

وضعیت خشکسالی ایران

     با گذشت هشتمین ماه از ابتدای سال آبی ۹۲-۹۱، نتایج مطالعات و بررسی‌های انجام گرفته در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی و پایگاه مدیریت خشکسالی کشاورزی استان اصفهان حاکی از آن است که تغییرات بارش در سطح کشور شدید نبوده و و عمدتاً بارش‌ها به فاصله نزدیکی حول میانگین دراز مدت آن نوسان دارد، به‌طوری‌که بارش حدود ۷۳ درصد از مساحت کشور بین ۱۰ درصد کمتر و بیشتر از میانگین دراز مدت تغییر می‌کند. مشابه ماه گذشته همچنان کرانه‌های دریای عمان و خلیج فارس، بخش‌های غربی دریای خزر و حواشی کشور بارشی کمتر از میانگین درازمدت دریافت کرده‌اند. نقاطی با بارش بیش از میانگین درازمدت در بخش‌های شمال غربی، مرکزی به سمت غرب و جنوب مشاهده می‌شود و تغییر چشمگیری در وضعیت بارش نسبت به ماه گذشته قابل مشاهده نمی‌باشد.

به طور کلی وضعیت خشکسالی مطابق با نمودار ۱ و نقشه پایش خشکسالی ایران به شرح زیر است:

کلاس‌های خشکسالی ایران

– خشکسالی خفیف با ۴۳٫۱ درصد بیشترین مساحت خشکسالی را به خود اختصاص داده و در حواشی ایران زمین به صورت نواری بخش‌های مرکزی را در برگرفته است.

– خشکسالی متوسط در تمام نقاط کشور به جز بخش مرکزی به صورت پراکنده و با وسعتی در حدود ۱۵٫۳ درصد دیده می‌شود، به‌طوری‌که در کرانه‌های خلیج فارس، حاشیه غربی دریای خزر، شهرستان‌های زاهدان، خاش و ایرانشهر و همچنین دو نواری که از بجنورد به سمت قم و اراک و دیگری از بجنورد به سمت طبس کشیده شده، نمود پیدا کرده است.

– خشکسالی شدید با وسعت ۰٫۸ درصد، شهرستان‌های زهک و کنگان جم را در برگرفته است.

– خشکسالی بسیار شدید با وسعت ناچیز ۰٫۲ درصد در شهرستان‌های زابل و نهبندان مشاهده می‌شود.

     در این دوره بیش از ۴۰ درصد از مساحت کشور بارشی بیش از میانگین درازمدت دریافت کرده‌اند که به ترتیب ۳۰٫۲ ، ۹٫۳ ، ۰٫۸ ، و ۰٫۲ درصد به ترسالی‌های خفیف، متوسط، شدید و بسیار شدید اختصاص یافته است.

    طی هشت‌ماهه گذشته از سال آبی جاری از نظر آمار بارش ثبت شده در ایستگاه‌های سپنوپتیک کشور تقریباً شرایط نرمال بوده، به‌طوری‌که بارش کل کشور حدود ۶ درصد کاهش را نشان می‌دهد و در حقیقت در سال آبی جاری خشکسالی هواشناسی رخ نداده است ولی چنانچه بازه زمانی مورد بررسی طولانی‌تر شود و به آمار بارش طی چند سال گذشته توجه شود شرایط متفاوت می‌باشد و خشکسالی هیدرولوژیک با شدت بالا اکثر مناطق کشور را در بر گرفته است. خشک شدن تالاب‌ها و دریاچه‌ها، کاهش دبی رودخانه‌ها، کاهش بی‌سابقه ذخایر برخی سدها و افت شدید و نگران کننده آب‌های زیرزمینی همه نشان از تداوم خشکسالی و بحران آب در اکثر مناطق کشور دارد.

      برای مقابله و آمادگی در برابر خشکسالی نیاز به ارائه راه‌کارهای کوتاه و بلند‌مدت علمی و عملی و توجه به مدیریت ریسک خشکسالی است تا بتوان منابع آبی کشور را در درازمدت حفظ نمود و این مهم نیازمند همکاری منسجم و یکپارچه تمام نهادهای درگیر در امر خشکسالی و توجه به مدیریت یکپارچه حوضه‌های آبخیز کشور است.

خلاصه وضعیت خشکسالی ایران از ابتدای مهرماه ۹۱ تا پایان اردیبهشت ماه ۹۲ :

– مجموع بارندگی ایران تا پایان اردیبهشت‌ماه در سال آبی جاری: ۲۱۲٫۳۳ میلی‌متر

– مجموع بارندگی دراز مدت ایران در این دوره: ۲۲۶٫۷۵ میلی‌متر

– درصد کاهش بارندگی نسبت به دوره آماری بلند مدت: ۶٫۳۶ درصد

– بالاترین درصد کاهش بارش: ایستگاه سینوپتیک نهبندان با ۶۸٫۵ درصد کاهش بارش نسبت به میانگین درازمدت

– بالاترین درصد افزایش بارش: ایستگاه سینوپتیک بستان با ۹۷٫۲ درصد افزایش بارندگی نسبت به میانگین درازمدت

تالاب های بام ایران هم به کانون های تولید گرد و خاک تبدیل شده اند!

دوشنبه, ۴ تیر, ۱۳۹۱

با وجود آنکه که منطقه بروجن از خشک ترین شرایط و وضعیت اقلیمی استان چهارمحال و بختیاری برخوردار است، اما یادمان باشد آنچه که سرزمین خشک بام ایران را در طول هزاران سال گذشته زنده و باطراوت نگه داشته و سبب گردیده تا به رغم این میزان کم نزولات آسمانی، همچنان پویا و و پر تنوع زیستی باشد، همانا حضور مجموعه محیط‌های تالابی گندمان، چغاخور، علی آباد، سولگان و دهنو است؛ زیستگاه های منحصر به فردی که هر هکتار از وسعت آن‌ها دست کم ۱۰ برابر هر هکتار از غنی‌ترین جنگل‌های کشور ارزش دارد.

