بایگانی “آب های زیرزمینی”

مرگ تدریجی و خاموش پارک جنگلی تهلیجان شهرکرد!

جمعه, ۱۵ اردیبهشت, ۱۳۹۱

در شرایطی شاهد نابودی تدریجی فضای سبز درختی بزرگ ترین سکونتگاه شهری چهارمحال و بختیاری هستیم که گرد و غبارهای مرغزار شهرکرد به همراه گرد و غبارهای عربی هوای نفس گیری را برای اهالی شهرکرد رقم زده اند. افت شدید سطح آب سفره های زیرزمینی مرغزار حاشیه شهرکرد در اثر حفر چاه و برداشت های غیرمجاز، چرای بی رویه دام، تخریب بخش هایی از این مرغزار به بهانه توسعه و استقرار صنایع و مراکز خدماتی و همین طور تخلیه نخاله ها و مصالح ساختمانی و زباله ها سبب خشک شدن فاجعه بار این مرغزار ارزشمند شده و در سال های اخیر آن را به یک کانون خطرناک فرسایش بادی تبدیل کرده است.

و اما پارک جنگلی دست کاشت تهلیجان که در دهه ۵۰ و در سطحی بالغ بر ۵۷۰ هزار متر مربع در ضلع شمال غربی شهرکرد احداث شده و می توانست کارکردی انکار ناپذیر در کنترل و مقابله با آین آلودگی های انسان ساز داشته باشد، در سال های اخیر مورد بی مهری متولیان شهری شهرکرد قرار گرفته است. برخلاف تعاریف علمی و اهداف پارک های جنگلی و همچنین قوانین و مقررات سازمان جنگل ها و مراتع کشور که بر حفظ مالکیت و نوع کاربری این گونه فضاهای درختی تأکید و دلالت دارد، به دلیل عدم درک درست از تعاریف و اهداف احداث این فضاها و یا برای سودجوئی، درختان بخش هایی از این پارک جنگلی را قطع و یا عمدا” با عدم مراقبت و آبیاری به موقع و حتی آتش سوزی باعث خشکاندن درختان شده اند.

حیرت آورتر اینکه در حالی شاهد این شیوه مدیریتی شهرداری شهرکرد هستیم که سرانه ی فضای سبز شهری شهرکرد کمتر از میانگین کشوری بوده و علیرغم شرایط آب و هوایی و جغرافیایی ویژه منطقه، سرانه ای کمتر از نصف شهر همجوارش اصفهان دارد. سرانه ی فضای سبز شهری در استاندارد جهانی ۲۰ متر مربع، میانگین کشوری ۹ متر مربع و شهرکرد حدود ۸ متر مربع است.

گفتگوی نگارنده با خبرگزاری مهر در باره قطع و خشکاندن و سوزاندن عمدی ده ها درخت در این پارک جنگلی را می توانید در اینجا ملاحظه کنید.


رئیس کل دادگستری چهارمحال و بختیاری با دستگاه های دولتی اتمام حجت کرد

دوشنبه, ۱۱ اردیبهشت, ۱۳۹۱

دیروز – مورخ ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۱ –  در جریان نشست “هم اندیشی حریم منابع آب استان چهارمحال و بختیاری” که به همت شرکت آب منطقه ای و اداره کل مدیریت بحران استان در شهرکرد برگزار شد؛ آقای عبدالله موسوی، رئیس کل دادگستری چهارمحال و بختیاری با یک سخنرانی داغ و چالشی، هوشمندانه عملکرد دستگاه های دولتی در حوزه منابع آب استان را به چالش کشید و اثرات بلندی بر حضار گذاشت.

سید عبدالله موسوی در این سخنرانی اشاره کرد که در سال های اخیر به بهانه مصالح سیاسی و اجتماعی، ظلم های غیرقابل توصیفی به منابع آب استان روا شده است. میزان ورودی پرونده های قضائی و روند پیگیری ها برای رسیدگی و اجرای احکام صادره، حکایت از عملکرد بد مدیریت آب استان و بی توجه ای به برخوردهای قانونی پیشگیرانه دارد.

موسوی که در مناسبت های گذشته هم با طرح دیدگاه های خود در حوزه منابع طبیعی و محیط زیست تحسین برانگیز رفتار کرده بود؛ برخی برنامه های توسعه ای استان که منجر به تخریب اکوسیستم رودخانه ها و نابودی منابع آب استان شده است را به شدت زیر سؤال برده و بر نقش دستگاه های دولتی متولی و کوتاهی آب منطقه ای در عمل به وظایف قانونی خود برای ممانعت از تصرف بستر و حریم رودخانه ها و تخریب سرزمین تأکید کردند. عالی ترین مقام قضائی استان از این هم فراتر رفته و بیان کردند که مدیرانی که با استفاده از اختیارات قانونی خود مجوز های دست اندازی به حریم و بستر رودخانه ها را صادر کرده اند بایستی تحت تعقیب قضائی قرار گرفته و موأخذه شوند.

