بایگانی “ظرفیت های اکوتوریسمی”

گردشگری را جایگزین شکار کنیم

سه شنبه, ۱۴ دی, ۱۳۹۵

22

روزنامه آرمان؛ ۱۲ دیماه ۱۳۹۵ – نگین باقری: مدتی است که جرایم شکار افرایش یافته و مسئولان درصددند به این وسیله میزان کشته شدن حیوانات را به حداقل برسانند. هومان خاکپور، کارشناس محیط‌زیست، درباره افزایش جرایم شکار حیوانات در گفت‌وگو با «آرمان» می‌گوید: ما نمی‌توانیم صرفا با افزایش جرایم شکار انتظار داشته باشیم که نرخ شکار پایین بیاید یا نرخ تنوع زیستی بالا برود. زمانی افزایش جرایم شکار می‌تواند موثر باشد که ما اقداماتی مثل معیشت جایگزین، مشارکت جوامع محلی و بحث فرهنگی را هم‌زمان با هم پیش ببریم.

با توجه به اینکه حیوانات نقش قابل توجی در محیط‌زیست کشور دارند، از نظر شما بهترین راه حفاظت از تنوع حیوانی کشور چیست؟

در بحث حفاظت از تنوع حیوانی نمی‌توانیم تنوع زیستی گیاهی را از آن جدا کنیم. در حال حاضر به صورت جدی بحث بهره برداری بی رویه از گیاهان مد نظر است و این بهره برداری به دو صورت اتفاق می‌افتد. گیاهانی که استفاده اقتصادی دارند مثل گیاهان خوراکی، دارویی و صنعتی و گیاهانی که بهره برداریشان توسط دام است، یعنی چرای بی‌رویه تنوع زیستی گیاهی را تهدید می‌کند. بنابراین راهکار این است که میزان وابستگی معیشتی دام‌ها را به طبیعت کم کرده و تعادل را بین توان تولیدی اکولوژی مراتع و میزان بهره‌برداری از آن برقرار کنیم. باید بهره برداری به شکلی باشد که طبیعت و مراتع قدرت زادآوری طبیعی را حفظ کنند و بتوانند خود احیایی داشته باشند و به این طریق پایداری و بهره برداری اصولی حفظ شود، اما اگر نوع بهره برداری از گیاهان طبیعی در راستا مصارف اقتصادی خوراکی، دارویی و صنعتی اتفاق بیفتد رویکرد خوبی است.

هر چند در آغاز راه هستیم و باید گام‌های زیادی برداریم تا به ترویج کشت گیاهان دارویی و خوراکی برسیم ولی اقتصادی کردن کشت این گونه گیاهان دارویی و خوراکی در مراتع و طبیعت باعث می‌شود فشار بهره برداری در عرصه‌های طبیعی کم شده و تنوع گیاهی حفظ شود. از طرف دیگر، کشت گیاهان دارویی باعث درآمدزایی اقتصادی می‌شود و تغییر معیشت، گسترش مشاغل سبز در بحث منابع طبیعی و تنوع زیستی را به همراه دارد. وقتی تنوع زیستی گیاهی و حیوانی را جدا می‌کنیم نگاه غلطی است، چرا که فقط در جنگل درخت می‌بینیم، در حالی‌که اکوسیستم طبیعی ما از مجموعه ای عوامل و اجزا تشکیل شده که حیوانات هم یکی از اجزای آن هستند و نمی‌توانیم تنوع زیستی جانوری را حفظ کنیم بدون اینکه به پایداری جنگل فکر کرده باشیم و همین‌طور بالعکس. برای مثال ما نمی‌توانیم سنجاب را حفظ کنیم و به فکر جنگل نباشیم. تنوع زیستی گیاهی و جانوری با هم ارتباط پیچیده ای دارند. نمی‌توان آنها را جدا و به صورت جزیره ای بررسی کرد و نسخه پیچید. باید نگاه جامع داشته باشیم و برای حفاظت از گیاهان و حیوانات تلاش کنیم.

یکی از عواملی که باعث می‌شود شکار غیرمجاز به وفور در کشور ما انجام شود این است که شکار کردن از دید شکارچی یک فرایند اقتصادی و به‌صرفه است. سازمان محیط‌زیست باید چه کار کند که شکار برای متخلف صرفه اقتصادی نداشته باشد؟

بحث شکار مهم‌ترین تهدید برای تنوع زیستی حیوانی است. ما اگر شکار را به عنوان دومین عامل بعد از تخریب زیستگاه در حوزه جانوری در نظر بگیریم ارتباط مستقیمی با از بین رفتن تنوع حیوانی دارد. اگر ما عامل شکار را در جامعه محلی ببینیم چطور می‌توانیم هم منافع جوامع محلی را تامین کرده و هم بحث حفاظت از تنوع زیستی را مدیریت کنیم؟ اگر ما عامل شکار را در جامعه محلی ببینیم باید یک نگاه به ماجرا داشته باشیم و اگر بحث سودجویی، لذت و تفریح جوامع شهری است باید نگاه دیگری داشته باشیم. در بحث جوامع محلی باید منافع اقتصادی از شکار اتفاق بیفتد و یک رویکرد جدید اقتصادی برای آن تعریف کنیم، یعنی با توجه به وضعیت نگران کننده تنوع زیستی حیوانی به جرات می‌توان گفت هیچ منطقه در کشور وجود ندارد که حیات وحش آن در حدی باشد که بتوان با شکار آنجا را مدیریت کرد. همه مناطق ما با کاهش حیات وحش مواجه هستند و نیاز به مراقبت شدید دارند.

هیچ جایی در کشور بر اساس اصول علمی مجاز به ترویج شکار نیست. در آینده ممکن است برای بهبودی در وضعیت تنوع زیستی شکار را به عنوان یکی از مولفه‌های اقتصادی در جوامع محلی در نظر بگیریم ولی در شرایط کنونی بهتر است به سمت رویکرد جایگزین برویم. به عبارت دیگر باید منفعت، زمینه مشارکت و تنوع زیستی را برای جوامع محلی تعریف و فراهم کنیم که یکی از آنها بحث ترویج گردشگری در حوزه جانوری است. باید مناطق حفاظت شده را با رویکرد گردشگری و سهیم کردن جامعه محلی جایگزین شکار حیوانات کنیم، یعنی باید بتوانیم با لذت بیداری حیوانات در مناطق حفاظت شده و روستاهای اطراف و با گسترش ظرفیت و ایجاد زیستگاه طبیعی گردشگری این جایگزینی را انجام دهیم. از سوی دیگر، لذت بردن از شکار و تیراندازی در شرایط کنونی نیاز به برخورد شدید فیزیکی دارد، گرچه حفاظت به زور سرنیزه نمی‌شود و ممانعت از حضور مردم جوامع محلی در بسیاری مواقع نتیجه عکس داده است، اما زمانی که بحث سودجویی از سر لذت شکار به میان می‌آید باید با روش فیزیکی شدید با متخلفان برخورد کنیم.