اما حالا نوع مدیریت و رفتارهای نابخردانه دو دهه گذشته ما، این مزیت های کم همتای سرزمین مان را خدشه دار کرده، تا جایی که عالی ترین مقام محیط زیست استان در آخرین اظهار نظر خود اعلام می کند که شوربختانه این نعمت های خداوندی در حال تبدیل شدن به نغمت های سرزمین بام ایران هستند.

روز گذشته – ۴ تیر ۱۳۹۱ – مدیرکل حفاظت محیط زیست چهارمحال وبختیاری در نشست ستاد خشکسالی استان ناباورانه از خشکی ۸۳ درصدی تالاب گندمان، خشکی ۶۰ درصدی تالاب سولگان و تبدیل شدن این تالاب ها به کانون های داخلی تولید گرد و خاک سخن می گوید!

آنچه که می‌خواهم بر آن تأکید کنم این است که مقصر اصلی چنین رخداد تلخی آسمان و بارش های کم سال های اخیر آن نیست، بلکه نوع نگاه و شیوه های پاسداری از حقوق و تمامیت سرزمینی این محیط های تالابی در چند سال گذشته است!

باور کنید حقیقت تلخ این است که؛ تا حالا کدام یک از دستگاه ها و نهادهای دست اندرکار و مقامات محلی به پرسش ها و لکنت های مدیریتی این تالاب های ارزشمند در حوزه کاری خود پاسخ های سزاوار داده اند؟ ؛ تا چه اندازه با چاه های کشاورزی غیر مجاز در محدوده تالاب مقتدرانه برخورد کردیم و تا چه اندازه با نصب کنتورهای هوشمند بر میزان برداشت چاه های مجاز که بلای جان این زیسگاه های ارزشمند شده اند نظارت داشتیم و چقدر در اینکه اجازه ندهیم بیش از این نفس های گندمان به شماره افتد موفق بوده ایم؟ چقدر برای افزایش راندمان آبیاری در اراضی کشاورزی در حاشیه این تالاب ها تلاش کردیم؟

فراموش نکنیم که برای گرفتن حق آبه‌ی طبیعی گندمان تا حالا چه اقداماتی کرده ایم؟ وقتی به رغم تمامی محدویت های کاغذی شکار ممنوع، هنوز در گندمان با گلوله به استقبال میهمانان مهاجر می روند و ما در برخورد قاطعانه با آن ها عاجزیم! وقتی نتوانیم با متصرفین عدوانی اراضی ملی حاشیه تالاب برخورد قانونی کنیم و آن اراضی تصرفی و تغییر کاربری داده شده را به عرصه های تالابی برگردانیم! وقتی در کنترل دام و چرای مفرط در تالاب توفیق چندانی نداشته ایم! وقتی که در بودجه ریزی استان کمترین توجه سزاواری به اعتبارات محیط زیست نمی شود! و ده ها پرسش دیگر که تا کنون بی پاسخ مانده اند؛ واضح است که امروز باید به چنین مرز هشداری در پایداری حیات منطقه برسیم.

یادمان باشد زمانی می توان به نجات گندمان و سولگان و دهنو امیدوار بود که از سوی دستگاه ها و مقامات محلی مسئول، پاسخ های درخوری برای این پرسش ها شنیده شود.

گزارش وضعیت خشکسالی کشور در ۵ ماهه اول سال آبی ۱۳۹۱ – ۱۳۹۰

شنبه, ۶ اسفند, ۱۳۹۰

دکتر مرتضی خداقلی عزیز هنوز خوانندگان گرامی طبیعت بختیاری را فراموش نکرده و همواره با ارسال مستمر گزارشات ارزشمند وضعیت ماهانه‌ی خشکسالی کشور، ما را مورد لطف خود قرار داده است. ضمن تجدید قدر دانی از او و همکاران ارجمندشان در پایگاه مدیریت خشکسالی کشاورزی اصفهان، مشروح گزارش ۵ ماهه اول سال آبی ۹۱ – ۹۰  این تیم سختکوش که برای این تارنما ارسال گردیده است؛ انتشار می بابد:

وضعیت خشکسالی ایران از ابتدای مهر تا پایان بهمن ماه ۱۳۹۰ :


نتایج پایش و تحلیل خشکسالی پس از گذشت ۵ ماه از ابتدای سال آبی ۹۱-۹۰ نشان می دهد علی رغم بارش های قابل توجه در ماه های آبان و آذر هنوز بسیاری از مناطق کشور در شرایط خشکسالی با شدت های مختلف بسر می برند. در نگاه کلی آمار ایستگاه های هواشناسی نیمه شمالی کشور، افزایش بارش و نیمه جنوبی کاهش بارش نسبت به میانگین دراز مدت را نشان می دهند. گرچه شاهد سیطره خشکسالی در بیش از نیمی از کشور می باشیم ولی در مقایسه با سال آبی گذشته وضعیت خشکسالی بهبود یافته است؛ اگرچه کماکان متوسط وزنی بارش در کل کشور نشان از کاهش بارش به میزان حدود ۸ درصد دارد. با امید به تدوام نزول بارش درماه های آینده و بهاری سرسبز، نتایج حاصله از تجزیه و تحلیل نقشه ها در بهمن ماه به شرح ذیل می باشد:

نمودار شماره ۱ نشان می دهد در بهمن ماه، ایران با ۴ کلاس خشکسالی و ۴ کلاس ترسالی مواجه است. خشکسالی بسیار شدید که در حدود ۲۱٫۳ درصد از مساحت کشور را در برگرفته، بیشترین مساحت را در بین کلاس های خشکسالی به خود اختصاص می دهد و از نظر موقعیت مکانی از کرانه های خلیج فارس آغاز گشته و پس از در برگرفتن شهرستان های اهواز و ایرانشهر و بخش های وسیعی از استان های یزد و کرمان در بخش جنوبی رباط پشت بادام خاتمه می یابد. خشکسالی متوسط با در برگرفتن مساحتی در حدود ۱۹ درصد از کشور به صورت نواری خشکسالی بسیار شدید و شدید را در برگرفته و از ایوان آغاز گشته و با گذر از بخش های مرکزی استان فارس، بخش شمال و شمال غربی استان یزد و بخش جنوبی استان خراسان در گوشه جنوب شرقی کشور خاتمه می یابد. خشکسالی خفیف که در حدود ۱۵٫۵ درصد از مساحت کشور را به خود اختصاص داده است به صورت کمربندی بخش شمال غربی را به شرق پیوند می دهد و در شهرستان های زهک و زابل پایان می یابد و در آخر، خشکسالی شدید کمترین درصد مساحت خشکسالی را شامل شده به طوری که در حدود ۷ درصد از مساحت ایران در این طبقه جای گرفته و همانند نواری باریک در اطراف خشکسالی بسیار شدید می باشد و بیشترین مساحت آن در استان خوزستان دیده می شود. با استمرار بارش ها در اقصی نقاط کشور در این ماه نیز شاهد ترسالی بوده ایم. سهم ترسالی خفیف با اختلاف جزئی نسبت به ترسالی متوسط از کلاس های دیگر ترسالی بیشتر بوده است و در حدود ۱۱٫۳ درصد از مساحت ایران را به خود اختصاص می دهد و بیشتر در بخش های مرکزی ایران این کلاس ترسالی ملاحظه می شود، همچنین ترسالی متوسط با دربرگرفتن ۱۰٫۸ درصد در امتداد ترسالی خفیف کشیده شده است. ترسالی بسیار شدید و شدید با مساحتی تقریباً برابر که به ترتیب عبارت است از ۷٫۳۵ و ۷ درصد در مجموع به صورت نواری ازشمال شرقی ترین نقطه کشور به سمت استان تهران کشیده شده، به طوری که ترسالی شدید، ترسالی بسیار شدید را در برگرفته است.

از نکات قابل توجه ویژگی های بارشی طی این مدت که در نمودار شماره ۱ بخوبی نمایش داده شده، این است که در برخی مناطق تاکنون بارشی نازل نشده در صورتیکه در برخی مناطق دیگر کشور بارش در حجم قابل ملاحظه ای بوده و به عبارت دیگر در برخی نقاط کشور کماکان خشکسالی تهدید کننده می باشد و بحران خشکسالی در کشور فراتر از ریزش بارش هایی در این حجم است. بنابراین نمی توان به امید تداوم ریزش در کشور در آینده بود و بیمه نمودن منابع آبی در درازمدت، نیازمند راهکارهای علمی و عملی و همکاری های منسجم است.

خلاصه وضعیت خشکسالی ایران از مهرماه تا پایان بهمن ماه ۱۳۹۰

– مجموع بارندگی ایران تا پایان بهمن ماه در سال آبی جاری: ۱۲۴٫۷ میلی‌متر

– مجموع بارندگی دراز مدت ایران در این دوره: ۱۳۵٫۲ میلی متر

– درصد کاهش بارندگی نسبت به دوره آماری بلند مدت: ۷٫۷ درصد

– بالاترین درصد خشکسالی: ایستگاه های سینوپتیک جیرفت با ۹۷٫۵ درصد کاهش بارش نسبت به میانگین درازمدت

– بالاترین افزایش بارش: ایستگاه اصفهان با ۱۱۵درصد افزایش بارندگی نسبت به میانگین درازمدت.

 

گزارش وضعیت خشکسالی کشور در سال آبی ۱۳۹۱ – ۱۳۹۰

سه شنبه, ۸ آذر, ۱۳۹۰

ضمن تجدید قدردانی از دکتر مرتضی خداقلی عزیز و همکاران ارجمندشان در پایگاه مدیریت خشکسالی کشاورزی اصفهان به پاس ارسال گزارشات مستمر و ارزشمند وضعیت ماهانه‌ی خشکسالی کشور در سال آبی گذشته، مشروح گزارش دو ماهه اول سال آبی ۹۱ – ۹۰  این تیم سختکوش که برای تارنمای طبیعت بختیاری ارسال گردیده است؛ انتشار می بابد:

وضعیت خشکسالی ایران از ابتدای مهر تا پایان آبان ماه ۱۳۹۰ :

با پایان یافتن دومین ماه از سال آبی جاری و پس از وقوع چندین سال خشکسالی پیاپی در گستره ایران زمین، با فعالیت چشمگیر سامانه های باران زا چهره کشور به کلی دگرگون گردید. با امید به تداوم نزول باران، این رحمت الهی، نتایج پایش و دیده بانی خشکسالی در پایگاه مدیریت خشکسالی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان نشان می دهد که بارش های قابل توجه در مهرماه و بویژه در آبان ماه سال جاری باعث افزایش بارش نسبت به میانگین دراز مدت آن در بیشتر مناطق ایران در این بازه زمانی شده است. از نکات قابل توجه ویژگی های بارشی طی این مدت که در نمودار (۱) بخوبی نمایش داده شده است آن است که در برخی مناطق تاکنون بارشی نازل نشده در صورتیکه در برخی مناطق دیگر کشور بارش در حجم قابل ملاحظه ای بوده است. به عبارت دیگر در برخی نقاط کشور کماکان خشکسالی تهدید کننده و برخی مناطق دیگر با خطر سیلاب مواجه بوده اند.

