بایگانی “تالاب گندمان”

تالاب های دیار بختیاری در وضعیت زرد!

جمعه, ۱۴ بهمن, ۱۳۹۰

در سال های اخیر تالاب ها و مرغزارهای بام ایران – که به سرزمین آب ها شهرت دارد – نیز به مانند دیگر تالاب های وطن با تغییرات نگران کننده اکولوژیکی مواجه شده اند. در این میان وضعیت تالاب گندمان نسبت به چغاخور بحرانی تر بوده و هر چند تا کنون به سیاهه قرمز تالاب های در معرض خطر جهان یا مونترو نپیوسته، اما به جرأت می توان گفت که در وضعیت هشدار و زرد قرار دارد و اگر قبل از آنکه دیر شود اقدامات مؤثری انجام نشود، ممکن است جایگاه جهانی آن به مخاطره بیفتد.

یادتان هست که تالاب گندمان یکی از ۱۰ تالاب برتر پرنده نگری در ایران است که در دفتر بین المللی تحقیقات پرندگان آبزی «لندن – ۱۹۵۲» به ثبت رسیده و به عنوان زیستگاهی ارزشمند در میان ۱۰۵ زیستگاه مهم پرندگان در کشور شناسایی شده و در شمار زیباترین تالاب های ایران و کانون های گردشگری چهارمحال بختیاری قرار دارد.

نگارنده خود در روز گذشته – در سالروز «روز جهانی تالاب ها» – در گندمان بوده و چند ساعتی پای صحبت ریش سفیدان محلی که حکایت از روزهای زمستانی پرشور و داغ تالاب و پرواز دسته دسته پرندگان مهاجر و بومی منطقه داشت نشسته و اما این زمستان دریغ از مشاهده‌ی دسته پرندگان بومی تا چه رسد به پرندگان مهاجر نواحی سردسیر شمالی با جمعیت های زیاد! انگار گندمان روزهای تعطیل خود را سپری می کرد!

آیا بهتر نبود که در مراسم بزرگداشت “روز جهانی تالاب ها” همه دستگاه ها و نهادهای دست اندرکار و مقامات محلی به پرسش ها و لکنت های مدیریتی این زیستگاه ارزشمند پاسخ می دادند؟ می گفتند که آیا در فاصله دو مراسم بزرگداشت سال های ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰ تا چه اندازه با چاه های کشاورزی غیر مجاز در محدوده تالاب مقتدرانه برخورد کردیم و بر میزان برداشت چاه های مجاز نظارت داشتیم و اجازه ندادیم بیش از این نفس های گندمان به شماره افتد؟ چقدر برای افزایش راندمان آبیاری در اراضی کشاورزی حاشیه تالاب تلاش کردیم؟ برای گرفتن حق آبه‌ی طبیعی گندمان چه اقدام هایی کرده ایم؟ وقتی هنوز در گندمان با گلوله به استقبال میهمانان مهاجر می روند! در برخورد قاطعانه با آن پرنده کش های نابخرد چقدر موفق بوده ایم؟ با اراضی ملی تخریبی و تصرف شده حاشیه تالاب که به کشاورزی تغییر کاربری داده شده اند چه کرده ایم؟ در کنترل دام و چرای مفرط در تالاب چقدر موفق بوده ایم؟ در بودجه ریزی استان چقدر به اعتبارات محیط زیست بهاء دادیم و سهم اعتباری اش از محل منابع مالی و اعتبارات تملک دارایی استان چند درصد رشد داشته است؟ و ده ها پرسش دیگر که حیات و پایداری بوم شناختی تالاب های بام ایران را نشانه گرفته اند؟

فراموش نکنیم زمانی می توانیم گندمان را در وضعیت سبز قرار دهیم که پاسخ های درخوری برای این پرسش ها داشته باشیم و بی شک اگر نتوانیم، تشدید وضعیت بحران بی آبی، وقوع پدیده فاجعه بار خودسوزی در اعماق تالاب (به مانند تالاب پریشان در فارس)، فرار پرندگان و مرگ زیستمندان تالابی نصیب مان خواهد شد. تالاب به کانون های تولید گردوخاک تبدیل شده، ظرفیت ویژه گرمائی منطقه کاهش پیدا کرده، اختلاف دمای شب و روز در منطقه افزایش ‌یافته و با حداکثر دمای گرم در روز و حداقل دمای سرد در شب مواجه گشته و بتدریج شرایط زندگی برای بسیاری از گونه‌های گیاهی، اقلام زراعی و باغی و حتی گونه‌های جانوری سخت خواهد شد.

شراکت عوامل انسانی با عوامل طبیعی در آتش سوزی های تالاب گندمان

جمعه, ۲۳ دی, ۱۳۹۰

به دنبال وقوع آتش سوزی شامگاه بیستم دی ماه ۱۳۹۰ در تالاب گندمان؛ گفتگویی با خبرگزاری مهر در باره چالش‌ها و تهدیدهای سال های اخیر گندمان، به ویژه در حوزه مدیریت آب و پایداری بوم‌شناختی این تالاب ارزشمند انجام دادم که مشروح این گفتگو را می‌توانید در ادامه ملاحظه کنید.

ادامه مطلب»

مسکنی که درد را دوا نمی کند!

چهارشنبه, ۶ مهر, ۱۳۹۰

تالاب گندمان در بام ایران – بروجن – یکی از ۱۰ تالاب برتر پرنده نگری در ایران است که در دفتر بین المللی تحقیقات پرندگان آبزی «لندن – ۱۹۵۲» به ثبت رسیده است. تالاب گندمان به عنوان زیستگاهی ارزشمند در میان ۱۰۵ زیستگاه مهم پرندگان در کشور شناسایی شده و در شمار زیباترین تالاب های ایران و مهمترین کانون های گردشگری استان چهارمحال بختیاری قرار دارد. این تالاب زیستگاهی منحصربفرد برای درنای خاکستری، مهاجرت اردک‌های غازنما و زمستان گذرانی و تخمگذاری دیگر پرندگان مهاجر و اسکان دائم پرندگان بومی محسوب شده که قریب به ۱۵ گونه پرنده بومی و ۳۰ گونه پرنده مهاجر نواحی سردسیر شمالی با جمعیت های زیاد را به همراه انواع مارها و قورباغه ها و لاک پشت ها و پستانداران و ماهی ها در خود جای داده است.