رئیس کل دادگستری استان به رؤسای دادگستری های حوزه قضائی خود که در این نشت حضور داشتند، تأکید کرد که حتی در جاهائیکه که به نظر می رسد کارگزاران دولتی کوتاهی می کنند، دادستان های حوزه های قضائی رأسا” به عنوان مدعی العموم وارد شوند و با تخلفات در حوزه منابع آب با قاطعیت برخورد کنند، از دخالت های غیر اصولی افراد حقیقی و حقوقی ممانعت و با متخلفین برخورد قانونی کنند. همچنین در این زمینه اضافه کردند که؛ در اسرع وقت به رؤسای دادگستری های شهرستان ها بخشنامه می کنیم که در یک برنامه زمانبندی شده با تخلفات حوزه منابع آب برخورد کرده و پرونده های مربوطه را خارج از نوبت رسیدگی و برای اجرای احکام صادره به صورت جدی همکاری و پیگیری کنند.

موسوی در ادامه از کوتاهی ها و برخی مصلحت اندیشی ها انتقاد کرده و اعلام نمودند که در حال حاضر بیش از ۱۰۰ پرونده در اجرای احکام حوزه های قضائی استان موجود است که متأسفانه در دستگاه متولی اراده جدی برای اجرای آن احکام وجود ندارد و مصلحت اندیشی ها، اجرای قانون را به حاشیه برده است.

رئیس کل دادگستری استان در ادامه سخنرانی خود به کمبود امکانات و نیروی انسانی دستگاه های متولی و نقش این کاستی ها در پیدایش جرائم آب در استان اشاره کرده و یکی از راهبردی ترین اقدامات فراموش شده را آگاهی رسانی و ارتقاء سطح فرهنگ عمومی مردم با عنوان اقدامات پیشگیرانه نام بردند. اقدامات پیشگیرانه را در راستای کاهش بروز جرم بسیار مؤثر دانسته و بر آمادگی “معاونت پیشگیری دادگستری استان” برای همکاری نزدیک با دستگاه های دولتی تأکید کردند.

مهار روند شتابناک فرسایش خاک و افت سطح آب زیرزمینی؛ پاسداشت حرمت زمین است

دوشنبه, ۴ اردیبهشت, ۱۳۹۱

نوع مدیریت و شیوه های بهره برداری از زمین نشان دهنده سپاسگزار مردمان هر سرزمینی از زمین و منابع و ذخایر طبیعی آن است. نرخ فرسایش خاک و روند افت سطح آب های زیرزمینی را می توان از مهمترین شاخص های پاسداشت حرمت زمین دانسته و کیفیت مدیریت سرزمینی را با این شاخص های راهبردی ارزشیابی کرد. “روز جهانی زمین پاک” که هر ساله در ۲۲ آوریل مصادف با ۲ اردیبهشت ماه در تمام دنیا برگزار و حفظ کره خاکی را به یاد همه مردمان روی زمین می آورد، فرصت خوبی برای بررسی عملکردها در برخورد با سیاره خود “زمین” خواهد بود.

یکی از فاجعه بارترین رخدادهای محیط زیستی سال های اخیر در کشور، نرخ بالای فرسایش خاک و رسیدن ایران به صدر فهرست کشورهای رودررو با فاجعه از دست دادن خاک خود است. ماجرای نگران کننده ای که در طول تاریخ بی نظیر بوده و حکایت از روند شتابناک افزایش نرخ فرسایش خاک، نابودی خاموش بستر حیات گیاهی و جانوری در کشور و بالاترین سطح از بی توجه ای ما به زمین و مواهب آن است.

یادمان باشد که از دست رفتن خاک و نابودی بستر حیات گیاهی و جانوری در کشورمان، پدیده ای انسان ساز است که ریشه در نامدیریتی سرزمینی و شیوه های نادرست بهره برداری از زمین دارد. نابودی پوشش گیاهی، عدم ساماندهی شیوه های دامداری سنتی، تبدیل غیراصولی مراتع به دیم زارهای کم بازده، تخریب رویشگاه های جنگلی و زراعت در زیراشکوب جنگل ها، معضل سوخت های هیزمی و عدم توجه جدی به تأمین سوخت فسیلی مورد نیاز در روستاها، کشاورزی سنتی و شیوه های نادرست شخم و آماده کردن زمین، شیوه های غلط آبیاری و عدم توجه سزاوار به فعالیت های آبخیزداری و حفاظت خاک از جمله عواملی هستند که سبب شده اند تا نرخ فرسایش خاک در کشور اینگونه شتابناک و نگران کننده شود.

سطح آب های زیرزمینی نیز یکی از مهمترین شاخص های پایداری و پاسداشت زمین است که شوربختانه میزان افت این سطح در منابع آبی زیرزمینی کشور و روند منفی آن در سال های اخیر بسیار نگران کننده و تهدیدآمیز بنظر می رسد. فاجعه ای زیست محیطی که مهمترین عوامل وقوع آن؛ توسعه ناپایدار، برداشت های بی رویه آب، تخریب پوشش گیاهی و جنگل ها، عدم توجه سزاوار به فعالیت های ارزان قیمت آبخیزداری و آبخوان داری و توسعه نیافتگی بخش کشاورزی بوده و رخداد فرونشست زمین را به دنبال خواهد داشت. فراموش نکنیم که پدیده “فرونشت زمین” آخرین مرحله از بیابانزایی، غیرقابل برگشت و نهایت بی حرمتی به زمین است که در سطح های کوچک به شکل فروچاله و یا فرونشست های وسیع نمود پیدا می کند.