بررسی ویژگی های توزیع و حجم بارش نشان می دهد نزولات جوی در این بازه زمانی در ۷۱ درصد از مساحت کشور، از آمار درازمدت پیشی گرفته است و در ۲۹ درصد از مساحت کشور بارش دریافتی کمتر از میانگین دراز مدت آن می باشد. نمودار (۱) نشان می دهد در آبان ماه، ایران با ۳ کلاس خشکسالی و ۴ کلاس ترسالی مواجه است. خشکسالی بسیار شدید که در حدود ۱۷٫۸ درصد از مساحت کشور را در برگرفته بیشترین مساحت را در بین کلاس های خشکسالی به خود اختصاص می دهد و از نظر موقعیت مکانی از کرانه های خلیج فارس آغاز گشته و پس از در برگرفتن بخش های وسیعی از استان های فارس و کرمان و شهرستان های بافق و مروست در بخش جنوبی رباط پشت بادام خاتمه می یابد. خشکسالی متوسط با در برگرفتن مساحتی در حدود ۷٫۴ درصد از کشور به صورت نوار باریکی خشکسالی بسیار شدید را در برگرفته است و در آخر، خشکسالی خفیف کمترین درصد مساحت خشکسالی را شامل شده به طوری که کمتر از ۴ درصد از مساحت ایران در این طبقه جای گرفته و به صورت ۲ نوار باریک که یکی از نیمه جنوب شرقی به طرف شمال شرقی و نوار دیگر از جنوب جنوب غربی به سمت مرکز کشیده شده و ناحیه خشکسالی بسیار شدید و متوسط را به طور کامل در بر می گیرد. همچنین این خشکسالی به صورت لکه هایی پراکنده نیز مشاهده می گردد.

وقوع بارش های قابل توجه در بیشتر نقاط کشور سبب شده است که در آبان ماه ۱۳۹۰ بر خلاف ماه های گذشته و حتی نسبت به دوره زمانی مشابه در سال گذشته، شاهد ترسالی گسترده در کشور باشیم. سهم ترسالی بسیار شدید نسبت به کلاس های دیگر ترسالی بیشتر بوده است و در حدود ۶۲٫۷ درصد از مساحت ایران را به خود اختصاص می دهد و در بخش عظیمی از کشور شاهد این کلاس ترسالی می باشیم. ترسالی شدید با مساحت ۰٫۱ درصد، بخش ناچیزی را در برگرفته و ترسالی متوسط پس از ترسالی بسیار شدید بیشترین مساحت (۵درصد) را به خود اختصاص داده و به صورت دو نوار بسیار باریک که خشکسالی را در برگرفته، دیده می شود. همچنین نوار دیگری در حاشیه غربی دریای خزر و همچنین در مراوه تپه شاهد می باشیم و بخش هایی از این کلاس ترسالی نیز از پیرانشهر آغاز گشته و با در برگرفتن شهرستان های روانسر، ایوان و پلدختر در صفی آباد دزفول خاتمه می یابد.

مطالعات مقایسه ای وضعیت خشکسالی کشور از مهرماه تا پایان آبان ماه سال جاری با دوره مشابه در سال گذشته حاکی از آن می باشد که گرچه درصد خشکسالی سال جاری نسبت به سال گذشته کاهش چشمگیری داشته است، اما بحران خشکسالی و وقوع خشکسالی های پیاپی در سال های اخیر که به خشک شدن تالاب ها و کاهش شدید سطح ایستابی انجامیده است، فراتر از بارش هایی با این حجم می باشد و برای مقابله و آمادگی در برابر خشکسالی نیاز به اندیشیدن راهکارهای کوتاه مدت و بلند مدت علمی و عملی و توجه به مدیریت ریسک می باشد تا بتوان منابع آبی کشور را در درازمدت بیمه نمود و این مهم نیازمند همکاری منسجم و یکپارچه تمام نهادهای درگیر در امر خشکسالی می باشد.

نمودار (۱): درصد هر یک از کلاس های خشکسالی از ابتدای مهرماه ۱۳۹۰ تا پایان آبان ماه ۱۳۹۰ در ایران

خلاصه وضعیت خشکسالی ایران از مهرماه ۱۳۹۰ تا پایان آبان ماه ۱۳۹۰

– مجموع بارندگی ایران تا پایان آبان ماه در سال آبی جاری: ۵۶٫۱ میلیمتر

– مجموع بارندگی دراز مدت ایران در این دوره: ۲۸٫۲ میلیمتر

– درصد افزایش بارندگی نسبت به دوره آماری بلند مدت: ۹۸٫۹ درصد

– بالاترین درصد خشکسالی: ایستگاه های سینوپتیک زابل، لار، رفسنجان، انار و حاجی آباد که در این ایستگاه ها هیچ بارشی ثبت نشده است.

– بالاترین درصد ترسالی: ایستگاه اقلید فارس با ۶۴۲ درصد افزایش بارندگی نسبت به میانگین دراز مدت؛ در طی این مدت بارندگی این ایستگاه نسبت به میانگین درازمدت ۷٫۵ برابر افزایش داشته است.

– پرباران ترین استان: استان تهران با حدود ۳۸۳ درصد افزایش بارش نسبت به میانگین درازمدت

– کم باران ترین استان: استان یزد با حدود ۵۱ درصد کاهش بارش نسبت به میانگین درازمدت؛ در واقع بارندگی این استان نسبت به درازمدت به یک دوم کاهش یافته است.