شوربختانه؛ عدم رعایت حق آبه طبیعی، حفر چاه های مجاز و غیر مجاز کشاورزی و برداشت های غیر اصولی، چرای مفرط دام، آتش سوزی دو سال گذشته، خشکسالی ها و کم شدن بارش های سالانه خشکی و بی آبی کم سابقه ای را بر این تالاب حاکم کرده، میزان گرد و غبار منطقه افزایش یافته و کیفیت تنوع زیستی تالاب و حتی برخی اقلام زراعی و باغی اطراف تالاب را تحت تأثیر قرار داده است.

تالاب ها عامل تنظیم کننده اقلیمی در مناطق به حساب می‌آیند و به نظر می رسد خشکی تالاب گندمان بر روی ظرفیت ویژه گرمایی منطقه تأثیر گذاشته و در این روزهای آغازین فصل پائیز، تعداد بیشتری از مزارع و باغات منطقه را با تنش های اکولوژیکی و پدیده سرمازدگی مواجه کرده و خسارت های زیادی به کشاورزان و باغداران منطقه وارد شده است. کاهش ظرفیت ویژه گرمایی سبب می شود اختلاف دمای شب و روز در منطقه افزایش ‌یافته و با حداکثر دمای گرم در روز و حداقل دمای سرد در شب مواجه گشته و بتدریج شرایط زندگی برای بسیاری از گونه‌های گیاهی، اقلام زراعی و باغی و حتی گونه‌های جانوری سخت شود.

خشکی و کاهش شدید سطوح آبگیری تالاب، سبب کاهش چشمگیر تعداد پرشمار پرندگان مهاجر و حتی بومی منطقه شده و این شرایط بحرانی ممنوعیت شکار و ممانعت شدید از حضور شکارچیان در تالاب را ضروری و اجتناب ناپذیر کرده بود که خوشبختانه در آخرین روزهای تابستان مدیر کل حفاظت محیط زیست استان از قرار گرفتن تالاب گندمان در شمار مناطق شکار ممنوع خبر دادند. قطعا” این تصمیم ضریب حفاظتی تالاب را ارتقاء داده و شرایط بهتری برای مراقبت از پرندگان حمایتی و حفاظتی حاضر در تالاب فراهم خواهد کرد. همچنین ممانعت از حضور شکارچیان در تالاب نرخ وقوع آتش سوزی ها را کاهش داده و به صورت موقت و مسکن بر کیفیت زندگی زیستمندان تالاب تأثیر خواهد گذاشت.

اما فراموش نکنیم زمانی می توانیم به درمان گندمان و بازگشت شادابی و نشاط در این تالاب امیدوار باشیم که: «حق آبه‌طبیعی تالاب رعایت شود، بر میزان برداشت چاه‌های آب نظارت و راندمان آبیاری در اراضی کشاورزی حاشیه تالاب افزایش یابد، ناوگان اطفای حریق محیط زیست تجهیز و برخوردار از نیروهای امدادی و پاسگاه محیط بانی ثابت در تالاب مستقر شود، به فعالیت های ترویجی و جلب مشارکت مردم آبادی های اطراف تالاب توجه شود.

تالاب گندمان؛ وقتی که فقط خدا می تواند کمک کند

یکشنبه, ۲۳ مرداد, ۱۳۹۰

خشکی بی سابقه و صدمات وارده، وضعیت تالاب گندمان را بحرانی و بسیار نگران کننده کرده است. خشکسالی سال های اخیر، درجه حرارت و افزایش تبخیر از جمله تهدیدهای طبیعی بوده که به همراه اقدام نابخردانه احداث سد و قطع حق آبه طبیعی، تالاب گندمان را در برابر تهدید آتش سوزی بسیار حساس و شکننده کرده است. احداث سد در محل خروجی تالاب چغاخور در بالا دست و عدم رعایت حق آبه‌طبیعی تالاب گندمان، حفر چاه‌های مجاز و غیرمجاز و برداشت های مازاد بر پروانه های بهره برداری و دست کاری های انجام شده بر روی مسیرها و بستر چشمه‌های اطراف ‌تالاب، روند خشکی و مواجه تالاب گندمان با خطر آتش سوزی را شتابی نگران کننده بخشیده است.

حیرت آور است که تقریبا” همه مسئولان محلی و مقامات ارشد و تصمیم گیر کشوری نیز از این شرایط نابسامان و بی سابقه ی حاکم بر گندمان با اطلاع هستند و از تجربه تلخ آتش سوزی گسترده و طولانی مدت دو سال پیش در این تالاب باخبرند، اما ظاهرا” به دلیل عدم برخورداری حوزه محیط زیست از جایگاه سزاوار در سبد اولویت های راهبردی برنامه ریزان کشور و عدم تخصیص اعتبار لازم برای تشکیل یگان اطفای حریق و خرید تجهیزات سخت افزاری مناسب جهت مقابله با آتش، فقط بایستی دست به دعا برداریم و از پروردگار بخواهیم که آتش را از جان این تالاب خشک دور نگه دارد!

شوربختانه شاهد نبود تناسب و ناسازه شگفت آوری در بین درک حساسیت و خطر بروز آتش سوزی و میزان توجه و تخصیص اعتبار به منظور استقرار اکیپ های اطفای حریق آموزش دیده، فعالیت های ترویجی و جلب مشارکت مردم آبادی های اطراف تالاب و آموزش آنان و خرید امکانات و تجهیزات اولیه ناوگان اطفای حریق محیط زیست برای پیشگیری و مقابله با حریق های احتمالی در این تالاب ارزشمند هستیم!

