بایگانی “بختیاری”

ماجرای اعتراض بختیاری‌ها از نگاه ناصر کرمی

پنجشنبه, ۲۲ اسفند, ۱۳۹۲

sarzamin-kohan.

     دکتر ناصر کرمی روزنامه نگار و فعال محیط زیست، در یادداشتی به واکاوای کوتاهی از ماجرای سریال “سرزمین کهن” پرداخته و از نحوه برخورد روزنامه نگاران و روشنفکران کشور با اعتراض‌های بختیاری‌ها و همسویی این روشنفکران با صدا و سیمای دولتی برای فروکاستن این اعتراض‌ها به دلایل فرعی، انتقاد کرد. به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)؛ شرح کامل این یادداشت را می‌توانید در زیر بخوانید:

     اعتراض بختیاری‌ها سرانجام به توقف پخش سریال سرزمین کهن انجامید. این نوشته البته بیشتر از آنکه قصد مرور کل ماجرا را داشته باشد می‌خواهد پاسخی باشد به واکنش غالب روزنامه‌نگاران کشور به این ماجرا. به ویژه روزنامه‌نگارانی که دست کم به نسبت رسانه‌ای که در آن قلم می‌زنند می‌بایست اصلاح‌طلب یا روشنفکر قلمداد شوند.
     موضوع این است که غالب این روزنامه نگاران فریاد وا اسفا سر دادند برای معصومیت و مظلومیت هنرمندان و فیلمسازان ایرانی که جرات ندارند اسم یا هویت یا شغل یا موقعیت شبه حقیقی به شخصیت‌های آثار خود بدهند. زیرا بلافاصله فریاد اعتراض احساسی و غیر منطقی عده‌ای از جایی بلند می‌شود، البته آنچه که می‌گویند بسیار هم سابقه داشته است.

     اما آیا ماجرای سریال سرزمین کهن هم همین‌گونه بود؟ سازندگان سریال و مدیران صدا و سیما چون مطمئن هستند که غالب مردم اساسا این سریال را ندیده‌اند اینگونه وانمود می‌کنند که اعتراض بختیاری‌ها صرفا از آن جهت بوده که شخصیت نقش منفی فیلم (چقدر راحت تر بود به جای این عبارت طولانی خیلی راحت میگفتم”بد من”) اسمش “بختیاری” است. اگر موضوع فقط همین باشد البته که عذر آنها پذیرفتنی است.

     بالاخره هر اسم دیگری باشد عده‌ای هستند که آن اسم را بر خود دارند و حق خواهند داشت معترض شوند و نمی شود هم سریال ساخت بی آنکه شخصیت‌ها اسم داشته باشند. گفته می‌شود مهران مدیری و نویسندگانش خیلی مراقب بوده‌اند در ماجرای سریال “شب‌های برره” هیچ ارجاعی به جایی داده نشود و از جمله با دقت نشسته و اسم “برره” را جعل کرده‌اند. اما جالب است که بدانید در حوالی فسا روستایی پیدا شد به نام برره که مردم آن به شدت معترض این سریال شدند. اما، ماجرای بختیاری‌ها و این سریال کاملا متفاوت است. سرزمین کهن ارجاعات خیلی مشخص تاریخی دارد علیه ایل بختیاری. مرور می‌کنیم:

۱- سردار اسعد بختیاری برای بختیاری‌ها یک اسطوره و برای متجددان ایران یک قهرمان نهضت مشروطه است. اما برای مورخانی که مشرب و ماموریتی مشابه عباس سلیمی نمین (مشاور اصلی سریال سرزمین کهن) در نقل تاریخ مشروطه دارند موضوع متفاوت است. در نگاه آنها اقدام سردار اسعد در به دار آویختن شیخ فضل الله نوری گناهی نابخشودنی است. جزئیات این ماجرا بماند. به هر رو در سریال سرزمین کهن از سردار اسعد به عنوان یک خائن و مزدور عوامل بیگانه نام برده می‌شود. همین برای اعتراض بختیاری‌ها کافی نیست؟