بر اساس آمار شرکت مدیریت منابع آب کشور، در طی ۳۰ سال (سال های ۱۹۷۱ تا ۲۰۰۱)  سطح آب های زیرزمینی در کشور حدود ۱۵ متر کاهش یافته – یعنی به طور متوسط نیم متر کاهش در هر سال – و متأسفانه در دهه اخیر (از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۱) این روند کاهش، شتابی نگران کننده تر به خود گرفته و به ۷۰ سانتیمتر کاهش در سال رسیده است.

رها شدن زباله های جامد در طبیعت و فاضلاب های صنعتی و خانگی در منابع آبی نیز یکی از آشکارترین نشانه های نابخردی در رفتار با زمین و آب و خاک وطن است. دفن غیراصولی و غیربهداشتی زباله های خانگی و بیمارستانی توسط نهادهای متولی، رها کردن زباله ها در مناطق گردشگری و حاشیه سکونتگاه ها، استفاده غیراصولی از سموم کشاورزی و نفوذ پساب ها و آلودگی منابع آبی، ورود فاضلاب‌های صنعتی و خانگی و آلوده کردن آب‌های سطحی و زیرزمینی نمونه هایی آشکار از بی حرمتی به پاکی زمین بوده که شوربختانه؛ زمین بسیاری از مناطق کشور از آن رنج می برد.

گزارش یک رویداد کم نظیر و مبهم!

سه شنبه, ۱۵ فروردین, ۱۳۹۱

قدیمی‌ها و ریش‌سفیدهای منطقه هم به یاد ندارند و یا نشنیده اند که تاکنون در اثر بارندگی، چشمه مشهور “برم” گل آلود شده باشد و دیگر آب زلال از دل آن برکه نجوشد!

“برم” ؛ چشمه ای مشهور با چشم‌اندازهای جذاب و به صورت برکه ا‌ی پرآب، یکی از ظرفیت های مهم گردشگری در چهار محال و بختیاری به شمار رفته که در مرکز شهر لردگان واقع شده است. این چشمه پرآب که از دل زمین جوشیده و با متوسط دبی آب ۲۴۰۰ لیتر در ثانیه حتی در بحران خشکسالی و کاهش آبدهی چند سال اخیر اکثر چشمه های منطقه، باز هم هرگز دبی اش از ۱۶۷۰ لیتر بر ثانیه کمتر نشده؛ در حال حاضر حیات چند مزرعه پرورش ماهی و بیش از دو هزار هکتار از اراضی کشاورزی و شالیزار‌های لردگان، را مدیون جوشش های خود کرده است.

اما رخداد کم نظیر گل آلود شدن این چشمه جوشان که برای نخستین بار اتفاق افتاده است، نشان داد که حتی این چشمه پرآب و حیات بخش هم از دست کاری کردن های نابخردانه انسانی در امان نمانده است. این رویداد مبهم که در شبانگاهان سیزدهمین روز از فروردین ۱۳۹۱ و پس از بارندگی های اخیر رخ داده است، سبب حیرت و نگرانی اهالی لردگان شده و خسارت های زیادی را به مزارع پرورش ماهی پائین دست چشمه وارد کرده است.

بررسی های اولیه حکایت از دخالت عوامل انسانی در این رویداد غیر معمول داشته که ریزش و فروریختگی گسترده در زیر چشمه و محدوده برکه در داخل زمین یکی از گزینه های احتمالی است که می تواند در اثر فعالیت های عمرانی و احداث سازه “مصلی لردگان” در بالا دست برکه و یا سنگ چینی های اخیر که با صخره سنگ های بزرگ و به بهانه محدود کردن برکه به منظور افزایش سطح آب برکه و محوطه سازی “چشمه برم” صورت گرفته است باشد.

خاکبرداری ها و برداشت شن و ماسه در حجم بسیار زیاد و به صورت بی رویه و غیر اصولی از بستر رودخانه فصلی بالا دست چشمه، نیز یکی دیگر از گزینه های احتمالی بروز این رویداد است که می تواند سبب نفوذ آب گل آلود رودخانه در سفره زیرزمینی چشمه و گل آلود شده آب پس از بارندگی ها شده باشد.

با توجه به ویژگی های منحصر به فرد این چشمه از حیث تولید آب و جاذبه های گردشگری؛ انتظار می رفت که  مسئولان شهر لردگان با حساسیت های بیشتری نسبت به این دست کاری غیر متعارف و فعالت های عمرانی در محدوده اثرگذار چشمه برخورد کنند تا اینگونه شاهد تهدید حیات و ماندگاری این چشمه تاریخی و یا انباشت زباله های فراوان در این برکه زیبا و پرجاذبه نباشیم.

زباله های خانگی و بیمارستانی لردگان؛ همچنان سرگردان در جنگل

جمعه, ۳۰ دی, ۱۳۹۰

اینجا جنگل کلگچی در حاشیه شهر لردگان است؛ جایی که در بالادست اراضی کشاورزی و رودخانه لردگان و برخی از منابع تأمین آب شرب و کشاورزی روستاهای منطقه قرار گرفته است. چندین مزرعه پرورش ماهی و شالیزارهای زیادی از لردگان تا سد کارون ۴ از آب همین رودخانه مستفیض می شوند! با این وجود، نحوه‌ی انباشت زباله های خانگی و حیرت آورتر، زباله های بیمارستانی را تماشا کنید! زباله هایی که از روستاهای واقع در اطراف شهر لردگان جمع آوری شده و بدون کمترین ممانعتی اینگونه در این مکان جنگلی انباشته می شود تا در برابر دیدگان دست اندرکاران حوزه محیط زیست و بهداشت محیط منطقه؛ گستاخانه تر سلامت مردم و محیط زیست را به چالش بکشند!