گزارش وضعیت خشکسالی کشور در سال آبی ۱۳۹۰ – ۱۳۸۹

جمعه, ۱۵ مهر, ۱۳۹۰

ضمن تجدید قدردانی از دکتر مرتضی خداقلی عزیز و همکاران ارجمندشان در پایگاه مدیریت خشکسالی کشاورزی اصفهان به پاس تهیه و ارسال گزارشات مستمر و ارزشمند وضعیت ماهانه‌ی خشکسالی کشور، مشروح گزارش نهائی سال آبی ۹۰ – ۸۹  این تیم سختکوش که برای تارنمای طبیعت بختیاری ارسال گردیده است؛ انتشار می بابد:

وضعیت خشکسالی ایران در سال آبی ۱۳۹۰ – ۱۳۸۹ (ابتدای مهر ۱۳۸۹ تا پایان شهریورماه ۱۳۹۰) :

با پایان یافتن شهریورماه پرونده سال آبی ۹۰ – ۸۹ به پایان رسید، سالی که ایران زمین یکی از کم باران ترین و خشک ترین سال ها را تجربه نمود. شروع سال آبی گذشته با پاییزی خشک آغاز گردید به طوری که در پایان پاییز خشکسالی شدید و بسیار شدید بیش از ۹۷ درصد از مساحت کشور را به خود اختصاص داد. در این فصل بارندگی در حدود ۱۸٫۵ میلی متر در مقایسه با بارش دراز مدت که حدود ۶۰ میلی متر است بیش از ۳ برابر کاهش نشان می دهد. پس از پاییز خشک، نگاه ها به آسمان دوخته شد تا شاید زمستان که پربارش ترین فصل سال در کشور است جبران خشکی پاییز را بنماید. اگرچه بارش دریافتی در این فصل ۱٫۲ برابر بارش درازمدت بود اما به دلیل توزیع نامناسب بارش، بیشتر نقاط ایران خصوصاً در نواحی مرکزی بارش های زمستانه نتوانست کمبود بارش های فصل قبل و نیز صدمات وارده را جبران نماید. پس از زمستان تمام امیدها به بهار و رگبارهای آن بسته شد تا شاید جوابگوی نیاز آبی عرصه های طبیعی و دیمزارها و کشتزارها گردد ولی بر خلاف انتظار در این فصل نیز بارش روند نزولی خود را ادامه داد و مقدار بارش دریافتی در این فصل ۴۴٫۵  میلی متر در مقایسه با بارش درازمدت ۶۱٫۴ میلی متر شد و سرانجام در فصل تابستان که خشک ترین فصل سال می باشد مشابه با سال های گذشته بارشی بیش از آنچه انتظار می رفت، دریافت نشد (نمودار شماره ۱)

در آخرین ماه از سال آبی ۹۰ – ۸۹  (شهریورماه) همچنان شاهد خشکسالی بر بخش وسیعی از کشور خصوصاً در نقاط مرکزی ایران بودیم. در مقایسه با سال گذشته (مهرماه ۱۳۸۸ تا پایان شهریورماه ۱۳۸۹) اگر چه وسعت ترسالی در نیمه جنوب شرقی افزایش یافت، اما به طور کلی بر وسعت خشکسالی افزوده شده  است.

نتایج مطالعات انجام گرفته در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی پایگاه مدیریت خشکسالی استان اصفهان در طی یک سال آبی و همچنین تجزیه و تحلیل نقشه‌های خشکسالی در این دوره (مهرماه ۱۳۸۹ تا پایان شهریورماه ۱۳۹۰) حاکی از آن می باشد که در ۸۹ درصد از گستره ایران، بارش دریافتی کمتر از میانگین درازمدت می باشد.  خشکسالی متوسط با وسعتی در حدود ۶۱ درصد از بخش غربی کشور آغاز گشته و به صورت دو نوار یکی به بخش های شرق و شمال شرقی و نوار دیگر در امتداد کرانه های دریای عمان و خلیج فارس کشیده شده است. در ۲۲٫۵ درصد از وسعت کشور خشکسالی خفیف دیده می شود که یک ناحیه از آن از شمال پل دختر شروع شده و پس از دربرگرفتن استان های همدان، کردستان و بخش اعظم استان های تهران، زنجان، آذربایجان غربی و شرقی، کردستان و لرستان در امتداد کرانه دریای خزر خاتمه می یابد و ناحیه دیگر از فسا و لار آغاز گشته و مانند نواری ترسالی خفیف را در بخش جنوب شرقی احاطه نموده است. خشکسالی شدید با وسعتی در حدود ۴٫۷ درصد بخش شرقی استان اصفهان و نیز بیشتر وسعت استان یزد را شامل می شود و کمترین مساحت به خشکسالی بسیار شدید اختصاص یافته (۱٫۵ درصد) که همچنان گریبان گیر جاسک و چابهار می باشد. در شهریورماه ۳ کلاس ترسالی شامل ترسالی خفیف با ۹٫۳ درصد، ترسالی متوسط ۰٫۸ درصد و ترسالی شدید ۰٫۴ درصد در شمال غربی ترین نقطه ایران و در بخش جنوب شرقی به مانند ماه های گذشته دیده می شود، اما نسبت به مردادماه کمی بر وسعت آن افزوده شده است و در مجموع نزولات جوی در این بازه زمانی در ۱۱ درصد از مساحت کشور، از آمار دراز مدت آن پیشی گرفته است (نمودار شماره ۲)