بر اساس مصوبه شماره ۳۸۰ شورای‌عالی محیط‌زیست با موضوع جرایم نقدی قابل پرداخت بابت ضرر و زیان وارده به محیط‌زیست ناشی از شکار و صید غیرمجاز جانوران وحشی، جریمه‌ شکار بسیاری از حیوانات در حال انقراض افزایش بسیاری داشته است. آیا افزایش جرایم مربوط به کشتن و صید حیوانات می‌‌تواند در زمینه کاهش شکار و کشتن حیواناتی مانند یوز و پلنگ و… که در معرض انقراضند موثر واقع شود؟

بحث برخورد یا مدیریت از حفاظت تنوع زیستی حیوانی یک بعدی و با یک مولفه نمی‌تواند اتفاق بیفتد. برای مثال پایه‌های یک میز باید همزمان در ساخت یک میز سهیم باشند. ما نمی‌توانیم صرفا با افزایش جرایم شکار انتظار داشته باشیم که نرخ شکار پایین بیاید یا نرخ تنوع زیستی بالا برود. زمانی افزایش جرایم شکاری می‌تواند موثر باشد که ما اقدامات موثر را مثل بحث معیشت جایگزین، مشارکت جوامع محلی و بحث فرهنگی را همزمان با هم پیش ببریم، وگرنه اگر به بقیه مولفه‌ها فکر نکنیم با افزایش جرایم شکار حیوانات نمی‌توانیم در بحث حفاظت از تنوع زیستی و حفظ حیات وحش موفق عمل کنیم.

جرایم نقدی مربوط به شکار و صید غیرمجاز حیات وحش بعد از دو سال تغییر کرد. بر اساس جدول جدیدی که سازمان حفاظت محیط ‌زیست اعلام کرده است جریمه شکار پلنگ ۱۶ برابر و جریمه شکار یوزپلنگ چهار برابر می‌‌شود. آیا به نظر شما افزایش این جرایم به علت ناتوانی در پرداخت باعث نمی‌شود که این قانون بازدارندگی خود را از دست بدهد؟

بهتر است وقتی به افزایش جرایم نگاه می‌کنیم به پیشینه آماری قبل هم نگاهی بیندازیم. عموما در شکارهای ما عامل اصلی شناسایی نمی‌شود که جریمه کم یا زیاد تاثیر داشته باشد. این اتفاق در حوزه جنگل هم همین طور است. برای مثال در بحث آتش سوزی فرض کنید که در یک سال اگر پنج‌هزار آتش سوزی در کشور اتفاق بیفتد، چند درصد از عاملان آن شناسایی می‌شوند؟ به جرات می‌گویم که شناسایی در حد صفر است. در بحث شکار حیواناتی مثل پلنگ هم عامل شکار شناسایی نمی‌شود. زمانی می‌توانیم راجع به میزان تاثیر جرایم حرف بزنیم که به لحاظ آماری عامل انسانی کشته‌شدگان حیات وحش شناسایی شده باشند. با وجود این، افزایش جریمه خود به خود نمی‌تواند کمک قابل توجهی داشته باشد.

پرندگان شمالی در دام مافیای شکار

یکشنبه, ۳۰ آذر, ۱۳۹۴

     صدور پروانه شکار پرندگان وحشی در ۲۱ استان کشور در روزهای پایانی هفته یک دوره ۲ ماهه و قتل‌عام پرندگان در فریدون‌کنار و استان‌های شمالی کشور، نگارنده در گفتگویی با خبرنگار روزنامه آرمان شرکت کرده که شرح آن در شماره ۲۹۲۹ مورخ ۲۰ آذر ۱۳۹۴ آن روزنامه منتشر شده است:

پروانه شکار

     با آغاز فصل مهاجرت و شروع بارش‌ها هر روز بر تعداد تورهای هوایی و دام‌های زمینی اضافه شده و شکارچیان به طرز ناراحت‌کننده‌ای پرندگان را صید کرده و برای فروش راهی بازار می‌کنند. این کار شکارچیان و دلالان علاوه بر اینکه در کاهش جمعیت گونه‌های مختلف پرندگان و به خطر انداختن نوع آنها تاثیرگذار است، موجب نابودی طبیعت و ایجاد کانون‌های گرد وغبار نیز شده است، زیرا شکارچیان برای صید به کندن بوته‌ها و درختچه‌هایی که سازمان جنگل‌ها برای جلوگیری از بیابان زایی کاشته است، اقدام می‌کنند.

     بنابراین با چیدن مدام این بوته و درختچه‌های دست‌کاشت بیابانی، کانون‌های جدیدی از ریزگرد در برخی مناطق بیابانی کشور ایجاد شده است. برای مدیریت وضعیت شکار در کشور سازمان حفاظت از محیط زیست سه سال پیش مساله ممنوعیت شکار چهارپایان و پرندگان را مطرح کرده است. این اقدام سازمان حفاظت محیط زیست به دلیل ایجاد حساسیت در زیستگاه‌ها نسبت به شکار و تخریب زیستگاه‌ها در سال‌های گذشته با استقبال از سوی مردم محلی رو‌به‌رو بوده است.

     مردم از این اقدام سازمان حفاظت از محیط زیست به شکل مطلوب استقبال کردند و به نسبت این رفتار سازمانی منجر به پذیرش جوامع بومی و محلی در کشور همراه بود. بنابراین مردم بومی ممنوعیت شکار در زیستگاه‌ها را پذیرفته بودند. با این رویکرد مدعی عدم وقوع هیچ‌گونه شکار در این مدت نیستیم، بلکه در برخی مواقع شکار نیز رخ داده است، اما به لحاظ روانی یک جو و حساسیت خاصی نسبت به حفاظت از پرندگان از سوی دوستداران طبیعت ایجاد شده بود. در این شرایط مردم به شکل خودجوش در صورت مشاهده هرگونه اقدام مبنی بر قانون‌شکنی با یگان‌های محیط زیست تماس می‌گرفتند و به نوعی خود را با اهداف سازمان هماهنگ کرده بودند. در چنین شرایطی مردم معتقد بود که به هیچ عنوان سازمان محیط زیست در صدور مجوز‌های شکار دخل و تصرفی ندارد، اما امسال بنابر صدور مجوز از سوی سازمان محیط زیست باورهای مردم دچار چالش شد و به نسبت قباحت شکار نیز در بین مردم شکسته شد.

وقتی مناطق میدان تیر می‌شوند

     در این شرایط به دلیل اینکه سازمان حفاظت محیط زیست در همه استان‌ها از لحاظ نیروی انسانی، امکانات و بضاعت توانایی کنترل مناطق را ندارد و چون نظارت کافی روی مجوز‌های صدور پروانه شکار وجود ندارد به نسبت عده زیادی نیز از وضعیت صدور پروانه شکار سوءاستفاده کرده و به شکار می‌پردازند. در چنین شرایطی جوامع بومی و محلی از این رفتار سازمان محیط زیست غافلگیر شدند. اغلب افراد بومی بازخورد این عمل سازمان محیط زیست را تبدیل مناطق به میدان تیر برشمردند.

