بایگانی “حیات وحش”

ماجرای دامدار لرستانی که به پلنگ مهاجم شلیک نکرد

یکشنبه, ۱۹ آبان, ۱۳۹۲

     خودداری دامدار مسلح لرستانی از شلیک به پلنگی که تعداد ۴۴ رآس از بزهای گله‌اش را دریده بود ماجرای تحسین‌برانگیز و امیدوار کننده‌ای است که به‌رغم انتشار خبرهای ناگوار از کشته شدن گربه‌سانان ارزشمند و کمیاب به‌دست جوامع محلی و شکارچیان، هنوز هموطنانی در سکونتگاه‌های روستایی کشورمان وجود دارند که حفاظت از تنوع زیستی سرزمین مادری‌شان را بر اموال و دارایی‌های خود ترجیح می‌دهند.

در بررسی ابعاد این ماجرای قابل ستایش، در گفتگویی  شرکت کرده‌ام که می‌توانید شرح کامل آن‌را در زیر بخوانید:

دامدار لرستانی 

روایت چوپانی که پلنگ را نکشت، به این موجود زیبا هرگز تیر نمی زدم

     نیوشا صارمی: هشتاد پهلو از ارتفاعات زیبای زاگرس و در استان لرستان است؛ همان منطقه‌ای که مرداد ماه امسال، یکی از شکارچیان غیرمجاز جان یک قلاده پلنگ کمیاب ایرانی را با شلیک گلوله گرفت. اما؛

     این بار “نوروز حیدری” جوان لرستانی، حتی در هنگام حمله پلنگ به گله‌اش، ماشه را نچکاند و سعی کرد با داد و فریاد، پلنگ را فراری بدهد. “نوروزهمان شب با محیط بان منطقه تماس می‌گیرد و روز بعدش هم به اتفاق محیط‌بان و کارشناس اداره محیط زیست به محل می‌رود. حالا از ۱۴۰ راس بز و گوسفند او ۴۴ راس توسط حیوان مهاجم تلف شده‌اند. مدیرکل حفاظت محیط زیست لرستان با تایید حمله پلنگ به گله این دامدار وعده داده است: درصدد جبران خسارت وارده به این دامدار هستیم.

     حرکت کم‌نظیر این جوان و صحبت‌های زیبا و دلنشینش در شبکه‌های اجتماعی به سرعت مورد قرار گرفت و از آن به عنوان کاری ارزشمند یاد شد؛ چرا که سال‌هاست واکنش بسیاری از دامداران محلی و روستاییان به حمله‌های اینچنینی، کشتن حیوان مهاجم بوده است. حتی در این شرایط که گونه‌های مختلف گربه‌سانان، خرس‌ها و… در معرض خطرنابودی قرار گرفته‌اند.

     هومان خاکپور، کارشناس منابع طبیعی و فعال محیط زیست در گفت‌وگو شرح می‌دهد: “حمله گربه‌سانان اعم از پلنگ یا یوزپلنگ- به مراتعی که معمولا دامداران حضور دارند یا روستاهایی که در اراضی جنگلی و مرتعی پراکنده هستند، به دلیل تخریب زیستگاه‌های این گربه‌سانان است. طعمه‌ها و منابع غذایی‌ عمدتا در زیست‌گاه‌های حیات وحش از بین رفته و این حیوانات متاسفانه برای تامین غذا و از سر ناچاری به دام‌های اهلی حمله می‌کنند.”

     این فعال محیط زیست ادامه می‌دهد: “در حال حاضر گربه‌سانانِ ارزشمند و کم‌یاب در معرض تهدید و نابودی قرار دارند. سازمان محیط زیست باید در این خصوص یک برنامه مدون داشته باشد. آموزش‌ در مناطق روستایی، به ویژه روستاهایی که نزدیک به زیستگاه‌های این جانواران هستند،ضروری است. باید با دامداران و مردم صحبت شود تا آنها بدانند در صورت بروز چنین حوادثی سازمان حفاظت از محیط زیست از آنها حمایت و جبران خسارت خواهد کرد. بزرگترین خطری که در حال حاضر این‌گونه جانوران را تهدید می‌کند این است که دامداران نگران خسارتی هستند که به دام‌هایشان وارد می‌شود. اگر واقعا در افکار عمومی ترویج بشود که این حیوانات چه جایگاهی دارند و چقدر ارزشمند هستند و تعداشان چقدر محدود است و از طرف دیگر امنیت و آرامش خاطر ایجاد بشود که ضررها جبران خواهد شد، من فکر می‌کنم سطح همکاری‌ها به مراتب بالاتر می‌رود.”

     او با انتقاد از بروکراسی طولانی اداری برای جبران خسارت دامداران می‌گوید: “بارها با این روند برخورد کرده‌ام و می دانم بروکراسی اداری دریافت خسارت چقدرطولانی و دشوار است. به ویژه در موارد حمله جانوری مثل خرس که به صورت مداوم به باغات و به دام‌ها حمله می‌کند و تکرار حملاتش خیلی بیشتر از پلنگ است. همین باعث می‌شود بعضا فکر می‌کنند به جای دوندگی برای گرفتن خسارت، بهتر است عامل تهدید را از بین ببرند.”

 از نوروز حیدری تقدیر شود

     ماه گذشته آندارنیک تیموریان، بازیکن تیم استقلال که یک پروانه را از میان چمن زمین بازی نجات داده بود، طی مراسمی نشان پروانه و همیار محیط زیست را از نماینده رئیس سازمان حفاظت محیط زیست دریافت کرد. هومان خاکپور با مقایسه این فوتبالیست و نوروز حیدری، دامدار لرستانی می‌گوید: “جا دارد از فردی که عضو یک جامعه محلی است و دقیقا رفتاری را نشان داده که با منافع مالی‌اش در تضاد است، تقدیر شایسته‌ای بشود. من حتی فکر می کنم ارزش این کار خیلی بالاتر است. البته کار آن ورزشکار را ارج می نهیم و تقدیر سازمان محیط زیست هم کاملا به جا و خوب بوده ولی من فکر می کنم با توجه به شرایط فرهنگی که در جوامع محلی ما حاکم است، به اضافه این که به هرحال این گونه جانوارن مستقیما با زندگی مردم جامعه محلی و معیشتشان در ارتباطند، کار نوروزی ارزش بالاتری دارد. ضمن اینکه تقدیر از این دامدار جنبه فرهنگ‌سازی هم خواهد داشت.”

 گرگ یا پلنگ فرقی ندارد

     در پی انتشار دریده شدن ۴۴ راس دام متعلق به نوروز حیدری، برخی از فعالان محیط زیست به این نکته اشاره کردند که چنین رفتاری از گرگ سر می‌زند و در خوی پلنگ نیست که بیش از نیازش شکار کند.

