بایگانی “تهدید”

روز جهانی تالاب‌ها در بام ایران

پنجشنبه, ۱۴ بهمن, ۱۳۸۹

به پاس نخستین اجلاس زیست محیطی سران کشورهای جهان در ۱۳ بهمن ماه سال ۱۳۴۹، مراسم امسال «روز جهانی تالاب‌ها» به همت اداره حفاظت محیط زیست و بخشداری منطقه و با حضور فرماندار- فتاح کرمی، امام جمعه – حاج آقا زمانی، برخی مسئولین و کارشناسان محلی و دهیاران و اعضای شورای اسلامی روستاهای اطراف تالاب گندمان – با شعار «جنگل ها برای آب و تالاب ها» – در بام ایران نیز برگزار گردید. واقع شدن تالاب های چهارگانه ی گندمان، چغاخور، علی آباد و سولقان در گستره ای به وسعت ۲۰ هزار هکتار از سرزمین بام ایران – بروجن – شرایطی ویژه و منحصر به فردی را برای این قطعه از طبیعت وطن به لحاظ ارزش های زیست محیطی و ظرفیت های اکوتوریسمی به ارمغان آورده است.

تالاب های چهارگانه ای که به صورت زنجیروار از ضلع جنوبی شهرستان بروجن، در امتداد کوه کلار به طرف غرب منطقه گسترده شده و با ایجاد یک مجموعه بزرگ زیستی، زیستگاه های کم همتای زمستان گذرانی پرندگان مهاجر را بنا نهاده اند. این مجموعه تالابی بزرگ و ارزشمند، بام ایران را به یکی از شاه راههای عبور پرندگان مهاجر و آبزی از کشورهای اروپایی و روسیه و استان های شمالی کشورمان به سمت کشورهای حوضه خلیج فارس تبدیل کرده است.

از جمله نکات ارزشمند و قابل تأمل در سخنان امام جمعه و فرماندار منطقه، تأکید بر ضرورت توجه بیشتر به اقدامات پیشگیرانه و حفاظتی، شناساندن ارزش ها و کارکردهای تالاب ها به مردم و مسئولین، تلاش جهت تشکیل نهادهای محیط زیستی غیردولتی در منطقه و اعمال مدیریتی صحیح با رویکردی پایدار بر روی تالاب های بام ایران بود. نگارنده امیدوار است مسئولین محیط زیست با پیگیری های جدی این پشتیبانی های کلامی مقامات محلی را عملی و با این پشتوانه های ارزشمند سیاسی و مذهبی، مدیریتی خردمندانه و پایدار با رویکردی جامع بر تالاب های منطقه حاکم نمایند.

همچنانکه نگارنده در مطالب قبلی اظهار نگرانی کرده است، در حال حاضر برخی عوامل طبیعی و انسانی حیات تالاب های بام ایران را تهدید می نماید که تالاب گندمان در وضعیت بحرانی تری نسبت به تالاب های چغاخور، علی آباد و سولقان قرار دارد. خشکسالی سال های اخیر، درجه حرارت و افزایش تبخیر از جمله تهدیدهای طبیعی بوده که تالاب گندمان را در برابر تهدیدهای انسانی بسیار حساس و شکننده نموده است. احداث سد بر روی تالاب چغاخور و عدم رعایت حق آبه زیستگاه ها و رویشگاه های پائین دست، حفر چاه های کشاورزی غیر مجاز و برداشت های غیر قانونی ناشی از برقی شدن چاه ها، تخریب و تصرف عدوانی رویشگاه های حاشیه تالاب ها، زهکش اراضی کشاورزی و حضور بیش از ظرفیت و چرای مفرط دام از جمله تهدیدهای انسانی بوده که در دهه های اخیر خسارت های جبران ناپذیری را به این تالاب های ارزشمند و حیاتی وارد کرده است.