     بنابراین هم‌اکنون در ایام تعطیل در سایه مجوزهای ارائه شده دیگر شکارچی‌ها نیز از این موقعیت سوءاستفاده کرده و اقدام به شکار پرندگان می‌کنند. در مناطق شمالی کشور شکار پرندگان به عنوان یک معیشت محسوب می‌شود. در واقع هم‌اکنون شکار در این مناطق بیشتر از ظرفیت مجاز است. هم‌اکنون تعداد مجوز‌های صادر شده خیلی بیشتر از ظرفیت مناطق است و در چنین شرایطی سوداگری و مافیای شکار نیز شکل گرفته و کنترل این شرایط از سازمان محیط زیست خارج شده است.

     با توجه به کاهش شدید تعداد پرندگان بومی و مهاجر در کشور دیگر شکار را نمی‌توان به عنوان یک معیشت برشمرد، بلکه باید سیاست‌های سازمان محیط زیست به سمت پرنده نگری و استفاده از ظرفیت‌های اکوتوریستی و گردشگری به ویژه در خطه شمال پیش رود. سالانه حدود ۲۶ میلیون سفر به استان‌های شمالی کشور انجام می‌شود. در چنین شرایطی اگر بتوان به ساماندهی پرنده‌نگری و استفاده از ظرفیت‌های طبیعی منطقه با افزایش مهارت‌های فنی در حوزه گردشگری پرداخت به نسبت می‌توان ظرفیت‌های گردشگری را جایگزین امرار معارش از طریق شکار کرد.

پیشرفت اکوتوریسم در کشور

     هم طرفداران محیط زیست و هم فعالان حوزه گردشگری یک شعار را تحت عنوان اینکه گردشگری می‌تواند به ارتقای درآمد بپردازد، مطرح می‌کنند. اما در چنین شرایطی وقتی میزان درآمد و وضعیت اقتصادی مردم سه استان شمالی کشور را با دیگر استان‌های کشور مقایسه کنید خواهید دید که این استان‌ها به دلیل عدم برخورداری از زیرساخت‌های مناسب به نسبت چندان درآمدی از صنعت توریسیم ندارند. این امر گواه آن است که مسئولان و دست‌اندرکاران نتوانسته‌اند از ظرفیت‌های گردشگری کشور بهره ببرند.

     در واقع سرمایه‌گذاری فقط شامل ساخت و ساز چند هتل و مهمانسرا نمی‌شود، بلکه زمانی گردشگری به عنوان فرصت به پایداری سرزمین می‌انجامد که جوامع گردشگری و بومی کشور در این عرصه با اهداف سازمان همراه شوند. متاسفانه تاکنون دولت در بخش‌های گردشگری و دیگر بخش‌ها نتوانسته جوامع محلی و گردشگری را به شکل مستقیم وارد عمل کرده و به این ترتیب به ارتقای معیشت آنها بپردازد. با این تفاسیر و اقدامات نابجا گردشگری به غیر از تخریب محیط زیست و طبیعت پیامد دیگری در کشور به همراه نداشته است.

آغاز فرهنگ شکار از کی؟

     رونق شکارچی‌گری در کشور ریشه فرهنگی ندارد، بلکه بیشتر به دلیل سوداگری و مافیا شاهد این عمل در مناطق گوناگون کشور به ویژه مناطق شمالی هستیم. برای مثال اگر وضعیت شکار را در مناطق شمالی کشور و منطقه زاگرس را مورد بررسی قرار دهید خواهید دید که تقریبا پیشه تاریخی مردم بومی این خطه وابسته به شکار بوده است و زندگی و معیشت آنها نیز از طریق شکار تامین شده است. در این زمینه اگر بحث فرهنگی مطرح باشد به نسبت باید الان هم در مناطق زاگرس نرخ شکار از فراوانی گسترده‌ای برخوردار باشد، اما هم‌اکنون در این منطقه به هیچ عنوان شکار یک پیشه ارثی و فرهنگی در بین مردم تلقی نمی‌شود.

     در شمال کشور تا وقتی یک پرنده با قیمت ۱۲۰ هزار تومان به فروش می‌رسد به نسبت مافیا نیز از این آشفته‌بازار کسب سود می‌کند و شکار همچنان پررونق خواهد بود. بر اساس آمار‌های رسمی سالانه حدود دو و نیم میلیون پرنده در شمال کشور شکار می‌شود. این امر را نمی‌توان از بعد فرهنگی و شکار به دلیل امرار معاش برشمرد، آن هم به این دلیل که سود ناچیزی از شکار نصیب جامعه محلی می‌شود و در این شرایط مافیای شکار صاحب منافع کلان هستند. این نارسایی نشان‌دهنده مخالفت در مواجهه با قانون، دستگاه‌های نظارتی و جوامع محلی است.

یک قدم تا رویش لاله‌های واژگون / باز یاد برنامه‌ریزی می‌افتیم!نه؟

سه شنبه, ۱۹ فروردین, ۱۳۹۴

    در آستانه رویش لاله‌های واژگون فصل بازدید طبیعت گردان و گردشگران از رویشگاه‌های زیبای لاله‌های واژگون در چهارمحال و بختیاری و دیگر کوهستان‌های زاگرس، گفتگویی را با خبرگزاری مهر انجام داده‌ام که در زیر با خوانندگان فرهیخته طبیعت بختیاری به اشتراک می‌گذارم:

لاله

شهرکرد خبرگزاری مهر؛ بوته های لاله های واژگون بزرگترین دشت لاله های واژگون کشور سبز شده و شماره معکوس برای شکوفایی لاله ها و قرمز شدن این دشت آغاز شده است. چهارمحال و بختیاری دارای گسترده ترین دشت لاله های واژگون است که شمارش معکوس برای رویش این لاله های آغاز شده است. دشت لاله های واژگون چهار محال وبختیاری در ۱۲ کیلومتری چلگرد و درنزدیکی روستای بنواستکی از توابع شهرستان کوهرنگ واقع شده است. به دلیل وسعت زیاد(سه هزار و ۴۰۰ هکتار)، پوشش گیاهی بسیار زیبا و ارزشمند، لاله های واژگون (اشک مریم) در دو نوع قرمز و زرد و نیز نزدیکی به دیگر جاذبه های قطب سیاحتی کوهرنگ، این منطقه تفرجگاه بسیار مناسبی محسوب می شود.

     زمان رویش و شکفتن لاله های واژگون در این دشت از اواسط فروردین ماه شروع و تا اواخر اردیبهشت ادامه خواهد داشت و این گل در مناطق صخره ای و سنگلاخی می روید و حتی تا ۱۰ هزار شاخه از آن در یک دشت قابل مشاهده است. هم اکنون بوته لاله های واژگون رشد کرده و زمان اندکی تا لاله دادن این گل های زیبا باقی نمانده است و مسافرانی که قصد مشاهده این لاله های واژگون را دارند باید هرچه سریعتر برای سفر خود برنامه ریزی کنند. گرم شدن هوا تاثیر بالایی در شکوفا شدن زودتر این لاله های این دشت دارد. دستگاه های مرتبط حفاظتی باید برنامه ریزی خود را در راستای حفاظت از این لاله های انجام دهند تا امسال شاهد خسارت کمتری به این لاله های واژگون باشیم.