     جواد حیدریان، روزنامه‌نگار حوزه محیط زیست در این خصوص می‌گوید: “من اقلیم زاگرس را می شناسم. گونه‌های جانوری مهاجم که به گله‌دارها و حیوانات اهلی حمله می‌کنند بسیار محدود شده‌اند. چون اساسا دامداری غیر پایدار و کشاورزی غیر اصولی در قلمرو حیات وحش توانسته آنها را ضعیف، غیر فعال و تقریبا منزوی کند.” او ادامه می‌دهد: “این حمله بعید است که کار گونه‌ای مثل پلنگ باشد که بسیار به استتار علاقه‌مند و کم ریسک و منضبط است.” این خبرنگار محیط زیست بااشاره به خوی پلنگ می‌گوید: “این گربه‌سان دیر به دیر شکار می کند و اساسا می توانم بگویم با کیفیت شکار می کند. ولی مشاهدات خود من و مطالعات در مناطق عشایری لرنشین نشان می دهد پلنگ‌ها به حیوانات اهلی حمله می کنند چون طعمه‌هایشان را از دست داده‌اند و مردم هم قلمرو آنها را اشغال کرده‌اند. این بر هم خوردن تعادل اکولوژیک قطعا لطمات بیشتر را به طبیعت وارد می کند تا به گله‌دارهایی که حالا از میانشان یکی خوب عمل کرده و دست به کشتار نزده است.”

     حیدریان توضیح می‌دهد: “من به شخصه نشنیدم پلنگ چندین حیوان اهلی را هم‌زمان بدرد اما گرگها می توانند و در ذاتشان چنین خصلتی هست. اگر چه جمعیت گرگ‌ها هم طی سالهای اخیر بسیار کم شده و اغلب شکار شده‌اند.” او در عین حال معتقد است اگر این دامدار از کشتن گرگ هم خودداری کرده باشد کاری ارزشمند انجام داده: “همین که به جایی رسیدیم که گرگ‌ها را نمی کشیم یعنی خیلی پیشرفت داشته‌ایم.”

     هومان خاکپور کارشناس منابع طبیعی و فعال محیط زیستی نیز می‌گوید: “من فکر می کنم اگر حیوان مهاجم گرگ بوده و این دامدار به آن شلیک نکرده شاید ارزش کارش بالاتر هم باشد. چون به هر حال هم در سطح کارشناسی و هم سطح محلی، ارزش یک گرگ کمتر از یک پلنگ است. اگر واقعا این دامدار آن قدر برای بحث حفاظت از تنوع زیستی ارزش قائل بوده که حتی حاضر نشده به گرگ هم شلیک بکند، کارش در خور تحسین و تقدیر است.”

     خاکپور ادامه می‌دهد: “او یک حرکت کم‌نظیر در کشور ما انجام داده است. حتی اگر ین دامدار واقعا به گرگ شلیک نکرده هیچ چیز از ارزش‌های کار او کم نمی‌شود. این دامدار همچنین گفته که با چشمان خودش دیده که حیوان مهاجم، پلنگ بوده و در این موارد باید اعتماد کرد. مهم رفتار فرهنگی این فرد است و ما باید این را برجسته کنیم نه اینکه گرگ بوده یا پلنگ. اینکه ما دنبال این باشیم که بخواهیم اثبات کنیم این شخص دروغ گفته یا بزرگنمایی می‌کند کار خوبی نیست که در پاسخ رفتار برجسته این شخص صورت بگیرد. به نظرم ما که در حوزه محیط زیست فعالیت می کنیم و به دنبال ترویج چنین رفتاری هستیم نباید خیلی به این حواشی بپردازیم. مهم این است که او یک عامل تهدید معیشت و اموالش را از بین نبرده و آن کاری را انجام داده که ما مدت‌هاست سعی داریم مردم را تشویق به آن بکنیم.”

 هرگز به طرفش تیر نمی‌انداختم

”     من قبلا هم پلنگ را در این کوه دیده بودم، این حیوان خیلی زیباست، شما تا از نزدیک نبینید متوجه حرف من نمی‌شوید. به خدا قسم اگر تمام دام‌های من را می‌خورد هرگز به طرفش تیر نمی‌انداختم.” این‌ جملات را نوروز حیدری، جوان دامدار لرستانی گفته و ادامه داده است: “خداوند به ما برکت می‌دهد، هر سال بزغاله‌ها و بره‌های جدید متولد می‌شوند و دام‌های ما دوباره زیاد می‌شود اما اگر پلنگ از بین رفت دیگر این کوه پلنگ ندارد. پدر من همیشه از خرس های این منطقه تعریف می‌کند، اینجا قبلا تعداد خیلی زیادی خرس زندگی می کرد اما مردم همه را کشتند، الان دیگر خرس درکوه نیست. چند سال است که اصلا دیگه خرسی وجود ندارد. اگر عقابی در آسمان این کوه پرواز نکند، اگر کل و بزهای وحشی داخل کوه نباشند، اگر سر یک چشمه ده ها کبک آب نخورند طبیعت لذت‌بخش نیست.”

آفت‌های صدور مجوز شکار ویژه در تنگ‌صیاد

دوشنبه, ۱۳ آبان, ۱۳۹۲

     ماجرا از این قرار است که اخیرا” سازمان حفاظت محیط زیست برای دو نفر از مقامات دولتی روسیه که دو خارجی دیگر از کشورهای ترکیه و آفریقای جنوبی نیز آنان را همراهی می‌کردند، مجوز شکار ویژه در تنگ‌صیاد را صادر کرده و این شکارچیان نیز در اواخر هفته گذشته – مورخ ۸ آبان ۱۳۹۲ – وارد تنگ‌صیاد شده و پس از انجام شکار تفریحی خود استان را ترک کرده‌اند!

شکار ویژه در تنگ صیاد

     همان‌طور که در نوشتارهای قبلی به آن پرداخته‌ام؛ به‌استناد گزارش‌های منتشره شده از سوی مراکز تحقیقاتی و دستگاه‌های دولتی متولی در حوزه منابع طبیعی و محیط زیست استان، تنگ‌صیاد در شمار یکی از مناطق بحرانی استان چهارمحال و بختیاری قرار گرفته است که با پدیده ناگوار زوال اکوسیستم مرتعی مواجه بوده و تقریبا” تمامی بوته‌زارهای آن در معرض خطر خشکیدگی قرار گرفته‌اند! بدون شک وضعیت بحرانی حاکم بر این رویشگاه مرتعی، تنوع زیستی منطقه را نیز تحت تأثیر قرار داده و وحوش آن هم از حال و روز خوبی برخوردار نیستند!

     کاهش شدید منابع آبی و خشکی محل‌های شرب منطقه – که همواره از دغدغه‌ها و نگرانی‌های سال‌های اخیر اداره کل حفاظت محیط زیست استان بوده است – در شمار تهدیدهای جدی حیات وحش تنگ‌صیاد بوده که باعث هجوم وحوش به باغات و مزارع داخل و اطراف منطقه می‌شده و آنان را در دام‌های شکارچیان محلی گرفتار می‌کرده است.

     اضافه بر آن روند شتابان شکار غیرمجاز و قاچاقی که در سال‌های اخیر منجر به درگیری‌های ناگوار بین محیط‌بانان و شکارچیان نیز شده است گواه این حقیقت تلخ است که اصافه بر تهدیدات طبیعی و اکولوژیکی، شکار نیز در شمار تهدیدهای جدی تنگ‌صیاد قرار داشته که جمعیت حیات‌وحش منطقه را هدف گرفته و به‌طرز معنی‌داری از شمار آن‌ها کاسته شده و می‌شود.