البته شواهد قابل تقدیر حکایت از آن دارد که اداره کل حفاظت محیط زیست استان به رغم بضاعت ناچیزش، به لحاظ شرایط بحرانی حاکم بر گندمان اقدام به تهیه برخی تجهیزات اولیه مانند دو دستگاه تانکر چرخدار، یک دستگاه تراکتور، یک دستگاه کانتینر برای استقرار محیط بانان، لوله های برزنتی و آلومینیومی و استقرار یک اکیپ چهار نفره شده است و محیط بان هایش با حداقل امکانات اولیه رفاهی به صورت شبانه روزی برای پیشگیری از حریق تلاش می کنند، اما در حقیقت بی آبی چنان وضعیت بحرانی تالاب گندمان را شتاب بخشیده است که اگر آتش سوزی در این تالاب رخ دهد نباید انتظار معجزه از این نیروهای امدادی دست خالی داشت.

حرف آخر اینکه وقتی اعتبار سالانه سازمان حفاظت محیط زیست کشور فقط ۷۰ میلیارد تومان و اعتبار سالانه صیانت از  ۶ میلیون هکتار رویشگاه های جنگلی زاگرس کمتر از ۱۰ میلیارد تومان و  در مقابل سالانه بالغ بر ۵۰۰ میلیارد تومان صرف احداث سدهای غول پیکر در همین منطقه زاگرس می شود نباید شگفت زده شویم که اداره کل حفاظت محیط زیست چهارمحال و بختیاری برای انجام مطالعات برآورد زیست محیطی آبی، احیاء، اختصاص حق آبه و ارزش گذاری اقتصادی تالاب و همین طور تأمین چند صد میلیون تومان برای تجهیز ناوگان اطفای حریق خود ناتوان و عاجز باشد و تالاب گندمان برای رهایی از آتش به خدا پناه ببرد و از او کمک بخواهد!

یادمان باشد که تالاب گندمان در دیار بختیاری؛ یکی از ۱۰ تالاب برتر پرنده نگری در ایران است که در دفتر بین المللی تحقیقات پرندگان آبزی «لندن – ۱۹۵۲» به ثبت رسیده است. این تالاب که به عنوان زیستگاهی با ارزش در میان ۱۰۵ زیستگاه مهم پرندگان در ایران شناسایی شده است، در شمار زیباترین تالاب های کشور و مهمترین کانون های گردشگری چهارمحال بختیاری قرار داشته و زیستگاهی منحصربفرد برای زمستان گذرانی و تخمگذاری پرندگان مهاجر و اسکان دائم پرندگان بومی محسوب شده که قریب به ۱۵ گونه پرنده بومی و قریب به ۳۰ گونه پرنده مهاجر نواحی سردسیر شمالی با جمعیت های زیاد، انواع مارها و قورباغه ها و لاک پشت ها و پستانداران و ماهی ها را در خود جای داده است.

انتظارات حداکثری، اعتبارات حداقلی!

دوشنبه, ۱۳ تیر, ۱۳۹۰

خشکسالی های پی در پی سال های اخیر، افت تراز آبی سفره های زیرزمینی، خشک شدن چشمه ها و قنات ها و کاهش چشمگیر آب چاه های شرب و کشاورزی بروز بحران کم آبی در مرکز آب ایران – چهارمحال و بختیاری – را به دنبال داشته است. روند شتابناک تشدید بحران پیش رو، به آستانه تحمل مردم نزدیک شده و نارضایتی های اجتماعی و مطالبات کشاورزان و اهالی سکونتگاه های روستائی، این روزها متولیان و مقامات ارشد منطقه و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی را مجبور به واکنش در حوزه مدیریت منابع آب استان کرده است.

طرح ها بزرگ انتقال آب بین حوضه ای مانند تونل گلاب و انتقال آب از پائین دست سد زاینده رود به کاشان و‌ آران و بیدگل و همچنین پروژه انتقال آب بهشت آباد در سرشاخه های کارون بزرگ به فلات مرکزی کشور بهانه شروع واکنش های سزاوارانه مسئولان در حوزه مدیریت منابع آب استان گردید. رویداد امید بخشی که از آن انتظار می رفت مدیریتی پایدار را بر بنیاد اولویت ها و خواهش های بوم شناختی منطقه پایه گذاری کند.

مواجهه با چنین بحران های آبی؛ منفی شدن حیرت آور تراز آبی سفره های زیرزمینی، خشک شدن کامل و یا کاهش شدید آبدهی منابع آب شرب حدود ۶۰ درصد سکونتگاه روستائی و شهری و ممنوعه ی بحرانی اعلام شدن مهمترین دشت های کشاورزی در منطقه ای که به رغم برخورداری از یک درصد وسعت سرزمینی کشور، به برکت مهرورزی‌های بی‌منت آسمانش، به تنهایی تأمین کننده ۱۰ درصد آب شیرین کشور است، حکایت از وجود لکنت هایی در مدیریت سرزمین و کم توجه ای به فشارهای نابخردانه انسانی بر آن سرزمین دارد.

البته هر چند واقعیت های خشکسالی و فرآیندهای تغییر اقلیم و جهان گرمایی را نمی توان نادیده گرفت، اما صرف نظر از این رخدادهای طبیعی غیر قابل کتمان، مهم‌ترین دلایل این اُفت کمّی منابع آبی و میزان چشمگیر پائین رفتن سطح آب سفره های زیر زمینی؛ روند شتابناک افزایش مصرف آب در بخش کشاورزی (که متأثر از رشد جمعیت و عدم توسعه یافتگی صنعت کشاورزی در کشور است)، حفر چاه های مجاز و غیر مجاز، برقی شدن چاه ها بدون نظارت بر میزان برداشت مجاز آن چاه ها، تخریب جنگل ها و پوشش گیاهی و افزایش سطح اراضی کشاورزی بوسیله تجاوز و تغییر کاربری های غیراصولی اراضی جنگلی و مرتعی، استفاده از روش‌های نادرست و پرمصرف آبیاری و یا انتخاب نوع کشت‌های نامتناسب با محدودیت‌های اکولوژیکی حاکم بر منطقه و نهایتا” عدم برخورداری اولویت های محیط زیستی از وزن لازم در حوزه برنامه ریزی استان و کم توجه ای به فعالیت های آبخیزداری و آبخوان داری برای مهار و نگهداری آب در زیر زمین هستند.