طی سال های گذشته روند تخریب رویشگاه این لاله ها شدت گرفته است

نایب رئیس انجمن محیط زیستی تسنیم در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: لاله های واژگون گونه نادری است که در حال انقراض قرار گرفته است.

هومان خاکپور ادامه داد: زیبایی این لاله واژگون به حدی است که هر کسی را مجذوب خود می کند و طی سال های گذشته روند تخریب رویشگاه این لاله ها شدت گرفته است.

وی افزود: هر ساله شاهد هستیم که با رویش لاله های واژگون مسافران بسیاری از مناطق مختلف کشور به منطقه می آیند و صدمان بسیاری در پی ناآگاهی آنها به رویشگاه این لاله ها وارد می کنند.

وی اذعان داشت: آمارهای گرفته شده در ۱۰سال گذشته نشان دهنده کاهش تراکم لاله های واژگون در منطقه کوهرنگ بوده است و هر سال لاله ها نسب به سال قبل آن کمتر شده است.

خاکپور گفت: هر ساله لاله های بسیاری توسط گردشگران ریشه کن و نابود شده است. در اختیار قرار دادن پیاز لاله واژگون و آموزش کاشت آن تاثیر بالایی در کاهش ریشه کنی لاله ها توسط گردشگران برای رسیدن به پیاز لاله در دشت دارد و راهکاری مهم برای جلوگیری از روند تخریب دشت دارد. وی با اشاره به راهکارها برای حفاظت از دشت لاله های واژگون ادامه داد: جلویگیری از ورود خودرو به داخل دشت ضرورت دارد و این اقدام موجب می شود کسانی که واقعا طبیعت دوست هستند وارد دشت می شود و این افراد با پای پیاده برای دیدن زیبایی طبیعت لاله ها وارد شوند و این اقدام تاثیر بالایی در جلوگیری از ریشه کنی لاله ها دارد.

نایب رئیس انجمن محیط زیستی تسنیم ادامه داد: یکی از راهکار های مهم برای جلوگیری از ریشه کنی لاله ها توزیع پیاز لاله واژگون در ورودی دشت به مسافران و گردشگران است.

وی اذعان داشت: در اختیار قرار دادن پیاز لاله واژگون و آموزش کاشت آن تاثیر بالایی در کاهش ریشه کنی لاله ها توسط گردشگران برای رسیدن به پیاز لاله در دشت دارد و راهکاری مهم برای جلوگیری از روند تخریب دشت دارد.

این فعال محیط زیست ادامه داد: با توجه به اینکه تولید پیاز لاله کاری سخت و زمان بر است و هزینه بالایی دارد و بخش خصوصی کمتر رغبت به این کار دارد ضرورت دارد که دولت در راستای حفاظت از این گونه یارانه ای برای تولید پیاز لاله واژگون اختصاص دهد تا بخش خصوص در این حوزه وارد شود.

دشت لاله های واژگون کوهرنگ به علت وسعت بسیار زیاد مهمترین رویشگاه لاله های واژگون کشور است

مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان چهارمحال و بختیاری در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: دشت لاله های واژگون به علت وسعت بسیار زیاد مهمترین رویشگاه لاله های واژگون در استان و کشور است که سالانه مسافران بسیاری از این منطقه دیدن می کنند.

بهمن عسگری سوادجانی گفت: این دشت در نزدیکی شهر چلگرد مرکز شهرستان کوهرنگ است.

وی گفت: زمانی اندکی تا رویش لاله های واژگون استان چهارمحال و بختیاری باقی مانده است و علاقه مندانی که قصد مشاهده این لاله های زیبا را دارند باید برای سفر خود برنامه ریزی کنند.

وی اظهار داشت: دشت لاله های واژگون همه ساله یکی از پر بازدید ترین منطقه ها توسط مسافران و گردشگران در چهارمحال و بختیاری است

مشاهده نشانه های حیات دوباره در تالاب گندمان/ بازگشت پرندگان مهاجر تالاب گندمان

شنبه, ۲۴ آبان, ۱۳۹۳

     بدون‌شک پرنده‌نگری یکی از ظرفیت‌های ارزشمند اشتغال‌زایی و درآمدزایی برای جوامع محلی و بومی تالاب گندمان بوده که انجمن محیط زیستی تسنیم درصدد است با همکاری اداره کل حفاظت محیط‌زیست استان چهارمحال و بختیاری این ظرفیت بالقوه کم‌نظیر را به یک فرصت بالفعل برای ایجاد معیشت‌های پایداری تبدیل کند.

     برای اعمال مدیریت جامع زیست بومی در این تالاب ارزشمند، مشارکت جوامع محلی و بومی منطقه الزامی است. آموزش و همسوسازی اهالی و تمامی نهادهای دولتی و غیردولتی مؤثر در منطقه زمینه‌های اشتیاق بهره‌برداران برای مشارکت در مدیریت جامع زیست بومی و بهره‌برداری خردمندانه و پایدار از مواهب این تالاب را فراهم می‌کند. تلاش همکاران نگارنده در انجمن تسنیم این است تا با افزایش دانایی‌ها و توان‌افزایی در منطقه، معیشت‌های ناپایدار و خسارت‌زای فعلی که تنوع زیستی تالاب را تهدید کرده و روند خشکی آن را شدت بخشیده است، به معیشت‌های پایدار و خردمندانه که ضمن افزایش درآمد جوامع محلی و بومی منجر به حفاظت از تالاب هم می‌گردد، تغییر داده شوند.

     گفتگوی نگارنده و مدیرکل حفاظت محیط‌زیست چهارمحال و بختیاری با خبرنگار خبرگزاری مهر را می‌توانید در زیر بخوانید:

گندمان

     محمدرضا موسوی- خبرگزاری مهر: بارش های قابل توجه باران و پایین رفتن بهره برداری از چاه های کشاورزی اطراف تالاب گندمان موجب جمع شدن آب در سطح این تالاب و حضور دوباره پرندگان مهاجر بعد از چند سال خشکسالی این تالاب شد.
به گزارش خبرنگار مهر، تالاب گندمان در استان چهار محال و بختیاری و در نزدیکی شهر گندمان از توابع شهرستان بروجن قرار دارد.

     این تالاب که به عنوان زیستگاهی با ارزش در میان ۱۰۵ زیستگاه مهم پرندگان در ایران شناسایی شده، در شمار زیباترین تالاب‌های کشور و یکی از مهمترین کانون‌های گردشگری چهارمحال بختیاری محسوب می شد و زیستگاهی منحصر به فرد برای زمستان گذرانی و تخمگذاری پرندگان مهاجر و اسکان دائم پرندگان بومی بود که قریب به ۱۵ گونه پرنده بومی و قریب به ۳۰ گونه پرنده مهاجر نواحی سردسیر شمالی با جمعیت‌ زیاد، انواع مارها و قورباغه‌ها و لاک‌پشت‌ها و پستانداران و ماهی ها را در خود جای می داد.