     بنابراین به‌رغم حاکم شدن چنین وضعیت نگران‌کننده‌ای از حیث زوال اکوسیستم مرتعی، کاهش شدید منابع آبی و روند شتابناک شکار غیرمجاز؛ آشکار است که جمعیت وحوش منطقه نمی‌توانسته زیادتر از ظرفیت برد زیستگاه شده باشد که ضرورت صدور پروانه شکار برای آن قابل توجیه باشد. افزون بر آن، با توجه به روند نگران‌کننده کاهش تا ۸۰ درصدی جمعیت حیات وحش کشور و بر اساس اطلاعات موجود تاکنون جمعیت مازاد در منطقه‌ای مشاهده نشده است که ضرورت داشته باشد با صدور مجوزهای شکار در منطقه تعادل ایجاد کرد. اما متأسفانه این ایده غیرواقع مورد سوء‌استفاده قرار گرفته و مسئولان محیط زیست در دفاع از اقدامات غیرکارشناسی از آن استفاده می‌کنند. صرف‌نظر از این استدلال‌ها مگر سازمان حفاظت محیط زیست آماری از حیات وحش مناطق حفاظت شده چهارگانه‌اش دارد که بخواهد براساس آن سرشماری‌ها به جمعیت مازاد حیات وحش برسد و مجوز شکار برای کنترل آن جمعیت‌ها صادر کند!؟

      صدور مجوز شکار در تنگ صیاد برای شکارچیان خارجی از نگاه اجتماعی و بازخوردهای منفی آن نیز قابل‌تأمل است که انتظار بود اداره کل حفاظت محیط زیست استان با توجیه و دفاع آگاهانه مانع از انجام آن می‌شد. اتفاقات رخداده در ماه‌های اخیر شرایط اجتماعی ویژه‌ای را بر تنگ‌صیاد حاکم کرده است که ضرورت داشت به لحاظ اجتماعی و حمایت از محیط‌بانان منطقه از صدور چنین مجوزی جلوگیری می‌شد. بدون شک صدور چنین مجوزهایی باعث ترویج فرهنگ شکار و ترغیب شکارچیان غیرمجاز محلی در منطقه شده و محیط‌بانان را در انجام وظایف و مأموریت‌های‌شان با چالش‌های جدی مواجه خواهد کرد!

     دست‌آخر آنکه در شرایط استثنایی و با رعایت تمامی شرایط کارشناسی و قانونی، می‌بایستی تمامی درآمدهای ناشی از مجوزهای شکار صادر شده، در راستای حفاظت و احیای همان مناطقی که مجوز در آن‌ها صادر شده است هزینه شود. جوامع محلی ذینفعان اصلی این مجوزها بوده و بایستی بخشی از درآمدهای حاصله از این مجوزهای شکار به آنان تعلق گیرد. در صورتیکه متأسفانه درآمد حاصل از این پروانه‌های شکار نه‌تنها نقشی در حفاظت و احیای آن مناطق ندارد بلکه منفعتی به جوامع محلی هم نخواهد رساند! در چنین شرایطی است که صدور پروانه شکار منجر به ایجاد حساسیت و ترغیب جوامع محلی خواهد شد.

      بر اساس گفته‌های مسئولین سازمان حفاظت محیط زیست؛ در حال حاضر درآمد حاصل از فروش این پروانه‌های ویژه شکار به خزانه دولت واریز می‌شود و آن‌ها امیدوارند با راه‌اندازی صندوق ملی محیط زیست، در آینده اینگونه درآمدها به این صندوق واریز و با مشارکت جوامع محلی در حفاظت از حیات وحش هزینه شود.

در پاسداشت روز ملی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی

دوشنبه, ۱۱ شهریور, ۱۳۹۲

و نخواهیم مگس از سر انگشت طبیعت بپرد

و نخواهیم پلنگ از در خلقت برود بیرون

و بدانیم اگر کرم نبود زندگی چیزی کم داشت

“سهراب سپهری”

روز ملی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی

   به‌بهانه ۹ شهریور – روز ملی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی(ایرانی) – هم‌زمان و همراه با بسیاری از تشکل‌های  محیط زیستی در سراسر کشور، اعضای پرتلاش انجمن محیط زیستی تسنیم نیز به منظور آشنا ساختن هموطنان عزیز در بام ایران – بروجن – اقدام به تهیه بیش از ۲۰۰۰ نسخه برشور ترویجی کردند و با حضور در خیابان‌های شهر، کوشیدند تا سطح آگاهی‌ها و دانسته‌های اقشار مختلف جامعه را در زمینه سرنوشت این گونه جانوری نادر و منحصربفرد آسیایی افزایش دهند.

   در این اقدام آموزشی و اطلاع‌رسانی – که بسیار هم مورد استقبال شهروندان ساکن در بام ایران قرار گرفت – از پیشنهاد نقش بستن نشان یوز ایرانی بر پشت پیراهن و دیگر وسایل بازیکنان تیم فوتبال ایران در  مسابقات جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل – که برای نخستبن‌بار توسط محمد درویش عزیز، چهره‌ی نام‌آشنای محیط  زیست ایران مطرح شد – به‌شدت حمایت شده تا با استفاده از فرصت استثنایی و ارزشمند حضور جوانان تیزپا و هوشمند ایرانی در این آوردگاه بین‌المللی، کوشیده شود تا توجه مسئولان و مردم به حفاظت و نجات این گربه‌سان در حال انقراض در تنها زیستگاه کنونی‌اش در کره زمین – سرزمین ایران – دوچندان شود.

توزیع برشور

    یادمان باشد که در سال‌های نه‌چندان دور، شمار یوزپلنگ‌های موجود در جهان به بیش از یکصدهزار قلاده در متجاوز از ۴۴ کشور جهان می‌رسید؛ اما کم‌کم با توسعه جوامع محلی و تخریب زیستگاه‌ها، تعداد آن‌ها به حدود ۱۵ هزار قلاده در ۲۷ کشور جهان کاهش یافت و اینک به‌غیر از قاره آفریقا – که میزبان گونه یوزپلنگ آفریقایی است – فقط کشور ایران است که در جهان میزبان حدود ۷۰ قلاده از این نماد تیزپایی، زیبایی، کشسانی و چالاکی طبیعت است.

    بر اساس اطلاعات و دانسته‌های موجود، در حال حاضر عمده زیستگاه یوزپلنگ آسیایی(ایرانی) در استان‌‌های یزد، خراسان، کرمان و سمنان گسترش داشته و فراموش نکنیم؛ زمانی که تعداد یوزپلنگ زیاد باشد و حال آن‌ها نیز خوب باشد، بدان معناست که وضعیت طعمه‌های یوزپلنگ از قبیل آهو و قوچ و میش و خرگوش و … هم خوب است و زمانی که حال این طعمه‌ها خوب باشد، نشانه آن است که حال طیبعت ایران هم خوب است و بدون شک وقتی حال طبیعت خوب باشد، حال مردم هم خوب خواهد بود و مردمی که حال‌شان خوب باشد، رفاه اجتماعی و صلح جهانی‌پایدار را تحقق عینی خواهند بخشید.