ادامه مطلب»

بحران آلودگی نفتی در آب های سرخون چهارمحال و بختیاری!

جمعه, ۱۶ دی, ۱۳۹۰

منطقه سرخون اردل در استان چهارمحال و بختیاری، در بحران ناشی از آلودگی نفتی قرار گرفته است و در صورت صحت ادعاهای برخی از مردم ساکن در منطقه که حکایت از نشت نفت و دفن غیر اصولی لجن های نفتی تلمبه خانه گندمکار در محل دارد، آن منطقه با یک بحران زیست محیطی مصیبت بار مواجه خواهد بود.

سال های زیادی است که پس از بارش باران، آب چشمه سرخون که در پائین دست تلمبه خانه نفتی گندمکار قرار گرفته و منبع تأمین آب شرب اهالی چند آبادی و تعدادی مزرعه پرورش ماهی در منطقه است، آلوده به مواد نفتی گشته و تا هفته ها با کاهش کیفیت مواجه می شده است به طوری که حدود ۲ ماه است که میزان این آلودگی – که به تائید مقامات دستگاه های محیط زیست، دامپزشکی و شیلات منطقه هم رسیده است –  به شکل معناداری شدت یافته و سلامت مردم و حیات آبزیان منطقه به خطر افتاده است.

نشت مواد نفتی و آلوده شدن آب شرب و آب مزارع پرورش ماهی، نارضایتی های اجتماعی، شیوع بیماری های پوستی و تهدید سلامت مردم، مرگ آبزیان رودخانه و تحمیل خسارت های زیاد به صاحبان مزارع پرورش ماهی منطقه را به ارمغان آورده است.

بررسی های اجمالی، چند احتمال را برای ماجرای این آلودگی نفتی مطرح می سازد؛ قدمت لوله‌های انتقال نفت، فرسودگی و  لرزش‌های سطوح زمین می تواند سبب نشت نفت و آلودگی خاک، سفره‌های آب زیرزمینی و چشمه ها ‌شود؛ به طوری که بعد از شکستگی لوله و نشت گسترده نفت در دهه ۶۰ ، خاک و سفره‌های آب زیرزمینی منطقه به شدت آلوده گشته و آزمایشات خاک منطقه در سال ۱۳۸۸ نیز این فرضیه را تأئید می کند.

لای روبی مخازن تلمبه خانه و تخلیه لجن های سمی نفتی و دفن غیر بهداشتی و غیر اصولی این مواد بسیار خطرناک در محل تلمبه خانه یکی دیگر از گزینه های مطرح در این ماجرا است که در صورت رخداد چنین اقدام نابخردانه ای، احتمال نشت این مواد نفتی در اثر بارندگی به سفره‌های آب زیرزمینی و چشمه های پائین دست بسیار زیاد است. این لجن های نفتی در گروه پسماندهای بسیار خطرناک قرار دارند که بایستی تحت مدیریت های خاصی به مکان های ویژه ای منتقل تا پس از خنثی سازی در شرایط کاملا” ویژه دفن شوند.

امّا نکته‌‌ی حیرت انگیز این ماجرای تلخ آن است که انگار در این سال ها دستگاه های متولی حوزه آب، سلامت و محیط زیست منطقه چنین تهدید فاجعه باری را نمی دیدند و در روزمرگی بی‌خبری، بی‌تفاوتی و انفعال به سر می بردند و حالا هم افزایش نارضایتی های اجتماعی و پوشش خبری صدا وسیمای استان، چشمان بسته آنان را باز کرده تا متوجه شوند که اگر فرضیه ها و ادعاهای مردم منطقه درست باشد با چالشی جدی و یک فاجعه زیست محیطی مواجه شده ایم!

مهمترین خواسته مردم دیار بختیاری در دور چهارم سفرهای استانی؛ توقف پروژه های انتقال آب بین حوضه ای

جمعه, ۲۰ آبان, ۱۳۹۰

جمع کثیری از مردم، دانش آموختگان و فعالان منابع طبیعی و محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری، در پی کم توجه ای مسئولان وزارت نیرو نسبت به اعتراضات و مخالفت های مردم و مسئولان منطقه به طرح های غیرکارشناسی و بحث برانگیز “انتقال آب بین حوضه ای” از سرشاخه های کارون بزرگ به استان های فلات مرکزی کشور، در اقدامی انتقادآمیز، نامه بسیار مهمی به رئیس جمهور نوشته اند. در این نامه که رئیس جمهور به عنوان مدیر آب چهارمحال و بختیاری  مورد خطاب گرفته شده است با بیان اوضاع وخامت بار مدیریت منابع آب استان و خسارات غیرقابل جبران ناشی از پروژه های انتقال آب اجرا شده و در دست اقدام، درخواست کرده اند تا رئیس جمهور به عنوان عالی ترین مقام اجرایی کشور و همچنین قولی که در جمع مردم در سفرهای قبلی داده اند و خود را مدیر آب چهارمحال و بختیاری معرفی کرده اند، مسئولان وزارت نیرو را وادار به تن دادن به نظرات کارشناسی و نتایج مطالعات صورت گرفته توسط مرکز پژوهش های مجلس در سال ۱۳۸۷، سازمان حفاظت محیط زیست کشور و شرکت مدیریت منابع آب ایران کرده و زمینه دست یابی به گزینه های خردمندانه بر مبنای توانمندی های واقعی اکولوژیکی و خواهش های بوم شناختی مناطق، برای پایداری دیار بختیاری و استان های فلات مرکزی را فراهم نمایند.