انتظار است مسئولین و کارشناسان پرتلاش و دلسوز محیط زیست استان با بهره گیری از تمامی ظرفیت های استانی و ملی گام های محکم و مؤثری در زمینه کنترل و مهار این تهدید های طبیعی و انسانی برداشته و مدیریتی خردمندانه همراه با توسعه ای پایدار بر تالاب های بام ایران حکم فرما کند. در این راستا فعالیت های ترویجی و بیان ارزش و کارکردهای تالاب ها به منظور جلب مشارکت جوامع محلی، پیگیری حق آبه تالاب ها، الزام دستگاه های متولی جهت نظارت بر میزان مجاز برداشت آب و برخورد قانونی با چاه های غیرمجاز، جلوگیری از حضور دام های غیر محاز، احداث کمربندهای حفاظتی به منظور جلوگیری از تجاوز به رویشگاه های حاشیه تالاب، تجهیز ناوگان اطفاء حریق محیط زیست و نهایتا” تهیه برنامه ای مدون برای مدیریت بر تالاب ها اجتناب ناپذیر می باشد.

تبدیل بخاری های نفتی به چوبی در آبادی های جنگلی!

شنبه, ۱۸ دی, ۱۳۸۹

نگارنده بیش از یک سال پیش به همراه کارشناسان و فعالان حوزه ی منابع طبیعی و محیط زیست کشور ابراز نگرانی کرده بود که اگر تمهیدات لازم برای اجرایی نمودن طرح ارزشمند و بزرگ هدفمندی یارانه ها دیده نشود ممکن است طبعات این طرح برای پایداری منابع طبیعی، به ویژه رویشگاه های جنگلی مصیبت بار باشد.

خطر جایگزینی هیزم به دلیل افزایش قیمت سوخت های فسیلی و همچنین افزایش روند تبدیل زیر اشکوب جنگل به دیم زارهای کم بازده و افزایش دام موجود در آبادی های جنگل نشین؛ به دلیل نرخ بالای بیکاری و ارزان بودن نیروی کار در روستاها و پائین بودن سرانه ی درآمد خانوارهای روستایی، علل ابراز نگرانی نگارنده و فعالان حوزه ی منابع طبیعی و محیط زیست کشور بودند.

نگارنده به همرا همکاران در جنگل گردشی هفته گذشته، با تعدای از زنان محلی برخورد کرده که در حال تهیه هیزم از بلوط زارهای اطراف یکی از آبادی های جنگلی لردگان بودند. شوربختانه مصاحبه و گفتگوهای صورت گرفته با آن ها، خبر از دیده نشدن تمهیدات لازم برای اجرایی شدن طرح مهم هدفمندی یارانه ها و طبعات غیر قابل جبران آن در رویشگاه های جنگلی کشور داشت.

آن زنان محلی اعلام می نمودند که پس از اجرای طرح هدفمندی یارانه ها و افزایش قیمت نفت و کپسول گاز، به دلیل بیکاری و نداشتن درآمد کافی به تغییر وسایل تولید انرژی در منازل روی آورده اند و عمدتا” زنان روستا هر روز جهت تأمین هیزم مورد نیاز مجبور به پیمودن قریب به ۱۰ کیلومتر مسافت و حمل طاقت فرسای هیزم های جمع آوری نموده به آبادی هستند. آنان تحمل این کار سخت و نابودی جنگل و ارتکاب به جرائم زیست محیطی را از سر ناچاری می دانستند و از شرایط سخت زندگی شان گلایه داشتند.

ادامه مطلب»

ماسه هایی که تا پشت پنجره کلاس رسیدند!

پنجشنبه, ۲۸ آبان, ۱۳۸۹

   در سفر به دیار نیمروز از آبادبومی بازدید کردیم که در سال ۱۳۸۶ تپه های نرم و آرام ماسه ای اطرافش که می توانستند مناظر چشم نوازی را ایجاد کنند، به حرکت  درآمده بودند تا امکان زیستن در آن آبادی را از همه زیسمندانش بگیرند. ماسه ها تا جایی پیش آمده بودند که می توانستند با سرانگشتان خود به شیشه پنجره کلاس های تنها مدرسه ی آن آبادی بزنند! مدرسه‌ای که دانش‌آموزانش به رغم همه ی این تهدیدها هنوز پای درس معلم می نشستند و سعی داشتند لبخند زندگی را فراموش نکنند.