پی‌نوشت:

– خبرآنلاین(محمد درویش): نخستین نشانه‌های حضور یوز ایرانی در فوتبال برزیلی!

تخریب جنگل‌های کشور رو به افزایش است!

پنجشنبه, ۳ مرداد, ۱۳۹۲

     دهه‌ی اخیر در شمار سال‌های پرمخاطره برای عرصه‌های جنگلی کشور قرار داشته که عوامل طبیعی مانند نوسانات اقلیمی و خشسالی‌های پی در پی به همراه عوامل انسان‌ساز روند این تخریب را شدتی نگران کننده بخشیدند!

     گسترش زراعت دیم در زیراشکوب جنگل‌های زاگرس، حضور پرشمار دام و چرای مفرط در عرصه‌های جنگلی، بهره‌برداری‌های غیراصولی و مازاد بر پروانه‌های کارخانه‌های چوب شمال کشور، قاچاق هیزم و زغال در زاگرس، بهره‌برداری‌های غیراصولی از محصولات غیرچوبی مانند صمغ سقز از بنه‌زارهای زاگرس، آتش‌سوزی‌های گسترده و پرشمار با علت انسانی، سدسازی‌های بی‌رویه و تخریب‌های ناشی از اجرای نادرست و نابجای پروژه‌های عمرانی بزرگ دولتی و اجرا نشدن برخی از تعهدات و طرح‌های محیط زیستی توسط دولت در شمار مهمترین عوامل تخریب جنگل‌های کشور در دهه اخیر قرار دارند.

     در گزارش منتشر شده در روزنامه اطلاعات که نگارنده هم در گفتگوی با خبرنگار این روزنامه – خانم آزاده تاج‌علی – شرکت داشته، به برخی از آنها اشاره شده است که می‌توانید آن‌را در صفحه ۱۴ شماره ۲۵۶۴۹ مورخ ۳ مرداد ۱۳۹۲ این روزنامه بخوانید.

اطلاعات

خطر انقراض پلنگ ایرانی در سکوت نهادهای متولی!

سه شنبه, ۱۸ تیر, ۱۳۹۲

پلنگ کشته شده در انجو لردگان

     افزایش شمار پلنگ‌های کشته شده در سال‌های اخیر، نگرانی‌های زیادی را در خصوص خطر انقراض این گربه‌سان ایرانی در میان فعالان و دوستداران محیط زیست کشور ایجاد کرده است. کم‌توجه‌ای نهادهای متولی در زمینه پایش و تعیین جمعیت آن و هم‌چنین نداشتن پروژه‌های حمایتی از این گربه‌سان ایرانی به‌همراه نبود برنامه‌های آموزشی به‌منظور ظرفیت‌سازی اطلاعاتی و آشنایی بیشتر جوامع محلی با اهمیت این میراث طبیعی جانوری و هم‌چنین آگاه شدن آنان در زمینه چگونگی رفتار با این حیوان ارزشمند در محیط های طبیعی، سبب شده است که این گونه جانوری در معرض خطر انقراض قرار گیرد.

     آخرین خبر از روند نگران کننده کشته شدن پلنگ‌های ایرانی و گفتگوی نگارنده با خانم بهار سلاح‌ورزی خبرنگار خبرگزاری مهر را می‌توانید در اینجا بخوانید:

خبرگزاری مهر

در همین رابطه:

– خبرگزاری ایرنا: جسد یک قلاده پلنگ ایرانی در شهرستان لردگان کشف شد

پاسداری از طبیعت با دلهره!

دوشنبه, ۳۰ اردیبهشت, ۱۳۹۲

     افزایش روند تقابل خونین محیط‌بانان به‌عنوان پاسداران طبیعت با شکارچیان غیرمجاز، در شمار مهم‌ترین دغدغه‌های دوستداران محیط‌زیست قرار گرفته و اغلب فعالان و رسانه‌های  محیط زیستی به‌دنبال ریشه‌یابی این ناهنجاری‌های نابودگر هستند تا پیش از آن‌که همه فرصت‌ها از دست رود، به رهیافتی امیدبخش برای پایان دادن به این تقابل‌های خونین دست یابیم.

      خبرنگار برجسته حوزه محیط زیست روزنامه آرمان – تیبا بنیاد –در گفتگویی با نگارنده، دلسوزانه و کارشناسانه وضعیت نابسامان محیط‌بانی در زیست‌بوم‌های وطن را مورد تحلیل قرار داده و به ریشه‌های این تقابل‌های خونین در میان محیط‌بانان و شکارچیان غیرمجاز پرداخته است. این گفتگوی مفصل را می‌توانید در صفحه ۷ از شماره ۲۱۹۱ (۳۰ ام اردیبهشت ۱۳۹۲) بخوانید.

روزنامه آرمان - مورخ 30 اردیبهشت 92

 آرمان/ تیبا بنیاد: وضعیت متناقضی است؛ دیده بانی می‌کنی و دیده نمی‌شوی، دفاع می‌کنی و بی‌پناه می‌مانی و در میان اتفاقات نادری که دل باید به حمایت و حفاظت گرم باشد کسی برای پشت گرمی نیست. اینها دوگانه‌هایی است که محیط‌بانان با آن دست به گریبانند. این شغل با خطر کردن همراه است. در ارتفاعات سر به فلک کشیده زاگرس و البرز جایی که هیچ انسانی جز او حضور ندارد، در دشت‌های وسیع، بیشه‌ها و دره‌ها، در صحرا و کویر و در جنگل‌های ایران تنها محیط‌بان است که این طبیعت را با چشم‌های تیزبین می‌پاید مبادا گزندی ببیند از دست شکارچیان غیرمجاز و آنها که به محیط‌زیست‌شان رحمی ندارند. هرچند محیط‌‌بانان بی‌چشمداشت وظایف خود را انجام می‌دهند اما حداقل انتظارشان دیده شدن همان حداقل حقوقشان است. سال‌های اخیر برای محیط‌بانان ایران با صدور دو حکم اعدام همراه بود. همچنین در ماه گذشته به دونفر در مناطق استحفاظی دنا تیراندازی شد، وضعیتی که محیط‌بانان را نسبت به وضعیتشان سردرگم‌تر کرد. هومان خاک پور، فعال محیط‌زیست و منابع طبیعی دراین باره می‌گوید: «متاسفانه آن چه به بی‌انگیزگی محیط‌بانان دامن می‌زند عدم تعریف موقعیت‌هایشان است».