۲- آیا انتخاب نام بختیاری برای ضد قهرمان فیلم اتفاقی بوده؟ ارجاعات نشان می‌دهد که اینگونه نیست. سردار اسعد را همفکران آقای سلیمی نمین مکرر متهم کرده‌اند به نوکری انگلیس. از سوی دیگر در تاریخ معاصر ایران بختیاری‌ها بنا به یک دلیل مشخص ارتباط نزدیکی با انگلیسی‌ها داشته‌اند. از این قرار که در دوره پهلوی اول، حضور پررنگ بختیاری‌ها در فعالیت‌های نفتی خوزستان، به دلیل اینکه انگلیسی‌ها در خوزستان عمدتا بختیاری‌ها را استخدام می‌کردند که فرصت برخورداری از یک موقعیت ویژه اقتصادی را به این قوم داد، باعث تهمت‌هایی شد به آنها که در قالب دشنامی همچون همکاری با انگلیس نمود پیدا می‌کرد.
ضد قهرمان سریال سرزمین کهن مکررا با عباراتی همچون “کاسه لیس و مزدور و نوکر انگلیس” نامیده می‌شود. در یکی ازدیالوگ‌های سریال شخصیت مثبت فیلم می‌گوید: “این بختیاری‌ها با کاسه لیسی برای انگلیس به جایی رسیدن وگرنه هیچی نبودن”. ممکن است بگویید منظور او خانواده بختیاری است که در این سریال ضد قهرمان هستند. اما هم دیالوگ زننده است و هم ارجاع تاریخی آن به تهمتی که به بختیاری‌ها زده می‌شود به راحتی قابل اغماض نیست. چرا نمی گویند مزدوری روسیه یا آمریکا یا فرانسه؟ چون در آن مقطع انگلیس بازیگردان امپریالیسم بوده. پس سریال حتی در فحش دادن هم ارجاع مشخص تاریخی دارد. چرا نباید تصور کنیم همین ارجاع را در نامگذاری شخصیت‌ها هم داشته است؟

۳- ممکن است بگویید ارجاعات فوق الذکر اتفاقی است و انتخاب نام “بختیاری” هم اتفاقی بوده. اما آیا در سریالی که قرار است مکررا به نقش منفی فیلم فحش بدهند منطقی است که نام او دقیقا لقب یک قوم باشد؟ آیا سازندگان سریال می‌توانستند به همین راحتی نام ضد قهرمان خود را از طریق انتساب او به یکی از زادگاه‌های مقامات بلند پایه و مشهور انتخاب کنند؟ آیا می‌توانستند از نام شهدای مشهور یا اصلا همین مقامات کنونی نظام استفاده کنند؟
آیا می‌توانستند فی المثل نام “ضرغامی” (که اتفاقا این نام هم از نام‌های مشهور در میان بختیاری هاست) را بر ضد قهرمان خود بگذارند؟ اما می‌دانند از این نوع نامها نمی شود استفاده کرد، اما تصور می‌کنند می‌شود هفته‌های متوالی یک قوم چند میلیون نفری را نشاند پای تلویزیون و به آنها فحش داد؟ مضاف بر آنکه همین خانواده که اسم شان بختیاری است روی دیوار خانه شان هم یک عکس سردار اسعد بختیاری است. واقعا بر چه مبنایی ما باید مجاب شویم آنها بختیاری نیستند؟

۴- سازندگان سریال گفته‌اند بختیاری‌ها عجله نکنند چون در آخر سریال یکی از قهرمانان موثر بختیاری خواهد بود. اتفاقا همین نشان میدهد که سریال بر مبنای ارجاعات تعیین شده ساخته شده است. وگرنه اگر انتخاب اسم بختیاری اتفاقی بوده چه اصراری هست که در آخر سریال یک قهرمان بختیاری هم داشته باشیم. این یک کلک پیش پا افتاده هالیوودی است. جان فورد به قول تارانتینو در فیلم هایش مثل زامبی سرخپوست‌ها را تار و مار می‌کرد اما برای آنکه متهم به نژاد پرستی نشود در اواخر داستان یک وردست سرخپوست هم کنار جان وین قرار می‌داد.

