بایگانی “محیط زیست”

کمپین‌های محیط زیستی و جامعه ایرانی

چهارشنبه, ۲۷ مهر, ۱۳۹۵

arman

     روزنامه آرمان: کمپین‌های زیست محیطی در ایران به دلیل اینکه در افکار عمومی، کمتر دیده می‌شوند، آن‌طور که باید اثر بخش واقع نمی‌شوند. کمپین «آسمان آبی، زمین پاک» که شهرداری متولی آن است بیشتر در حد یک اقدام نمادین باقی مانده است. رویکرد شهرداری‌ها یک رویکرد توسعه‌ای است. از آنجا که شهرداری بیشتر به فکر توسعه خیابان‌ها و بلوارهاست، کمتر به مساله حمل و نقل عمومی توجه می‌کند. این امر باعث می‌شود گرایش مردم به استفاده از خودرو‌های شخصی بیشتر شود و رویکرد شهرداری، ناخواسته به افزایش استفاده مردم از خودروهای شخصی دامن زده است.

     کمپین دیگری برای جلوگیری از آلودگی هوا شکل گرفته بود و با عنوان «نه به خرید خودروهای داخلی» شناخته می‌شد. این کمپین تا حدی موفق عمل کرد اما شکست خورد. زمانی که ما رویکرد اقتصاد مقاومتی را به عنوان یک رویکرد کلان در کشور مطرح می‌کنیم، می‌رویم به سمتی که از تولیدات داخلی استفاده و از این راه از تولید داخلی حمایت کنیم. این رویکرد خوبی است که ما برای توسعه اقتصادی، روی بیاوریم به تولیدات داخلی، اما باید به این نکته توجه داشت که وقتی مردم را به استفاده از تولیدات داخلی ترغیب می‌کنیم، باید این الزام برای تولیدکنندگان داخلی ایجاد شود که خودروها به لحاظ ایمنی دارای استانداردهای مناسبی باشند. بخش اعظمی از آلودگی هوا در کلانشهرها به سیستم سوخت خودروهای داخلی مربوط می‌شود. میزان مصرف، نوع سوختی که استفاده می‌شود و… مسائلی هستند که در بحث تولید خودروها باید مورد توجه قرار گیرد. از سوی دیگر در مورد واردات خودروهای خارجی، سختگیری‌هایی وجود دارد که به نیت حمایت از تولیدات داخلی انجام می‌شود. این امر برای پایداری در اقتصاد صورت می‌گیرد اما باید توجه داشت که نظارت‌های لازم در مورد تولید خودروهای داخلی انجام نمی‌شود و ما شاهد این هستیم که مردم به اجبار خودروهای داخلی را خریداری می‌کنند و تردد بیشتر این خودروها در سطح شهر، آلودگی هوا را افزایش می‌دهد.

کمپین‌ها تلنگرند

     سه‌شنبه‌های پاک یا سه شنبه‌های بدون خودرو از دیگر کمپین‌هایی است که در کشور برای جلوگیری از آلودگی هوا به راه افتاده است. این کمپین می‌تواند به عنوان یک حرکت نمادین مطرح شود و نباید انتظار داشت که استفاده نکردن از خودرو در یک روز، تاثیر ملموسی داشته باشد. با توجه به آنچه گفته شد، فراگیری در مورد کمپین‌ها اتفاق نمی‌افتد و از سوی دیگر، دستگاه‌ها به صورت نمادین با چنین کمپین‌هایی همکاری می‌کنند. برای مثال ممکن است شهرداری‌ها و یا اعضای شورای شهر حرکتی انجام دهند، اما تا زمانی که چنین حرکتی موجب تغییر رویکرد در بحث مدیریت شهری نشود، این موضوع نمی‌تواند به پویش کمک کند تا در راستای بهبود وضعیت هوای شهر اثرگذار باشد. درباره کمپین سه شنبه‌های بدون خودرو، از آنجایی که در حال ایجاد حساسیت در مورد وضعیت جامعه است و تلنگری به مردم و متولیان در مورد آلودگی‌ها می‌زند، می‌توان امید داشت در راستای تغییر رویکردها و رفتارهایمان، به پاکی هوای شهرها و سلامت جامعه کمک کند. زمانی که پویش‌های این چنین به تغییر رفتار افراد جامعه منجر نشود، نمی‌توان امید داشت که باعث بهبود قابل توجهی در وضعیت شهرها شود.

ارجحیت خودرو بر دوچرخه

     دوچرخه‌هایی در سطح شهر تعبیه شده که می‌تواند در کاهش آلودگی هوای تهران موثر واقع شود، اما رغبت آنچنانی از سوی مردم برای استفاده از آنها دیده نمی‌شود. بخشی ازاین عدم رغبت به ساختارهای فرهنگی ما باز می‌گردد. بسیاری از مردم دوست ندارند با لباس رسمی و سوار بر دوچرخه در ملأعام ظاهر شوند. استفاده از دوچرخه به جای خودرو تفکر جدیدی است که در کشور ما مطرح شده است. این مساله در کشورهای توسعه یافته، نهادینه شده و حضور در معابر عمومی با دوچرخه، کار سختی نیست. مردم ما به لحاظ فرهنگی هنوز با این مساله کنار نیامده اند و ما به این آمادگی نرسیده ایم که بخواهیم در راستای بالا بردن سلامت خود و پاکی هوا، از راحتی خودروها بگذریم. ما هنوز به این باور نرسیده ایم که خودروهای ما در سطح شهر چه تاثیر منفی و آلاینده ای در وضعیت هوای شهرها دارد. آلودگی هوا و آثار مخربی که روی سلامتی افراد جامعه دارد، فقط به صورت زبانی تکرار می‌شود و آن را به طور قلبی باور نکرده ایم. البته باید توجه داشت که استفاده نکردن از دوچرخه و مسائلی از این قبیل، به طور کلی فرهنگی نیست. زیر ساخت‌های موجود در مورد استفاده از دوچرخه در بسیاری از شهرهای ما فراهم نیست. مسیر حرکت دوچرخه‌ها و حقوقی که باید در این زمینه وجود داشته باشد، مشخص نیست. این نگرانی برای مردم وجود دارد که استفاده از دوچرخه، می‌تواند برای سلامت آنها خطرناک باشد که این نگرانی، بیجا نیست، چون امکان برخورد با خودروها برای دوچرخه‌سواران وجود دارد. مجموع این مسائل باعث شده است تا چنین طرحی مورد استقبال مردم قرار نگیرد و ما شاهد همراهی قابل توجهی در این زمینه نباشیم.

     گفته می‌شود که مسئولان کشور، نه تنها از وسایل نقلیه عمومی استفاده نمی‌کنند، بلکه با چندین خودرو در سطح شهر دیده می‌شوند. قضاوت در مورد این موضوع سخت است و لازمه قضاوت درباره آن، به مسائل امنیتی باز می‌گردد که ما در مورد آن آگاهی نداریم. به نظر می‌رسد که اگر مقام مسئولی در کشور، علاقه مند به چنین مسائلی نیز نباشد، الزامات امنیتی حکم می‌کند که این اتفاق بیافتد. اما باید توجه داشت که تعداد مسئولان نسبت به جمعیت کشور، در حدی نیست که بتواند تاثیر بسزایی در آلودگی داشته باشد و ما نمی‌توانیم چنین چیزی را تهدید یا چالشی در زمینه محیط زیست در نظر بگیریم. اگر از این زاویه به موضوع نگاه کنیم که اگر به لحاظ امنیتی، این امکان وجود داشت که مقامات ما از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند و مردم این حرکت را ببینند، می‌توان انتظار داشت که استفاده از وسایل نقلیه عمومی در کشور افزایش پیدا کند. این موضوع فقط به مسئولان بر‌نمی‌گردد و هنرمندان و چهره‌های سرشناس نیز می‌توانند با استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی، مردم را برای استفاده از آنها ترغیب کنند.

     متاسفانه رغبت قابل قبولی برای همکاری با کمپین‌های زیست محیطی در جامعه وجود ندارد، چون این همکاری در اولویت مسئولان و مردم نیست. مسئولان با توجه به شرایط کاری و اطلاعات خود، مشکلات بزرگ‌تری را در اولویت قرار می‌دهند یا نسبت به وضع موجود به باور قلبی نرسیده‌اند. مردم نیز به لحاظ درگیری‌های معیشتی خود، همکاری کمی با پویش‌های محیط زیستی دارند.