متن کامل نامه:

جناب آقای دکتر محمود احمدی نزاد

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

با سلام و تقدیم احترام؛

در سال های اخیر، طرح های جدید انتقال آب از استان چهارمحال و بختیاری به استان های دیگر از جمله طرح بهشت آباد و تونل گلاب مطرح شده که اجرای آن ها، مشکلات جدی برای منابع آب آینده استان ایجاد خواهد کرد. متأسفانه این طرح ها، بدون توجه به قوانین و ضوابط ملی و بین المللی تصویب شده و در حالیکه میلیاردها تومان از بیت المال کشور برای اجرای شتابزده این تونل های غیرکارشناسی تخصیص داده می شود، برای اجرای طرح های حیاتی و کم هزینه استان چهارمحال و بختیاری، نظیر طرح انتقال آب ونک به لردگان، آبرسانی شرب محور بن – بروجن، انتقال آب سبزکوه، طرح عمران زاینده رود جنوبی و تأمین آب به شهرستان های اردل و کوهرنگ تعلل می شود. این رویه با کدام موازین عدالت خواهانه که شعار آن داده می شود، سازگار است.

با توجه به تجارب تلخ حفر تونل سوم کوهرنگ در خشک شدن چشمه های مهم منطقه نظیر چشمه بزرگ مروارید و چشمه های دشت زرین و خسارات وارد شده به مردم و محیط زیست، چرا باید تونل هایی به مراتب خطرناک تر، مثل بهشت آباد و گلاب مورد پیگیری عده ای زیاده طلب قرار گیرد؟ واقعأ چه کسی پاسخگوی این همه فجایع زیست محیطی و اجتماعی می باشد؟ بدیهی است اگر امروز اقدام مناسب صورت نگیرد در آینده تبعات سیاسی و امنیتی بوجود خواهد آمد. بی تردید سؤالات بی پاسخ زیادی وجود دارد که در ادامه به گزیده ای از آنها اشاره می شود تا در مورد آن ها بیاندیشیم و از خود بپرسیم چه باید کرد و از چه کسی باید مدد گرفت؟

۱) آیا می دانید حفر تونل بهشت آباد که ۳ برابر طولانی تر از تونل سوم کوهرنگ است (با طول بیش از ۶۵ کیلومتر و در عمق بیش از ۳۰۰ متر) چه پیامدهای زیست محیطی و اجتماعی برای استان های چهارمحال و بختیاری و خوزستان بدنبال خواهد داشت؟

۲) آیا می دانید با حفر تونل بهشت آباد و زهکش شدن آب های زیرزمینی مناطق مسیر از جمله دشت های شلمزار، جونقان، کیار، هفشجان، فرخشهر و شهرکرد، چه مشکلات و محرومیت هائی برای ساکنان حوضه بهشت آباد – که ۶۰ درصد جمعیت استان را تشکیل می دهند – بوجود خواهد آورد و چه آینده ای در انتظار آنها خواهد بود؟

۳) آیا میدانید طرح بهشت آباد با خط لوله با هزینه و آسیب های بسیار بسیار کمتر قابل اجرا است؟ آیا کسانی که اصرار بر حفر تونل بهشت آباد بجای استفاده از لوله دارند، قصدشان تاراج آب های زیرزمینی استان نیست؟

۴) آیا می دانید سهم لازم از منابع آبی بهشت آباد برای استان در نظر گرفته نشده و این امر چه پیامدها، محدودیت ها و محرومیت هائی برای آیندگان این استان و شهرستان های شهرکرد، بروجن، اردل، فارسان و کیار می تواند به دنبال داشته باشد؟

۵) آیا می دانید غائله به طرح بهشت آباد ختم نشده و تونل خطرناک دیگری بنام تونل گلاب ۲ برای انحراف آب زاینده رود در دست اجرا است؟

۶) آیا می دانید در خشکسالی ها آبدهی رودخانه زاینده رود در منطقه سامان چهارمحال و بختیاری به کمتر از ۲۲ مترمکعب بر ثانیه می رسد ولی ظرفیت تونل انتقال آب گلاب(کاشان)، بیشتر از ۲۲ مترمکعب بر ثانیه است؟ این چه معنائی بجز خشک شدن رودخانه زاینده رود در این استان و خشک شدن باغات ۲۳ روستای حاشیه زاینده رود و شهرهای سامان و بن دارد؟

۷) آیا این تونل هائی که گفته می شود طرح ملی هستند کدام مطالعات را انجام داده اند که منافع ملی را در نظر بگیرند؟

۸) آیا می دانید مجامع معتبری هم چون مرکز پژوهش های مجلس، سازمان بازرسی کل کشور و سازمان حفاظت محیط زیست کشور نیز بر این موضوع اتفاق نظر دارند که تونل بهشت آباد با چالش جدی زیست محیطی و اجتماعی مواجه است و نباید حفر شود؟ پس چرا برای این سؤالات گوش شنوائی وجود ندارد؟

کنار چشمه نشسته‌اند و تشنه است کامشان

فرا نشین قله‌اند و خالی است جامشان!