۵- وقتی پای عباس سلیمی نمین در میان است این یعنی اینکه اصل ماجرا داستان شیخ فضل‌الله است و سواران بختیاری که متعاقب فتح تهران او را بر دار آویختند. آن ماجرا را به شکل‌های گوناگونی روایت کرده‌اند. روایت سریال سرزمین کهن البته طعم خاصی دارد. طعمی که برای بختیاری‌ها خیلی تلخ به نظر آمده است. اگر فرض کنیم راویان سرزمین کهن هم صادقند و هم خیرخواه و هم معجونشان قصد درمانگری دارد، به هر حال باید پذیرفت هر دوای تلخی قابل خوردن نیست و بعضی مردم هم در تجویز دارو هر کسی را محق نمی‌دانند.

۶- بر می‌گردم به همان فریاد وا اسفای روزنامه نگاران پیش گفته. آیا به جای واکاوی دلیل خشمناکی مردمانی محروم و سرخورده می‌باید ندیده و نشناخته آنها را محکوم کرده و حرکت شان را تحقیر کرد؟ واقعا چند نفراز شما خواستید ریشه‌های این ماجرا را ببینید؟ یا مسئولانه قبل از متهم کردن مردم معترض دست کم بنشینید و قسمت‌های پخش شده این سریال را ببینید؟ جالب است که غالب همین روزنامه نگاران خود می‌گویند این سریال را ندیده‌اند و عطف به ماسبق قضاوت می‌کنند. آن بختیاری‌های معترض هم متهمند به اینکه بی آنکه سریال را دیده باشند صرفا بر اساس شنیده‌ها روانه خیابان شده‌اند. این هم نکته‌ای است: مردمی که سریال را ندیده‌اند علیه آن تظاهرات می‌کنند و روزنامه‌نگارانی هم که سریال را ندیده‌اند از آن دفاع می‌کنند.

۷- رئیس صدا و سیما گفته بله، نباید به قومی که این همه شهید داده توهین بشود. اعتنای ایشان به مقام شهدا قابل ستایش است. البته منظورشان این است که کلا به هیچ قومی نباید توهین کرد. یا اینکه کلا نباید توهین کرد. احتمالا حالا دیگر متوجه شده باشند نگارش سریال پر هزینه تاریخی را به فردی سپردن که چندان مشهور به بیطرفی و بیغرضی در نقل تاریخ معاصر نیست چه تاوان سنگینی دارد.

بیانیه انجمن‌های محیط‌زیستی استان چهارمحال و بختیاری به مناسبت ثبت ملی دو مورد میراث شکار در فرهنگ بختیاری

شنبه, ۱۲ اسفند, ۱۳۹۱

     به‌دنبال انتشار خبرهای دو مورد ثبت ملی میراث شکار پرندگان و وحوش، تحت دو عنوان «میراث معنوی شکار» و «شکار کبک در فرهنگ بختیاری» در فهرست آثار ملی کشور، انجمن‌های محیط‌زیستی استان چهار‌محال و بختیاری در اقدامی مسئولانه و تحسین‌برانگیز با انتشار بیانه‌ای، این اقدام نابخردانه و طبیعت‌ستیزانه اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان چهارمحال و بختیاری را به‌لحاظ نادیده گرفته شدن تمامی آموزه‌های اخلاق محیط‌زیستی و توهین به فرهنگ غنی سرزمین بختیاری، محکوم کرده و از تمامی فعالان و دست‌اندرکاران حوزه‌های فرهنگی و محیط‌زیستی استان و کشور واکنش‌های سزاواری را خواستار شده‌اند.

بیانیه

متن کامل بیانیه:

     خبر ثبت ۲ مورد میراث شکار در فهرست آثار ملی کشور به‌نام فرهنگ بختیاری که تحت ۲ عنوان «میراث معنوی شکار در فرهنگ بختیاری»  و «شکار کبک در فرهنگ بختیاری» در ۳ ماهه چهارم سال ۱۳۹۱؛ همه دوستداران محیط‌زیست و فرهیختگان فرهنگی سرزمین بختیاری را شگفت‌زده و نگران کرد.