 

تخریب محیط‌زیست با گردشگری

پنجشنبه, ۷ مهر, ۱۳۹۵

1111

آرمان امروز – نگین باقری: انگار برخی گردشگران در ایران به جنگ با محیط زیست می‌روند، چرا که ردپای آنان تا مدت‌ها دامن گیر طبیعت است. هومان خاکپور، کارشناس محیط زیست در رابطه با خسارت گردشگری بر محیط زیست در گفت‌وگو با «آرمان امروز» می‌گوید: حضور گردشگران برای مشاهده تنوع زیستی و جانوری است و بسیاری از کشورهای توسعه یافته به این نتیجه رسیده اند که وقتی گردشگر از طبیعت بر می‌گردد فقط باید ردپای او در طبیعت به جا مانده باشد، اما در ایران انواع ردهای تخریب در طبیعت از رهاسازی زباله گرفته تا تخریب پوشش گیاهی، منابع آب و خاک و انواع آلودگی دیده می‌شود.

رابطه گردشگری با محیط زیست را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

با توجه به اقلیم‌های متفاوتی که در طبیعت ایران وجود دارد از شمالی ترین مناطق کشورمان تا جنوبی ترین آن یا از غربی ترین تا شرقی ترین آن سرشار از تنوع زیستی است. همچنین برخی مناطق کشور ما به شدت کوهستانی هستند و به همین دلیل تنوع اقلیمی بالاتر می‌رود، تا جایی که گردشگری یکی از ظرفیت‌های بسیار مهم در حوزه اقتصاد و اشتغال کشور محسوب می‌شود. به عبارت دیگر می‌توانیم بگوییم گردشگری یک صندوق ذخیره ارزی برای هر کشوری است، هر چند متاسفانه مثل بسیاری از قسمت‌های دیگر ما هیچ برنامه مدون طولانی مدت و میان مدت برای بهره برداری از مزیت‌های نسبی طبیعی در کشور نداریم و حتی برنامه‌های کوتاه مدتی هم که در کشور ما در حوزه گردشگری طبیعی وجود دارند بیشتر خسارت زا هستند تا اینکه درآمدزا باشند، اما چاره ای نداریم جز اینکه به سمتی برویم تا هر چه زودتر از میزان خسارت‌ها کم کنیم.

آسیب‌های صنعت گردشگری به منابع طبیعی چیست و باید چگونه این وضعیت را ساماندهی کرد؟

معیشت‌هایی هستند که به صورت مستقیم به سرزمین تحمیل شده اند، یعنی جوامع بومی و محلی ظرفیت‌های اشتغال‌زایی در سایر حوزه‌ها را نداشته و به همین دلیل وابستگی به سرزمین به شدت بالا رفته است، به گونه ای که میزان بارگذاری معیشت‌ها بر عرصه‌های جنگلی بسیار بالاتر از توان تولیدی و تحمل این عرصه‌های طبیعی است. همچنین ظرفیت‌های طبیعی گردشگری تحت عنوان جنگل، تالاب، آبشار و چشمه در مکان‌های مختلف شناسایی شده اند که می‌توانند به شدت به اقتصاد کشور کمک کرده و تحولی را در وضعیت اقتصادی و معیشتی جوامع محلی ایجاد کنند، اما به دلیل اینکه ما برنامه نداریم تخریب با گردشگری در طبیعت ایجاد شده است، یعنی جامعه محلی با شرکت‌ها و نهادهایی که در حوزه گردشگری هستند، در حال رقابتند و فقط وضعیت تخریب را گسترش می‌دهند، به گونه ای که کمترین تعامل‌ها را بین جوامع محلی، نهادهای دولتی و غیردولتی مسئول و متولی در حوزه گردشگری شاهد هستیم. همچنین برای اینکه بتوانیم وضعیت گردشگری را ساماندهی کنیم باید از ظرفیت‌ها در راستای توسعه اقتصادی و کاهش عوامل تخریب به ویژه در بین جوامع محلی استفاده کنیم، یعنی در ابتدا باید انسجام سازمانی را بین دستگاه‌های دولتی و نهادهای غیردولتی در بخش گردشگری جوامع محلی ایجاد کرده و آموزش‌ها را از طریق نهاد‌های دولتی وغیردولتی به جوامع محلی منتقل کنیم، حتی باید زمینه اعتماد جوامع محلی فراهم شود و بعد از اعتماد سازی همه گروه‌ها در تعامل و حفظ منافع مشترک گام بردارند. ما در بحث گردشگری چند گروه مخاطب داریم که باید منافعشان تامین شود. اگر منافع یگ گروه را فدای گروه‌های دیگر کنیم در نهایت نمی‌توانیم به بهره برداری پایدار برسیم. این گروه‌ها می‌توانند شامل جوامع محلی در طبیعت، دستگاه‌های متولی، تشکل‌های غیردولتی فعال و تورهای گردشگری باشند. ما در شرایطی می‌توانیم به بهره برداری پایدار برسیم که صادقانه و منصفانه منافع حاصل از گردشگری را بین همه گروه‌ها توزیع کنیم. اگر این اتفاق را ایجاد کنیم و منفعت تقسیم شود، می‌توانیم امیدوار باشیم بهره برداری پایدار از مزیت‌های طبیعی انجام شده و گردشگری نه تنها منجر به تخریب عرصه‌های طبیعی کشور نمی‌شود، بلکه باعث ایجاد درآمد شده و به عنوان یکی از مهم‌ترین معیشت‌های جایگزین در بین جوامع ملی و بومی مطرح است.

به نظر شما باید چه تدابیری اندیشید تا گردشگری به محیط زیست ضربه نزند؟

یکی از راه‌های خردمندانه و بسیار خوب کاهش وابستگی به سرزمین که اتفاقا با سرمایه‌گذاری بسیار کم هم قابل اجراست این است که ما به سمتی برویم که معیشت‌های جایگزین را در حوزه گردشگری تعیین کرده و وابستگی‌های خسارت زا به حوزه‌های طبیعت را کاهش دهیم، یعنی بین توان تولیدی طبیعت و معیشت‌هایی که به صورت مستقیم به عرصه‌های طبیعی تحمیل شده اند به تعادل منطقی برسیم. همچنین یکی از مهم‌ترین راهکارهای جایگزین ظرفیت‌های گردشگری و طبیعتگردی هستند که خوشبختانه در اقصی نقاط کشور وضعیت اقلیمی و طبیعی مناطق از مزیت‌های نسبی گردشگری برخوردارند، اما نیاز به یک برنامه ریزی دارند که اگر برنامه و مدیریت وجود نداشته باشد این ظرفیت‌ها نه تنها هیچ کمکی به حفظ محیط زیست و کاهش وابستگی‌ها به طبیعت نمی‌کنند، بلکه گردشگری می‌تواند به عنوان یک عامل تخریب و تهدیده کننده خودش را نشان دهد. این در حالی است که در کشور برنامه ای برای بحث گردشگری نداریم و می‌بینیم حضور گردشگران در طبیعت باعث تخریب می‌شود، چون وضعیت مناطق در اثر بهره برداری تحت عنوان گردشگری طبیعی از بین می‌رود. از سوی دیگر، ما کمتر جایی از مناطق کشور را می‌توانیم سراغ بگیریم که ظرفیت‌های گردشگری اش شناسایی شده باشند و برای آن برنامه نیز داشته باشیم و اگر هم گردشگری برای آن مناطق اتفاق افتاده و رونق گرفته به تبع آن شاهد خسارت هم بوده ایم یا اینکه بهره برداری منطقی اصلا صورت نگرفته است. برای مثال یکی از مناطق برجسته کشور مناطق شمالی است که اکنون به شدت به دلیل گردشگری تهدید می‌شوند. به عبارتی دیگر این تهدیدها در حوزه رها سازی زباله و دست اندازی‌هایی در طبیعت، تغییر کاربری در جنگل‌ها و… اتفاق می‌افتد. البته بقیه مناطق کشور هم همین شرایط را دارند، به گونه ای که مناطق زاگرس وضعیتشان بدتر از مناطق شمال کشور است.

با توجه به خسارتی که صنعت گردشگری بر محیط زیست وارد کرده است، از نظر شما ریشه این کاستی‌ها چیست؟

خسارت‌هایی که در حوزه گردشگری ایران می‌بینم بر خلاف اصول علمی و پذیرفته شده در تمام دنیاست، چرا که حضور گردشگران برای مشاهده تنوع زیستی و جانوری است و بسیاری از کشورهای توسعه یافته به این نتیجه رسیده‌اند که وقتی گردشگر از طبیعت بر می‌گردد فقط باید ردپای او در طبیعت به جا مانده باشد، اما در ایران انواع ردهای تخریب در طبیعت از رهاسازی زباله گرفته تا تخریب پوشش گیاهی، منابع آب و خاک و انواع آلودگی دیده می‌شود و این مسائل به عنوان تهدید تنوع زیستی و جانوری محسوب می‌شود، تا جایی که به علت رهاسازی زباله در طبیعت، حیات وحش به شدت در معرض نابودی قرار گرفته است، چون در زمان‌هایی که گردشگران حضور ندارد حیات وحش از زباله‌های ریخته شده استفاده کرده و آسیب می‌بیند، حتی این مساله در مواردی منجر به مرگ حیات وحش نیز شده است. متاسفانه ما گردشگری مسئول گرایانه را ترویج نداده ایم که باعث شده گردشگران به فکر طبیعت نباشند، چون آگاه سازی در این زمینه صورت نگرفته است، حتی جامعه محلی هم که قرار است منتفع باشد به فکر طبیعت و پایداری آن نیست و متاسفانه چیزی که نصیب کشور شده فقط تخریب مازاد بر آن چیزی است که در طبیعت وجود داشته است که باید در این زمینه فکر اساسی کرد، چرا که محیط زیست امانتی در نزد ماست که باید آن را به آیندگان بسپاریم.