خشکی بی سابقه و صدمات وارده به تالاب ها خصوصاً تالاب گندمان، خشک شدن کامل و یا کاهش شدید آبدهی منابع آب شرب و نوبت بندی در حدود ۲۴۲ سکونتگاه روستائی و حدود ۱۰ سکونتگاه شهری و آب رسانی با تانکر های آب، بحران آب در مناطق عشایری و آب رسانی با تانکرهای سیار برای تأمین آب شرب عشایر و دام آن ها، کمبود شدید آب در حوزه صنعت و خسارت های وارده به کشاورزان در اثر کاهش تولید ناشی از کاهش شدید آبدهی منابع آبی استان؛ جملگی از شناسه های حاکمیت وضعیتی بحرانی بر منابع آبی و محیط زیست استان است که انتظار می رفت برای گریز از این وضعیت بحرانی کنونی، بودجه ریزی و توزیع منابع مالی سال جاری استان با لحاظ ظرفیت ها و محدودیت‌های بوم شناختی منطقه صورت پذیرد.

اما در حال حاضر به موازات آگاهی از غلبه چنین وضعیت بحرانی بر این دیار و انتظاراتی که از دستگاه های دولتی متولی حوزه منابع طبیعی و محیط زیست برای برون رفت از این وضعیت بحرانی می رود، سهم ادارات حفاظت محیط زیست و منابع طبیعی و آبخیزداری از منابع مالی و اعتبارات تملک دارایی سال جاری استان همچنان در شرایط حداقلی بنا نهاده شده است و به نظر می رسد هیچ اراده ای هم برای شکستن این کلیشه های سنتی بودجه ریزی در استان وجود ندارد!

امیدوار بودیم حالا که تصمیم گیران و برنامه ریزان استان به شناخت درستی از وضعیت بحرانی پیش رو و عواقب غیر قابل جبران آن بر پایداری اکولوژیکی منطقه دست یافته اند؛ در شاخص های بودجه ریزی و تقسیم منابع مالی استان باز تعریفی مبتنی بر تهدیدها و ظرفیت های بوم شناختی منطقه صورت داده و سهم حوزه محیط زیست و منابع طبیعی از سرجمع اعتبارات استانی را به بالاتر از ۳ درصد برسانند! اما شوربختانه با کمال حیرت همچنان شاهد همان روند گذشته در بودجه ریزی و تخصیص قطره چکانی اعتبار به حوزه محیط زیست و منابع طبیعی استان بوده ایم.

در حال حاضر اغلب تالاب های استان با خشکی شدید مواجه بوده و صدمات انسانی بیش از پیش حیات آن ها را تهدید می کنند اما ناباورانه سهم این تالاب های بین المللی از اعتبارات استانی در حد صفر است و اداره حفاظت محیط زیست حتا عاجز از تأمین حقوق و بکارگیری محیط بان و یا درمانده از خرید امکانات و تجهیزات اولیه ناوگان اطفای حریق خود برای مقابله با آتش سوزی های احتمالی در این تالاب های ارزشمند است!

مگر امروزه ظرفیت سازی فرهنگی و آموزش جوامع محلی به عنوان یکی از اولویت ها و ضرورت ها در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی مطرح نیست؟ مگر همواره افزایش سطح مشارکت جوامع محلی به عنوان یکی از مؤلفه های کلیدی حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی مورد تأکید دست اندرکاران نبوده است؟ آیا تخصیص اعتباری ناچیز و در حد چند میلیون تومان می تواند دستگاه های متولی را به سوی کسب موفقیت حداکثری در آموزش و جلب مشارکت جوامع محلی هدایت کند؟!

اگر پذیرفته ایم که بیش از ۷۰ درصد از حجم منابع آبی قابل استحصال استان در بخش کشاورزی به مصرف می رسد و راندمان آبیاری مان نیز کمتر از ۳۰ درصد است!؛ آیا این خردمندانه است که در بودجه ریزی و تقسیم منابع مالی مان با حرکت های لاک پشتی و تنها با تخصیص مبلغی ناچیز به «اجرای سامانه های آبیاری تحت فشار» در ۲ درصد از زمین های کشاورزی مان ( ۳ هزار هکتار) برنامه ریزی و هدف گذاری کنیم؟! در حالی که به موازات این توجه حداقلی، اعتبارات چند ده میلیارد تومانی برای اجرای طرح های انتقال آب بین حوضه ای در داخل استان اختصاص داده ایم!

اگر باور داریم که بیش از ۸۰ درصد آب مصرفی در استان از محل منابع آبی زیرزمینی مان استحصال می شود و در وضعیت بحرانی پیش رو با افت کمی و کاهش چشمگیر سطح آب سفره های زیر زمینی مواجه شده ایم و تنها راه برون رفت از این بحران توجه سزاوار به اقدامات آبخیزداری و آبخوانداری برای کنترل و نفوذ آب به زیر زمین است؛ پس چرا فعالیت های ارزان قیمت آبخیزداری از وزن لازم در سبد اولویت های بودجه ریزی مان برخوردار نبوده و همچنان پروژه های انتقال آب بین حوضه ای و سدسازی دست بالا را دارند؟!

آیا این نشانه ی مظلومیت بیش از پیش محیط زیست و طبیعت و دستگاه های متولی در این حوزه نیست؟

چهار محال و بختیاری در بیست و هشتمین برنامه گفت و گوی داغ سبز

چهارشنبه, ۴ اسفند, ۱۳۸۹

در آخرین پنجشنبه بهمن ماه (۸۹/۱۱/۲۸) برنامه گفتگوی داغ سبز به اوضاع محیط زیست و منابع طبیعی بام ایران – چهار محال و بختیاری – اختصاص داده شد تا نگارنده به همراه محمد درویش پژوهشگر و وبلاگ نویس برتر، احمد پازوکی مجری خلاق و هوشمند برنامه و دکتر عطاءاله ابراهیمی مدیر کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان چهار محال و بختیاری به عنوان میهمان تلفنی این گفتگوی داغ به ظرفیت ها و چالش ها و برنامه های پیش رو در دیار بختیاری بپردازیم.