 محیط‌بانان، شبه نظامیانی بی‌پناه

      تاریخچه محیط‌بانی به دهه‌های پیش برمی‌گردد. اولین احکام قانونی درباره شکار در تاریخ ۱۸‌اردیبهشت ۱۳۰۷ تدوین و تصویب شد و در ۱۴‌اسفند ۱۳۳۵ بود که مقررات مستقل و نسبتا جامعی در زمینه حفاظت از حیات وحش به تصویب مجلس وقت رسید؛ کانون شکار و صید تشکیل شد که اعضای آن را تعدادی از افراد علاقه‌مند به شکار و صید تشکیل می‌دادند. برای اجرای قوانین تدوین شده وزیر کشور و رئیس ستاد ارتش وقت هم عضو این کانون شدند. ۱۶ خرداد ۱۳۴۶ «سازمان شکاربانی و نظارت بر صید» جای کانون شکار را گرفت و این سازمان رسما به عنوان یک دستگاه مستقل دولتی فعالیت خود را با آموزش شکاربانان در سطح کشورآغاز کرد و مناطقی را به عنوان پارک وحش مورد حفاظت قرار داد. سال ۱۳۵۰ که مسائل زیست محیطی در سطح جهان به عنوان یک مساله قابل تامل وتوجه دولت‌ها مطرح شدند، این سازمان با تغییر عنوان به نام «سازمان حفاظت محیط‌زیست» عهده‌دار مسائل محیط‌زیست کشور شد و همکاری خود را با سازمان‌های بین‌المللی ادامه داد.

     سازمان حفاظت محیط‌زیست براساس استانداردهای بین‌المللی مناطقی را به عنوان مناطق چهارگانه مورد حفاظت قرار داده‌است. هر یک از مناطق دارای شرایط و مقررات خاص خود بوده است وحالا تعداد آنها در کل کشور به ۱۵۳منطقه می‌رسد. سازمان حفاظت محیط‌زیست محیط‌بانان را استخدام می‌کند و هدف از حضور آنها در این سازمان حفاظت و کنترل عرصه‌های طبیعی و حیات وحش کشور است. بنابراین محیط‌بانان سازمان حفاظت محیط‌زیست از نظر قوانین استخدامی، کارمند دولتی محسوب می‌شوند. با توجه به شرایط کاری خویش اما آنها وضعیتی شبیه نیروهای انتظامی یا شبه نظامی دارند. برای کشور پهناوری چون ایران به یازده هزار محیط‌بان نیاز است چرا که طبق استاندارد جهانی باید از هر ۲ هزار هکتار عرصه خشکی و هر یک هزار هکتار عرصه تالابی، یک محیط‌بان حفاظت کند. بااین حال تنها سه هزار محیط‌بان از محیط‌زیست پهناور ایران محافظت می‌کنند که این باعث افزایش حجم کار آنها و خطراتی که ممکن است تهدیدشان کند شده است. تاکنون حدود ۱۱۱ نفر از محیط‌بانان ایرانی در درگیری‌ها در پارک‌های ملی و جنگل‌های کشور جان خود را از دست داده‌اند.

پاسداران بی‌پناه طبیعت

ابهام در قوانین

      با این حال ابهاماتی که در قوانین حمل سلاح برای محیط‌بانان وجود دارد باعث شده برای آنهایی که به خاطر حفظ جان خود و طبیعت از سلاح‌هایشان در برابر شکارچیان استفاده کردند احکام قضایی سنگینی بریده شود. خاکپور درباره تبعات این ابهامات می‌گوید: « وضعیت محیط‌زیست به گونه‌ای است که به دلیل ابهام در قوانین محیط‌بانی، ترویج قانون‌شکنی می‌شود و مردم در برابر ماموران گستاخ‌تر شده‌اند. در سال‌های اخیر درگیری‌ها بین مردم و محیط‌بانان شدت گرفته است. می‌توان بخشی از آن را به قانون‌گریزی شکارچیان نسبت داد اما بی‌شک بخشی از این رفتار به شرایط نامعلوم محیط‌بانان برمی‌گردد که باید هم برای خودشان و هم مردم مشخص شود‌.» زمستان سال گذشته بود که دومین محیط‌بان در منطقه حفاظت‌شده دنا به اعدام محکوم شد که این حکم نیز ابهام در قوانین را نشان می‌دهد.

     غلامحسین خالدی در حالی که مجوز حمل سلاح به‌عنوان ضابط قضایی و حکم ماموریت از سازمان محیط‌زیست برای مقابله با شکارچیان مسلح را در اختیار داشت به این مجازات محکوم شد چرا که قاضیان پرونده حکم محیط‌زیست را مبنی بر اجازه حمل سلاح برای این افراد نپذیرفتند. آنها عقیده داشتند «محیط‌بانان ضابط دادگستری نیستند و چون ضابط نیستند، نمی‌توانند از اسلحه استفاده کنند» در حالی که قانون گارد حفاظت محیط‌زیست می‌گوید: «ماموران و محیط‌بانان ضابط قضایی محسوب می‌شوند و به همین دلیل مجوز حمل سلاح دارند‌.» کارشناسان حقوقی معتقدند که براساس قانون حفاظت و بهره‌برداری از جنگل‌ها و مراتع (مصوب ۱۳۴۶) که بعد از انقلاب هم مورد اصلاح قرار گرفت، مامورین جنگلبانی در ردیف ضابطین دادگستری قرار دارند و محیط‌بانان نیز که طبق قانون، مسلّح هستند باید در حکم ضابط قضایی محسوب شوند. اگر محیط‌بانان به عنوان ضابط قضایی محسوب شوند، «قانون به کارگیری سلاح توسط مامورین نیروهای مسلّح در موارد ضروری (مصوب ۱۳۷۳)» در مورد آنها حاکم خواهد بود. البته در حال حاضر که یگان حفاظت از محیط‌زیست زیرنظر نیروی انتظامی تشکیل شده است، نیروهای این یگان که محیط‌بان هستند، ضابط قضایی محسوب می‌شوند اما در سال‌های گذشته در مورد ضابط قضایی محسوب شدن این نیروها با توجه به نحوه استخدام آنها شبهاتی مطرح بوده است.

غلامحسین خالدی محیط‌بان منطقه دنا

 شرایط تا عوض شدن قانون تغییر نمی‌کند

      از مشکلات دیگری که محیط‌بانان با آنها مواجهند عدم آموزش کافی به دلیل ندادن اعتبارات به این بخش است. این فعال محیط‌زیست مساله آموزش را مهم ارزیابی می‌کند و می‌گوید: «جنبه دیگری که می‌توان به آن توجه کرد، عدم توجه به منابع اعتباری حفاظتی در محیط‌زیست است. متاسفانه در برخی نهادهای دولتی زمانی که با کمبود اعتبارات همراهند از اعتبارات آموزش کم می‌کنند. در حالی که آموزش برای محیط‌بانان امری حیاتی است و در حفاظت از جان آنها نیز بسیار موثر است. بنابراین زمانی که از اعتبارات بخش آموزش کم می‌شود، محیط‌بانان آموزش کافی نمی‌بینند و آنها آموزش لازم برای حمل سلاح ندارند، پس شرایطی را که استفاده از سلاح را قانونی می‌کند آموزش نمی‌بینند و این می‌شود که در موقعیت‌های بحرانی که استفاده از سلاح آنها منجر به مرگ شکارچیان می‌شود در دادگاه‌ها آنها نمی‌توانند از خود دفاع کنند و متاسفانه احکام سنگین قضایی برای آنها صادر می‌شود. این درحالی است که محیط‌بانان باید هر شش ماه یک بار دوره‌های آموزشی را بگذرانند‌.» شرایط محیط‌بانی در ایران تا زمانی که لوایح مورد حمایتی آنها تصویب نشود تغییری نمی‌کند و حتی ممکن است بدتر هم شود. چرا که این عدم حمایت‌ها انگیزه کاری از محیط‌بانان را می‌گیرد و آنها را به نیروهایی تبدیل می‌کند که برای حفظ جان خود محافظه کاری کنند و بعضا به تبانی با شکارچیان دست بزنند.