     درست است که به‌لحاظ فرهنگ ایلی و معیشت مبتنی بر دامداری و کشاورزی و هم‌چنین وجود پرشمار وحوش در منطقه بختیاری، به‌مانند بسیاری از مناطق کشور شکارکردن راهی برای تأمین نیازهای غذایی مردمانش بوده است، اما حقیقت این است که حالا با ورود به دوره‌ای که به‌لحاظ کاهش شدید جمعیت وحوش و افزایش سطح آگاهی‌ها و حساسیت‌های محیط زیستی، دیگر اکثر فرزندان دیار بختیاری هم شکار و شکارچی‌گری را از شناسه‌های شجاعت و دلاوری مردان‌شان ندانسته و نه‌تنها به آن افتخار نکرده بلکه با تغییر اوضاع فرهنگی، از کشتار دیگر جانداران و فرهنگ شکار و شکارچی‌گری اظهار انزجار کرده و سطح همکاری‌های آن‌ها با نهادهای متولی محیط‌زیست نیز افزایش چشمگیری پیدا کرده است. 

     خبرهای منشر شده حکایت از آن دارد که اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان چهارمحال و بختیاری به بهانه پاسداشت شجاعت‌ها و دلاوری‌های مردان بختیاری و جایگاه شکارچی‌گری در این سرزمین، با نادیده گرفتن ملاحظات و آموزه‌های غیرقابل‌انکار اخلاق محیط‌زیستی، فرهنگ شکار و شکارچی‌گری را که در این سال‌ها مورد انزجار اقوام و ملت‌های اکثر نقاط جهان قرار گرفته است، به‌نام فرهنگ بختیاری در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسانده است!

     گفتنی‌است که ثبت «شکار کبک» به‌نام میراث فرهنگی بختیاری در حالی اتفاق افتاده است که؛ به‌دنبال معرفی و انتخاب گونه‌های نماد جانوری استان‌های کشور، کبک‌دری(طبق نامه شماره ۶۱۰۸/۳۲ مورخه ۸/۲/۸۷) به عنوان نماد جانوری استان چهارمحال و بختیاری از سوی سازمان حفاظت محیط زیست معرفی شده و بنابر اظهارات مسئولان اداره کل حفاظت محیط زیست استان و پژوهش‌های میدانی صورت گرفته، جمعیت این پرنده در اثر شکار به شدت کاهش یافته و در شمار گونه‌های مورد تهدید تحت برنامه‌های شدید حفاظتی سازمان حفاظت محیط زیست قرار گرفته است.

     چنین است که ما اعضای انجمن‌های محیط‌زیستی استان چهارمحال و بختیاری ضمن محکوم کردن این اقدامات ضد آموزه‌های اخلاق محیط‌زیستی و ضد فرهنگ سرزمین بختیاری، از تمامی دوستداران و فعالان محیط‌زیستی، فرهیختگان فرهنگی‌اجتماعی و دست‌اندرکاران حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی و محیط‌زیستی استان و کشور می‌خواهیم تا با واکنش‌های سزاوار به این ماجراها، اجازه ندهند چنین ضد ارزشی‌هایی در فهرست آثار ملی کشور به‌نام سرزمین بختیاری با آن تنوع‌زیستی منحصر به‌فرد، به ثبت برسد.

انجمن‌های محیط‌زیستی استان چهارمحال و بختیاری:

انجمن محیط‌زیستی تسنیم بروجن، انجمن محیط‌زیستی فوژان سبز شهرکرد، انجمن محیط‌زیستی وحدت سبز فرخ‌شهر،انجمن محیط‌زیستی دوستداران طبیعت بروجن،انجمن محیط‌زیستی حافظان طبیعت شیدا، انجمن محیط‌زیستی موج سبز، انجمن محیط‌زیستی نغمه سبز، انجمن محیط‌زیستی سرزمین مهر فارسان، انجمن محیط‌زیستی حافظان طبیعت شهرکرد

پی نوشت:

– به خوانندگان گرامی طبیعت بختیاری پیشنهاد می‌کنم یادداشت محمد درویش که با عنوان «ثبت کبک‌کشی: رویداد تلخی که امید می‌پراکند!» در روزنامه اعتماد مورخ ۱۳ اسفند ۹۱ منتشر شده است را حتما” بخوانند.