استان چهار محال وبختیاری با مساحت ۱۶۵۳۳ کیلومتر مربع با مرکزیت شهرکرد با ۲۰۶۶ متر ارتفاع از سطح دریا در فلات مرکزی ایران و در امتداد سلسله جبال زاگرس واقع گردیده است. از کل مساحت استان ۸۶ درصد را گستره ی کوهستان ها فرا گرفته وحدود ۱۴ درصد باقی مانده مربوط به دشت های استان می شود.

دامنه های زردکوه سرچشمه ی اصلی سه رودخانه مهم کشور – کارون، زاینده رود و دز – می باشند. حوضه آبخیز سدکارون با مساحت ۱۳۷۱۴ کیلومترمربع، حوضه بالادست سد زاینده رود با مساحت ۱۴۳۹کیلومتر مربع، حوضه داخلی آن با مساحت ۷۰۳ کیلومتر مربع وحوضه ی دز با مساحت ۶۷۷ کیلومتر مربع دراین استان واقع شده اند. میزان بارندگی آن از ۲۸۰ میلیمتر تا ۱۸۰۰ میلیمتر در نوسان می باشد. استان چهار محال وبختیاری با کمینه ای یک درصدی از وسعت سرزمینی کشور، قادر است به برکت مهرورزی‌های بی‌منت آسمانش، به تنهایی تأمین کننده ۱۰ درصد آب شیرین کشور باشد. حجم ریزش های جوی در استان ۱۱/۳ میلیارد متر مکعب در سال برآورد گردیده است و حجم سالانه جریان های خروجی از استان ۹/۳ میلیارد متر مکعب است که از طریق زاینده رود و کارون بزرگ به استان های اصفهان وخوزستان سرازیر گردیده و بخشی از حیات و شادابی این استان ها را مرهون این روان آب های خود ساخته اند.

همین ظرفیت کم همتای تولید آب مزیت بالقوه ای را برای مردمان این دیار موجب گردیده است که اگر مدیریتی خردمندانه بر آن حاکم گردد می تواند این قطعه از وطن مان را به عنوان یکی از بزرگترین منابع تولید ناخالص ملی بدل کند. اما به رغم وجود چنین موهبت کم نظیری در این سرزمین، عدم توجه سزاوار به مدیریت خردمندانه بر ظرفیت های طبیعی و اقلیمی منطقه و نامدیریتی حاکم بر منابع آبی ارزشمند آن، سبب پائین رفتن سطح آب های زیرزمینی، کاهش آب چاه های آب آشامیدنی و کشاورزی و نهایتا” ایجاد بحران و قحطی آب سال جاری در شهرها و آبادی های منطقه گردیده است.

برای مقابله با این وضعیت های ناخوشایند و بحران های ایجاد شده، خردمندانه ترین چاره آن است که در کنار احداث سدهای غول پیکر بتنی و پرهزینه ی کارون ۴ و چهار سد در دست احداث کارون ۵ و خرسان های ۱ و ۲ و ۳ ، فلسفه آبخوانداری و آبخیزداری را نیز در سبد اولویت ها مدیریتی پذیرفته و با بهره وری از دانش بومی گرانسنگ آبخوانداری و آبخیزداری، مقاومت این زیست بوم کشور در مقابل تغییرات اقلیمی کوتاه مدت و دراز مدت را افزایش داده و زیستن در این سرزمین را با صرف هزینه های اندک در قیاس با هزینه های سرسام آور سدسازی میسر و آسان نمود.

تالاب های چهارگانه ی استان که با ایجاد یک مجموعه بزرگ زیستی، بام ایران را به یکی از شاه راههای عبور پرندگان مهاجر و آبزی از کشورهای اروپایی و روسیه و استان های شمالی کشورمان به سمت کشورهای حوضه خلیج فارس تبدیل کرده اند. در حال حاضر برخی عوامل طبیعی و انسانی حیات این تالاب ها را تهدید می نماید که تالاب گندمان در وضعیت بحرانی تری نسبت به تالاب های چغاخور، علی آباد و سولقان قرار دارد. خشکسالی سال های اخیر، درجه حرارت و افزایش تبخیر از جمله تهدیدهای طبیعی بوده که تالاب گندمان را در برابر تهدیدهای انسانی بسیار حساس و شکننده نموده است. احداث سد بر روی تالاب چغاخور، بیشتر شدن ارتفاع آب از میزان استاندارد آن (حداکثر ۶ متر در عمیق ترین محل تالاب) و تبدیل آن تالاب به یک دریاچه ذخیره و انتقال آب و عدم رعایت حق آبه زیستگاه ها و رویشگاه های پائین دست، حفر چاه های کشاورزی غیر مجاز و برداشت های غیر قانونی ناشی از برقی شدن چاه ها، تخریب و تصرف عدوانی رویشگاه های حاشیه تالاب ها، زهکش اراضی کشاورزی و حضور بیش از ظرفیت و چرای مفرط دام از جمله تهدیدهای انسانی بوده که در دهه های اخیر خسارت های جبران ناپذیری را به این تالاب های ارزشمند و حیاتی وارد کرده است.

جنگلهای استان نیز از دیگر موضوعات مطرح شده در این برنامه بوده که امروزه با بحرانهای ناشی از اجرای غیر اصولی پروژه های عمرانی و سدسازی های دولتی، تأمین سوخت هیزمی و زراعت دیم زیر اشکوب توسط جوامع محلی روبرو هستند. رویشگاه های جنگلی چهار محال و بختیاری بالغ بر ۳۰۰ هزار هکتار بوده که حدود ۱۸ درصد از وسعت استان را در برگرفته، در حالیکه کل رویشگاه های جنگلی کشور تنها حدود ۷ درصد از وسعت کشور را اشغال کرده اند. سرانه جنگل در کشور ۲/. هکتار و در استان چهار محال و بختیاری ۴/. هکتار می باشد. عدم توسعه یافتگی و عدم برخورداری استان از سهم سزاوار صنعت همخوان با شرایط زیست محیطی منطقه سبب گردیده است بیش از نیمی از جمعیت ۸۵۰ هزار نفری ساکن در سکونتگاه های شهری و روستایی استان از نبود فرصت های شغلی رنج برده و از سر ناچاری معیشت شان را متکی بر ظرفیت های محدود منابع طبیعی نموده و اشتغال مازاد و ویران گری را بر آن منابع حاکم کنند.