تنها می توان از جناب آقای دکتر احمدی نژاد، که خود را مدیر آب استان چهارمحال و بختیاری می داند، تقاضا نمود که جلوی حفر این تونل های خانمان برانداز و فاجعه برانگیز را بگیرد!

یادداشتی برای ثبت در تاریخ !

سه شنبه, ۱ شهریور, ۱۳۹۰

برخوردار نبودن ملاحظات زیست محیطی و مؤلفه های پایداری سرزمین از وزن لازم در برنامه های راهبردی مسئولین و همین طور در اولویت های معیشتی جوامع محلی سبب گردیده است که در کمتر جایی از کشور شاهد واکنش های سزاوارانه مسئولین و مردم در مواجه با پروژه های توسعه ای و عمرانی باشیم. شاید از همین نظر باشد که مشاهده تجمعات اعتراض آمیز مردمی نسبت به مدیریت منابع آب استان و واکنش های سزاوارانه مسئولان و مقامات ارشد منطقه و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی در برابر پروژه انتقال آب بهشت آباد از سرشاخه های کارون بزرگ در دیار بختیاری به فلات مرکزی کشور، حواشی این پروژه انتقال آب بین حوضه ای را به رویدادی منحصر به فرد و ویژه تبدیل کرده است.

البته قبلا” نیز غیرفنی، غیر اقتصادی و خلاف منافع منطقه ای و ملی بودن این پروژه توسط مرکز پژوهش های مجلس در سال ۱۳۸۷، شرکت مدیریت منابع آب ایران و سازمان حفاظت محیط زیست کشور اعلام شده بود و هشدار داده شده بود که اجرای این پروژه می تواند روند بحران آب در چهارمحال و بختیاری و حوضه ی پائین دست کارون بزرگ – خوزستان – را شتابناک تر کند اما ظاهرا” راه به جایی نبرده بود!

هرچند تصمیمات نگران کننده و تأمل برانگیز اتخاذ شده در جلسه مقامات ارشد و نمایندگان مردم استان های اصفهان، چهارمحال و بخیتاری، یزد و کرمان در مجلس شورای اسلامی که با حضور وزیر نیرو در محل وزارت خانه نیرو تشکیل شد؛ امیدهای مردم دیار بختیاری و خوزستان را برای دست یابی به مدیریتی پایدار در حوزه منابع آبی شان کم رنگ کرد! اما حالا خبر منتشر شده بر روی “پایگاه شبکه خبری آب ایران” که حکایت از کلنگ زنی پروژه انتقال آب بهشت آباد در هفته دولت دارد، می تواند به مانند تیر خلاصی باشد که بر همین امیدهای کم رنگ شده مردم دو استان چهارمحال و بختیاری و خوزستان، مسئولان و نمایندگان مردم منطقه در مجلس شورای اسلامی، فعالان حوزه محیط زیست و متخصیصن حوزه منابع آب استان و کشور زده شده است!

اما نگارنده نیز به مانند دیگر فعالان حوزه محیط زیست، در یادداشت های قبلی نسبت به این رخداد طبیعت ستیزانه هشدار داده بودم و گفته بودم که در این پروژه توانمندی‌های واقعی بوم‌شناختی‌ (اکولوژیکی) زیست بوم ها در چیدمان توسعه ای کشور نادیده گرفته شده است و اجرای این پروژه پایداری سرزمین مان را به خطر خواهد انداخت ولی شوربختانه ظاهرا” گوش شنوائی نبود و به هیچ یک از این اعتراضات و مخالفت های مردمی، پارلمانی و نظرات کارشناسی و دلسوزانه فعالان و متخصین استانی و کشوری – و حتی به توصیه برخی از دوستان خودشان – هم توجه نکردند و حالا که خبر از کلنگ زنی قریب الوقوع این پروژه می دهند این یادداشت را برای ثبت در تاریخ و برای نسل های آینده نوشته ام که بدانند بودند امثال نگارنده که دغدغه سرزمین شان را داشته اند و می خواسته اند تا در قبال تاریخ شرمنده نباشند.

پی نوشت:

نماینده ارومیه: نمی خواهیم در چهارمحال بختیاری هم مشکل دریاچه ارومیه تکرار شود!

خشکی زاینده‌رود از نگاه محمد درویش

دوشنبه, ۱۰ مرداد, ۱۳۹۰

سهم قربانیان خشکی زاینده رود در خشکی زاینده رود!

محمّد درویش

در هفته ه­ایی که گذشت، بار دیگر تبعات خشک شدن بزرگترین رودخانه مرکزی ایران – زاینده رود – ابعادی رسانه­ ای یافت و حتا عالی­ ترین مقام قانون­گذاری کشور – علی لاریجانی – را نیز وارد میدان کرد. رییس مجلس با اعلام حساسیت ویژه مجلس نسبت به سرنوشت زاینده ­رود، از برگزاری جلساتی منظم با استاندار و شهردار اصفهان سخن گفت و در عین حال، به طور ضمنی مسئولیت توقف طرح بحث برانگیز تونل انتقال آب گلاب را هم تا روشن شدن ابعاد پیچیده­ اش پذیرفت . شایان ذکر است که اجرای طرح انتقال آب به کاشان که با عنوان تونل گلاب از آن یاد می شود، ظاهراً یکی از ملزومات غیر رسمی اما راهبردی! برای دادن مجوز برپایی سی و دومین استان کشور با مرکزیت کاشان است.