مطالعات مقایسه ای وضعیت خشکسالی کشور از مهر تا پایان شهریور ماه سال جاری با دوره مشابه در سال گذشته نشان می دهد که درصد مناطقی که تحت سیطره خشکسالی هستند بیشتر از سال قبل می باشد، اما در سال گذشته پس از خشکسالی خفیف خشکسالی شدید بیشترین وسعت ایران رابه خود اختصاص داده در حالی که در سال جاری خشکسالی متوسط بر بخش اعظم کشور غلبه داشته و خشکسالی شدید بخش کوچکی را احاطه نموده است. همچنین مقدار بارش های دریافتی در سال گذشته در کل کشور بیشتر از سال جاری بوده که افزایش خشکسالی در سال جاری را نسبت به مدت مشابه در سال گذشته نمایان می سازد. بنابراین کاهش شدید بارش در پاییز ۸۹ و همچنین بارش های کم و با توزیع نامتناسب در فصل زمستان و بهار سبب کاهش ذخیره نزولات جوی، کاهش منابع آب و خشک شدن قنوات و آب های زیرزمینی شده که اثرات آن از جمله خشکسالی بر بخش های مختلف بویژه بخش کشاورزی بارز می باشد.

انتظار می رود با توجه به خشکسالی های سال های اخیر و احتمالا” ادامه شرایط نامطلوب کاهش بارش در سال آبی جاری مسئولان امر با نگاهی جامع تمام ابعاد خشکسالی را در نظر گرفته و استراتژی مدیریت ریسک خشکسالی را به جای مدیریت بحران بر گزینند.

خلاصه وضعیت خشکسالی ایران از مهر ۱۳۸۹ تا شهریورماه ۱۳۹۰ :

– مجموع بارندگی ایران در سال آبی ۹۰ – ۸۹ برابر ۱۹۱٫۷ میلی متر

– میانگین سالیانه مجموع بارندگی دراز مدت ایران  ۲۳۰٫۹ میلی متر

– درصد کاهش بارندگی نسبت به دوره آماری بلند مدت: ۱۶٫۹ درصد

– بالاترین درصد خشکسالی: ایستگاه چابهار با ۸۱٫۲ درصد کاهش بارندگی نسبت به میانگین درازمدت و طی این مدت، بارندگی این ایستگاه نسبت به میانگین درازمدت به بیش از یک پنجم کاهش یافته است.

– بالاترین درصد ترسالی: ایستگاه زاهدان (استان سیستان و بلوچستان) با ۵۵٫۴ درصد افزایش بارندگی نسبت به میانگین دراز مدت که در طی آن بارندگی این ایستگاه نسبت به میانگین درازمدت بیش از ۱٫۵ برابر شده است.

– پرباران ترین استان: استان قزوین با حدود ۲۴٫۲ درصد افزایش بارش نسبت به میانگین درازمدت (نمودار شماره ۳)

– کم باران ترین استان: استان یزد با حدود ۴۸٫۱ درصد کاهش بارش نسبت به میانگین درازمدت

تالاب گندمان؛ وقتی که فقط خدا می تواند کمک کند

یکشنبه, ۲۳ مرداد, ۱۳۹۰

خشکی بی سابقه و صدمات وارده، وضعیت تالاب گندمان را بحرانی و بسیار نگران کننده کرده است. خشکسالی سال های اخیر، درجه حرارت و افزایش تبخیر از جمله تهدیدهای طبیعی بوده که به همراه اقدام نابخردانه احداث سد و قطع حق آبه طبیعی، تالاب گندمان را در برابر تهدید آتش سوزی بسیار حساس و شکننده کرده است. احداث سد در محل خروجی تالاب چغاخور در بالا دست و عدم رعایت حق آبه‌طبیعی تالاب گندمان، حفر چاه‌های مجاز و غیرمجاز و برداشت های مازاد بر پروانه های بهره برداری و دست کاری های انجام شده بر روی مسیرها و بستر چشمه‌های اطراف ‌تالاب، روند خشکی و مواجه تالاب گندمان با خطر آتش سوزی را شتابی نگران کننده بخشیده است.

حیرت آور است که تقریبا” همه مسئولان محلی و مقامات ارشد و تصمیم گیر کشوری نیز از این شرایط نابسامان و بی سابقه ی حاکم بر گندمان با اطلاع هستند و از تجربه تلخ آتش سوزی گسترده و طولانی مدت دو سال پیش در این تالاب باخبرند، اما ظاهرا” به دلیل عدم برخورداری حوزه محیط زیست از جایگاه سزاوار در سبد اولویت های راهبردی برنامه ریزان کشور و عدم تخصیص اعتبار لازم برای تشکیل یگان اطفای حریق و خرید تجهیزات سخت افزاری مناسب جهت مقابله با آتش، فقط بایستی دست به دعا برداریم و از پروردگار بخواهیم که آتش را از جان این تالاب خشک دور نگه دارد!

شوربختانه شاهد نبود تناسب و ناسازه شگفت آوری در بین درک حساسیت و خطر بروز آتش سوزی و میزان توجه و تخصیص اعتبار به منظور استقرار اکیپ های اطفای حریق آموزش دیده، فعالیت های ترویجی و جلب مشارکت مردم آبادی های اطراف تالاب و آموزش آنان و خرید امکانات و تجهیزات اولیه ناوگان اطفای حریق محیط زیست برای پیشگیری و مقابله با حریق های احتمالی در این تالاب ارزشمند هستیم!