قرار است در بیست و نهمین برنامه از سری گفتگوی داغ سبز نیز که فردا – پنجم اسفند ماه – در ساعت ۱۵:۳۰ از استودیو ایران صدا پخش می شود به همراه مدیران کل محیط زیست و منابع طبیعی استان، گفتگوها در باره ی محیط زیست و منابع طبیعی چهار محال و بختیاری ادامه پیدا کند. شما می توانید این گفتگوی داغ سبز را از طریق برنامه ی “تارنمای فارسی” بر روی صفحه نخست درگاه مجازی رادیو اینترنتی ایران صدا ببینید و بشنوید.

همچنین می‌توانید از طریق شماره تلفن ۲۲۰۱۳۷۶۶ با گفتگوی داغ سبز تماس گرفته و یا با ارسال پیامک از طریق پیام گیر ۳۰۰۰۰۱۳۸۶ دیدگاه‌ها، خبرها و اظهار نظرهای خویش را در باره محیط زیست و منابع طبیعی دیار بختیاری مطرح کنید.

در همین باره:

مدیر کل منابع طبیعی و آبخیزداری چهار محال و بختیاری در گفتگوی داغ سبز

روز جهانی تالاب‌ها در بام ایران

پنجشنبه, ۱۴ بهمن, ۱۳۸۹

به پاس نخستین اجلاس زیست محیطی سران کشورهای جهان در ۱۳ بهمن ماه سال ۱۳۴۹، مراسم امسال «روز جهانی تالاب‌ها» به همت اداره حفاظت محیط زیست و بخشداری منطقه و با حضور فرماندار- فتاح کرمی، امام جمعه – حاج آقا زمانی، برخی مسئولین و کارشناسان محلی و دهیاران و اعضای شورای اسلامی روستاهای اطراف تالاب گندمان – با شعار «جنگل ها برای آب و تالاب ها» – در بام ایران نیز برگزار گردید. واقع شدن تالاب های چهارگانه ی گندمان، چغاخور، علی آباد و سولقان در گستره ای به وسعت ۲۰ هزار هکتار از سرزمین بام ایران – بروجن – شرایطی ویژه و منحصر به فردی را برای این قطعه از طبیعت وطن به لحاظ ارزش های زیست محیطی و ظرفیت های اکوتوریسمی به ارمغان آورده است.

تالاب های چهارگانه ای که به صورت زنجیروار از ضلع جنوبی شهرستان بروجن، در امتداد کوه کلار به طرف غرب منطقه گسترده شده و با ایجاد یک مجموعه بزرگ زیستی، زیستگاه های کم همتای زمستان گذرانی پرندگان مهاجر را بنا نهاده اند. این مجموعه تالابی بزرگ و ارزشمند، بام ایران را به یکی از شاه راههای عبور پرندگان مهاجر و آبزی از کشورهای اروپایی و روسیه و استان های شمالی کشورمان به سمت کشورهای حوضه خلیج فارس تبدیل کرده است.

از جمله نکات ارزشمند و قابل تأمل در سخنان امام جمعه و فرماندار منطقه، تأکید بر ضرورت توجه بیشتر به اقدامات پیشگیرانه و حفاظتی، شناساندن ارزش ها و کارکردهای تالاب ها به مردم و مسئولین، تلاش جهت تشکیل نهادهای محیط زیستی غیردولتی در منطقه و اعمال مدیریتی صحیح با رویکردی پایدار بر روی تالاب های بام ایران بود. نگارنده امیدوار است مسئولین محیط زیست با پیگیری های جدی این پشتیبانی های کلامی مقامات محلی را عملی و با این پشتوانه های ارزشمند سیاسی و مذهبی، مدیریتی خردمندانه و پایدار با رویکردی جامع بر تالاب های منطقه حاکم نمایند.

همچنانکه نگارنده در مطالب قبلی اظهار نگرانی کرده است، در حال حاضر برخی عوامل طبیعی و انسانی حیات تالاب های بام ایران را تهدید می نماید که تالاب گندمان در وضعیت بحرانی تری نسبت به تالاب های چغاخور، علی آباد و سولقان قرار دارد. خشکسالی سال های اخیر، درجه حرارت و افزایش تبخیر از جمله تهدیدهای طبیعی بوده که تالاب گندمان را در برابر تهدیدهای انسانی بسیار حساس و شکننده نموده است. احداث سد بر روی تالاب چغاخور و عدم رعایت حق آبه زیستگاه ها و رویشگاه های پائین دست، حفر چاه های کشاورزی غیر مجاز و برداشت های غیر قانونی ناشی از برقی شدن چاه ها، تخریب و تصرف عدوانی رویشگاه های حاشیه تالاب ها، زهکش اراضی کشاورزی و حضور بیش از ظرفیت و چرای مفرط دام از جمله تهدیدهای انسانی بوده که در دهه های اخیر خسارت های جبران ناپذیری را به این تالاب های ارزشمند و حیاتی وارد کرده است.

انتظار است مسئولین و کارشناسان پرتلاش و دلسوز محیط زیست استان با بهره گیری از تمامی ظرفیت های استانی و ملی گام های محکم و مؤثری در زمینه کنترل و مهار این تهدید های طبیعی و انسانی برداشته و مدیریتی خردمندانه همراه با توسعه ای پایدار بر تالاب های بام ایران حکم فرما کند. در این راستا فعالیت های ترویجی و بیان ارزش و کارکردهای تالاب ها به منظور جلب مشارکت جوامع محلی، پیگیری حق آبه تالاب ها، الزام دستگاه های متولی جهت نظارت بر میزان مجاز برداشت آب و برخورد قانونی با چاه های غیرمجاز، جلوگیری از حضور دام های غیر محاز، احداث کمربندهای حفاظتی به منظور جلوگیری از تجاوز به رویشگاه های حاشیه تالاب، تجهیز ناوگان اطفاء حریق محیط زیست و نهایتا” تهیه برنامه ای مدون برای مدیریت بر تالاب ها اجتناب ناپذیر می باشد.

تیر خلاص به تالاب گندمان!