     چند سالی است که خشکسالی و بهره برداری بیش از اندازه از چاه های کشاورزی در محدوده این تالاب ارزشمند موجب خشک شدن قسمت وسیعی از این تالاب و تبدیل بخش قابل توجهی از آن به مرغزار شده است که معمولاً به عنوان مرتع غنی برای چرای احشام محسوب شده و گله های گسترده گوسفند و دام وارد این مرغزار می شوند. در این چند سال نبود آب در سطح تالاب و ورود دام موجب سلب آرامش برای موجودات زنده این تالاب شده بود و زندگی را برای موجودات و پرندگان با مشکل مواجه کرده بود. خوشبختانه بارندگی های قابل توجهی که طی یک ماه گذشته در منطقه تالاب داشتیم نقش مهمی در آبگیری تالاب داشت و زندگی دوباره را به این تالاب بازگرداننده است.

     با آمدن فصل سرما کشاورزی در استان چهارمحال و بختیاری تعطیل می شود و تا بهار سال آینده خبری از صدای موتور چاه های آب کشاورزی نیست. در اطراف تالاب گندمان چاه های آب مختلف زیادی حفر شده است که به گفته کارشناسان یکی از مهمترین عامل های اصلی خشکی تالاب گندمان همین چاه های آب کشاورزی هستند که آب زیر زمینی تالاب را می کشند و موجب خشکی تالاب می شوند. در این رابطه تعطیل شدن چاه های آب کشاورزی در کنار بارش باران موجب بازگشت دوباره زندگی به تالاب شده و سطح تالاب را آب فرا گرفته است. یکی از اقدامات خوب که توسط سازمان مربوطه از جمله محیط زیست انجام شد احداث یک بند خاکی بود که از خروج آب از سطح تالاب جلوگیری می کند و همین امر نیز در احیا تالاب نقش مهمی را ایفا کرد.

     نایب رئیس انجمن محیط زیستی تسنیم در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: یکی از مهمترین چالش هایی که تالاب های کشور از جمله تالاب گندمان را با مشکل مواجه کرده است کم آبی است.

     هومان خاکپور اذعان داشت: عدم رعایت حق آبه ها چه رودخانه ها و چه چشمه ها و بهره برداری از چاه های کشاورزی اطراف تالاب گندمان موجب خشک شدن این تالاب شده است. وی اذعان داشت: پایین رفتن سطح آب های زیر زمینی تالاب گندمان در پی بهره برداری از چاه های کشاورزی منطقه تالاب را در مسیر خشک شدن کامل قرار داده بود.

     نایب رئیس انجمن محیط زیستی تسنیم گفت: کم شدن آب تالاب و بهم خوردن تعادل اکوسیستم تالاب شرایط را برای زندگی جانوران و پرندگان تالاب بسیار سخت کرده بود. خاکپور گفت: در این موقع سال سطح برداشت آب های کشاورزی بسیار پایین می آید و از طرفی بارش های خوب در منطقه موجب مشاهده نشانه های حیات دوباره در تالاب گندمان شده است.

    وی اذعان داشت: یکی دیگر از اقداماتی که موجب احیای تالاب گندمان شده است احداث یک بند خاکی است که از خروج آب تالاب جلوگیری کرده است و موجب شده است آب بخش اعظمی از سطح تالاب را فرا گیرد. این کارشناس منابع طبیعی و محیط زیست یادآور شد: وجود آب در سطح تالاب موجب حضور پرندگان برای گذران فصل زمستان در این تالاب شده است. وی گفت: باید با نگاه جامع تر و توجه بیشتر به تالاب گندمان پرداخته شود.

۹۰ درصد تالاب گندمان آب گیری شد

     رئیس محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری نیز در این خصوص به خبرنگار مهر گفت: بارش های قابل توجه یک ماه گذشته نقش مهمی در احیای تالاب داشت و سطح وسیعی از تالاب را آب فرا گرفته است.

     شهرام احمدی اذعان داشت: هم اکنون حدود ۹۰ درصد تالاب گندمان آب گیری شد و پرندگان مهاجر به این منطقه بازگشتند.
وی بیان کرد: محیط زیست در راستای احیای تالاب اقدامات قابل توجهی از جمله احداث بند خاکی انجام داده است که این مهم نقش مهمی در جمع شدن آب در سطح تالاب داشته است. وی یاداور شد: باید همه از جمله سازمانهای مختلف، اهالی شهر گندمان، کشاورزان، محققان و… دست به دست هم بدهیم و در راستای حفاظت از این تالاب بکوشیم چرا که این تالاب سرمایه بزرگ برای منطقه و استان به شمار می رود.

شاید کلید روحانی قفل توسعه چهارمحال و بختیاری را باز کند!

جمعه, ۱۷ مرداد, ۱۳۹۳

روحانی

     بدون شک امیدبخش‌ترین رویکرد دولت تدبیر و امید برای استان چهارمحال و بختیاری که در ششمین سفر استانی هیأت دولت نمود عینی پیدا کرد، تعیین ظرفیت‌های کم‌همتای گردشگری طبیعی به‌عنوان مؤلفه اصلی و زمینه‌ساز شکلگیری توسعه پایدار این دیار بود. استان چهارمحال و بختیاری به لحاظ برخورداری از مزیت‌های طبیعی نسبی مانند جنگل‌های طبیعی، منابع آبی سرشار و آبشارها و چشمه‌های جوشان، رودخانه‌های خروشان و ظرفیت‌ ورزش‌های آبی، تالاب‌ها و کوهستان‌های داری تنوع زیستی گیاهی و جانوری پرشمار، تنوع آب و هوایی به شکلی که می‌توان برف را در تمامی ماه‌های سال در ارتفاعات دید و در زمستان گرما را در مناطق گرمسیری استان تجربه کرد. ظرفیت‌های فرهنگ بومی و آداب و رفتارهای جوامع محلی و عشایر را نیز بایستی به این سیاهه اضافه کرد.

     اکثر کارشناسان و متخصصین منابع طبیعی و محیط زیست کشور بر این باورند که اضافه بر عدم توسعه‌یافتگی، طراحی غلط و هدف‌گیری نادرست در برنامه‌های توسعه‌ای، بسترساز ظهور عوامل تخریب رویشگاههای طبیعی بوده و با افزایش جمعیت و نیازهای اشتغال‌زایی، روند قهقرائی کنونی حاکم بر زیست‌بوم‌های کشور را شدت بخشیده است.

     شوربختانه در تمامی برنامه‌های توسعه‌ای ده دولت قبلی، کشاورزی و یا دامداری به‌عنوان محورهای اصلی توسعه استان مطرح بودند و برنامه‌های اجرایی و سمت‌وسوی توسعه‌ای استان نیز بر اساس همین ظرفیت‌ها بنانهاده شد. حاصل این طراحی‌های توسعه‌ای افزایش وابستگی معیشتی جوامع محلی به سرزمین بود که متأسفانه چندین برابر توان تولیدی این منابع بود. افت شدید سطح آب سفره‌های زیرزمینی، فرونشست زمین و آغاز پدیده دهشتناک بیابان‌زایی در برخی از دشت‌های استان، خشکی و یا کاهش شدید آبدهی چشمه‌ها و چاه‌ها، تخریب جنگل‌ها و توسعه پدیده فاجعه‌بار خشکیدگی و زوال جنگل‌ها و گون‌زارهای استان ره‌آورد چنین نگاه نادرستی به منابع و ظرفیت‌های توسعه‌ای استان بود.