استاندارچهارمحال تهدیدش را پس گرفت/ تأکید دوباره بر انتقال آب

پنجشنبه, ۲۶ خرداد, ۱۳۹۵

مهر

استاندار چهارمحال و بختیاری که در سخنانی سازمان محیط زیست را به قطع همکاری تهدید کرده بود، با اعتراض فعالان حوزه عقب‌نشینی کرده اما یک بار دیگر بر اجرای طرح‌های انتقال آب در استان تأکید کرد.

خبرگزاری مهر، گروه جامعه- مسعود بُربُر: در حالی که فعالان ملی محیط زیست هم‌صدا با فعالان استان چهارمحال و بختیاری به اجرای پروژه‌های متعدد غیرقانونی و مخرب محیط زیست در این استان اعتراض دارند، استاندار چهارمحال و بختیاری در سخنانی سازمان محیط زیست را تهدید به قطع همکاری کرده است!

اگرچه بنیاد این سخنان، نادرست و قانون‌شکنانه به شمار می‌رود چراکه بر اساس قوانین و اسناد بالادستی و سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری همه نهادها موظف به تبعیت از احکام سازمان محیط زیست به عنوان دستگاه حاکمیتی و نظارتی هستند و این تبعیت لطفی از جانب آنان محسوب نمی‌شود اما کارشناسان و فعالان محیط زیست در چهارمحال و بختیاری، معتقدند این سخنان از استانداری که پیش‌تر شخصاً در یونسکو در پاریس حضور پیداکرده و در مراسم ثبت یازدهمین ذخیره‌گاه زیستکره ایران شرکت کرده‌ است، بعید است.

یک عضو شبکه تشکل‌های محیط زیستی استان چهارمحال و بختیاری در این باره به خبرنگار مهر می‌گوید: پروژه‌های متعدد سدسازی و انتقال آب بین حوضه‌ای این روزها همه مردمان دیار چهارمحال و بختیاری را تحت‌فشار گذاشته است. تجمعات مردمی، احضارها و بازداشت و گاه واکنش‌های تند دوطرفه همگی حکایت از احتمال بروز تنش‌های اجتماعی در این منطقه دارد.

اگرچه استاندار چهارمحال و بختیاری در آخرین گفتگوی خود که نیمه شب گذشته منتشر شده تأکید کرده است که مدیریت ارشد استان با هیچکدام از مدیران ملی و استانی اختلاف ندارد و برای توسعه همه جانبه و پایدار استان تمامی تلاش خود را به کار گرفته اما در همین گفتگو نیز بر اجرای طرح غیرقانونی انتقال آب سبزکوه-چغاخور تأکید کرده است. طرحی که مشخص نیست اگر لطمات جدی به طبیعت استان و حتی کشور وارد نمی‌کند چرا مراحل قانونی دریافت مجوز را طی نکرده و بدون مجوز قانونی آغاز به کار کرده است.

هومان خاکپور اضافه می‌کند: افزایش فشارهای سیاسی برای شروع بکار این پروژه‌های فاقد مجوز و متأسفانه نادیده گرفته شدن قانون و بی‌توجهی به اخطارها و مخالفت‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست که ناباورانه در سکوت و انفعال دستگاه قضایی عملیات فیزیکی برخی از این پروژه آغاز شده است، وضعیت اجتماعی نگران‌کننده‌ای را در استان چهارمحال و بختیاری رقم‌زده است.

این فعال محیط زیست تأکید می‌کند: اصرار نابخردانه برخی مقامات و نهادها بر ادامه چنین روند نگران‌کننده‌ای، سبب شده است ایجاد فضای احساسی و واکنش‌های خسارت زا شتابی نگران‌کننده‌تر پیداکرده و با تحت‌فشار قرار گرفتن فعالان و تشکل‌های محیط‌زیستی و همین‌طور مقامات اجرایی استان، رویکردهای تعاملی و هم‌افزایی به حاشیه رفته و فضای تقابلی جایگزین شود.

وی تصریح می‌کند: نمونه بارز این فشارها واکنش شگفت‌انگیز عالی‌ترین مقام اجرایی استان در مواجهه با رویکرد قانونی سازمان حفاظت محیط‌زیست در قبال پروژه‌های سدسازی و انتقال آب فاقد مجوز است. شگفت‌انگیزی این ماجرا زمانی بیشتر می‌شود که مشاهده کنیم چنین واکنش‌ها در دولتی اتفاق می‌افتد که خود را محیط‌زیستی‌ترین دولت در میان ۱۱ دولت گذشته می‌داند!

خاکپور یادآوری می‌کند: در حالی شاهد چنین واکنش‌های ضد محیط‌زیستی هستیم که وی در سال گذشته به‌عنوان نخستین استاندار در تاریخ کشور، شخصاً در یونسکو در کشور پاریس حضور پیداکرده و در مراسم ثبت یازدهمین ذخیره‌گاه زیستکره ایران شرکت کرده‌است. ماجرایی که به شایستگی مورد توجه نمایندگان یونسکو قرارگرفته بود. اضافه بر این استاندار چهارمحال و بختیاری در ماه‌های ابتدایی آغاز به کارش، در حمایت از پلنگ ایرانی از دیگر هم‌قطارانش سبقت‌گرفته و با تنظیم نامه‌ای از معصومه ابتکار خواست تا سازمان حفاظت محیط‌زیست برنامه‌ای را برای حفاظت از پلنگ ایرانی در دستور کار قرار داده و با تدوین طرح‌های منطقه‌ای و ملی، این گربه‌سان ایرانی را از خطر انقراض نجات دهد. ماجرای تحسین‌برانگیزی که امیدهای زیادی را در بین فعالان محیط‌زیست منطقه ایجاد کرد.

عضو شبکه تشکل‌های محیط زیستی استان چهارمحال و بختیاری در پایان می‌گوید: امیدواریم که چنین واکنش‌های احساسی در خصوص پروژه‌های غیرکارشناسی و فاقد مجوز سدسازی و انتقال آب بین حوضه‌ای تحت همین فشارهای سیاسی و لابی‌های ملی بوده باشد و همچنان مانند گذشته، امیدها به رعایت ملاحظات محیط‌زیستی در رویکردهای توسعه‌ای استان در میان مردم و دغدغه‌مندان محیط‌زیست این دیار قوت گیرند.

به هر روی باید دید آیا موضع تازه و عقب‌نشینی ضمنی استاندار چهارمحال و بختیاری از تهدید غیرقانونی سازمان محیط زیست به قطع همکاری منجر به توقف موج بزرگی که در میان تشکل‌های محیط زیستی کشور در مقابل این سخنان شکل گرفته خواهد شد، یا تأکید دوباره بر اجرای طرح‌های مخرب محیط زیست، اعتراض تشکل‌های محیط زیستی سراسر کشور به مقامات ارشد استان چهارمحال و بختیاری را گسترده‌تر خواهد کرد.

ساماندهی فعالان محیط‌زیست در شبکه‌های مجازی

دوشنبه, ۲۸ مهر, ۱۳۹۴

     گفتگوی نگارنده با روزنامه آرمان در خصوص شبکه‌های اجتماعی را می‌توانید در شماره ۲۸۷۹ مورخ ۲۵ مهر ۱۳۹۴ آرمان بخوانید:

شبکه ها

     این روزها شبکه‌های مجازی باعث سرعت‌بخشی در امر اطلاع‌رسانی در جامعه شده‌اند. تنها کافی است یک اتفاق یا نارسایی در هر نقطه از این کره خاکی رخ دهد. با توجه به‌شدت و حدت آن می‌توان شاهد بازخوردهای آن در شبکه‌های اجتماعی بود. با بررسی فعالیت‌های مدنی در ۱۰ سال گذشته خواهید دید که با رشد شبکه‌های اجتماعی و ظرفیت‌های الکترونیکی به همان میزان ظرفیت مسئولیت‌پذیری مردم نیز در حوزه محیط‌زیست افزایش‌یافته است.