شنبه, ۲۵ دی, ۱۳۸۹

تالاب گندمان در بام ایران؛ یکی از ۱۰ تالاب برتر پرنده نگری در ایران است که در دفتر بین المللی تحقیقات پرندگان آبزی «لندن – ۱۹۵۲» به ثبت رسیدهاست. این تالاب که به عنوان زیستگاهی با ارزش در میان ۱۰۵ زیستگاه مهم پرندگان در ایران شناسایی شده است، در شمار زیباترین تالاب های کشور و مهمترین کانون های گردشگری چهارمحال بختیاری قرار داشته و زیستگاهی منحصربفرد برای زمستان گذرانی و تخمگذاری پرندگان مهاجر و اسکان دائم پرندگان بومی محسوب شده که قریب به ۱۵ گونه پرنده بومی و قریب به ۳۰ گونه پرنده مهاجر نواحی سردسیر شمالی با جمعیت های زیاد، انواع مارها و قورباغه ها و لاک پشت ها و پستانداران و ماهی ها را در خود جای داده است.

به رغم آنکه نگارنده به همراه کارشناسان و فعالان محیط زیست کشور بارها از احداث سد بر روی تالاب بین مللی چغاخور (بخوانید سد چغاخور!!!) در بالادست و خشکاندن رودخانه آقبلاغ و عدم رعایت حق آبه طبیعی تالاب گندمان و خشکی بی سابقه آن ابراز نگرانی کرده و خواستار پیگیری جدی سازمان حفاظت محیط زیست جهت رعایت حق آبه‌طبیعی این تالاب شده بود؛ متأسفانه این روزها خبر از اقدامی نابخردانه و طبیعت ستیزانه از اردوگاه آبسالاران و سد سازان قدرتمند کشور می رسد که می خواهند با احداث سدی دیگر بر روی تنها رودخانه ی این تالاب تیر خلاصی را بر پیکر نیمه جانش شلیک کنند! تالابی که به دلیل تنش های شدید اکولوژیکی به همراه ۶ تالاب دیگر کشور سر از لیست سایتهای بحرانی و تخریب شده در آورده و موجب نگرانی بسیاری از حامیان محیط زیست کشور شده است.

ظاهرا” بخت با تالاب گندمان یار نبوده و به جای پیگیری تأمین حق آبه آن از سد احداث شده بر تالاب چغاخور، می خواهند بر روی رودخانه آقبلاغ به عنوان مهمترین منبع آب ورودی آن، سدی خاکی با ارتفاع ۴۰ متر با هدف تامین آب کشاورزی احداث کنند و برای همیشه تالاب گندمان را به تاریخ بسپارند.

آقبلاغ تنها رودخانه تأمین کننده آب تالاب گندمان بوده که در گذشته خروجی تالاب چغاخور را به همراه هرزآب های منطقه به این تالاب هدایت می کرده که حتی در فصل پرآبى عمق متوسط تالاب را به ۳۰ سانتیمتر نیز مى رسانده است؛ اما از دو دهه پیش با احداث سد بر روی تالاب چغاخور، رودخانه آقبلاغ تنها همان اندک هرزآب های حوضه آبخیز را به گندمان خشکیده می رسانید.

شرکت مدیریت منابع آب کشور می خواهد بدون لحاظ ملاحظات ریست محیطی و عدم رعایت نیاز محیط زیست منطقه(تالاب بین المللی گندمان)، سد آقبلاغ(گندمان) را با حجم مخزن ۶۷ میلیون متر مکعب در نزدیکی محل ورودی رودخانه آقبلاغ به تالاب گندمان احداث نماید تا بر بنیاد برآوردهای خود سالانه ۲۸ میلیون متر مکعب آب را برای مصارف کشاورزی در سطح ۲۸۰۰ هکتار اراضی منطقه تنظیم و تأمین کند. به نظر می رسد این سد که یقینا” قاتل گندمان خواهد بود، مرحله دوم مطالعاتی اش به پایان رسیده و به زودی با تأمین منابع مالی مورد نیاز به مرحله اجرا در خواهد آمد.

حال پرسش جدی این است که اگر این سد ارزیابی زیست محیطی دارد، سازمان حفاظت محیط زیست کشور چگونه با آن برخورد کرده و آن را پذیرفته است؟! و چنانچه فاقد ارزیابی زیست محیطی می باشد وزارت نیرو چگونه توانسته است احداث آن سد را به مرحله اجرا برساند؟!

پی نوشت:

در گفتگویی که امروز – ۸۹/۱۱/۳ – با آقای دکتر عطاءاله ابراهیمی – مدیر کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان – در این خصوص داشتم ایشان اعلان نمودند که قرار است سد آقبلاغ در پائین دست تالاب گندمان و در نزدیکی روستای بیژگرد احداث شود؛ با این وجود مسئولین محیط زیست استان هیچ نوع مطالعه و یا اسناد مربوط به ارزیابی زیست محیطی این سد را در دست ندارند که این جای بسی تعجب دارد!

اطفای حریق تالاب خشکیده ی گندمان در نیمه های شب

جمعه, ۱۷ دی, ۱۳۸۹

شامگاه دیروز آتشی مرگبار به جان تالاب بین المللی گندمان در بام ایران افتاد که با حضور به موقع محیط بانان سبزپوش محیط زیست در نیمه های شب مهار و اطفاء گردید. این دومین سال پی در پی است که بحران آب و خشکی بی سابقه‌، سایه مرگبارش را بر روی این تالاب ارزشمند گسترانیده و کابوس دهشتناک آتش سوزی آرامش را از زندگی زیسمندان این زیست بوم کم همتا ربوده است.

برخلاف آتش سوزی سال گذشته، امسال بخت با گندمان یار بود که نیروهای امدادی محیط زیست در منطقه حضور داشتند و با اطلاع رسانی به موقع، در همان ساعات اولیه آتش سوزی مدیر کل حفاظت محیط زیست استان در محل تالاب حاضر شده و با ساماندهی نیروهای امدادی و مردمی از گسترش آتش جلوگیری کرده و در نیمه های شب آتش افتاده به جان نیزارهای گندمان مهار گردید.