     ازاین‌رو است که رویکرد عالی‌ترین مقام اجرایی کشور در ششمین سفر را امیدبخش می‌دانیم چراکه برخلاف ده دولت گذشته دیگر توسعه متکی به سرزمین را محور اصلی توسعه استان چهارمحال و بختیاری ندانسته و می‌خواهد هوشمندانه و خردمندانه با استفاده از مزیت‌های نسبی گردشگری طبیعی، توسعه پایدار این بخش از ایران‌زمین را کلید زند.

     امید است قدر چنین رویکردهای توسعه‌ای که مبتنی بر توانمندی‌های اکولوژیکی و بوم‌شناختی مناطق است دانسته شده و بر بنیاد دست‌آوردهای ارزشمند از این سفر دولت تدبیر و امید، طرحها و برنامه‌های توسعه‌ای استان با رویکرد اشتغال‌زایی و اقتصاد سبز و هم‌چنین لحاظ اثرات متقابل منابع و التزام عملی به توسعه پایدار به اجرا درآیند.

رویشگاه‌های لاله واژگون در زاگرس در معرض نابودی قرار دارند

پنجشنبه, ۴ اردیبهشت, ۱۳۹۳

     ضعف امکانات سخت‌افزاری نهادهای متولی و خلاء‌های قانونی به‌‍‌همراه عدم توجه سزاوار به مباحث آموزشی و فرهنگ طبیعت‌گردی سبب شده است تا متأسفانه روند سودجویی‌های طبیعت‌ستیزانه با خرید و فروش لاله‌های واژگون در کلان شهرها به‌طرز نگران‌کننده‌ای شتاب گرفته و به‌عنوان یک عامل انسانی بیشترین نقش تخریبی را در رویشگاه‌های در معرض خطر زاگرس به‌خود اختصاص دهد.

     در همین زمینه با خبرنگار خبرگزاری میراث فرهنگی(CHN) گفتگویی داشته‌ام که می‌توانید مشروح آن‌را در زیر بخوانید:

لاله واژگون

لاله های واژگون قربانی ضعف قانون

     نگار حسینی – خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه محیط زیست؛ سال های سال است که گردشگران رویشگاه های لاله واژگون در اقصی نقاط زاگرس گل را می چینند. این مورد چندان منفی نیست اما موردی که در سه چهار سال اخیر به عنوان تهدیدی برای این رویشگاه ها بوده، فروش این گل ها در مقیاس وسیع است. بهار، فصل لاله های واژگون است. این گل های قرمز گردشگران زیادی را به بخش های مختلف زاگرس می کشانند. با این حال در سال های اخیر و با رواج پدیده خرید و فروش این گل ها، رویشگاه های لاله واژگون در معرض تهدید و نابودی قرار گرفته است.

     در سال های اخیر و در اردیبهشت ماه کمتر نقطه ای از رویشگاه های لاله واژگون می توان یافت که گل ها بابت فروش قلع و قمع نشده باشند. با این همه و با همه هشدارهایی که در این باره داده می شود، امسال هم بسیاری در کار فروش لاله واژگون اند.

     «هومان خاکپور»، دیده بان طبیعت بختیاری در گفت و گو با CHN در پاسخ به این پرسش که چرا تمهیدی برای جلوگیری از خرید و فروش لاله های واژگون اتخاذ نمی شود، گفت: «لاله های واژگون در بسیاری از نقاط زاگرس به لحاظ اکوتوریستی گونه ای ارزشمند است و از آن جا که به لحاظ علوفه ای ارزشی ندارد، دستگاه های متولی برنامه ای مدون برای حفاظت جدی از این گونه ندارند.»

     خاکپور در مورد آن چه در سال های اخیر در این رویشگاه ها رخ داده است، گفت: «پیش از این گردشگران لاله ها را می کندند و این کمتر به رویشگاه ها آسیب می زد اما با رواج خرید و فروش لاله های واژگون تخریب رویشگاه ها و افت کیفی آن ها قابل مشاهده است.»

     اما چرا امکان حفاظت از سوی دستگاه های متولی وجود ندارد؟ خاکپور در این باره گفت: «هیچ قانونی در مورد حمل و فروش لاله های واژگون وجود ندارد و از آن جا که تنها قانون در این مورد، کندن لاله ها را منع کرده است، نمی توان با عوامل حمل و فروش آن ها برخورد قانونی کرد.»

     خاکپور در مورد این که تاثیر کندن و فروش گسترده لاله های واژگون در سرتاسر زاگرس بر رویشگاه های این گونه چیست، گفت: «این گل ها دوره کوتاهی از اواخر فروردین تا اواخر اردیبهشت شکوفا هستند و بعد از آن دوره بذردهی آن هاست. بنابراین هنگامی که گل ها چیده و از منطقه خارج می شوند امکان بذردهی وجود ندارد.»  به گفته او اثرات تخریبی خرید و فروش را می توان بر وسعت رویشگاه های لاله واژگون و کیفیت رویشگاه ها به سادگی مشاهده کرد.

     او در مورد این که چه تمهیدی می توان برای نجات این رویشگاه ها اندیشید، گفت: «مهم ترین اقدام ممکن، مشارکت جوامع محلی در حفاظت از این زیستگاه هاست به این صورت که خود آن ها در مورد ارزش این رویشگاه ها توجیه باشند و به گردشگران و سودجویان اجازه کندن آن ها را ندهند.»

پاسداشت آب در نامگذاری روز جهانی جهانگردی

شنبه, ۶ مهر, ۱۳۹۲

گردشگری و آب

     بحران آب در جهان و افزایش شمار هشدارهای جهانی دانشمندان و جامعه علمی مراکز دانشگاهی و پژوهشی دنیا سبب شده است تا همه نهادهای بین‌المللی نسبت به حفاظت و بهره‌برداری بهینه و اصولی از منابع آبی جهان حساس شوند. در همین راستا برای روز جهانی جهانگردی(۲۷ سپتامبر برابر با ۵ مهرماه)، شعار«گردشگری و آب: حفاظت از آینده مشترک» از سوی سازمان جهانی جهانگردی سازمان ملل متحد (UNWTO) انتخاب شده است. بدون شک بالا بردن آگاهی مردم و هوشیار نمودن مردم جهان در زمینه اهمیت و نقش جهانگردی در حوزه حفاظت از محیط زیست و پایداری بوم‌شناختی جامعه جهانی در شمار اهداف مهم و راهبردی انتخاب این روز بوده است.

     امروزه صنعت گردشگری از جایگاه قابل توجه‌ای در اقتصاد جهانی برخوردار بوده و یکی از صنایع پررونق و پیش‌رو در بسیاری از کشورهای جهان به‌حساب می‌آید. رونق و پایداری این صنعت مدیون زیرساخت‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری مورد نیاز است که یقینا” در کشورهای پیش‌رو به‌صورت جدی در صدر اولویت‌های کاری نهادهای متولی این حوزه قرار گرفته، در غیر این صورت توسعه چنین صنعتی، نه‌تنها پایدار نبوده بلکه منجر به تخریب منابع و محیط زیست خواهد شد. در صورتیکه زیرساخت‌های فرهنگی و رفاهی لازم فراهم نشده باشد، صنعت گردشگری می‌تواند به یک تهدید برای طبیعت و منابع آب و خاک کشور تبدیل شود.