– خبرگزاری مهر: جوابیه؛ توجیحات میراث فرهنگی چهارمحال و بختیاری در خصوص ثبت ملی دو پرونده شکار

– خبرگزاری ایرنا: شعار بخش گردشگری جشنواره همراه تهران اعلام شد

– خبرگزاری میراث فرهنگی: ثبت شکار کبک، تیرخلاص به طبیعت بختیاری!

آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) چهار ساله شد

چهارشنبه, ۱۳ مهر, ۱۳۹۰

آژانس خبری بختیاری، یکی از معدود خبرگزاری های فعال در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی کشور بوده و چهار سال است که به مانند دیده بانی هوشیار و شجاع، بی منت و بی سر و صدا  به ظرفیت های کم همتا و تهدیدهای طبیعت وطن – خصوصا” طبیعت سرزمین بختیاری و منطقه زاگرس میانی – پرداخته و با اطلاع رسانی و نقدهای کارشناسی از رخدادهای تلخ محیط زیستی، دین خود را به سرزمین مادری اش ادا کرده است.

روزهای آغازین مهرماه ۱۳۹۰؛ چهارمین سالگرد تأسیس این آژانس خبری بود که به عنوان یکی از دغدغه مندترین خبرگزاری های فعال در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی کشور، لکنت های مدیریتی و تهدیدهای “توسعه پایدار” در زاگرس میانی را به چالش کشیده و با روحیه ای خستگی ناپذیر برای پایداری کیفیت زیستن در طبیعت بختیاری و زاگرس، سزاوارانه به روشنگری می پردازد.

خسته نباشی و دست مریزادی جانانه به جناب محسن حیدری و همکاران عزیز و پرتلاش شان که در آژانس خبری بختیاری یک صفحه مستقل به نام محیط زیست ایجاد کرده و هوشیارانه اخبار و موضوعات مربوط به حوزه محیط زیست و منابع طبیعی منطقه زاگرس میانی را مسئولانه و شجاعانه پوشش می دهند.

نگارنده نیز به سهم خود تلاش های ارزنده این آژانس خبری در دفاع و پاسداری از طبیعت وطن را ارج نهاده و در آستانه پنجمین سال فعالیت این رسانه سبز، برای همه دست اندرکارانش بهترین ها را آرزو دارم.

یادداشتی برای ثبت در تاریخ !

سه شنبه, ۱ شهریور, ۱۳۹۰

برخوردار نبودن ملاحظات زیست محیطی و مؤلفه های پایداری سرزمین از وزن لازم در برنامه های راهبردی مسئولین و همین طور در اولویت های معیشتی جوامع محلی سبب گردیده است که در کمتر جایی از کشور شاهد واکنش های سزاوارانه مسئولین و مردم در مواجه با پروژه های توسعه ای و عمرانی باشیم. شاید از همین نظر باشد که مشاهده تجمعات اعتراض آمیز مردمی نسبت به مدیریت منابع آب استان و واکنش های سزاوارانه مسئولان و مقامات ارشد منطقه و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی در برابر پروژه انتقال آب بهشت آباد از سرشاخه های کارون بزرگ در دیار بختیاری به فلات مرکزی کشور، حواشی این پروژه انتقال آب بین حوضه ای را به رویدادی منحصر به فرد و ویژه تبدیل کرده است.

البته قبلا” نیز غیرفنی، غیر اقتصادی و خلاف منافع منطقه ای و ملی بودن این پروژه توسط مرکز پژوهش های مجلس در سال ۱۳۸۷، شرکت مدیریت منابع آب ایران و سازمان حفاظت محیط زیست کشور اعلام شده بود و هشدار داده شده بود که اجرای این پروژه می تواند روند بحران آب در چهارمحال و بختیاری و حوضه ی پائین دست کارون بزرگ – خوزستان – را شتابناک تر کند اما ظاهرا” راه به جایی نبرده بود!