خشکسالی شدید و عدم رعایت حق آبه‌طبیعی تالاب، حفر چاه‌های مجاز و غیرمجاز و برداشت های مازاد بر پروانه، تغییر مسیر و بستر رودخانه‌ آقبلاغ و جلوگیری از ورود آب چشمه‌ها به‌تالاب، آن چنان شرایط نابسامان و بی سابقه ای را بر گندمان حاکم کرده است، که اگر آب رها شده ی این فصل زمین های کشاورزی در این قسمت از تالاب نبود، آتش سوزی شب گذشته می توانست فاجعه ای بزرگتر از حریق سال گذشته ایجاد کند و تمامی نیزارهای تالاب را به کام خود بکشاند.

ضمن قدردانی از تلاش های شب گذشته نیروهای امدادی که منجر به اطفای حریق گندمان در نیمه های شب گردید، چند پیشنهاد به جناب سعید یوسف پور مدیر کل جدید و جوان حفاظت محیط زیست استان:

۱- تلاش جهت تأمین تجهیزات سخت افزاری ناوگان اطفای حریق محیط زیست استان

۲- توجه به آموزش و ارتقاء مهارت های نیروهای امدادی برای مقابله‌با آتش سوزی و تجهیز ناوگان اطفاء حریق به‌امکانات و تجهیزات سخت افزاری مناسب برای مهار آتش در عرصه‌های تالابی

۳- لغو مجوزهای شکار صادره و ارتقاء ضریب حفاظتی تالاب و ممانعت شدید از حضور شکارچیان به لحاظ شرایط بحرانی حاکم و قهر پرندگان با تالاب گندمان

۴- استقرار پاسگاه محیط بانی ثابت و مجهز به تجهیزات مناسب اطفای حریق در تالاب

۵- پیگیری جدی رعایت حق آبه‌طبیعی تالاب گندمان از سد احداث شده بر روی تالاب بین مللی چغاخور در بالادست! و همچنین از چشمه های طبیعی اطراف تالاب

۶- درخواست از دستگاه امور آب برای نظارت بیشتر بر میزان برداشت چاه‌های مجاز و جلوگیری از ادامه فعالیت چاه های غیر مجاز در اطراف تالاب

۷- توجه به فعالیت های ترویجی و جلب مشارکت مردم آبادی های اطراف تالاب و آموزش آنان به جهت پیشگیری از وقوع حریق و همکاری با نیروهای امدادی در مقابله‌با آتش سوزی های احتمالی

تالاب گندمان یکی از تالاب های مشهور در بام ایران است که‌در دفتر بین المللی تحقیقات پرندگان آبزی «لندن – ۱۹۵۲» به‌ثبت رسیده و در شمار یکی از مهمترین زیستگاه‌های جانوری کشور برای زمستان گذرانی و تخمگذاری پرندگان مهاجر و اسکان دائم پرندگان بومی‌قرار دارد.

قهر پرندگان از تالاب گندمان!

یکشنبه, ۱ آذر, ۱۳۸۹

   خشکی و بی آبی تالاب و شیوه میهمان نوازی در دیار گندمان، پرندگان را به قهر با این زیستگاه بین مللی برده است. تالاب گندمان همان تالابی است که در دفتر بین المللی تحقیقات پرندگان آبزی «لندن – ۱۹۵۲» به ثبت رسیده و در اوایل پائیز سال گذشته قریب به یک ماه در آتش می سوخت و تا مدت ها آتش در عمق جانش جا خوش کرده بود. گندمان همان یگانه زیستگاه ماهی زنده‌زای گامبوزیا و درنای خاکستری و محل مهاجرت اردک‌های غازنما در سرزمین بختیاری است که در سال های اخیر عوامل طبیعی و خشکسالی ها؛ و عوامل انسانی و اقدامات نابخردانه مدیریت حاکم بر آن، مرگی آرام و خاموش را برای حیات گیاهی و جانوری اش رقم زده اند.

   احداث سد بر روی تالاب بین مللی چغاخور در بالادست و عدم رعایت حق آبه طبیعی تالاب گندمان، حفر چاههای مجاز و غیر مجاز کشاورزی و برداشت های غیر اصولی این چاه های برقی، چرای مفرط دام، کم شدن بارش های سالانه و آتش سوزی های اخیر، ساختار اکولوژیکی این زیستگاه کم همتا را به شدت تهدید کرده و خشکی بی سابقه ای را بر آن حاکم نموده است.

   از ریش سفیدان ساکن در آبادی های اطراف تالاب سراغ پرندگان بومی و مهاجر تالاب را گرفتم. آنان باور داشتند که تاکنون هرگز شاهد چنین وضعیت اسف باری در تالاب نبودند. هرگز این چنین پرندگان را در قهر با تالاب ندیده اند و هرگز این چنین آسمان دیار خود را خالی از پرواز و نشاط و شادابی ندیده اند.

   اضافه بر شراط نابسامان طبیعی و انسانی حاکم بر تالاب گندمان، صدور نابخردانه پروانه های شکار و شیوه ی استقبال و میهمانداری شکارچیان دارای مجوز شکار در گندمان، سبب گردیده است که امسال نه تنها خبری از تعداد پرشمار پرندگان سال های دور نباشد بلکه همان تعداد اندک پرندگان سال گذشته هم به این دیار نیامده و گونه های بومی هم در تالاب چغاخور به قهر بنشینند.

   تالاب بین مللی گندمان که در شمار یکی از مهمترین زیستگاه های جانوری کشور برای زمستان گذرانی و تخمگذاری پرندگان مهاجر و اسکان دائم پرندگان بومی قرار داشته است، حالا به دلیل تنش های شدید اکولوژیک به همراه ۶ تالاب دیگر وطن، سر از لیست سایت های بحرانی و تخریب شده در آورده و موجب نگرانی بسیاری از حامیان محیط زیست کشور در آستانه برگزاری چهلمین سال شکل گیری کنوانسیون رامسر شده است.

و کلام آخر اینکه

   تالاب گندمان تاوان نامدیریتی های حاکم بر آن را می پردازد … همین وبس.

پی نوشت:

   در ارتباط با پرندگان تالاب های بام ایران، مسئول محیط زیست منطقه هم حرف های جالبی زده اند که نشان از در امن و امان بودن شهر دارد! ندارد؟