البته شواهد قابل تقدیر حکایت از آن دارد که اداره کل حفاظت محیط زیست استان به رغم بضاعت ناچیزش، به لحاظ شرایط بحرانی حاکم بر گندمان اقدام به تهیه برخی تجهیزات اولیه مانند دو دستگاه تانکر چرخدار، یک دستگاه تراکتور، یک دستگاه کانتینر برای استقرار محیط بانان، لوله های برزنتی و آلومینیومی و استقرار یک اکیپ چهار نفره شده است و محیط بان هایش با حداقل امکانات اولیه رفاهی به صورت شبانه روزی برای پیشگیری از حریق تلاش می کنند، اما در حقیقت بی آبی چنان وضعیت بحرانی تالاب گندمان را شتاب بخشیده است که اگر آتش سوزی در این تالاب رخ دهد نباید انتظار معجزه از این نیروهای امدادی دست خالی داشت.

حرف آخر اینکه وقتی اعتبار سالانه سازمان حفاظت محیط زیست کشور فقط ۷۰ میلیارد تومان و اعتبار سالانه صیانت از  ۶ میلیون هکتار رویشگاه های جنگلی زاگرس کمتر از ۱۰ میلیارد تومان و  در مقابل سالانه بالغ بر ۵۰۰ میلیارد تومان صرف احداث سدهای غول پیکر در همین منطقه زاگرس می شود نباید شگفت زده شویم که اداره کل حفاظت محیط زیست چهارمحال و بختیاری برای انجام مطالعات برآورد زیست محیطی آبی، احیاء، اختصاص حق آبه و ارزش گذاری اقتصادی تالاب و همین طور تأمین چند صد میلیون تومان برای تجهیز ناوگان اطفای حریق خود ناتوان و عاجز باشد و تالاب گندمان برای رهایی از آتش به خدا پناه ببرد و از او کمک بخواهد!

یادمان باشد که تالاب گندمان در دیار بختیاری؛ یکی از ۱۰ تالاب برتر پرنده نگری در ایران است که در دفتر بین المللی تحقیقات پرندگان آبزی «لندن – ۱۹۵۲» به ثبت رسیده است. این تالاب که به عنوان زیستگاهی با ارزش در میان ۱۰۵ زیستگاه مهم پرندگان در ایران شناسایی شده است، در شمار زیباترین تالاب های کشور و مهمترین کانون های گردشگری چهارمحال بختیاری قرار داشته و زیستگاهی منحصربفرد برای زمستان گذرانی و تخمگذاری پرندگان مهاجر و اسکان دائم پرندگان بومی محسوب شده که قریب به ۱۵ گونه پرنده بومی و قریب به ۳۰ گونه پرنده مهاجر نواحی سردسیر شمالی با جمعیت های زیاد، انواع مارها و قورباغه ها و لاک پشت ها و پستانداران و ماهی ها را در خود جای داده است.

پول؛ مهمترین تهدیدی که تنوع زیستی در تنگ صیاد را به چالش گرفته است!

سه شنبه, ۱۸ مرداد, ۱۳۹۰

رخدادهای طبیعی و خشکسالی های پی در پی سال های اخیر، روند شرایط بحرانی حاکم بر منابع آبی دیار بختیاری را نیز شتاب بخشیده است. خشک شدن کامل و یا کاهش شدید آبدهی چشمه ها و قنوات و منابع آب شرب در زیستگاه های طبیعی و منفی شدن حیرت آور تراز آبی سفره های زیرزمینی، علاوه بر مردم، زندگی تمامی زیستمندان جانوری و گیاهی این سرزمین را با تهدیدهای جدی مواجه کرده است.

منطقه حفاظت شده تنگ صیاد با وسعتی حدود ۲۷ هزار هکتار به عنوان یکی از ذخیرگاه های زیستی جانوری و گیاهی نادر کشور در چهارمحال و بختیاری، با خشکی کامل و یا کاهش شدید آبدهی همه ۵۰ چشمه و قنات تأمین کننده آب شرب وحوش خصوصا” گله های قوچ و میش وحشی و کل و بز مورد حفاظت روبرو شده است.

به لحاظ شرایط ویژه و منحصر به فرد منطقه حفاظت شده تنگ صیاد که ناشی تعداد و تنوع زیستی جانوری آن می باشد، بحران آبی پیش رو می تواند خطرات و تهدیدهای بیشتری را برای حیات وحش این منطقه نسبت به سایر نقاط چهارمحال و بختیاری به دنبال داشته باشد. بی آبی و خشک شدن چشمه ها و سایر منابع آبی این زیستگاه طبیعی سبب خارج شدن گله های قوچ و میش وحشی و کل و بز از منطقه تحت حفاظت شده و با ورود به باغات و مزارع داخل و حاشیه منطقه حفاظت شده، با تله ها و دام های از پیش گسترده شده نابخردان طبیعت ستیز مواجه شده و جان خود را بر سر جرعه ای آب می گذارند. گستردگی منطقه، تعدد و پراکندگی باغات و مزارع موجود در داخل محدوده و یا حاشیه این منطقه حفاظت شده و بالاخره کمبود محیط بان، جلوگیری از خروج و گدار حیات وحش تشنه و در جستجوی آب و ممانعت از ورود آن ها به چنین محیط های ناامن و خطرناکی را کاری سخت و شاید غیرممکن کرده است.

اما در حال حاضر برای برای برون رفت از این وضعیت بحرانی حاکم بر امنیت جانی حیات وحش و کاهش اثرات بی آبی در این زیستگاه ارزشمند، انجام اقدامات کوتاه مدت تآمین آب دستی اجتناب ناپذیر است. همچنین بکارگیری تعداد بیشتری محیط بان برای جلوگیری از مهاجرت و گدار حیات وحش از مناطق امن و نزدیک شدن به باغات و مزارع داخل منطقه حفاظت شده ضروری است.