     خاکپور به عنوان یک فعال محیط‌زیست معتقد است تا زمانی که حمایت‌های قضایی صورت نگیرد وضعیت محیط‌بانان همراه با ابهام خواهد ماند. وی بیان می‌کند: «وضعیت کنونی محیط‌بانان وضعیتی است که باید از جنبه‌های گوناگونی به آن نگاه شود. از طرفی نوعی بی‌انگیزگی در بین محیط‌بانان شکل گرفته است که ناشی از محکومیت آنها در سال‌های اخیر بوده است. این شرایط به‌گونه‌ای است که درصورت درگیری محیط‌بانان با شکارچیان و استفاده از سلاح‌های گرم عموما حمایت‌های قضایی از محیط‌بانان نمی‌شود. باید لایحه حمایت قضایی از محیط‌بانان نهایی شود تا بتوان این موقعیت‌ها را کنترل کرد.» مجلس چند ماهی است که اعلام می‌کند در حال پیگیری و رسیدگی به لوایح مربوط به محیط‌بانان است.

     کمال‌الدین پیرموذن، رئیس فراکسیون محیط‌زیست و توسعه پایدار مجلس نیز با تاکید بر اهمیت تصویب هر چه سریع‌تر دو لایحه حمایتی محیط‌بانان، در گفت‌وگو با آرمان گفت: «این روزها مجلس درگیر تصویب بودجه است و فرصت لازم را ندارد به موضوع محیط‌بانان رسیدگی کند. اما فراکسیون محیط‌زیست مجلس درباره نارسایی‌های قوانین آنها اشراف دارد.» او معتقد است که تنها قوه مقننه نباید در برابر آنها حساس باشد بلکه دو قوه مجریه و قضایی نیز دربرابر محیط‌بانان مسئولند. این نماینده مجلس اضافه می‌کند:«این محیط‌بانان به لحاظ مسئولیت بزرگی که درخصوص محیط‌زیست و سرمایه‌های کشور برعهده دارند بسیار موقعیت خطرپذیر و سختی را می‌گذرانند. آنها در این سال‌ها بیش از همیشه مورد هجوم و حمله شکارچیان قرار گرفته‌اند و مسائل آنها باید مورد توجه نه تنها قوه مقننه بلکه دو قوه دیگر نیز باشد. دولت و مجلس باید انگیزه‌های لازم را از طریق تامین مزایای مورد نیاز آنها و ایجاد چتر حمایتی برای محیط‌بانان فراهم کند‌.» به دلیل سرگرم بودن مجلس روی لایحه بودجه اما رسیدگی به محیط‌بانان به وقت دیگری موکول شده است که به گفته پیرموذن، نارسایی‌های قانونی آنها توسط این کمیسیون بعد از تعطیلات تیر ماه پیگیری خواهد شد و با تعاملاتی که با سازمان محیط‌زیست داشته‌اند پیگیری‌های لازم را درباره وضعیت آنها خواهند کرد.

 شهیدانی که شهید محسوب نمی‌شوند

      با این حال تیراندازی به دو محیط‌بان در منطقه حفاظت شده دنا هنوز بی‌جواب مانده و حکمی برای این پرونده صادر نشده است. وکیل این محیط‌بانان گفته است: پرونده قضایی این حادثه در مرحله تحقیقات در جریان است و هنوز آخرین دفاعیات متهمان برای تهیه کیفر خواست انجام نشده اما با توجه به شکل وقوع جرم که متخلف شبانه با اسلحه راه را بر مامور بسته و با برهم زدن نظم منطقه و شلیک به محیط‌بان موجب نقص عضو وی شده است، این جرم قطاع طریق محسوب می‌شود و مجرمان باید قصاص شوند.با بالا رفتن شکارهای غیرقانونی حالا پیشنهاداتی برای افزایش جرایم این قاچاقچیان ارائه شده است به‌طوری که سرهنگ خیلدار، فرمانده یگان حفاظت محیط‌زیست پیشنهاد افزایش ۱۰برابری جرایم تخلفات شکار و صید را داده و تاکید می‌کند: این پیشنهاد به ریاست سازمان حفاظت محیط‌زیست ارائه شده که امیدواریم در شورای عالی محیط‌زیست به تصویب برسد. این درحالی است که چندی پیش پس از زخمی شدن این دو محیط‌بان، سرهنگ خیلدار بیان کرد افزایش جریمه‌ها تلفات محیط‌بانان را بیشتر می‌کند.

     علاوه براین‌ها عدم تعلق مزایا به این محیط‌بانان بر بی‌انگیزگی آنها افزوده است چنان که خاکپور می‌گوید: «متاسفانه آنچه به بی‌انگیزگی محیط‌بانان دامن می‌زند عدم تعریف موقعیت‌هایشان است و آنها اگر در درگیری با شکارچیان غیرقانونی کشته شوند، شهید محسوب نمی‌شوند بنابراین در عین این که مدام جان آنها در خطر است ولی به تعریفی مناسب نمی‌رسند، خانواده‌های آنها در معرض خطر هستند. بنابراین برخی محیط‌بانان به تبانی با شکارچیان روی می‌آورند تا از درگیری جلوگیری کنند و جان خودشان را نجات دهند‌.» اما سرهنگ خیلدار در خلاف این صحبت‌ها ابراز می‌کند: «هر شخصی که در لباس محیط‌بانی کشته شود شهید محسوب شده و خانواده‌اش از مزایای خانواده شهید برخوردار می‌شود‌.» ابهامات درباره وضعیت و مزایای محیط‌بانان تا آنجایی است که افراد دخیل در این حوزه نیز درباره آنها نظرات متفاوتی می‌دهند. باید دید که تا چه زمانی این بلاتکلیفی‌ها ادامه دارد و این محیط‌بانان به آنچه حقشان است می‌رسند.

قصه تلخ بذر بلوط در یاسوج تلخ‌تر می‌شود!

جمعه, ۲۷ اردیبهشت, ۱۳۹۲

قصه تلخ بلوط‌های زاگرس

     ماجرای تلخ بلوط‌های زاگرس و سخنان رییس دولت‌های نهم و دهم در جمع نمایندگان مردم در بهارستان را که یادتان هست؟ همان ماجرای بذرهای بلوط‌زارهای غرب کشور که به نظر رییس‌جمهور سالانه ۶ میلیون تن از آن‌ها به پای درختان بلوط ریخته و نابود می‌شوند! و می‌بایستی جمع‌آوری شده و تبدیل به علوفه موردنیاز دام‌ها شوند.

     البته در همین راستا و با نگاه تجاری کوتاه‌مدت و نه‌اقتصادی به جنگل‌های زاگرس، برخی از سرمایه‌گذاران پرنفوذ شرایط را مناسب دیده و برای احداث کارخانه‌های فرآوری بلوط در استان‌هایی مانند کهگیلویه و بویراحمد دست به‌کار شده بودند که خوشبختانه با واکنش‌های فعالان محیط زیست کشور و مخالفت جدی سازمان جنگل‌ها مواجه شدند.