     با بررسی فعالیت‌ها در زمینه اطلاع‌رسانی در یک دهه گذشته خواهید دید که اطلاع‌رسانی به‌موقع و فراگیر در این حد نبوده و مشارکت‌ها مردمی ‌نیز به این شکل با استقبال عمومی‌ همراه نبوده است. اغلب اتفاقات در حوزه محیط‌زیست در چند سال اخیر به دلیل عدم پوشش‌دهی به‌موقع اخبار، آگاهی‌بخشی مردم را به همراه نداشت، اما هم‌اکنون با توسعه ظرفیت‌های الکترونیک و سرعت انتقال اطلاعات شاهد سهولت در دستیابی به اطلاعات هستیم که این امر باعث سرعت‌بخشی به امر آگاه‌سازی در همه حوزه‌ها شده است.

     انواع شبکه‌های اجتماعی به سهولت در تلفن همراه و تبلت نصب می‌شوند و مردم می‌توانند در همه اماکن و مراکز به‌صورت دائم و مستمر اطلاعات در زمینه محیط‌زیست را بررسی کنند. این امر می‌تواند به افزایش مشارکت مردم و مسئولیت‌مداری در حوزه محیط‌زیست به‌ویژه برای اشخاصی که دغدغه این حوزه را دارند منجر شود. این ظرفیت‌ها فرصت مناسبی در اطلاع‌رسانی و ایجاد سهولت در آگاه‌سازی است. امروزه بسیاری از اطلاعات و دغدغه‌ها در حوزه محیط‌زیست از طریق شبکه‌های اجتماعی منعکس می‌شود. این در حالی است که در گذشته فضای رسانه‌ای همچون سایت‌ها و فضاهای مجازی چندان در دسترس نبود و به این دلیل بیشتر شاهد نارسایی‌ها و غفلت در توجه به این کاستی‌ها از سوی مردم و مسئولان در امور مختلف بودیم.

     هم‌اکنون با افزایش تعداد و تنوع در فضاهای مجازی به فراخور علاقه‌ای که هر فرد نسبت به ابزارهای اطلاع‌رسانی دارد می‌تواند به مطالب علمی ‌نیز دسترسی پیدا کند و این امر منجر به ارتقای دانش می‌شود. هم‌اکنون بخش عمده‌ای از بیداری جامعه نسبت به امر محیط‌زیست به دلیل وجود ابزارهای اطلاع‌رسانی و شبکه‌های اجتماعی در کشور است و می‌توان از این بستر برای توسعه توجه به محیط‌زیست در کشور استفاده کرد. شبکه‌های اجتماعی در امر تسریع اطلاع‌رسانی در جامعه مؤثر هستند و مسئولان نیز در این زمینه می‌توانند با درک مطالبه‌گری مردم در پی پاسخگوی به نیاز آن‌ها باشند. هرچه این‌گونه اطلاع‌رسانی‌ها منسجم‌تر و سامان‌یافته‌تر باشد به همان نسبت مطالبات نیز افزایش می‌یابد و به‌این‌ترتیب فعالان در حوزه‌های مختلف می‌توانند در قالب تشکیل کمپین‌هایی در گروه‌ها، تشکل‌های مدنی و… مطالبه‌گری را در جامعه ارتقا دهند.

     اغلب گروه‌های تشکیل‌شده در این زمینه معمولاً یک سمت‌وسوی موضوعی دارند و با این موضوعات می‌توان در حوزه محیط‌زیست به شکل تخصصی درباره موضوعاتی همچون نارسایی‌ها در زمینه جنگل‌ها، مراتع، تالاب و… به فعالیت پرداخت. در ضمن می‌توان از این اقدام در همه حوزه‌ها نیز استفاده کرد. شبکه‌های اجتماعی منجر به ارتقای همگرایی در جامعه می‌شود و به‌این‌ترتیب می‌توان به بستر‌سازی در این زمینه پرداخت.

     باگذشت زمان و اثبات فعالیت مؤثر افراد می‌توان برخی از فعالان در امر اطلاع‌رسانی در شبکه‌های اجتماعی را در قالب فعالان محیط‌زیست معرفی کرد. به‌این‌ترتیب فعالیت آن‌ها از حوزه مجازی محدود خارج‌شده و به شکل عملی و فیزیکی می‌توان از آن استفاده کرد. برای تحقق این امر باید به مدیریت فضاهای مجازی پرداخت تا از این طریق بتوان دغدغه‌های مدنی و همسو با فعالیت‌های افراد در این حوزه را شناسایی کرد. امروزه مسأله محیط‌زیست و توجه به آن دغدغه اساسی مسئولان و مردم محسوب می‌شود که باید با مشاهده هر نارسایی آن را مورد ارزیابی قرار داده و در اسرع وقت به حل‌وفصل آن پرداخت.

متن کامل سخنان رئیس جمهور در سازمان ملل

یکشنبه, ۶ مهر, ۱۳۹۴

     رئیس جمهور – حسن روحانی – در جریان سفر به نیویورک؛ روز شنبه ۴ مهرماه ۱۳۹۴ در نشست اجلاس سران برای توسعه پایدار به سخنرانی پرداخت و ریزگردها را به تروریست ها تشبیه کرده و خشونت علیه انسان و طبیعت را دو مشکل غرب آسیا خواند …

27193_947

بسم‌الله الرحمن الرحیم

آقای رئیس،عالیجنابان؛

     در آغاز سخنم لازم می دانم با ابراز تاسف شدید از حادثه دلخراشی که برای هزاران نفر مسلمان و از جمله ایرانیان، در منا در روز پنجشنبه رخ داد، مراتب تسلیت خود را به خانواده هایی که در سوگ درگذشتگان این مصیبت عزادار شده اند، ابراز و بر ضرورت رسیدگی سریع نسبت به آسیب دیدگان و همچنین بررسی علل و عوامل این حادثه و حوادث مشابه در مراسم حج امسال تاکید نمایم.

عالیجنابان، خانم‌ها و آقایان

     مشکلات محیط زیست، به ما انسان‌های کره زمین آموخته است که همگی در یک کشتی نشسته‌ایم و بدانیم که هر آن‌چه دیگران انجام می‌دهند، بر سرنوشت ما نیز مؤثر است و نمی‌توان صرف‌نظر از این‌که دیگران چگونه زندگی می‌کنند، به امنیت و آسایش خود دل بست . بدون همکاری گسترده در سه سطح ملی، منطقه‌ای و بین‌ المللی، دست یافتن به «اهداف توسعه پایدار» بسیار دشوار است. این همکاری باید ملهم از آگاهی ناشی از سرنوشت واحد و تعهد مشترک در قبال مسئولیتهای مهم انسانی باشد.

     سرنوشت مشترک، مستلزم هدف مشترک است، اما به معنای یکسان بودن مسئولیت‌های همه نیست. دست‌یابی به آرمان‌های توسعه پایدار بعد از ۲۰۱۵ بدون لحاظ کردن مسئولیت کشورها و سهم آن‌ها در پیدایش وضعیت فعلی محیط زیست، ناممکن بوده و به مناقشه‌ای بی‌حاصل می‌انجامد.

حضار محترم

     همان طور که در «اجلاس سران تغییرات آب و هوا» گفتم ، منطقه غرب آسیا تنها با شرایط اقلیمی گرم‌تر و چالش‌های خشکسالی ممتد و گسترده مواجه نیست، بلکه با فاجعه تروریسم و خشونت افراطی نیز دست به گریبان است. به عبارتی، خشونت علیه طبیعت و انسانها، دو فاجعه بزرگ منطقه غرب آسیاست.

     من دو سال پیش زمانی که از «جهان علیه خشونت و افراطی‌گری» سخن گفتم؛ هر دو فاجعه و تاثیر متقابل آن‌ها را مد نظر داشتم. تروریست‌ها در سرزمین‌های فقیر و زخم‌خورده از بحران‌های محیط زیستی؛ رشد کرده، تکثیر شده و چون ریزگردها به راحتی مرزها را در می نوردند. گروه‌های تروریستی، «اهداف توسعه پایدار» را زیر پا می‌گذارند، و تداوم این وضعیت به فقر و تخریب بیشتر محیط زیست می‌انجامد. تروریسم و خشونت، ضمن خسارت آشکار به محیط زیست، توسعه پایدار را از دستور کار کشورها خارج کرده و منابع کشورها را صرف مبارزه با نا امنی می کند.

خانم‌ها و آقایان

     جمهوری اسلامی ایران پیش از این، مجدانه و عمیقاً به تحقق اهداف توسعه هزاره، یاری رسانده و مشارکت فعالی در تدوین دستور کار توسعه پس از ۲۰۱۵ داشته، و از این به بعد نیز همکاری سازنده‌ای برای اجرای تعهدات خود در سطوح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی خواهد داشت. دولت من به عنوان دولت محیط زیستی، سیاست‌های خود را بر اساس رویکردی متوازن میان توسعه اقتصادی و حفاظت از محیط زیست تنظیم می کند.

     افزایش آشکار حساسیت های زیست محیطی در میان اقشار مختلف مردم کشورم، وارد کردن آموزشهای محیط زیستی به برنامه درسی مدارس، بازنگری جدی در سیاست های سد سازی،احیای تالاب های در خطر و تلاش شبانه روزی برای احیای دریاچه های در خطر نابودی، تنها بخش کوچکی از التزام این دولت به اهداف توسعه پایدار است.