     رها سازی زباله در طبیعت و یا در کنار و داخل رودخانه‌ها و چشمه‌ها همواره به عنوان یکی از تهدیدهای جدی منابع آبی کشور مطرح بوده که به لحاظ وجود منابع آبی و رودخانه‌های پرشمار، این ناهنجاری زیست محیطی در برخی از مناطق کشور که سهم بیشتری از رودخانه‌ها و چشمه‌ها را داشته و نقش بیشتری در تولید آب کشور دارند، از اهمیت بیشتری برخوردار است. در سال‌های اخیر به موازات توسعه و رونق گردشگری و حضور مسافران بیشتر در استان‌های گردشگری کشور، متأسفانه روند رهاسازی زباله در طبیعت و در حاشیه رودخانه‌ها و چشمه‌های به شدت افزایش یافته و اضافه بر آلودگی دیداری، نرخ آلودگی منابع آبی ناشی از زباله‌ها نیز در منطقه به‌شکل نگران کننده‌ای شدت یافته و نگرانی‌های زیادی را بابت توسعه گردشگری غیراصولی بوجود آورده است.

      عدم توسعه زیرساخت‌های فرهنگی و رفاهی در حوزه گردشگری، علاوه بر خسارت‌های محیط‌زیستی، آلودگی منابع آبی و تهدید حوزه بهداشت و سلامت مردم، مناظری نازیبا و نامناسب در حاشیه رودخانه‌ها و تفرجگاه‌ها بوجود آورده که به صورت مستقیم بر روی صنعت اکوتوریسم و توسعه پایدار آن در منطقه تأثیر می‌گذارد. صنعت گردشگری شاید تأثیر قابل‌توجه‌ای بر کمیت منابع آبی نداشته باشد اما بدون شک رفتارهای ناآگاهانه گردشگران می‌تواند خسارت‌های جدی بر کیفیت منابع آبی وارد کند. بیشتر پسماندهای رها شده در حاشیه و داخل رودخانه و چشمه‌ها، ظروف یک‌بار مضرف پلاستیکی بوده که اضافه بر آلودگی آب‌ها و کاهش کیفیت منابع، حیات اکوسیستم‌های رودخانه‌ای و آبی را تحت تاثیر قرار داده و خسارات‌های جبران‌ناپذیری را به موجودات آبزی این اکوسیستم‌ها وارد می‌کند.

بازتاب‌ها:

– خبرگزاری مهر: گردشگری بدون زیرساختهای فرهنگی تهدید جدی برای محیط زیست است!

خطری در کمین دشت لاله‌های واژگون کوهرنگ

یکشنبه, ۱۸ فروردین, ۱۳۹۲

ورود خودرو به دشت لاله‌های واژگون کوهرنگ

     دشت ۷۰۰ هکتاری لاله‌های واژگون در کوهرنگ استان چهارمحال و بختیاری؛ یکی از معروف‌ترین رویشگاه‌های این گل‌های سرنگون در کشور است که عموما” در اواخر فروردین و اردیبهشت‌ماه با ایجاد مناظر زیبا و سحرانگیز بهاری، میزبان هزاران گردشگر از اهالی منطقه و استان‌های هم‌جوار می‌شود.

     در گذشته به‌لحاظ کارکرد مرتعی که برای این منطقه تعریف شده بود، تمامی برنامه‌های مدیریتی پیش‌بینی شده بر بنیاد تولید علوفه و استفاده دام از منطقه بوده و مباحث گردشگری جایگاه چندانی در برنامه‌ریزی‌های منطقه نداشته است. اما در سال‌های اخیر به‌لحاظ کارکرد جدیدی که برای این منطقه تعریف شد و در شمار مهمترین ظرفیت‌های گردشگری طبیعی استان قرار گرفت، در حال حاضر در اردیبهشت‌ماه روزانه پذیرای تا حدود ۲۰ هزار گردشگر از مناطق مختلف کشور می‌شود ولیکن شوربختانه آماده نکردن زیرساخت‌های لازم برای این بارگذاری و انفعال دستگاه‌های متولی مانند سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، منابع طبیعی، حفاظت محیط‌زیست و فرمانداری منطقه ؛ سبب شده است که هر ساله روند کاهش شادابی، تجدید حیات طبیعی و تراکم لاله‌ها شدت یابد.

     نبود مدیریت منسجم و کمبود امکانات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری به‌‍‌همراه عدم توجه سزاوار به مباحث آموزشی و فرهنگ طبیعت‌گردی سبب شد تا روند چیده شدن گل‌ها به همراه سایر گیاهان دارویی‌خوراکی و خارج کردن غده و پیاز آن‌‌ها از داخل خاک توسط برخی از بازدیدکنندگان ناآگاه، به‌طرز نگران کننده‌ای شتاب گرفته و به‌عنوان یک عامل انسانی بیشترین نقش تخریبی را به‌خود اختصاص دهد. بدون‌شک ورود خودرو به دشت که حتی در تعطیلات پایان هفته به حدود ۵ هزار خودرو در روز هم می‌رسد و توقف‌های طولانی مدت، اضافه‌بر اینکه میزان آسیب رسانی و تخریب لاله‌ها را افزایش می‌دهد، باعث آلودگی دیداری منطقه و کاهش جذابیت‌های دیداری این جاذبه گردشگری کم‌همتا می‌شود.

ترددهای غیرضروری در دشت

     به‌هرحال به‌نظر می‌رسد راهکار کوتاه‌مدت مهار و مقابله با خطرات نابودی این دشت ارزشمند و کم‌همتا، همکاری مسئولانه تمامی نهادهای متولی مانند سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، منابع طبیعی، حفاظت محیط‌زیست، فرمانداری و نیروی انتظامی منطقه در ممانعت جدی از ورود خودرو به دشت و ساماندهی گردشگران و در درازمدت انجام مطالعه، برنامه‌ریزی و تأسیس زیر ساخت‌های لازم با بهره‌گیری از ظرفیت‌ها و توانمندی‌های بخش خصوصی و جوامع محلی منطقه باشد.

     اضافه بر این اقدامات کوتاه‌مدت و درازمدت؛ راهکار تولید و تکثیر پیازهای لاله‌های واژگون توسط بخش خصوصی و فروش این پیازها با قیمت مناسب در ورودی دشت می‌تواند در کاهش کندن لاله‌ها و خارج‌کردن پیاز آن‌ها از خاک بسیار مؤثر باشد.

می‌توانید مصاحبه نگارنده با خبرگزاری مهر را نیز در اینجا بخوانید.

رخوت دشت لاله کوهرنگ برای میزبانی ۱۳۹۱

سه شنبه, ۲۱ فروردین, ۱۳۹۱

هر چند لاله های واژگون را می توان در جای جای طبیعت زیبای چهارمحال و بختیاری دید اما؛ دشت ۷۰۰ هکتاری منطقه بنواستکی در کوهرنگ بختیاری یکی از معروف ترین رویشگاه های لاله های واژگون در کشور است که در اردیبهشت ماه میزبان هزاران گردشگر می شود.