این تحولات در حالی به وقوع می­پیوندد که در ششمین روز از مردادماه جاری، عباس حاج رسولی­ ها، رییس شورای اسلامی شهر اصفهان برای نخستین بار در چهل و هفتمین جلسه علنی شورای عالی استان­ ها پرده از آماری بس نگران­ کننده برداشت و این پرده­ برداری را در جایی انجام داد که نمایندگان استان­ های منتقد نسبت به سیاست­ های تبعیض­ آمیز آبی هم حضور داشتند، مانند نمایندگان استان­ های چهارمحال و بختیاری، لرستان و خوزستان که خود را قربانی طرح­ های انتقال آب می­ دانند. حاج رسولی­ ها گفت: بیش از ۳۰۰ هزار کشاورز شرق اصفهان به دلیل کم آبی زاینده رود بیکار شده‌اند و به شهر اصفهان هجوم آورده‌اند . او این سخنان را در حالی بیان داشت که چند روز قبل از آن نیز خبر داده بود که آمار ورود گردشگر داخلی و خارجی به قطب گردشگری ایران – اصفهان – به دلیل خشکی زاینده­ رود تا ۵۰ درصد کاهش یافته است. مفهوم سخنان حاج رسولی­ ها این است که اگر به داد اصفهان و زاینده رود نرسیم، نه تنها کیفیت زندگی در یکی از مهم­ترین استان های کشور دچار لکنت می­ شود، بلکه ابعاد نامیمون این بحران می­ تواند در حوزه اقتصادی و اجتماعی دامن کل کشور را هم گرفته و تبعاتی فرامنطقه ­ای برجانهد. دریافتی که به نظر می­ رسد، بسیاری از مدیران ارشد و نمایندگان استان اصفهان در مجلس شورای اسلامی هم در آن اشتراک نظر دارند. به نحوی که محمدکریم شهرزاد، یکی از نمایندگان اصفهان در مجلس شورای اسلامی هم پیش­تر، چالش خشک شدن زاینده ­رود را یک مسأله ملی تعریف کرده و خواستار توجه مدیریت کلان کشور به چاره ­جویی در این رخداد غم­ انگیز شده بود.

این ها را نوشتم تا توجه خوانندگان فهیم را به یک نکته ظریف و در عین حال مهم در بروز بحران پیش آمده و چرایی آن جلب کنم.

آنچه که در دیار زنده رود رخداده و سبب شده تا با مرگ گاوخونی، زمزمه­ های عقب­ نشینی حیات در شرق اصفهان با پوم تاکی از همیشه پرطنین­ تر شنیده شود، فقط به دلیل خشکسالی یا بروز تغییر اقلیم نبوده است. وقتی که ما مجوز تأسیس بزرگ ترین و پرمصرف­ ترین صنایع خود (فولاد و آهن) را در این استان می­ دهیم، صنایعی که به تنهایی حدود ۳۶۰ میلیون مترمکعب از آب زاینده رود (نزدیک به نیمی از کل بده سالانه این رودخانه) را در خود می بلعند؛ وقتی که با افتخار اعلام می­ کنیم که رشد اشتغال در استان اصفهان در طول دو دهه گذشته چندین برابر متوسط رشد و ایجاد اشتغال در کشور بوده است و وقتی که به جای افزایش راندمان آبیاری در بخش کشاورزی و کاهش ضایعات این بخش در یکی از قطب­ های علمی کشور، عملاً در اندیشه افزایش آمار تولید به هر بهایی و با افزایش سطوح کشاورزی متوقف مانده­ ایم، معلوم است که باید انتظار چنین تنش های اقتصادی و اجتماعی بزرگی را هم داشته باشیم. جالب است که دکتر شهرزاد، یکی از نمایندگان اصفهان در مجلس شورای اسلامی هم به طور ضمنی این مسأله را پذیرفته که همه­ ی گناه پیش آمدن وضع موجود و عبور گله­ های گوسفند و بز به جای آب گوارای زاینده رود از دالان­ های سی و سه پل را نباید به گردن خشکسالی انداخت . او با اشاره به وضعیت مدیریت یکپارچه آب در سطح حوضه آبخیز زاینده ­رود، می­گوید: ما در ساماندهی این بخش به‌شدت مشکل داریم، چون این اقدام ربطی به خسکسالی پیدا نمی‌کند.

مشکل اصلی در استان اصفهان این است که سال ها در عناد با توانمندی­ های بوم­ شناختی استان کوشیده­ ایم تا به هر قیمتی شاخص­ های اقتصادی را ارتقاء بخشیم و توجه نکرده­ ایم که هر سرزمینی استعداد آستانه­ ای از توسعه و ظرفیت پذیرش را دارد. شوربختانه بهانه­ مان هم برای چنین حاتم­ بخشی­ هایی در دادن مجوز گسترش بی ضابطه بخش صنعت، خدمات و کشاورزی استان آن بوده که به گفته حاج رسولی­ ها: از مجموع ۲۳۰ هزار شهید کشور، تعداد ۲۳ هزار شهید، ۴۳ هزار جانباز و ۱۳۰ هزار اسیر فقط متعلق به استان اصفهان است . معنی سخن این مقام استانی آن است که ما این خدمات خارج از توان بوم شناختی اصفهان را به این دلیل به این استان تزریق کردیم تا به نحوی از زحمات و دلیرمردی مردمان زنده رود قدردانی کنیم، در حالی که عملاً ضریب ناپایداری بوم شناختی (اکولوژیکی) را در استان افزایش داده و خاور آن را به یکی از مهم ترین کانون های بحرانی فرسایش بادی و چشمه تولید گرد و خاک بدل ساختیم و در حقیقت به مردم شریف این استان دست مریزادی که نگفتیم، هیچ؛ امکان بهره­ مندی از یک زندگی باکیفیت برای فرزندانش­ان را هم با مخاطره ­ای جدی روبرو ساختیم.