     فرایند طی‌شده در دو سال گذشته و حصول توافق هسته‌ای میان ایران و ۱+۵، شرایط مساعدی برای همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، از جمله در زمینه محیط زیست فراهم آورده است. ما مشتاقیم از طریق دیپلماسی فعال محیط زیستی با همسایگان خود در زمینه توسعه پایدار منطقه ای همکاری کنیم و در سایه روابط سازنده با دیگر کشورها و همکاری‌های فناورانه، انتقال دانش و مشارکت در فعالیت‌های علمی مشترک، سهم خود را در ساختن جهانی پایدارتر و مصون از تهدیدهای محیط زیستی ایفا کند. از توجه شما سپاسگزارم.

منبع: زیست بوم

نگرانی‌ها از لایحه تالاب‌های کشور که تقد‌‌‌‌یم مجلس شد‌‌‌‌

سه شنبه, ۲۴ تیر, ۱۳۹۴

     به‌تازگی لایحه پیشنهاد‌‌‌‌ی سازمان حفاظت محیط‌زیست برای «حفاظت، احیاء و مد‌‌‌‌یریت تالاب‌های کشور» تقد‌‌‌‌یم مجلس شورای اسلامی شد‌‌‌‌. این لایحه که د‌‌‌‌ر ارد‌‌‌‌یبهشت ۱۳۹۴ به تصویب هیأت‌وزیران رسید‌‌‌‌ه است مشتمل بر ۳ ماد‌‌‌‌ه است که به موضوع بهره‌برد‌‌‌‌اری‌ها و عملیات‌های عمرانی، معد‌‌‌‌نی، صنعتی و کشاورزی د‌‌‌‌ر بستر تالاب‌ها پرد‌‌‌‌اخته است.

     هرچند‌‌‌‌ د‌‌‌‌ر مقد‌‌‌‌مه توجیهی این لایحه به ارزش‌های تالاب‌ها و همچنین حساسیت‌ها و شکنند‌‌‌‌گی این زیست‌بوم‌های ارزشمند‌‌‌‌ و عوامل تهد‌‌‌‌ید‌‌‌‌کنند‌‌‌‌ه آن‌ها پرد‌‌‌‌اخته‌شد‌‌‌‌ه است اما به نظر می‌رسد‌‌‌‌ شرایط نگران‌کنند‌‌‌‌ه حاکم بر تالاب‌های کشور، چه به لحاظ تهد‌‌‌‌ید‌‌‌‌های ناشی از بهره‌برد‌‌‌‌اری‌ها و کاربری‌های ناد‌‌‌‌رست و غیرعلمی تعریف‌شد‌‌‌‌ه و چه به لحاظ بضاعت ناچیز و ناتوانی د‌‌‌‌ستگاه‌های نظارتی و متولی د‌‌‌‌ر صیانت و نظارت قانونی بر نحوه مد‌‌‌‌یریت جامع و بهره‌برد‌‌‌‌اری از این اکوسیستم‌های پیچید‌‌‌‌ه و شکنند‌‌‌‌ه به‌خوبی د‌‌‌‌رک نشد‌‌‌‌ه است.

     د‌‌‌‌ر شرایطی که بنابر اعلام مقامات سازمان حفاظت محیط‌زیست بیش از ۹۰ د‌‌‌‌رصد‌‌‌‌ از تالاب‌های کشور د‌‌‌‌ر خطر نابود‌‌‌‌ی قرار د‌‌‌‌اشته و د‌‌‌‌ر حال تبد‌‌‌‌یل‌شد‌‌‌‌ن به کانون‌های تولید‌‌‌‌ گرد‌‌‌‌وغبار هستند‌‌‌‌ و د‌‌‌‌ر حقیقت کاری از د‌‌‌‌ست سازمان حفاظت محیط‌زیست برای گرفتن حقابه آن‌ها برنمی‌آید‌‌‌‌ و همین‌طور توان مقابله با بهره‌برد‌‌‌‌اری‌های غلط و مخرب که یا با فشارهای اجتماعی و یا سیاسی د‌‌‌‌ر حال انجام هستند‌‌‌‌ را ند‌‌‌‌ارد‌‌‌‌، چگونه می‌توان به ضمانت‌های اجرایی این لایحه امید‌‌‌‌وار بود‌‌‌‌؟!

     نکته قابل‌تأمل د‌‌‌‌ر تد‌‌‌‌وین این لایحه این است که برخلاف بند‌‌‌‌ ج ماد‌‌‌‌ه ۱۹۳ قانون برنامه پنجم توسعه کشور که از سال د‌‌‌‌وم برنامه، هرگونه بهره‌برد‌‌‌‌اری صنعتی و معد‌‌‌‌نی جد‌‌‌‌ید‌‌‌‌ از تالاب‌های د‌‌‌‌اخلی را مطلقاً ممنوع اعلام کرد‌‌‌‌ه بود‌‌‌‌، حالا د‌‌‌‌ر ماد‌‌‌‌ه ۱ این لایحه؛ بهره‌برد‌‌‌‌اری و انجام عملیات‌های عمرانی، معد‌‌‌‌نی، صنعتی و کشاورزی د‌‌‌‌ر بستر تالاب‌ها به‌شرط رعایت ضوابط پاید‌‌‌‌اری تالاب‌ها مجاز د‌‌‌‌انسته شد‌‌‌‌ه است!

     قرار است این ضوابط پاید‌‌‌‌اری تالاب‌ها ظرف ۶ ماه از تاریخ لازم‌الاجرا شد‌‌‌‌ن این قانون توسط سازمان حفاظت محیط‌زیست با همکاری وزارتخانه‌های نیرو و جهاد‌‌‌‌ کشاورزی تهیه شود و به تصویب هیات‌وزیران برسد‌‌‌‌، اما با توجه به پیشینه اجرای چنین مقررات و ضوابط قانونی برای صد‌‌‌‌ور مجوزهای بهره‌برد‌‌‌‌اری و اقد‌‌‌‌امات نظارتی بر طرح‌های صنعتی و معد‌‌‌‌نی که ضمانت‌های اجرایی آن‌ها تحت تأثیر د‌‌‌‌ه‌ها د‌‌‌‌لیل اجتماعی و سیاسی و ناکارآمد‌‌‌‌ی ساختاری نهاد‌‌‌‌های متولی قرار می‌گیرد‌‌‌‌، با ارائه چنین لایحه‌ای د‌‌‌‌ر آیند‌‌‌‌ه نگرانی‌ها برای حفاظت، احیا و مد‌‌‌‌یریت تالاب‌های کشور بیشتر می‌شود.

     گفتنی است این یادداشت در شماره ۵۶۳ – ۲۲ تیر ۱۳۹۴ روزنامه قانون و همچنین در خبرگزاری مهر منتشر شده است.

قدردانی تشکل‌های محیط‌زیستی کشور از بیانات رهبری

چهارشنبه, ۲۰ فروردین, ۱۳۹۴

     در ۱۷ اسفند ۱۳۹۳ شاهد یکی از بهترین رویدادهای محیط‌زیستی بودیم که امیدهای زیادی را برای فعالان و دست‌اندرکاران حوزه منابع طبیعی و محیط‌زیست کشور در سال ۱۳۹۴ به‌بار آورد. شنیدن آن سخنان دقیق و دلگرم‌کننده از عالی‌ترین مقام کشور – مقام معظم رهبری – نقطه عطفی در فعالیت‌های تشکل‌های محیط‌زیستی خواهد بود که به درستی از آن به عنوان بهترین عیدانه برای محیط‌زیست کشور یاد می‌شود. از همین‌رو شبکه تشکل‌های محیط‌زیستی سراسر کشور در بیانیه‌ای از رهنمودهای مقام معظم رهبری در نشست تاریخی محیط‌زیستی با فعالان و دست‌اندرکاران حوزه منابع طبیعی و محیط‌زیست در هفدهم اسفند ۹۳ قدردانی کردند. متن این بیانیه که در خبرگزاری مهر منتشر گردیده است، در اینجا با شما خوانندگان گرامی به اشتراک گذاشته می‌شود:

دیدار 17 اسفند 1393

بسم ‌الله الرحمن الرحیم

محضر مبارک رهبر معظم انقلاب اسلامی
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مدظله‌العالی