ادامه مطلب»

چشم «هامون» منتظر باران رحمت و خردمندی است!

یکشنبه, ۲۴ آبان, ۱۳۸۹

   دریاچه هامون در این سال ها فقط بر روی نقشه های جغرافیا وجود دارد. سومین دریاچه بزرگ ایران که خشکسالی های پی در پی دهه ی اخیر و نامدیریتی حاکم بر منابع آبی آن، این بزرگ ‌ترین پهنه آب‌های شیرین سیستان را به یکی از بزرگ ترین کانون های برداشت ماسه و ریزگرد بدل ساخته است!

   هامون بزرگ که حکیم طوس در شاهنامه با نام «زره» از آن یاد می کند از ۳ دریاچه کوچک به نام های صابری، پوزک و هامون تشکیل شده است که در ترسالی ها و در زمان پرآبی، وسعت آن ها به ۵۶۶ هزار هکتار می رسیده است که از این مقدار ۳۸۲ هزار هکتار آن متعلق به ایران و مابقی آن در سرزمین افغانستان واقع شده است. در سال های نه چندان دور رودخانه هیرمند به همراه خاشرود و فراه و هاروت رود و شوررود و حسین آباد و نهبندان، دریایی با ظرفیت قریب به ۱۰ میلیارد متر مکعب آب را به زیستمندان سیستانی اش هدیه می کرده است.

ادامه مطلب»

جاده هایی که تنوع زیستی موگویی را به شدت تهدید می کنند!

جمعه, ۱۷ مهر, ۱۳۸۹

   تداوم روند جاده سازی در جنگلهای بکر منطقه موگوئی، نگرانی بیشتر کارشناسان و دوستداران طبیعت در سرزمین بختیاری را به همراه داشته است. در حالی طول جاده های احداث شده در این جنگلهای بکر از مرز ۱۵۰ کیلومتر می گذرد که راه سازان قدرتمند! کمترین توجه ای به هشدارها و ممانعت های دستگاه های متولی جنگل و محیط زیست منطقه نداشته و بی مهابا به راه سازی های غیر کارشناسی خود در این منطقه بکر جنگلی زاگرس ادامه می دهند.

    منطقه موگویی بازفت از شهرستان کوهرنگ در چهار محال و بختیاری به عنوان یکی از ظرفیت های ارزشمند تنوع زیستی و ذخایر ژنتیکی زاگرس مرکزی محسوب شده و به علت عدم وجود جاده های دسترسی، تاکنون عبور و مرور کمتری در آن صورت گرفته و در مقایسه با خیلی از دیگر نقاط زاگرس، تقریبا” دست نخورده و بکر باقیمانده است.

   مقامات ارشد اجرایی استان به بهانه ی خیر خدمات رسانی به مناطق محروم و ایجاد زیرساخت های رفاهی – مثل برق، مخابرات و … _  به این مناطق توسعه نیافته، در طی  ۵ سال گذشته اقدام به صرف هزینه های زیادی در این منطقه نموده و بدون هرگونه مطالعه و ارزیابی لازم نظم طبیعی حاکم بر منطقه را بهم زده و جنگلها و تنوع زیستی این قطعه بکر از زاگرس را با تهدیدی جدی مواجه کرده اند. با انجام یک مطالعه چند منظوره و جامع می شد با صرف هزینه هایی کمتر، حدود ۳۰۰ خانوار ساکن در ۷ روستای پراکنده در جنگلهای این منطقه را تجمیع و ساماندهی نموده و زیرساخت های اشتغال زایی و برخورداری از امکانات رفاهی اولیه را برای آنها فراهم نمود. عمده خانوارهای ساکن در این روستاها به لحاظ شرایط کوهستانی منطقه فاقد زمین های کشاورزی مناسب و یا حرفه ای درآمدزا بودی و اغلب تحت پوشش کمیته امداد بوده و با پرورش تعداد اندکی بز، از کمینه های رفاهی حداقلی برخوردار می باشند.