هرچند تصمیمات نگران کننده و تأمل برانگیز اتخاذ شده در جلسه مقامات ارشد و نمایندگان مردم استان های اصفهان، چهارمحال و بخیتاری، یزد و کرمان در مجلس شورای اسلامی که با حضور وزیر نیرو در محل وزارت خانه نیرو تشکیل شد؛ امیدهای مردم دیار بختیاری و خوزستان را برای دست یابی به مدیریتی پایدار در حوزه منابع آبی شان کم رنگ کرد! اما حالا خبر منتشر شده بر روی “پایگاه شبکه خبری آب ایران” که حکایت از کلنگ زنی پروژه انتقال آب بهشت آباد در هفته دولت دارد، می تواند به مانند تیر خلاصی باشد که بر همین امیدهای کم رنگ شده مردم دو استان چهارمحال و بختیاری و خوزستان، مسئولان و نمایندگان مردم منطقه در مجلس شورای اسلامی، فعالان حوزه محیط زیست و متخصیصن حوزه منابع آب استان و کشور زده شده است!

اما نگارنده نیز به مانند دیگر فعالان حوزه محیط زیست، در یادداشت های قبلی نسبت به این رخداد طبیعت ستیزانه هشدار داده بودم و گفته بودم که در این پروژه توانمندی‌های واقعی بوم‌شناختی‌ (اکولوژیکی) زیست بوم ها در چیدمان توسعه ای کشور نادیده گرفته شده است و اجرای این پروژه پایداری سرزمین مان را به خطر خواهد انداخت ولی شوربختانه ظاهرا” گوش شنوائی نبود و به هیچ یک از این اعتراضات و مخالفت های مردمی، پارلمانی و نظرات کارشناسی و دلسوزانه فعالان و متخصین استانی و کشوری – و حتی به توصیه برخی از دوستان خودشان – هم توجه نکردند و حالا که خبر از کلنگ زنی قریب الوقوع این پروژه می دهند این یادداشت را برای ثبت در تاریخ و برای نسل های آینده نوشته ام که بدانند بودند امثال نگارنده که دغدغه سرزمین شان را داشته اند و می خواسته اند تا در قبال تاریخ شرمنده نباشند.

پی نوشت:

نماینده ارومیه: نمی خواهیم در چهارمحال بختیاری هم مشکل دریاچه ارومیه تکرار شود!

وقتی که آسمان بام ایران هم از تجاوز ریزگردها در امان نمی ماند!

پنجشنبه, ۲۵ فروردین, ۱۳۹۰

امسال طبیعت زیبای بختیاری هم که چشم باز می کند آسمانش را در تصرف ریزگردهای عربی می بیند. هرچند در سال گذشته اهالی چهارمحال و بختیاری به یمن سکونت بر بام ایران تا حدود زیادی نسبت به سایر استان های غرب و جنوب غرب کشور از اثرات زیانبار انسانی و محیط زیستی این میهمانان ناخوانده در امان مانده بودند؛ اما امسال خیلی زود آسمان بام ایران هم مورد تجاوز ریزگردهای عربی قرار گرفت تا نتایج محسوس عدم پیروی از قوانین حاکم طبیعت به مردمان بالا نشین هم نشان داده شود.

درست است که بروز طوفان های گرد و خاک یکی از ویژگی های سرزمین هایی است که در مجاورت مناطق خشک و نیمه خشک واقع شده اند و خشکسالی های پی در پی نیز می تواند روند بروز این رخدادهای طبیعی را شتابان تر کنند، اما در حقیقت رویدادی که سبب گردیده است شدت، زمان و تعداد این رخدادها در طول ۲۰۰ سال گذشته بی سابقه گردد پیروی نکردن از قوانین حاکم بر طبیعت برای حکومت بر آن است.