     با حمد و سپاس به درگاه الهی و اهدا سلام و تحیات، فرصت را مغتنم شمرده، مراتب تشکر خود را از بیانات حضرت‌عالی در جمع دست‌اندرکاران دولتی و نمایندگان سازمان‌های غیردولتی حوزه منابع طبیعی و محیط‌زیست کشور ابراز می‌داریم. بی‌گمان سخنان حضرت‌عالی در هفدهم اسفندماه ۱۳۹۳ امیدها را در دل متخصصان، دلسوزان و عاشقان طبیعت و محیط‌زیست ایران زنده کرد که به‌موجب آن، در سایه هدایت و حمایت حضرت‌عالی، امیدوارتر و شجاع‌تر از گذشته از توسعه پایدار که در آن حقوق محیط‌زیست رعایت شود، دفاع خواهیم کرد. درحالی‌که مشکلات محیط‌زیست از هر سو ما را در برگرفته‌اند، این سخنان زنگ خطر و هشداری بود برای همه مسئولان و پس‌ازآن تک‌تک مردم این سرزمین تا در شمار کسانی نباشند که بر شاخه نشسته و بن می‌برند. حال که سخنان حکیمانه و نقدهای منصفانه حضرت‌عالی بر مدیریت محیط زیستی کشور، امید بیشتری در دل‌های ما شعله‌ور ساخته است، اجازه می‌خواهیم تا مختصری از آنچه را سال‌ها گفته‌ایم و پاسخی درخور نشنیده‌ایم و درنتیجه عاقبت آن شده است که محیط‌زیست در مرز بحران قرار گیرد و حضرت‌عالی لب به‌نقد بگشایید، با شما بازگوییم تا شاید توجه بیشتری برانگیزد و تأکیدات و اوامر حضرت‌عالی چاره‌ساز شود؛

بی‌توجهی به ارزیابی محیط زیستی پروژه‌های عمرانی

     سالیان زیادی است که ارزیابی محیط زیستی پروژه‌های عمرانی در این کشور صورت می‌گیرد. به‌ظاهر برای هر سد، جاده، کارخانه یا تأسیسات دیگری ارزیابی محیط زیستی انجام می‌شود؛ اما مسأله این است که یا خود مجری این ارزیابی را انجام می‌دهد که درنهایت به دنبال تأیید پروژه است، یا گروه‌هایی غیرمستقل و تحت‌فشار با هزینه مجری انجام می‌دهند که نتیجه آن نیز مشخص است. ارزیابی‌ها زمانی منشأ اثر خواهند شد که نه توسط کارفرمای پروژه‌ها انجام گیرند و نه ارزیاب‌ها تحت‌فشار باشند. به‌علاوه انتشار گزارش‌های ارزیابی در دنیای اینترنتی شده امروزی، راهی به‌سوی پاسخ‌گو کردن کارفرماها و مجریان پروژه‌هاست، اما کماکان ارزیابی‌ها با مخفی‌کاری صورت می‌گیرند و منشأ اثر نمی‌شوند.

ذهنیت «حفظ محیط‌زیست» یا «توسعه اقتصادی»

     نگران‌کننده‌ترین ذهنیت در میان مسئولان یک کشور این است که تصور شود محیط‌زیست و توسعه با یکدیگر سازگار نیستند. صریح این‌که بر این باور باشند که کارخانه و درخت، تأمین آب و جنگل، کشاورزی و مرتع، سکونت شهری و فضای طبیعی در کنار یکدیگر نمی‌توانند قرار بگیرند. در چنین رویکردی؛ هر هشدار محیط زیستی به ضدیت با توسعه تعبیر شود و منتقدان به هزار و یک اتهام برنجند و دلسوزان محیط‌زیست نیز از قدرت سازمانی و اختیارات حقوقی برای متوقف کردن یا اصلاح پروژه‌های ناسازگار با محیط‌زیست برخوردار نباشند.

محیط‌زیست و مطامع سیاسی

     دردآور است اما جز با حضرت‌عالی که دغدغه محیط را چنین آشکار بیان داشته‌اید با چه کسی بگوییم که محیط‌زیست قربانی طرح‌های برخی مسئولان سیاسی می‌شود تا پروژه‌های ماهیتاً سیاسی و رأی‌آور خود را اجرا کنند؟! با چه کسی بگوییم که بار عمده وعده‌هایی که ثمرات سیاسی برای گروه‌ها و افراد دارد بر پشت نحیف محیط‌زیست ایران بار می‌شود؟! با که بگوییم که سدهای بی‌آب و جاده‌های غیراصولی و تأسیساتی که گاها” در میان جنگل‌های چندمیلیون ساله ساخته می‌شوند؟! کارخانه‌های فولادی که بد جایابی شده‌اند و بر منابع آبی فشار می‌آورند و طرح‌های گردشگری ناپایداری که برای فرونشاندن عطش سیاسی گروه‌ها و افراد طراحی و اجرا می‌شوند؟

توسعه ناپایدار و نامتوازن کشاورزی

     ناباورانه کشور دچار تأکید نامتوازن و ناپایدار بر کشاورزی است. حیرت‌آور آن‌که در همه سالیان گذشته آنچه بیش از هر چیز مدنظر قرارگرفته و در آمارها بیان‌شده، آمار افزایش تولید بخش کشاورزی است؛ اما مسئولان نگفته‌اند که این افزایش، به مدد بهبود فنّاوری کشاورزی، کارآمدتر کردن زنجیره تولید تا مصرف محصولات کشاورزی، تقویت نیروی انسانی شاغل در بخش کشاورزی و ارتقای دانش در این بخش صورت گرفته است یا به مدد تأمین و مصرف آب بیشتر در سرزمینی کم‌باران و زیر کشت بردن اراضی بیشتر؟! بی‌گمان اگر در دو دهه گذشته، هرسال اندکی به بهره‌وری آبیاری و برداشت محصول افزوده‌شده بود، چالش بزرگ آب به تعبیر حضرت‌عالی برای کشور ایجاد نمی‌شد و فرسایش خاک – که شوربختانه رتبه اول جهان را در آن کسب کرده‌ایم – سبب پیدایش بخشی از بحران ریزگردها نمی‌شد.

اصرار بر روش‌های نادرست گذشته

     اگر در سال‌های گذشته سیاست‌های کلی نظام در زمینه‌های اقتصادی، منابع آب و تأکید قانون اساسی بر حفظ محیط‌زیست به‌درستی رعایت شده بود، امروز قصه غمبار محیط‌زیست بر زبان حضرت‌عالی جاری نمی‌شد؛ اما ظاهرا” دستگاه اداری و اقتصادی کشور هنوز بر تکرار همان روش‌های نادرست گذشته تأکید دارد. درحالی‌که وزیر محترم نیرو سدسازی در حوضه دریاچه ارومیه و بارگذاری بیش‌ازاندازه بر منابع آب این حوضه برای گسترش کشاورزی را اشتباهی آشکار می‌خوانند، هنوز مطالعه و ساخت چندین سد دیگر در این حوضه ادامه دارد. درحالی‌که جایابی نادرست و آمایش نادرست‌تر صنایع فولاد در کشور آشکارشده و زاینده‌رود از فشار فراتر از ظرفیت اکولوژیک آن به‌زانو درآمده است، توسعه صنایع و کشاورزی در حوضه‌های بحرانی کشور ادامه دارد. درحالی‌که به‌واسطه تغییرات آب و هوایی، ناکارآمدی نگهداشت آب در سطح آشکارشده و چالش بزرگ سدهای خالی نمایان شده است، هنوز به جای رفتن به سوی فعالیت‌های کم‌هزینه و پایدار آبخیزداری و آبخوان‌داری، برساخت سدهای بیشتر تأکید می‌شود و درحالی‌که کشاورزی کم‌بهره و آب‌بر سبب بحران سفره‌های زیرزمینی و خلق ریزگردها شده است، کماکان بر توسعه کمی و گسترش اراضی کشاورزی به هر قیمتی تأکید می‌شود.

جابه‌جایی اولویت‌ها

     حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، درد محیط‌زیست نظیر درد بسیاری از عرصه‌های دیگر کشور، جابه‌جایی اولویت‌هاست. اگر عمده آب کشور در زمینه کشاورزی مصرف می‌شود پس چرا مسئولان به‌جای ارتقای بهره‌وری مصرف آب و تولید محصول در کشاورزی، عمده بودجه‌ها و منابع را صرف تأمین آب برای همین کشاورزی آب‌بر و کم‌بهره می‌کنند؟! اگر مشکل آلودگی هوای کلان‌شهرها ناشی از حمل‌ونقل اتومبیل‌های شخصی است پس چرا شهرداران به‌عوض توسعه مترو – پایدارترین راه‌حل شناخته‌شده برای حمل‌ونقل شهری کلان‌شهرها – منابع را صرف توسعه بزرگراه‌ها و دوطبقه کردن آن‌ها می‌کنند که اگر این راه‌حل بود تهران در بیست سال گذشته باید مشکلاتش حل می‌شد؟ شمار این‌گونه جابه‌جایی اولویت‌ها از شماره بیرون است و تا زمانی که منابع کشور صرف اموری می‌شود که نسبتی با علل بحران‌های محیط‌زیست ندارند، دردی درمان نخواهد شد.

     حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب؛ آنچه گفته شد مختصری است از دردهایی که در دل‌های دوستداران محیط‌زیست انباشته‌شده است. سخنان حکیمانه شما نور امیدی بر این دل‌های دردمند تاباند. چالش محیط‌زیست در ایران به‌اندازه‌ای بزرگ است که جز با تأکید و حمایت حضرت‌عالی چشم‌انداز بهبود وضعیت روشن نیست. لذا بار دیگر از توجه حضرت‌عالی به موضوع محیط‌زیست تشکر می‌کنیم و امیدواریم تا در سایه حمایت و نظارت حضرت‌عالی چالش بزرگ محیط‌زیست در مسیر درست مدیریت‌شده و آینده روشن‌تری پیش روی مردم، نظام جمهوری اسلامی و نسل‌های آینده قرار گیرد.

شبکه‌های محیط‌زیستی استان‌های کشور

شبکه‌های محیط‌زیستی استان‌های آذربایجان غربی، اردبیل، ایلام، بوشهر، تهران، چهارمحال و بختیاری، خراسان رضوی، خراسان جنوبی، زنجان، کردستان، کرمانشاه، کهکیلویه و بویراحمد، گیلان، لرستان، مرکزی وهمدان

کمپین «سیرک نه» از چهاردهمین استان هم عبور کرد

چهارشنبه, ۲۸ آبان, ۱۳۹۳

Animal-Rights-Watch-ARW-8125-600x350

     کمپین «سیرک نه!» که با رویکرد مخالفت با حیوان آزاری و استفاده از حیات وحش در سیرک‌ها در ۲۰ شهریور ۱۳۹۳ – روز مبارزه با خشونت علیه حیوانات – در خراسان رضوی به عنوان نخستین استانی که به سیرک ها مجوز نمی دهد رونمایی شد حالا با پیوستن استان‌های خراسان رضوی، قم، گلستان، خراسان شمالی، خراسان جنوبی، کهگیلویه و بویراحمد، کرمانشاه، آذربایجان شرقی، اصفهان، کرمان، ایلام، چهارمحال و بختیاری، کردستان و مرکزی؛ شمار ادارات کل حفاظت محیط زیست همراه خود – که با استفاده از حیوانات و حیات وحش در سیرک در استان‌شان مخالف هستند – را به عدد ۱۴ رسانده است.

سیرک نهنامه

     گفتنی است اداره کل حفاظت محیط زیست استان چهار محال و بختیاری چند ماه پیش با اعلام مخالفت با برپایی سیرک حیوانات در این استان، آغازگر این اعلام موج ممنوعیت سیرک حیوانات در استان‌های کشور شده بود که نگارنده نیز به سهم خود این اقدام انسانی و اخلاق‌مدارانه مدیرکل و کارشناسان گرامی آن اداره کل را ارج نهاده و بهترین‌ها را برای آنان آرزو می‌کنم.

     در اوایل مردادماه یعنی یعنی حدود ۴ ماه پیش بود که مسئولان سیرک ایرانیان از اداره کل حفاظت محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری در خواست صدور مجوز برای نمایش یک خرس در سیرک واقع در پارک ملت شهرکرد کرده بودند که به‌رغم خلأهای قانونی و عدم حمایت‌های جدی سازمان حفاظت محیط زیست در آن زمان، آن اداره کل شجاعانه و با بر بنیاد باورهای اخلاقی قابل تحسیت برای نخستین بار با صدور این مجوز مخالفت کرد.

New Doc 6_1

طبیعت فریادی بلند می‌خواهد

دوشنبه, ۱۹ آبان, ۱۳۹۳

     از همان ابتدا که موضوع محیط‌زیست در شمار دغدغه‌های اصلی‌ و اولویت‌دارم قرار گرفت از نوشته‌های پرمحتوا و هوشمندانه زهرا کشوری لذت می‌بردم. زهرا کشوری یکی از خبرنگاران پر سابقه حوزه محیط‌زیست و منابع طبیعی، گردشگری و اجتماعی کشور است که مسئولانه و بی‌مهابا از ملاحظات گروهی و اشخاص حقیقی و حقوقی با گزارش‌ها و نوشته‌هایش برای آگاهی‌بخشی و پاسداری از بوم‌سازگان مناطق مختلف ایران عزیزمان قلم می‌زند.

     این خبرنگار برجسته حوزه محیط‌زیست و منابع طبیعی کشور اخیراً در مطلبی خردمندانه و نواختنی، محمد درویش عزیز و نگارنده را خطاب قرار داده و هنرمندانه و ظریف تلنگر زده است. این نوشتار که در صفحه ۹ شماره ۵۷۸۸ دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۳ روزنامه ایران منتشرشده است را در زیر با شما خوانندگان گرامی طبیعت بختیاری به اشتراک می‌گذارم:

درویش

روزنامه ایران – زهرا کشوری: هنوز هم وبلاگ نویسی «محمد درویش» برای خبرآنلاین ادامه دارد. او تا پیش از اینکه معاون مشارکت‌های مردمی محیط زیست شود، خود به تنهایی یک خبرگزاری فعال در محیط زیستی و منابع طبیعی بود و ایمیل‌های هر روز صبحش خط و ربط را به خبرنگاران و روزنامه نگاران حوزه نشان می‌داد و وبلاگش یکی از تأثیرگذارترین وبلاگ‌های حوزه محیط زیست بود. در حالی که او روزنامه نگار نبود و نیست. درویش، متولد ۴ بهمن ۱۳۴۴ تهران است. دارای چندین عنوان تألیف در قالب کتاب و مقالات علمی است و نیز سابقه اجرای چند طرح تحقیقاتی در موضوعات گوناگون مرتبط با منابع طبیعی، آب و محیط زیست را دارا است.

     دوران کودکی و نوجوانی‌‌اش را (به دلیل شغل پدرش که نظامی بود) در شهرهای گوناگونی چون تهران، بروجرد، سردشت، اصفهان، آبادان، خرمشهر و نجف آباد گذراند و پس از اخذ دیپلم تجربی از مجتمع آموزشی شهید بهشتی اصفهان(صمد بهرنگی سابق)، بین سال‌های ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ خدمت سربازی را در پشتیبانی منطقه ۳ ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیز گروه ۱۱ توپخانه مراغه سپری کرد. بلافاصله پس از پایان سربازی در کنکور شرکت کرده و در نخستین رشته انتخابی‌ خود (مهندسی مرتع و آبخیزداری دانشگاه تهران) پذیرفته شد. از بهمن ماه سال ۶۸ نیز به دلیل دانشجوی ممتاز بودن و پذیرفته شدن در مصاحبه ورودی، جذب مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور شد. هم‌اکنون به عنوان عضو هیأت علمی و مسئول گروه اقتصادی، اجتماعی در بخش تحقیقات بیابان مشغول است. مدرک کارشناسی خود را در رشته مهندسی مرتع و آبخیزداری از دانشگاه تهران گرفت و مدرک کارشناسی ارشد را در رشته مدیریت محیط زیست از واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران اخذ کرد. موضوع دانشنامه کارشناسی ارشدش (امکان‌سنجی مدیریتی در استفاده از روش فائو و یونپ برای تهیه نقشه بیابانزایی ایران)، به عنوان پژوهش برتر سال ۱۳۷۸ وزارت جهاد سازندگی وقت انتخاب شد. «تارنمای مهار بیابانزایی» درویش را به فعالان و کارشناسان محیط زیست معرفی کرد.

     تارنمایی که خود درباره‌اش می‌نویسد: «آرمانم از انتشار این تارنما که در دوازدهمین روز از فروردین ۸۴ پا به دنیای جذاب مجازی نهاد، دستیابی به نوعی هم‌اندیشی و هم‌افزایی مثبت با هموطنان عزیزم در حوزه‌ محیط‌زیست است؛ رخدادی که امیدوارم منجر به پالایش و ویرایش بیشتر در دیدگاه‌هایم شود. خوشبختانه موفقیت‌های استانی، ملی و بین‌المللی که تاکنون نصیب مهار بیابانزایی شده، جملگی گواه آن است که راه را درست رفته‌ام؛ راهی که البته هنوز در آغاز آن هستم و می‌کوشم همچنان امیدوارانه چراغش را روشن نگه داشته و بپیمایمش.»

     دانش و ماجراجویی درویش باعث شد تا رسانه‌ها او را به جامعه مخاطب محیط زیست و منابع طبیعی معرفی کنند. او هم از این فرصت نهایت سود را برد تا یکی از جریان سازان در حوزه پر آسیب محیط زیست باشد. حمایت رسانه‌ها و خبرنگاران حوزه محیط زیست از فعالیت‌های کارشناسی او باعث شد وبلاگ او یکی از پرمخاطب‌ترین وبلاگ‌های موجود در این زمینه شود. خودش هم مشوق گروه‌های بسیاری برای ورود به رسانه‌ها و فضای مجازی برای صیانت از محیط زیست شد.