     اما شوربختانه حالا از یاسوج خبر می‌رسد که به‌رغم تمامی مخالفت‌های قانونی و توجیهات کارشناسی، بازهم همان طرح احداث کارخانه بزرگ فرآوری بلوط به‌طور جدی در دستور کار مسئولان استان کهگیلویه و بویراحمد قرار گرفته و استاندار نیز عزم خود را جزم کرده تا به هر طریقی که شده است مقاومت‌های متولیان منابع طبیعی منطقه را شکسته و مجوزهای لازم برای احداث آن کارخانه را صادر کند! البته در این میان اظهارنظر مدیرکل منابع طبیعی کهگیلویه و بویراحمد برای موافقت با احداث آن کارخانه قابل توجه است! اعلام شرط “کاشت ۱۰ درصد از بذور بلوط برداشتی از جنگل‌ها و جنگلکاری توسط سرمایه‌گذار کارخانه” که با عنایت به تجربیات موجود در خصوص کاشت و مراقبت از جنگلکاری‌های صورت گرفته در سنوات گذشته و درصد نهال‌های مستقر شده، تأمل‌برانگیز است!

      فراموش نکنیم که جمع‌آوری و بهره‌برداری از بذر درختان بلوط در سطحی وسیع می‌تواند خسارت های زیست محیطی جبران‌ناپذیری را به‌دنبال داشته باشد. در این نوع بهره‌برداری که نیازهای طبیعی اکوسیستم‌های جنگلی رعایت نمی‌شود مطمئنا” اضافه بر تجدید حیات و زادآوری طبیعی جنگل‌ها، حیات جانوران وحشی در این رویشگاه‌های جنگلی نیز با تهدیدهای جدی مواجه خواهد شد. بدون شک گسترش روند احداث چنین کارخانجات صنعتی در استان‌های زاگرسی و جمع‌آوری بذر بلوط در حجم‌های زیاد، ناشی از یک نگاه تجاری کوتاه‌مدت به جنگل‌های بلوط غرب بوده و تنها نتیجه آن اختلال در همان اندک زادآوری طبیعی این جنگل‌ها و نابودی طولانی‌مدت حیات گیاهی و جانوری در این زیستگاه‌ها که حال و روز ناخوشی دارند، خواهد بود.

در همین رابطه:

– خبرگزاری میراث فرهنگی(CHN): حراج بذرهای بلوط؛ حراج زادآوری زاگرس

کانون شکار و تیراندازی؛ حامی محیط زیست یا مروج شکار و شکارگری

دوشنبه, ۹ اردیبهشت, ۱۳۹۲

   خبر منتشر شده در درگاه خبرگزاری میراث فرهنگی (CHN) حکایت از آن دارد که کانون شکار و تیراندازی تحت عنوان دوستداران طبیعت بارها از  سازمان حفاظت محیط زیست خواسته است تا بخش‌هایی ازمناطق چهارگانه تحت حفاظت و مدیریت خود را با واگذاری در اختیار آن کانون قرار داده تا ظرف چند سال با احیای تنوع زیستی و تکثیر و پرورش حیات وحش، زمینه انجام بسیاری از ایدههای شکار و شکارگری آنان فراهم شود.

کانون شکار

     نگارنده در این باره گفتگویی با خانم نگار حسینی خبرنگار خبرگزاری CHN داشته که می‌توانید مشروح آن را در این نشانی بخوانید.

بیانیه انجمن‌های محیط‌زیستی استان چهارمحال و بختیاری به مناسبت ثبت ملی دو مورد میراث شکار در فرهنگ بختیاری

شنبه, ۱۲ اسفند, ۱۳۹۱

     به‌دنبال انتشار خبرهای دو مورد ثبت ملی میراث شکار پرندگان و وحوش، تحت دو عنوان «میراث معنوی شکار» و «شکار کبک در فرهنگ بختیاری» در فهرست آثار ملی کشور، انجمن‌های محیط‌زیستی استان چهار‌محال و بختیاری در اقدامی مسئولانه و تحسین‌برانگیز با انتشار بیانه‌ای، این اقدام نابخردانه و طبیعت‌ستیزانه اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان چهارمحال و بختیاری را به‌لحاظ نادیده گرفته شدن تمامی آموزه‌های اخلاق محیط‌زیستی و توهین به فرهنگ غنی سرزمین بختیاری، محکوم کرده و از تمامی فعالان و دست‌اندرکاران حوزه‌های فرهنگی و محیط‌زیستی استان و کشور واکنش‌های سزاواری را خواستار شده‌اند.

بیانیه

متن کامل بیانیه:

     خبر ثبت ۲ مورد میراث شکار در فهرست آثار ملی کشور به‌نام فرهنگ بختیاری که تحت ۲ عنوان «میراث معنوی شکار در فرهنگ بختیاری»  و «شکار کبک در فرهنگ بختیاری» در ۳ ماهه چهارم سال ۱۳۹۱؛ همه دوستداران محیط‌زیست و فرهیختگان فرهنگی سرزمین بختیاری را شگفت‌زده و نگران کرد.

     درست است که به‌لحاظ فرهنگ ایلی و معیشت مبتنی بر دامداری و کشاورزی و هم‌چنین وجود پرشمار وحوش در منطقه بختیاری، به‌مانند بسیاری از مناطق کشور شکارکردن راهی برای تأمین نیازهای غذایی مردمانش بوده است، اما حقیقت این است که حالا با ورود به دوره‌ای که به‌لحاظ کاهش شدید جمعیت وحوش و افزایش سطح آگاهی‌ها و حساسیت‌های محیط زیستی، دیگر اکثر فرزندان دیار بختیاری هم شکار و شکارچی‌گری را از شناسه‌های شجاعت و دلاوری مردان‌شان ندانسته و نه‌تنها به آن افتخار نکرده بلکه با تغییر اوضاع فرهنگی، از کشتار دیگر جانداران و فرهنگ شکار و شکارچی‌گری اظهار انزجار کرده و سطح همکاری‌های آن‌ها با نهادهای متولی محیط‌زیست نیز افزایش چشمگیری پیدا کرده است. 

     خبرهای منشر شده حکایت از آن دارد که اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان چهارمحال و بختیاری به بهانه پاسداشت شجاعت‌ها و دلاوری‌های مردان بختیاری و جایگاه شکارچی‌گری در این سرزمین، با نادیده گرفتن ملاحظات و آموزه‌های غیرقابل‌انکار اخلاق محیط‌زیستی، فرهنگ شکار و شکارچی‌گری را که در این سال‌ها مورد انزجار اقوام و ملت‌های اکثر نقاط جهان قرار گرفته است، به‌نام فرهنگ بختیاری در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسانده است!

     گفتنی‌است که ثبت «شکار کبک» به‌نام میراث فرهنگی بختیاری در حالی اتفاق افتاده است که؛ به‌دنبال معرفی و انتخاب گونه‌های نماد جانوری استان‌های کشور، کبک‌دری(طبق نامه شماره ۶۱۰۸/۳۲ مورخه ۸/۲/۸۷) به عنوان نماد جانوری استان چهارمحال و بختیاری از سوی سازمان حفاظت محیط زیست معرفی شده و بنابر اظهارات مسئولان اداره کل حفاظت محیط زیست استان و پژوهش‌های میدانی صورت گرفته، جمعیت این پرنده در اثر شکار به شدت کاهش یافته و در شمار گونه‌های مورد تهدید تحت برنامه‌های شدید حفاظتی سازمان حفاظت محیط زیست قرار گرفته است.