ادامه مطلب»

کپرها در مناطق جنگلی زاگرس

دوشنبه, ۹ شهریور, ۱۳۸۹

   وقتی سخن از «کپر» به میان می آید شاید ذهن خیلی ها ناخودآگاه به مناطق جنوب کشور و استان هایی مانند هرمزگان و به میان خاطرات خود از نخلستان ها پرتاب شود. اما در این نوشتار شما را به منطقه زاگرس – منطقه ای که تأمین کننده ۴۰ درصد آب کشور است –  دعوت می کنم که ظاهرا” همین اقامتگاه های سایه‌بانی می رود تا در ردیف عوامل تهدید جنگلهای در حال تخریب این دیار قرار گیرد.

   هر چند ساختن این اقامتگاه های موقتی از قدیم الایام در کنار مزارع، باغات و صیفی کاری های منطقه زاگرس هم کم و بیش رواج داشته است و به عنوان سایه بانی موقت جهت استراحت های کوتاه مدت و نگهداری ظروف آب، مواد غذایی و محصولات باغی و صیفیجات مورد استفاده قرار می گرفته است، اما حالا دیگر وضعیت بحرانی و سیر نزولی و تبدیل جنگل های دانه زاد به شاخه زاد در زاگرس، این پدیده را در صف عوامل تخریب جنگل ها قرار داده است.

   در گذشته دانه زاد بودن جنگلهای زاگرس و استفاده از سرشاخه های درختان تنومند و کهنسال برای بنا کردن این سایه بان های کوچک، آسیب چندانی به درختان وارد نمی کرده و جنگلها تحمل این نوع بهره برداری ها را داشته اند. اما در طول چند دهه ی اخیر که جنگلهای زاگرس با قطع درختان تک پایه و دانه زاد مواجه شده و سیر قهقرایی پیدا کرده و جنگلهای دانه زاد کم کم  جای خود را به جنگلهای شاخه زاد و جست گروه ها داده اند، این جست گروه های جوان هستند که مصالح کپرها را تشکیل می دهند و برای ساخت این کپرها، صدها جست گروه به مسلخ می روند!

   اخیرا” مشاهده شده است که در برخی آبادبوم های جنگلی زاگرس، برای برگزاری مراسم سوگواری و جشن های خود اقدام به ساخت کپرهای بزرگ و وسیع می کنند و سبب نابودی تعداد زیادی از درختان جوان بلوط در اطراف محل زندگی خود می شوند! کپرهایی که چندین برابر سایه بان های قدیمی وسعت داشته و برای تأمین مصالح آنها به ناصواب بخشی از جنگلهای زاگرس قطع و نابود می شوند!

   به لحاظ اینکه این گونه کپرهای بزرگ معمولا” برای مراسم های سوگواری و یا جشن های عروسی ساخته می شود، محدودیت های اخلاقی محلی و قومی زیادی را برای مأمورین در برخورد با این تخلفات ایجاد می کند. هرچند که در برخی مناطق مشاهده گردیده است که تعدادی از نهادهای متولی اقدام به پخش اطلاعیه های هشداری و آموزشی نموده اند و اهالی روستاها را از این طبیعت ستیزی ناآگاهانه نهی کرده اند و اعمال مجازات های قانونی را برای رخداد غیر قانونی برشمرده اند، اما تاکنون به رویه ای واحد و بازدارنده برای مقابله با این پدیده مخرب دست نیافته اند.

   به نظر می رسد وقت آن رسیده باشد که تمامی نهادهای فرهنگی، اجتماعی، رسانه ها، شوراهای اسلامی روستاها، روحانیون و تمامی افراد زی نفوذ محلی، سکوت خود را شکسته و با حساسیت سزاواری که از خود نشان می دهند به کمک ادارات منابع طبیعی در مناطق جنگلی شتافته و با اطلاع رسانی و آگاهی بخشی مؤثر، مردم را از این اقدام ناصواب برحذر دارند …