     یکی از کـــــارشناسانی که فعالیت هایش در حوزه منابع طبیعی را به فضای مجازی آورد و اکنون به یکی از منابع خبری در حوزه در استان چهارمحال و بختیاری برای رسانه‌ها تبدیل شده است «هومان خاکپور» کارشناس منابع طبیعی این استان است. فعالیت‌های او در تارنمای «دیده بان طبیعت بختیاری» نگاه جامعه را به سمت محیط زیست و منابع طبیعی بختیاری چرخانده است.

     زوایه‌ای که تا قبل از خاکپور هیچ چشمی علاقه‌ای به چرخش به سمت آن نشان نداد! هرچند فعالیت‌های او هم در ماه‌های اخیر کمرنگ شده است. محمد درویش اما همچنان در فضای مجازی حضور دارد، اما خبری از خط شکنی‌هایی که تا پیش از رسیدن به پارک پردیسان و ساختمان شیشه‌ای سازمان حفاظت از محیط زیست داشت، نیست! او یکی از مهره‌های مؤثر در رفتن یوز ایرانی به جام جهانی برزیل بود. پس از آن بود که «معصومه ابتکار» رئیس سازمان محیط زیست در حکمی درویش را به عنوان معاون مشارکت مردمی سازمان محیط زیست منصوب کرد. حکمی که می‌توانست بهترین انتخاب ابتکار در سازمان باشد اما چند ماه بعد، دیگر از ماجرا جویی‌های درویش خبری نبود. حتی می‌توان به جرأت گفت که از رسانه‌ها و خبرنگارانی که روزگاری دوش به دوش آنها و برای محیط زیست حرکت می‌کرد، دوری می‌کند. خبرنگارانی که هر روز، صبح کاری خودشان را با ایمیل‌های خبری او آغاز می‌کردند.

     درویش پیش از سازمان محیط زیست در مرکز تحقیقات سازمان جنگل‌ها فعالیت می‌کرد اما سؤال این است که چرا آن فعال سرکش به معاونی آرام تبدیل شده‌است که پاسخش را مثل فیلم‌های کارگردان اسکار برده ایران «اصغر فرهادی» باز می‌گذاریم! شاید اصغر فرهادی بداند که الی قصه‌اش چه سرنوشتی پیدا کرد، خودکشی کرد یا غرق شد اما ما پاسخ واضحی برای این سؤال نداریم!

همگرایی برای رفع آلودگی آب

یکشنبه, ۲ شهریور, ۱۳۹۳

     نگرانی‌ها در حوزه آب تنها محدود به افت کمی منابع زیرزمینی و کاهش آورد چشمه‌ها و رودخانه‌ها نشده و شوربختانه بحران آب از منظر افت کیفی و روند صعودی آلودگی‌ها به حوزه سلامت مردم نیز وارد شده و نگرانی‌های زیادی را در حوزه آب شرب سکونتگاه‌های شهری و روستایی اکثر مناطق کشور بودجود آورده است. به همین بهانه گفتگویی با خبرنگار روزنامه آرمان داشته‌ام که در زیر با خوانندگان فرهیخته طبیعت بختیاری به اشتراک گذاشته می‌شود:

آلودگی آب آرمان

    روزنامه آرمان – حقیقی: آلودگی آب عبارت است از افزایش مقدار هر عنصری اعم از شیمیایی، فیزیکی یا بیولوژیکی که موجب تغییر خواص و نقش اساسی آن در مصارف ویژه‌‌اش شود. آب مهم‌ترین و بنیادی‌‌ترین عامل حیات موجودات زنده است. از این نظر جلوگیری از آلودگی آب نیز به همان نسبت مهم و مورد توجه بوده و یکی از مهم‌ترین دغدغه مسئولان رفع آلودگی آب مصرفی شهروندان است.

     عوامل آلوده‌کننده آب بسیار گوناگون ‌هستند و می‌توانند هم منابع آب‌های زیرزمینی و هم آب‌های سطحی را آلوده کنند. در بحث تامین کیفیت آب شرب سکونتگاه‌های شهری آنچه مطرح است نظارت وزارت بهداشت بر کیفیت و میزان آلودگی آب شرب است که از طریق سرکشی‌های مشخص دوره‌ای و هفتگی مخازن و محل‌های تهیه آب شرب برای سکونتگاه‌های شهری کیفیت آب و میزان آلاینده‌ها را بررسی می‌کند.

     موضوع آلودگی مخازن آب شرب و محل‌های سطحی آب شرب سکونتگاه‌ها از عمده وظایف وزارت بهداشت است. طبق تعریف کارشناسان، آبی که نیترات و فسفات داشته باشد در زمره آب آشامیدنی قرار نمی‌گیرد حال آنکه، این عناصر در آب شرب بیشتر نقاط شهری و به طور کلی در آب آشامیدنی شهروندان یافت می‌شود بنابراین، حتی اگر آبی زلال و تمیز، بی‌بو و بی‌رنگ باشد اما فسفات و نیترات داشته باشد به این معناست که این آب آشامیدنی نیست.

     نکته دیگر این است که در بحث کلان که همان منابع آب‌های زیرزمینی است و البته بخش عمده‌ای از آب شرب شهرها هم از همین منابع تامین می‌شود، قطعا نظارت بر سفره‌های زیرزمینی در حوزه فعالیت‌های محیط ‌زیست قرار می‌گیرد. آلودگی سفره‌های زیرزمینی ناشی از پساب‌های خانگی و فاضلاب‌های صنعتی و کشاورزی که دلیل عمده آن مصرف غیراصولی کودهای شیمیایی و سموم در بخش کشاورزی است، موجب آلودگی منابع آب در سطح زمین می‌شود و سپس منابع آب‌هایی که در سطح زمین داریم این آلودگی‌ها را به منابع آب‌های زیرزمینی منتقل می‌کنند.

     از این رو نقش سازمان حفاظت محیط‌ زیست و همچنین نحوه برخورد با مسببان آلودگی آب‌های زیرزمینی و آب‌های سطحی و جلوگیری از ورود آلاینده‌ها به منابع آب سطحی و رودخانه‌ها که از وظایف جدی این سازمان است بیش از پیش روشن می شود. از سوی دیگر بحث نظارت بر کمیت ذخایر و منابع آب کشور نیز که خود بحثی پیچیده دارد، بر عهده وزارت نیرو است.

     با توجه به مباحث گفته‌شده به این نتیجه می‌رسیم که مساله وضعیت آب شرب تهران مانند بسیاری از مسائل دیگر مختص وزارتخانه، سازمان یا ارگان خاصی نبوده و نیاز به همگرایی و هم‌افزایی سازمان‌ها و نهادهای مختلف کشور دارد. همانطور که بخش اعظمی از آب شرب تهران از طریق آب‌های سطحی تامین می شود و علاوه بر آلاینده‌های بخش کشاورزی و صنعت که به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر کیفیت آب تاثیر می‌گذارند، بخشی از آلایندگی‌ها هم از طریق زباله‌های اطراف رودخانه‌ها و پساب‌های شهری وارد آب مصرفی شهروندان می‌شود.

     از این رو متولیان امر باید با قراردادن ایستگاه‌های تصفیه، آلایندگی‌ها را کم و آلودگی‌های قابل حذف را از بین ببرند و تمهیداتی بیندیشند تا با نظارت دقیق حداقل آلودگی را در آب شرب شهری داشته باشیم. علاوه بر این بخشی از آلودگی آب که بسیار خطرناک است مربوط به افت شدید سطح آب‌های زیرزمینی می‌شود. بنابراین در جاهایی که آب شرب از چاه‌های عمیق برداشت می‌شود به دلیل اینکه سطح آب زیرزمینی کاهش پیدا کرده است میزان نیترات بالایی که در این آب‌ها وجود دارد وارد سیستم آبرسانی مناطق شهری و روستایی شده و خسارت جدی بر حوزه سلامت شهری و شهروندان وارد می‌کند.

     به‌نظر می‌رسد در این میان، نقش همه سازمان‌ها و نهادهای مسئول به روشنی مشخص و برخورد با مسببان آلودگی آب‌های زیرزمینی و آب‌های سطحی تنها بخشی از ماجرا باشد. در رابطه با انعقاد تفاهمنامه‌های این حوزه باید گفت به طور کلی تفاهمنامه‌ها یک فضای تعاملی بین سازمان‌های مربوطه ایجاد می‌کنند اما آنچه در این میان مهم است ساز و کارهایی است که برای عملیاتی‌شدن هر تفاهمنامه‌ای موردنظر است و چگونگی و ماهیت ماموریت و اهداف را مشخص می‌کند و همچنین موجب هم‌افزایی دستگاه‌ها و نهادهای همکار می‌شود اما اگر انعقاد تفاهمنامه منجر به چشم‌پوشی از کوتاهی دستگاه‌ها از مسئولیت‌هایشان شود نه تنها کاری از پیش نمی‌برد بلکه وضعیت را هم بدتر می کند.