این جاذبه طبیعی بسیار دیدنی درفاصله ۱۰۰ کیلومتری شهرکرد و حدود ۱۰ کیلومتری شهر کوهرنگ قرار داشته و در سال های نه چندان دور که هنوز سیل گردشگران به آن دیار سرازیر نشده بود، با شادابی سحرانگیزی، در اردیبهشت ماه گل های سرنگون خود را به رقص و دل ربائی وا می داشت و این پایکوبی ۱۵ روزه بهاری با بذردهی لاله ها در اواخر اردیبهشت به پایان می رسید.

بارگذاری اکوتوریسمی، سرازیر شدن سیل ویرانگر گردشگران ناآگاه، انفعال دستگاه های متولی و آماده نکردن زیرساخت های لازم برای این بارگذاری و تبدیل شدن به یک جاذبه طبیعی گردشگری؛ سبب گردید که هر ساله از شادابی و تجدید حیات طبیعی لاله ها کاسته شده، و روند کاهش تراکم لاله ها و وسعت این اثر طبیعی کم همتا شدت یابد.

چیده شدن گل ها و خارج کردن غده و پیاز لاله ها از داخل خاک توسط برخی از بازدید کنندگان ناآگاه، بیشترین نقش تخریبی را در مجموعه عوامل انسانی مؤثر در تشدید روند تخریب و رخوت دشت لاله ها داشته است. شکستن ساقه گل ها در اثر پهن کردن زیراندازها، لگدمال کردن لاله ها در اثر ترددهای غیر اصولی و غیر ضروری بازدیدکنندگان در دشت و عدم کنترل فرزندان و ممانعت از آسیب رسانی آنان به گل ها و گیاهان؛ روند طبیعی گل دهی و بذردهی لاله را مختل و تجدید حیات طبیعی دشت را به مخاطره می اندازد.

ورود دام به دشت – خصوصا” در اواخر اردیبهشت و خردادماه – در مرحله بذردهی گل ها یکی دیگر از عوامل مؤثر کاهش تراکم و شادابی لاله ها بوده که با اخلال در ریزش بذر و ممانعت از استقرار بذور در خاک، زادآوری طبیعی لاله ها را بسیار شکننده و مختل می کند.

اخیرا” طغیان آفات و بیماری ها هم به این عوامل اضافه شده که می تواند در شادابی و زادآوری طبیعی لاله ها بسیار مؤثر باشد. طغیان آفات و بیماری ناشی از ضعف بیولوژیکی لاله ها بوده که علت آن همان عوامل انسانی، فشار دام و نامدیریتی حاکم بر این جاذبه طبیعی می باشد.

تعیین دستگاه متولی مشخص و ساماندهی گردشگران در کوتاه مدت؛ و در درازمدت انجام مطالعه، برنامه ریزی و تأسیس زیر ساخت های لازم با بهره گیری از ظرفیت ها و توانمندی های بخش خصوصی و جوامع محلی منطقه؛ و همچنین تغییر و جایگزینی شیوه معیشتی دامداران از طریق همین ظرفیت گردشگری و قرق کامل دشت و ممانعت از ورود هر گونه دام به این جاذبه طبیعی و همین طور شناسائی و مقابله با آفات و بیمارهای لاله ها، برای نگهداری و حفاظت از این شگفتی خلقت اجتناب ناپذیر است.

پی نوشت:

در همین رابطه؛

خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا): ادامه کاربری مرتعی در دشت لاله، ظلمی در حق استان است

خبرگزاری مهر: دشت لاله های واژگون خسته از میزبانی گردشگران/ کاهش ۲۰ درصدی لاله ها

گزارش یک رویداد کم نظیر و مبهم!

سه شنبه, ۱۴ فروردین, ۱۳۹۱

قدیمی‌ها و ریش‌سفیدهای منطقه هم به یاد ندارند و یا نشنیده اند که تاکنون در اثر بارندگی، چشمه مشهور “برم” گل آلود شده باشد و دیگر آب زلال از دل آن برکه نجوشد!

“برم” ؛ چشمه ای مشهور با چشم‌اندازهای جذاب و به صورت برکه ا‌ی پرآب، یکی از ظرفیت های مهم گردشگری در چهار محال و بختیاری به شمار رفته که در مرکز شهر لردگان واقع شده است. این چشمه پرآب که از دل زمین جوشیده و با متوسط دبی آب ۲۴۰۰ لیتر در ثانیه حتی در بحران خشکسالی و کاهش آبدهی چند سال اخیر اکثر چشمه های منطقه، باز هم هرگز دبی اش از ۱۶۷۰ لیتر بر ثانیه کمتر نشده؛ در حال حاضر حیات چند مزرعه پرورش ماهی و بیش از دو هزار هکتار از اراضی کشاورزی و شالیزار‌های لردگان، را مدیون جوشش های خود کرده است.

اما رخداد کم نظیر گل آلود شدن این چشمه جوشان که برای نخستین بار اتفاق افتاده است، نشان داد که حتی این چشمه پرآب و حیات بخش هم از دست کاری کردن های نابخردانه انسانی در امان نمانده است. این رویداد مبهم که در شبانگاهان سیزدهمین روز از فروردین ۱۳۹۱ و پس از بارندگی های اخیر رخ داده است، سبب حیرت و نگرانی اهالی لردگان شده و خسارت های زیادی را به مزارع پرورش ماهی پائین دست چشمه وارد کرده است.

بررسی های اولیه حکایت از دخالت عوامل انسانی در این رویداد غیر معمول داشته که ریزش و فروریختگی گسترده در زیر چشمه و محدوده برکه در داخل زمین یکی از گزینه های احتمالی است که می تواند در اثر فعالیت های عمرانی و احداث سازه “مصلی لردگان” در بالا دست برکه و یا سنگ چینی های اخیر که با صخره سنگ های بزرگ و به بهانه محدود کردن برکه به منظور افزایش سطح آب برکه و محوطه سازی “چشمه برم” صورت گرفته است باشد.

خاکبرداری ها و برداشت شن و ماسه در حجم بسیار زیاد و به صورت بی رویه و غیر اصولی از بستر رودخانه فصلی بالا دست چشمه، نیز یکی دیگر از گزینه های احتمالی بروز این رویداد است که می تواند سبب نفوذ آب گل آلود رودخانه در سفره زیرزمینی چشمه و گل آلود شده آب پس از بارندگی ها شده باشد.

با توجه به ویژگی های منحصر به فرد این چشمه از حیث تولید آب و جاذبه های گردشگری؛ انتظار می رفت که  مسئولان شهر لردگان با حساسیت های بیشتری نسبت به این دست کاری غیر متعارف و فعالت های عمرانی در محدوده اثرگذار چشمه برخورد کنند تا اینگونه شاهد تهدید حیات و ماندگاری این چشمه تاریخی و یا انباشت زباله های فراوان در این برکه زیبا و پرجاذبه نباشیم.