روند شتابان سودجویانه سدسازی کشورهای ترکیه و سوریه بر سرشاخه های دجله و فرات و عدم رعایت «حق آبه» تالاب‌ها در کشور عراق (به دلیل ضعف حکومت مرکزی عراق در سال های اخیر) و مدیریت نادرست حاکم بر منابع طبیعی و برداشت بی رویه از آب سفره های زیر زمینی در منطقه سبب گردیده است تعداد کانون های تولید گرد و خاک در کشور عراق به طرز چشمگیری افزایش یافته (از ۶ عدد در سال ۱۳۶۸ به بیش از ۲۰۰ عدد در سال ۱۳۸۷) و وضعیت سرزمن عراق را به سمت ناپایدارترین حد از توان اکولوژیکی اش سوق دهد. خشک شدن تالاب ۵۰۰ هزار هکتاری هورالعظیم و تالاب های اقماری آن نتیجه همین نابخردی ها در مدیریت سرزمین و طمع ورزی های کشورهای همسایه بوده است تا علاوه بر عراق، صدها کیلومتر دورتر، مردم و زیستمندان گیاهی و جانوری ۱۸ استان ایران هم میزبان این میهمانان ناخوانده و خطرناک باشند.

تبعات ناشی از عدم توجه به ملاحظات محیط زیستی و قوانین حاکم بر طبیعت، محدود به مرزهای سیاسی یک کشور و دولت نبوده و  می تواند چنان خسارت های زیستی و اقتصادی و بحران های فرامنطقه ای را به دنبال داشته باشد که کنترل و جبران آن سال ها با صرف هزینه های هنگفت هم به آسانی امکان پذیر نباشد.

امید است که مدیریت بام ایران از این رویداد تلخ، هشدار گرفته باشد و حفاظت از منابع گیاهی و آبی استان را در اولویت برنامه های حاکمیتی و توسعه ای خود قرار داده و عملا” بکوشد تا با مدیریتی خردمندانه بر منابع آبی کم نظیز استان، فرو افت سطح آب های زیرزمینی را مهار و با پشتیبانی از فعالیت های آبخیزداری و آبخوانداری به همراه حفظ و تقویت پوشش های گیاهی؛ به سمت ذخیره سازی آب در سفره های زیرزمین حرکت کرده و پایداری حیات اجتماعی روبه رشد را برای مردمانش به ارمغان آورد.

گفتگوی داغ سبز به بام ایران رسید

چهارشنبه, ۲۷ بهمن, ۱۳۸۹

قرار است نگارنده در بیست و هشتمین برنامه از سری گفتگوی داغ سبز که فردا – بیست و هشتمین روز بهمن ماه – پخش می شود حضور یافته تا به همراه کارشناسان گرانقدر این برنامه به بحث در باره ی محیط زیست و منابع طبیعی بام ایران – چهار محال و بختیاری – بپردازیم.

در این برنامه ی محیط زیستی که در ساعت ۱۵ از استودیو ایران صدا پخش می شود مدیران کل منابع طبیعی و محیط زیست استان چهار محال و بختیاری میهمانان تلفنی برنامه بوده تا در گفتگویی صمیمانه به ظرفیت ها و تهدیدهای منابع طبیعی و محیط زیست این زیست بوم کم همتا پرداخته و طرح ها و راهکارهای پیش روی برای برون رفت از بحران های احتمالی و تبدیل چالش ها به فرصت به بحث گذاشته شود.

گفتگوی داغ سبز را می‌توانید مطابق چند هفته گذشته از ساعت ۱۵ به مدت یک ساعت در برنامه ی “تارنمای فارسی” بر روی صفحه نخست درگاه مجازی رادیو اینترنتی ایران صدا ببینید و بشنوید.

شما می‌توانید از طریق شماره تلفن ۲۲۰۱۳۷۶۶ با گفتگوی داغ سبز تماس گرفته و یا با ارسال پیامک از طریق پیام گیر ۳۰۰۰۰۱۳۸۶ دیدگاه‌ها، خبرها و اظهار نظرهای خویش در باره محیط زیست و منابع طبیعی دیار بختیاری را مطرح کنید.