و این درست همان اشتباهی بود که با زدن سد پانزده خرداد در قم هم مرتکب شدیم و آنگاه با احداث خط انتقال آب از سرشاخه های دز تکمیلش کردیم و همان اشتباهی است که با اصرار بر احداث تونل گلاب و بهشت آباد در اصفهان انجام می دهیم و هیچ متوجه نیستیم که این مسکن ها، فقط آثار ظاهری درد را تسکین می دهد و نه خود درد را.

حال به عنوان مندرج در پیشانی این یادداشت، دوباره بنگرید و از خود بپرسید: سهم اهالی دیار زنده رود در مرگ زنده رود چقدر است؟!

بخشی از این یادداشت در شماره دهم مرداد ۱۳۹۰ روزنامه شرق انتشار یافته است.

خبر خوشی که بر نگرانی ها می افزاید!

دوشنبه, ۳ مرداد, ۱۳۹۰

پروژه انتقال آب بهشت آباد از سرشاخه های کارون بزرگ در دیار بختیاری به فلات مرکزی کشور را که یادتان هست؟ پروژه ای غیر فنی، غیر اقتصادی و خلاف منافع منطقه ای و ملی که بربنیاد مطالعات مرکز پژوهش های مجلس در سال ۱۳۸۷، گزارشات شرکت مدیریت منابع آب ایران و سازمان حفاظت محیط زیست کشور؛ می تواند روند بحران آب در چهارمحال و بختیاری و حوضه ی پائین دست کارون بزرگ – خوزستان – را شتابناک تر کند.

همانگونه که در مطالب قبلی این تارنما گفته شد؛ همین روند شتابناک تشدید بحران آب، نارضایتی های اجتماعی و مطالبات کشاورزان و اهالی سکونتگاه های روستائی و شهری منطقه را به دنبال داشته و بهانه شروع واکنش های سزاوارانه مسئولان و مقامات ارشد منطقه و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی در حوزه مدیریت منابع آب استان گردید. رویداد امید بخشی که از آن انتظار می رفت مردم دیار بختیاری در آینده شاهد مدیریتی هوشمندانه و پایدار در حوزه منابع آب کم همتای شان خواهند بود.

اما شوربختانه توافقات صورت گرفته و تصمیمات اتخاذ شده در جلسه اخیر مقامات ارشد و نمایندگان مردم استان های اصفهان، چهارمحال و بخیتاری، یزد و کرمان در مجلس شورای اسلامی که با حضور وزیر نیرو در محل وزارت خانه نیرو تشکیل شد؛ امیدهای مردم دیار بختیاری و خوزستان را برای دست یابی به مدیریتی پایدار در حوزه منابع آبی شان کم رنگ کرد!

استاندار چهارمحال و بختیاری روز پنجشنبه مورخ ۳۰ تیرماه ۱۳۹۰ در گفت و گو با خبرگزاری ایرنا، اختصاص ۲۰۰ میلیون لیتر از آب پروژه بهشت آباد به چهارمحال و بختیاری را یکی از شرط های عملیاتی شدن این پروژه اعلام کرد که ظاهرا”در آن جلسه مورد موافقت قرار گرفته است.

حقیقت ماجرا این است که مخالفت نهادهای متولی، کارشناسان و فعالان حوزه ی منابع آب و محیط زیست با اجرای طرح انتقال آب بهشت آباد از سرشاخه های کارون بزرگ به فلات مرکزی کشور براساس نادیده گرفته شدن توانمندی‌های واقعی بوم‌شناختی‌ (اکولوژیکی) زیست بوم ها در چیدمان توسعه ای کشور و عدم برخورداری ملاحظات زیست محیطی از وزن لازم در برنامه ریزی های مدیریت سرزمینی کشور است نه سهم خواهی های منطقه ای که در چنین جلسات غیرکارشناسی به نتیجه برسد! هرچند بنابر گفته معاون سابق وزیر نیرو؛ این سهم دهی ناچیز، امتیاز جدیدی نبوده و قبلا” نیز در تخصیص آب این پروژه دیده شده بود!

خبر نگران کننده ای که می تواند حکایت از ادامه بحران های آبی، منفی شدن حیرت آور تراز آبی سفره های زیرزمینی، خشک شدن کامل و یا کاهش شدید آبدهی منابع آب شرب سکونتگاه های روستائی و شهری در منطقه ای که به رغم برخورداری از یک درصد وسعت سرزمینی کشور، به تنهایی تأمین کننده ۱۰ درصد آب شیرین کشور است، داشته باشد و وجود لکنت در مدیریت سرزمین و کم توجه ای به اولویت ها و خواهش های بوم شناختی منطقه را به نمایش بگذارد!