امیدوار بودیم حالا که تصمیم گیران و برنامه ریزان از این وضعیت نگران کننده و تهدیدآمیز در چنین زیستگاه های طبیعی کشور آگاهی پیدا کرده اند، شاهد تخصیص منابع مالی درخور در این حوزه خواهیم بود تا در حد ممکن از خسارات و صدمات ناگوار این پدیده در مناطق چهارگانه حفاظتی کم کنند، اما ناباورانه و با کمال حیرت همچنان شاهد همان بی مهری های گذشته و کم وزنی ملاحظات زیست محیطی در روند بودجه ریزی و تخصیص منابع اعتباری به حوزه محیط زیست و منابع طبیعی کشور بودیم تا یادمان نرود که همچنان پول به عنوان مهمترین تهدید تنوع زیستی در مناطق چهارگانه را به چالش گرفته است!

آیا این نشانه ی بی توجه ای و درک نادرست مسئولان از پایداری بوم شناختی و زیگونگی زیستی سرزمین مادری مان نیست که برای تامین آب و ساخت آبشخور حیات وحش در خطر چنین زیستگاه های طبیعی، تنها ۱۰ میلیون تومان سهم هر استان از محل منابع اعتباری خشکسالی گردد!؟

به راستی آیا می توان از چنین دستگاه بی بضاعتی به نام حفاظت محیط زیست انتظار پاسداری از مناطق چهارگانه حفاظتی و زیستمندان تحت مدیریتش را داشت؟

حرف آخر این است که؛ تا زمانیکه ملاحظات زیست محیطی در نظام بودجه ریزی کشور از چنین جایگاه ناشایست و کم ارزشی برخوردار باشد هرگز نباید امید به زنده ماندن گله های قوچ و میش وحشی و کل و بز مناطقی چون تنگ صیاد باشیم.

در همین رابطه:

فرار حیات وحش به باغ های اطراف تنگ صیاد

اختصاص اعتبار ویژه برای نجات حیات وحش تنگ صیاد

گزارش وضعیت ماهانه‌ی خشکسالی کشور ؛ تیرماه ۱۳۹۰

جمعه, ۷ مرداد, ۱۳۹۰

ضمن تجدید قدردانی از دکتر مرتضی خداقلی عزیز و همکاران ارجمندشان در پایگاه مدیریت خشکسالی کشاورزی استان اصفهان به پاس تهیه و ارسال گزارشات مستمر و ارزشمند وضعیت ماهانه‌ی خشکسالی کشور، مشروح گزارش تیرماه ۱۳۹۰ این تیم سختکوش که برای تارنمای طبیعت بختیاری ارسال گردیده است؛ انتشار می بابد:

وضعیت خشکسالی ایران از ابتدای مهر ۱۳۸۹ تا پایان تیر­ماه ۱۳۹۰

با سپری شدن ده ماه از سال آبی ۹۰-۸۹ بنا بر گزارشات پایگاه مدیریت خشکسالی کشاورزی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان همچنان خشکسالی با روند ماه ­های گذشته و حتی با شدتی بیشتر بر بخش اعظم ایران سیطره یافته و همانطور که انتظار می­ رفت افزایش دمای تابستان به همراه خشکسالی­ هایی که بر اقصی نقاط کشور حاکم شده بر وخامت اوضاع افزوده است.

در تیرماه سال آبی ۹۰-۸۹ تعداد کلاس­ های خشکسالی و ترسالی مشابه با ماه گذشته (خردادماه) می­ باشد و همانطور که نمودار ۱ نشان می­دهد ۴ کلاس خشکسالی بسیار شدید، شدید، متوسط و خفیف غلبه یافته و ۳ کلاس ترسالی خفیف، متوسط و شدید نیز به چشم می خورد. خشکسالی متوسط با مساحتی در حدود ۴۵٫۱ درصد کشور در جایگاه اول قرار گرفته و به صورت کمربندی ناحیه غربی را به ناحیه شمال شرقی و شرق پیوند می­ دهد، همچنین این کلاس خشکسالی به مانند نواری از ناحیه غربی در امتداد کرانه­ های دریای عمان و خلیج فارس به گوشه جنوب شرقی کشور می­ رسد. خشکسالی خفیف در حدود ۲۶٫۷ درصد از مساحت ایران را به خود اختصاص داده که در بخش جنوب شرقی، ترسالی متوسط و شدید را در بر گرفته و بر بخش عظیمی از گوشه شمال غربی کشور حاکم شده است. این خشکسالی در نیمه شمالی استان­­های اصفهان و خراسان رضوی نیز مشاهده می­ گردد. در سومین جایگاه، خشکسالی شدید با ۱۱٫۳ درصد مشاهده می­ گردد که از ناحیه شرقی یزد آغاز گردیده و پس از در برگرفتن انار و رباط پشت بادام به بیرجند می­ رسد، همچنین این خشکسالی بخش جنوبی استان خوزستان شامل شهرهای آبادان، رامهرمز و ماهشهر را درگیر نموده است. اما خشکسالی بسیار شدید با ۴٫۲ درصد کم ترین طبقه یا کلاس  خشکسالی را به خود اختصاص داده که این خشکسالی به صورت نواری کرانه دریای عمان را احاطه نموده و همچنین از بخش شمال شرقی استان اصفهان به ناحیه جنوب شرقی استان یزد کشیده شده است. در شمال غربی­ ترین نقطه کشور و در نیمه جنوب، جنوب شرقی همچنان ترسالی حاکم می­ باشد، اما متاسفانه از وسعت آن کاسته شده به طوری که در مجموع در کل ایران شاهد ۱۲٫۷ درصد ترسالی هستیم که ۱۰٫۱ درصد به ترسالی خفیف، ۲ درصد ترسالی متوسط و ۰٫۶ درصد به ترسالی شدید اختصاص یافته است.

ادامه مطلب»