سنجابی که در دامان هلن رها گردید

جمعه, ۱۰ مهر, ۱۳۸۹

   تمایل به نگهداری حیوانات جونده در منزل طی سالهای اخیر – به دلیل زیبایی و جذابیت در حرکات – به عنوان یک فرهنگ غلط و طبیعت ستیزانه، حیات سنجاب ایرانی را در جنگلهای بلوط زاگرس هدف قرار داده است. هرچند شدت یافتن تخریب زیستگاه در زاگرس – تخریب جنگلهای بلوط غرب – به عنوان اصلی ترین عامل کاهش جمعیت سنجاب ایرانی محسوب می گردد اما در سال های اخیر متأسفانه شکار غیر مجاز و قاچاق نیز تهدیدی جدی برای این جونده ی تیزپا و پرجنب و جوش به حساب می آید. شدت یافتن روند شکار و زنده گیری سنجاب ها در جنگل های بلوط غرب – خصوصا” استان های لرستان و کردستان – همراه با به آتش کشیدن زیستگاه شان، این روزها سبب نگرانی علاقمندان به طبیعت و محیط زیست کشور گردیده است.

   این سنجاب ایرانی که معمولا” از میوه، جوانه ها، برگ و پوست درختان بلوط تغذیه می کند در محدوده ی جنگلهای زاگرس – بلوط غرب – که از آذربایجان غربی شروع شده و تا بخشی از استان فارس ادامه می یابد پراکنش دارد. سنجاب ها با مدفون کردن میوه های بلوط در زیر خاک نقش به سزائی در زادآوری طبیعی جنگلهای بلوط داشته که با رشد فرهنگ غلط نگهداری از این حیوان بعنوان حیوان خانگی، جمعیت این حیوان مفید و کارنده بذر بلوط در طبیعت کاهش یافته و تجدید حیات طبیعی جنگل های بلوط غرب با خطر مواجه خواهد شد.

   سنجاب ها درختان بلند و کهنسال را به درختان کوتاه و پر شاخ و برگ ترجیح داده و باندهای شکار و قاچاق – عمدتا” در استان های لرستان و کردستان – برای به دام انداختن آن ها با روشن کردن آتش در زیر این درختان بلوط، سنجاب ها را مجبور به پریدن و اسارت در درون کیسه های از پیش تدارک دیده کرده و تجارت کثیفی را در بازار تهران راه می اندازند و ناآگاهانه نسل این حیوان را در معرض خطر انقراض قرا داده و حیات جنگل های بلوط غرب را – از نظر زادآوری و تجدید حیات طبیعی و همچنین خطر بروز آتش سوزی در جنگل ها – به مخاطره می اندازند.

   یکی از این قربانیان، سنجابی است که بخت با او یار بوده، در عملیات شکار و انتقال به تهران جان سالم بدر برده و پس از ۶ ماه زندگی کردن در کنار خانواده ای طبیعت دوست در اصفهان، در اقدامی انسانی و طبیعت دوستانه به طبیعت بختیاری تقدیم گردید.

   در هفته گذشته یکی از خوانندگان این تارنما – آقای رضا شیرازی عزیز – خواستار همراهی نگارنده در ارائه ی اطلاعاتی از مناطق حفاظت شده جنگلی در طبیعت بختیاری و همکاری برای رها سازی این سنجاب در طبیعت شدند. پس از آشنایی نادیده و گفتگو با نگهدارنده این سنجاب که بانویی هنرمند از سرزمین زنده رود بودند، منطقه حفاظت شده جنگلی هلن انتخاب گردید و روز گذشته – پنج شنبه ۸/۷/۱۳۸۸ – این بانوی طبیعت دوست – خانم شهرزاد فقهی –  در اقدامی قابل تحسین با همراهی پدر و مادر عزیز و قابل احترامش، پس از طی ۲۰۰ کیلومتر جاده کوهستانی، به رغم انس و الفتی که در این مدت ۶ ماهه بین آنها و این سنجاب برقرار شده بود، آنرا در دامان جنگل های هلن رها کردند تا بار دیگر عشق به طبیعت مردم ایران زمین را به نمایش گذارند.

ادامه مطلب»