     چنین است که ما اعضای انجمن‌های محیط‌زیستی استان چهارمحال و بختیاری ضمن محکوم کردن این اقدامات ضد آموزه‌های اخلاق محیط‌زیستی و ضد فرهنگ سرزمین بختیاری، از تمامی دوستداران و فعالان محیط‌زیستی، فرهیختگان فرهنگی‌اجتماعی و دست‌اندرکاران حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی و محیط‌زیستی استان و کشور می‌خواهیم تا با واکنش‌های سزاوار به این ماجراها، اجازه ندهند چنین ضد ارزشی‌هایی در فهرست آثار ملی کشور به‌نام سرزمین بختیاری با آن تنوع‌زیستی منحصر به‌فرد، به ثبت برسد.

انجمن‌های محیط‌زیستی استان چهارمحال و بختیاری:

انجمن محیط‌زیستی تسنیم بروجن، انجمن محیط‌زیستی فوژان سبز شهرکرد، انجمن محیط‌زیستی وحدت سبز فرخ‌شهر،انجمن محیط‌زیستی دوستداران طبیعت بروجن،انجمن محیط‌زیستی حافظان طبیعت شیدا، انجمن محیط‌زیستی موج سبز، انجمن محیط‌زیستی نغمه سبز، انجمن محیط‌زیستی سرزمین مهر فارسان، انجمن محیط‌زیستی حافظان طبیعت شهرکرد

پی نوشت:

– به خوانندگان گرامی طبیعت بختیاری پیشنهاد می‌کنم یادداشت محمد درویش که با عنوان «ثبت کبک‌کشی: رویداد تلخی که امید می‌پراکند!» در روزنامه اعتماد مورخ ۱۳ اسفند ۹۱ منتشر شده است را حتما” بخوانند.

– خبرگزاری مهر: جوابیه؛ توجیحات میراث فرهنگی چهارمحال و بختیاری در خصوص ثبت ملی دو پرونده شکار

– خبرگزاری ایرنا: شعار بخش گردشگری جشنواره همراه تهران اعلام شد

– خبرگزاری میراث فرهنگی: ثبت شکار کبک، تیرخلاص به طبیعت بختیاری!

یک بی‌سلیقگی شگفت‌آور دیگر به‌بهانه ثبت میراث معنوی در دیار بختیاری!

شنبه, ۱۲ اسفند, ۱۳۹۱

     بدون‌شک همه انسان‌های نیک‌اندیشی که از کمینه دانش و آگاهی در زمینه آموزه‌های اجتماعی و محیط‌زیستی برخوردار باشند، براین باورند که بر بنیاد اصول انکارناپذیر زیست‌سالاری در حوزه محیط‌زیست و شرایط فعلی حاکم بر جمعیت حیات‌وحش کشور، ترویج فرهنگ شکار و شکارگری خیانتی بزرگ در حق همه‌ی زیستمندان این سرزمین است، خیانتی که پایداری حیات در زیست‌بوم‌های وطن را به‌شکل نگران‌کننده‌ای به چالش خواهد کشید!

     شوربختانه به جرأت می‌توان گفت: سال ۱۳۹۱ سیاه‌ترین سال برای ثبت ملی میراث فرهنگی دیار بختیاری در حوزه محیط‌زیست بوده است. در شرایطی که غالب هم‌وطنان عزیز در اقصی نقاط کشور در اثر توسعه اخلاق محیط‌زیستی و آگاهی از کاهش شدید و فاجعه‌بار شمار وحوش در تمامی‌زیستگاه‌های کشور، فرهنگ شکارگری را نه‌تنها در سیاهه‌ی افتخارات گذشته و حال اقوام خود ندانسته، بلکه ریختن خون دیگر زیستمندان را عین بی‌اخلاقی و ظلم در حق نسل امروز و آینده این سرزمین می‌دانند؛ انتشار خبرهای دو مورد ثبت «شکار» به عنوان میراث‌های منطقه در سیاهه آثار ملی کشور، بدون‌شک سال ۱۳۹۱ را به سیاه‌ترین سال میراث فرهنگی استان در حوزه محیط‌زیست تبدیل کرده است.

     فعالان محیط‌زیست و دوستداران فرهنگ بختیاری هنوز از شوک خبر «ثبت میراث معنوی شکار در فهرست آثار ملی» در دی‌ماه سال جاری بیرون نیامده‌اند که ناباورانه از اداره کل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان چهارمحال و بختیاری خبر می رسد که «شکار کبک در فرهنگ بختیاری» نیز در سیاهه آثار ملی کشور به ثبت رسیده است!

     این در حالی‌است که به دنبال معرفی و انتخاب گونه‌های نماد جانوری استان‌های کشور، کبک‌دری(طبق نامه شماره ۶۱۰۸/۳۲ مورخه ۸/۲/۸۷) به عنوان نماد جانوری استان چهارمحال و بختیاری از سوی سازمان حفاظت محیط زیست معرفی گردیده و بنابر اظهارات مسئولان اداره کل حفاظت محیط زیست استان، جمعیت آن در اثر شکار به شدت کاهش یافته و در شمار گونه‌های مورد تهدید تحت برنامه‌های شدید حفاظتی سازمان حفاظت محیط زیست قرار گرفته است.

کبک‌دری - نماد گونه‌های جانوری استان چهارمحال و بختیاری

     نگارنده از همه فرهیختگان و دست‌اندرکاران حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی و طبیعی دیار بختیاری تقاضا دارد بیایند و کلاه خویش را قاضی کنند و در این ماجرا با دقت بیاندیشند؛ وقتی ده‌ها اثر طبیعی‌تاریخی و فرهنگی قابل‌افتخار مردمان این سرزمین در نوبت ثبت ملی قرار دارند، آیا ثبت «فرهنگ ریختن خون دیگر زیستمندان» به بهانه تبحر و دلاوری و شجاعت و ورزش و تفریح و …  که هیچیک از موازین و آموزه‌های اخلاقی و محیط‌زیستی نیز آن را تأیید نمی‌کنند، در شأن فرهنگ غنی و کهن مردمان دیار بختیاری‌است؟

     امید است همه فرهیختگان، تشکل های مردم نهاد و اداره کل حفاظت محیط‌زیست استان، نسبت به این کج‌سلیقگی‌ها اعتراض کرده و بکوشند تا چنین ضد ارزشی‌هایی به‌نام مردمان دیار کم‌همتای بختیاری در شمار آثار ملی کشور به ثبت نرسد.

در همین رابطه:

– خبرگزاری مهر: ثبت اثرطبیعت‌ ستیزانه در فهرست آثار ملی!/ نارضایتی فعالان محیط زیست

– خبرگزاری ایرنا: فعالان زیست محیطی چهارمحال و بختیاری به ثبت ملی شکار اعتراض کردند